Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحۀ اول
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آرشیف آثــارعـلمی و تـحقـیقی
مدیریت تحلیل ها و خبر ها
  
 

 

Print

مطالب نشر شده از  سراج وهاج در پورتال افغان جرمن آنلاین:
 
44) تأثيـر ناگوار تهاجم فرهنگی همسايه ها بر فرهنگ ملی افغانان
43) فرهنگستان ایران را خوبتر بشناسید
42) زبانِ مردمِ افغانستان، -«دری» است، نه «فارسی» یا پارسی
41) بخشی از آرزو ها و توقعاتی که امید است هرچه زودتر مورد توجه رئیس جمهورافغانستان قرار گیرد
40) آیا نوشتۀ آقای « آذین » را خوانده اید؟
39) بخش ِهشتـــم تهاجمات٬ قسمت ِدوم ِ
38) بخش ِهشتــــــم تهاجمات٬ قسمت ِاول
37) « پوهنتون»اصطلاح مردم افغانستان است
36) قابل توجه آقای نعیم بارز
35) عکس العمل ها به تفسیر لوی څارنوالی افغانستان از اصطلاحات ملی
34) بخش ِهفتمِ « تهــاجمـات... »
33) بخش ششم ِتهاجمات
32) کوتاه اشاره یی به تهاجماتِ رو به ازدیاد ِمذهبی و اعتقادی
31) به جوابِ چند مطلب ِدیگر: مربوط به چهارمین بخش تهاجمات فرهنگی اجانب
30) سؤال ها و جواب ها: درحاشیۀ «چهارمین بخش تهاجمات فرهنگی»
29) تهاجم فرهنگی اجانب، بخش چهارم
28) تهاجم فرهنگی همسایه ها و دیگران,
بخش سوم/2

27) تهاجم فرهنگی همسایه ها و دیگران, بخش سوم
26) پادشاهی که از دست افراطیون ِ جاهل، رنج می بُرد
25) هموطنان عزیز ما جداً توجه فرمایند که:
24) و این تمثیل «قهروغضب» حامد کرزی ...
23) آن گونه که ما می بینیم!
22) ادامۀ بحث قبلی: دیموکراسی درافغانستان
21) نگاهی عاجل به مضمونی، تحت ِعنوان « درددل » ها-
« دردهای دل »

20) انعکاسی از درد دل های مردم ِمظلوم ، نادار و بدنصیب افغانستان
19) تأثیـرناگوارتهاجم فرهنگی همسایه ها برفرهنگ ملی افغانان کمتراز تخریـبات ِ تهاجم ِ نظامی نیست!
18) قصه های روز یا اخباری که دُم ِدراز دارد وهرکسی به زعم و برداشت خود تعبیر، تفسیر و تبلیـــغ اش می کند
17) من اگـر جای Obama بودم
16) آخــــــــــــــرین نظــر
15) آیا کاندید شدن ِ مجددِ کرزی عاقلانه است؟ خشت اول ِدیموکراسی نوین، ازهمان آغاز ِ زعامت کرزی، کـج نهاده شد!
14) نمونۀ دیگر ازلجبازی های دستوری دربرابر ِ « یک» کلمۀ پشتو!؟
13) ماجرای لطیف پدرام
12) سبــــــــــزه
11) دین ما و دنیای ما (قسم دوم)
10) هیاهو، برای هیج و پوچ !
9) اگر زن حامله نیت کند که اسم فرزند خود را «محمد» یا «علی»می گذارد،برایش فرزند نرینه اعطاء می شود!
8) آیا تلویزیون ها حق دارند برای تبلیغاتِ دینی کسی را انتخاب کنند که <عالِم دین> نیست؟
7) آیا رژیم ایران واقعا ًمسلمان است؟
6) ساده ترین ثبوت اختلاف در تفسیرو تطبیق دیموکراسی امریکادرامریکا و افغانستان
5) ظاهرشاه، در ترازوی عدالت
4) تعلیم یافته هایی که خیانت می کنند!
3) ملت منتظر جواب است!
2) تا مرد سخن نگفته باشد ...
1) دامن های کثیفی که هنوز لکه های خون شهدا درآن نمایان است
معلومات بیشتر:
تماس با نویسنده :
اسم
ایمیل شما
پیام شما
       

 
 
سوانح ( قسما ً) مکمل
تقدیم به افغان جرمن آنلاین ( وتقدیم به برخی از جوانانِ افغان که بدون تحقیق و کنجکاوی های معمول ، بنده را دربرخی از سایت های انترنتی،« مجهول الهویه» خوانده اند)
اسم من ـ سراج الدین (معروف به سراج وهاج). ولد - مرحوم حاجی سلطان عزیزتوخی، دیپلومات. ولد مرحوم شاه دوله خان توخی که طبیب ِیونانی زمان ِخود ودرعین حال، ادیب درهردو زبان - دری و پشتو- بودند).
اسم خانواده - توخی.( اما من درآغازجوانی- از۱۴تا ۲۵سالگی، بجای کلمهٔ توخی، ازترکیب ِ«عزیززاده» استفاده می کردم. سپس دراثرتشویق یکی از منسوبین ِدانا وحافظ کلام الله مجید، کلمهٔ «وهاج» را براسم ِ«سراج» افزودم.
اسمای مستعاری که گاهی (دردورهٔ خدمات مطبوعاتی) درنوشته هایم بکار می بردم :- شکنجه ، خندان ، باریک ، هنرآموز، شاهین ...
تحصیلات:
قبل ازآغازتحصیل جـِـدی، (ازسه، تاشش سالگی) درمدرس ِکودکان ِ پدرکلانم مشغول فراگیری الفبای زبان دری شدم و این مشغولیت طفلانه ، نه تنها چشمم را به خواندن ِنوشته ها بازنمود، بلکه احساس کردم عشق سرشاری هم « به این رشته» درقلبم ایجاد شده است، عشقی که (روزبروز) درحال انکشاف بود.
تحصیلات ابتدایی درلیسهٔ عالی استقلال، قسما ًدریکی ازمکاتب هرات و مکتب ِ ننگرهار... و بعد، (تا ختم تحصیلاتِ عالی) درلیسهٔ عالی نجات.
(خاطره: درصنف دهم، بخاطررسیدن ِمادرمهربانم به «آرزو وآرمان شان!»، وقفهٔ یک ساله یی درجریان تحصیل پدید آمد که به فضل خداوند، تلافی شد)
****
تحصیل، درکورس عالی ژورنالیزم ( درسال۱۳۴۳) که به ابتکارمرحوم سید قاسم رشتیا(وزیرمُدَبّرمطبوعات) ومنظوری رسمی ریاستِ تحصیلات عالی وزارت معارف ، دریکی ازسالونهای وزارت اطلاعات وکلتوردایرگردید وتاختم پروگرام ادامه یافت.
( استادانِ ممتازکشور، وظیفهٔ تدریس مضامینِ ادبیات، جغرافیای اقتصلادی،
ژورنالیزم وغیره رابه دوش داشنند. پوهاند دکتوراحمدجاوید، مرحوم دکتور حفیظ الله ناصری ومرحوم صباح الدین کشککی، بالترتیب: مضامین ِادبیات - دری ، ژورنالیزمِ «عملی» و ژورنالیزمِ «‌نظری» را تدریس می کردند...(
****
تحصیل درآلمان، درسال ۱۹۶۵(دررشتهٔ ژورنالیزم عملی) بااستفاده از بورس تحصیلی Friedrich-Ebert-Stiftung که زمینهٔ این تحصیل عالی دراثرصوابدید وزارت اطلاعات وکلتوروپذیرش و تأیید رسمی وزارت معارف افغانستان، برای بنده وچند تن ِدیگر ازمأموران آن وزارت فراهم گردید.
دوشرط جدی بورس تحصیلی«Friedrich-Ebert-Stiftung» آن بود که محصل «علاوه برآن که لیسانسهٔ ژورنالیزم یا لیسانسهٔ ادبیات باشد، بطورحتم از تجربهٔ چند سالهٔ خدمات ِمطبوعاتی هم برخوردار باشد».
پس ازفراغت ازاینستیتوتِ «گویته» که درشروع برنامهٔ تحصیلی ما گنجانیده شده بود، و بعد از اکمال موفقیت آمیزتعلیماتِ کورس اختصاصی ژورنالیستانِ خارجی که شامل پروگرام ِاین دوره بودند...، مسؤولین ِ« فریدریش ایبرت اشتیفتونگ » به من حق دادند تا محل و نحوهٔ متباقی تحصیلات ِعملیء خود را خودم اتتخاب کنم...
بناءً ازجمع رفقای هموطن که درشهر«کلن» به کارشان دوام دادند ، فاصله گرفته ، مطابق میلان خودم ، به شهرپرخاطرهٔ «برلین» منتقل گردیدم و نظربه علاقهٔ شخصی، مدت سه ماه درمؤسسهٔ نشراتی« روزنامهٔ معروف ِتلگراف - برلین»، به حیث«Praktikant» به فعالیت های نشراتی پرداختم.
(ضمنا ً نامهٔ رسمی مؤسسهٔ نشراتی«تلگراف»مبنی برپذیرش تقاضای بنده، که مستندی براین نوشتاراست، برای مزید ِمعلومات متصدیان ِ « افغان جرمن آنلاین» ارسال گردید...همراه بایک نوشتهٔ نسبة ًطویل ِمن دربارهٔ افغانستان- به لسان آلمانی-)
بعد ازختم وظایف سه ماهه درروزنامهٔ تلگراف برلین، مدتِ دونیم ماه دیگر(یعنی تاختم دورهٔ مجوزهٔ تحصیلات)، درادارهٔ نشراتی SFB (SENDER-
FREIES BERLIN) که یک مؤسسهٔ بزرگ ومعتبرنشراتی رادیووتلویزیون ِ برلین بود، فعالیت ِ ُپرثمرژورنالستیک داشتم.
( نامهٔ رسمی ادارهٔ نشراتی SFB دربارهٔ فعالیت ِمؤثرمن درآن مؤسسهٔ معتبر، نیز- جهت مطالعهٔ رفقای افغان جرمن آنلاین – ارسال گردید. )
****
تشَبثات متفرق ِ بنده درجهت تعلیمات خصوصی:
استفادهٔ سرشارتعلیمی دررشتهٔ ادبیات ِدری (زمانی که جزء مأموران رسمی مطبوعات بودم و مطالعات و کنجکاوی های شخصی خودم نیزدراین رشته، کماکان ادامه داشت) ازذوات ذیل:
ـ استاد جاوید ( آن گاه که رييس رادیوی افغانستان بودند) - مرحوم، نجفعلی خان نباتی (سابق معلم ادبیات ِما درلیسهٔ نجات) ...زمانی که آن جناب نیز در رادیو افغانستان ایفای وظیفه می کردند.
ـ‌‌ به همین سلسله، آشنایی وروابط ِ پُرباربنده ( آن گاه که مدیرمسؤول روزنامهٔ بدخشان بودم)، ‌با پوهاند نسیم نگهت سعیدی که درآن وقت محصل پوهنځی ادبیات بودند و این روابط دوستانه که توأم با افهام وتفهیم درساحهٔ زبان و ادبیات بود، سالها دوام کرد.
ـ وبعد، پوهاند دکتوررحیم الهام،(زمانی که وظایف ومسؤولیت ِادارهٔ هنرو ادبیات ِ«رادیوافغانستان» به من تفویض شد و ازخوش قسمتی بنده ، آن استاد ِ معروفِ ادبیات، بیش ازیک سال، درهمان اداره، همکار رسمی بنده بودند.
****
خدماتِ دولتی بنده:
- درسال ۱۳۲۹- مأمور رسمی وزارت امورخارجه.
- سال۱۳۳۲ـ نظربه تقاضای رییس ِمستقل مطبوعات (علامه صلاح الدین سلجوقی) که تصمیم گرفتند ازنویسندگانی که در وزارتخانه های دولتی شامل کاربوده، درعین حال بطورغیرمستقیم بامطبوعات کشورهمکاری قلمی دارند، تقاضا شود تا به تبدیلی خودبه ریاست مستقل مطبوعات موافقه کنند.
من که تمایل زیادی به مطبوعات کشورداشتم، بعدازچند دید و بازدید با اراکین مطبوعات، این تقاضارا بزودی پذیرفتم ودرقدم اول، درادارهٔ مجلهٔ هفته وار «ژوندون» به حیث عضورسمی آن اداره ، شامل کارشدم.
ـ درسال ۱۳۳۳ ـ مدیرمسؤول روزنامهٔ بدخشان.
(خاطره:هنوزشش ماه ازفعالیت من درادارهٔ مجلهٔ ژوندون نگذشته بود، جناب هاشم میوندوال به مقام ریاست مطبوعات مقررشدند وبعد ازیک مدت کوتاه، دوتن ازمأموران مسلکی مطبوعات (آقای غرغشت را که درترکیه تحصیل کرده بود، ازپُست مدیریت تخنیکی روزنامهٔ بدخشان وآقای حبیب نوابی- شاعر و نویسنده - را ازمدیریت مسؤول روزنامهٔ بدخشان)‌برطرف ساخته، این بندهٔ ناچیزرا(زمانی که هنوز۲۲سال داشتم) به عوض«هردو مدیر» مقررنمودند.)
ـ درسال ۱۳۳۴- مدیرمسؤول سالنامهٔ افغانستان .
- درسال ۱۳۳۸- سرمحرر روزنامهٔ اصلاح.
ـ درسال ۱۳۴۰- مدیرمسؤول ِمجلهٔ پشتون ږغ
ـ درسال ۱۳۴۲- مدیرعمومی نشراتِ داخلی وزارت اطلاعات و کلتور.
ـ درسال۱۳۴۶- مدیرعمومی هنروادبیاتِ رادیوافغانستان (‌ درحالی که مجلهٔ پشتون ږغ را کماکان منتشرمی ساختم).
ـ درسال ۱۳۵۰- مدیرتدقیق ِمؤسسهٔ طبع کتبِ بیهقی و معاون مجلهٔ فلکلوریک « لمر» بطورخدمتی.
ـ درسال ۱۳۵۱- مدیرعمومی نسخ خطی کتابخانهٔ عمومی وزارت اطلاعات و کلتور
- درسال ۱۳۵۲- ( زمانِ صدارتِ شهید موسی شفیق)، رییس مؤسسهٔ نشراتی تمام مجله های وزارت اطلاعات و کلتور.
بعد ازکودتای سفید ِ سردارمحمد داوود:
- درآغازسال۱۳۵۳- مدیرنشرات مرکزی ومنشی مجالس مسلکی وزارت اطلاعات و کلتور.
ـ سنبلهٔ ۱۳۵۳-(طورخدمتی برای سه ماه) مدیرمسؤول ادارهٔ اطلاعات وکلتورولایت فاریاب.
ـ قوس۱۳۵۳- رییس مؤسسهٔ طبع کتب بیهقی (مربوط به وزارت اطلاعات)
بعد ازکودتای کمونستی:
- درسال ۱۳۵۷- باحفظ رتبهٔ دوم، دربست رتبه ۶، عضو کوچک مدیریت جوایزمطبوعاتی...(مدیرصاحب ِآن شعبه یک جوان کمونستِ فاقد رتبه بود)
- درسال ۱۳۵۸- تقاضای تقاعد( به بهانهٔ مریضی واستفاده ازحق قانونی سی سال خدمت) در اول پذیرفته نشد، ولی عین ِتقاضا - باردوم – به کمک یکی از مأمورین ِ« رویدار» ، بالآخره امضای ترکیء« بی شعور» گرفته شد.
- بهار۱۳۵۹- گشودن ِ یک دکان قرطاسیه فروشی درمنطقهٔ « دِهنو دِهبوری»
- آغاز سال۱۳۶۱- ترک وطن به مقصد هندوستان.
- سال۱۳۶۲- پروازبه سوی امریکا... و آغازهمکاری قلمی با جراید ومجلات افغانی درکلیفورنیا...
-اول نومبرسال۱۹۹۷- مطابق دهم عقرب۱۳۷۶- تأسیس مجلهٔ «درددل افغان»
****
تقدیر ومکافات: سه بار« تقدیرنامهٔ درجه سوم» و یکبار« تحسین نامه»
****
شرکت درسمینارها:
سمیناربین المللی «ترجمه» درکابل - سمینارهای ٰژورنالیزم درآلمان – سمینار نشر ونمایش کتب دردهلی جدید.
سفرهای رسمی: ۱- به حیث رییس هیأت کلتوری به برخی از ولایات کشور. ۲- نظربه دعوت رسمی(مطبوعاتی) به اتحاد جماهیرشوروی. ۳- دعوت رسمی جمهوریت مردم چین. ۴- دعوت مطبوعاتی تهران .
آثار وتراجـم نویسنده :
۱- انتقام (مجموعهٔ داستان های کوتاه) طبع مطبعهٔ بدخشان. ۲ـ آخرین تعطیل هفته(ترجمهٔ یکی ازآثارمعروف آگاتا کریستی،ازلسان آلمانی)برندهٔ جایزهٔ مطبو- عاتی، طبع کابل. ۳- عشاق ناکام (داستان ِانتباهی، اجتماعی، منتشرهٔ پاورقی روزنامهٔ انیس. ۴- ره آوردسفر( خاطرات وگزارش های جالبِ نویسنده از سفرطولانی در۱۹ولایت کشور، طبع روزنامهٔ انیس.۵- رسم ورواج ها در ۱۹ ولایت کشور، طبع مجلهٔ لمر. ۶- طفل ِامروز( رسالهٔ مصور)، طبع مطابع دولتی کابل. ۷- جنایات (مجموعهٔ داستان های کوتاه ِ جنایی)، طبع مطابع دولتی کابل. ۸- ترجمهٔ جلد اول کتاب ِ« بزرگترین اختراعات واکتشافات جهان»، برندهٔ جایزهٔ مطبوعاتی، طبع مطابع دولتی. ۹- ترجمهٔ جلددوم همین کتاب زیر دست است .






 supported By AFGHAN GERMAN ONLINE All right reserved