Skip to main content

بخش کلتوری افغان جرمن آنلاین

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > بخش کلتوری افغان جرمن آنلاین > مطالب تحریری فرهنگی > حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی...!  

مطالب تحریری فرهنگی: حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی...!

AFGHAN GERMAN ONLINE
http://www.afghan-german.de
http://www.afghan-german.com
نویسنده/ارسالی: حنیف رهیاب رحیمیتاریخ: 7/12/2016
عزیزی صاحب نمی دانم ارسال مطلب برای تحلیل ها از این طریق درست است یا برای تان ایمیل کنم؟ ـــــــــ- حنیف رهیاب رحیمی ۸/۶/۲۰۱۶ طنز سیاسی حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی...! پس ازینکه داکتر سلامت و داکتر کرامت درنتیجهٔ سیر و سفر ها و خردمندی لالا کفایت، صحیح و سلامت به کرسی های زعامت و ریاست تکیه زدند، هر دوی شان در شب زفاف این پیروزی، جدا جدا از هم با یاران و همدلان شان که در وقت رأی جمع کردن و مردم فریب دادن، راست را دروغ و دروغ را راست گفتن، دست و پای رأی دهنده ها را بوسیدن و بوییدن، عرق پیشانی شانرا پاک کردن و آب طهارت در دست شان دادن و خرما و شیرینی تقسیم کردن و......... متحمل ازخود گذری شده بودند، دَور هم نشستند و به تقسیم کردن چوکی ها و مقام های باد آورده بین هم شروع کردند. از بخت بد، تعداد چوکی های مهم به مقایسهٔ افراد مستحق برای هر دو طرف بسیار ناکافی بود بناءً هر دو زعیم بیچاره مجبور شدند یک چاره سازی کرده، وفادار ترین و محرم ترین های شانرا به کرسی ها بنشانند. و همینطور هم کردند، اما یک عدهٔ کثیری از عرق ریختگان که از دایرهٔ قدرت بیرون ماندند و عرق های شان بی فایده ریخته شد به امید مهربانی و محبت داکتر صاحبان در آینده، در خانه گک های شان زیر لحاف نومیدی، دراز کشیدند تا اگر کدام روزی بالای شان رحمتی نازل شود. خلاصه پس از تقسیمات به کسی گاو رسید به کسی گوسفند، به کسی بز و عده ای هم یک مرغ را زیر بغل گرفته مانند مرغ دزد های حرفوی در گوشه های شان دفاتر شان خزیدند و به شیوهٔ ملی به کار آغازیدند. خو یگانه کسی که تمامی مقام و منزلتش را از دست داد و مانند زردآلوی گنده دور انداخته شد، همین قلم الدین مشهور خود ماست. بیچاره اگرچه در گذشته برای رسیدن بیک مقام و منزلت از قبولی هیچ ذلتی خود داری نکرده بود یعنی در عین معتقد بودن به دیموکراسی، دست پیر و مرشد گرفته و حتی غلامی و فرزندی چنان شخصیت روحانی را کمایی کرده بود که مردمان عادی برای به چشم مالیدن گَرد پایش شب و روز خود را به خاکها می مالیدند و پیش خدا زاری می کردند. قلم الدین از برکت آن زور دار، شام و سحر خمار روی دار نزد دربار بود که پولدار باشی عمومی مقرر شد و برای چند سال متمادی به پیروی از اژدهای افسانه ها بالای خزانهٔ حکومتی طول و عرضش را چنان پهن کرده بود که نانش را هم همانجا می خورد و ضرورتش را نیز. قلم الدین وقتی دید که داکتر سلامت و داکتر کرامت به بسیار سختی غم دار و دستهٔ خود را خوردند، و به او اهمیت یک شلغم شِته را هم قایل نشدند، مانند پشک آموخته خور پوز باریکش را به هر دیگ و هر آشپزخانه یکبار داخل کرد از بخت بد، یک غدود هم دستگیرش نشد. ناچار حیلهٔ دیگری سنجید و چند نفر هم مانند و هم درد خود را که از طویلهٔ قدرت بیرون مانده بودند، از گوشه و کنار پیدا کرده یکی دو بار نه بلکه چندین بار باهم کله به کله شدند که چه کنند و چه نکنند تا اگر بتوانند باز خود را در دسترخوان عیش و نوش و نعمت باد آورده شریک سازند. هر قدر بحث می کردند می دیدند که هر دو داکتر دروازه ها را بروی دیگران کاملاً بسته اند و راهی در درون برای شان وجود ندارد، بناءً نظر همه اعضا به این فیصله منتهی شد که یک حزب سیاسی بسازند و از طریق مبارزهٔ حزبی و خیابانی گوهر مقصود را بدست آرند. در ابتدا جر و بحث بالای نام حزب شروع شد، یکی پیشنهاد کرد که نام حزب شانرا « حزب ملی وطن دوستان» بگذارند او پافشاری داشت که موجودیت اصطلاحاتی چون «ملی و وطن دوست» همه خیانت های شانرا پوشانیده و علاقه و توجهٔ مردم را خوبتر جلب می نماید اما ناگهان یک گرگ باران دیده مداخله کرده گفت که این نام را مدتی پیش یک گروپ دیگر رانده شده از قدرت بالای حزب شان مانده اند. اینبار عضو دیگری پیشنهاد کرد که به نام قبلی کلمهٔ روشنفکر را زیاد کنند و نام حزب شانرا « حزب ملی وطن دوستان روشنفکر» بگذارند، باز یکی دیگری فوراً بینی اش را در بین مجلس داخل کرد که این نام را سال پیش اولین فرد بیرون مانده از دسترخوان داکتر سلامت بالای حزبش مانده. نام بعدی که پیشنهاد شد به اضافهٔ یک کلمهٔ دیگر« حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران» بود که از بخت بد قلم الدین و گروپ رانده شده از قدرتش این حزب هم قبلاً تاسیس شده بود. نام بعدی را کس دیگری پیشنهاد کرد: «حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی»، اما جر و بحث زیاد دوام نکرد، حزبی زیر همین نام دو هفته پیش اعلام موجودیت کرده بود. آهسته آهسته مایوسی پدیدار می گشت زیرا بقدری حزب تاسیس شده که حالا پیدا کردن نام مشکل گردیده همه اش ملی، همه اش وطن دوست و همه اش روشنفکر، آماده برای خدمت. بالاخره با زیاد کردن یک کلمهٔ دیگر، نام دیگری پیشنهاد شد:« حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی نوین». ناگفته نماند که قلم الدین هم می خواست بالای حزب خود نامی را بگذارد که کلمات روشنفکر، ملی و وطن دوستان در آن حتماً باشد، او می گفت که حزب بدون این نامها، به شوربای بدون گوشت می ماند. یک چند دقیقه جر و بحث بازهم ثابت ساخت که این نام هم گرفته شده. سراغ نام دیگری رفتند: « حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی نوین ملی». این نام هم به دلیلی ناممکن شد اینبار تمامی اعضای مجلس مانند مرغ های شپشک زده سر های خود را در زیر بالهای شان فروبرده و چرت می زدند که یک نام ملی و مردمی برای حزب شان پیدا کنند و شخصیت خیلی ملی و روشنفکر و وطن دوست یعنی قلم الدین را دوباره به قدرت برسانند. پس از چرتیدن و تفیدن کافی اعضای جمع شده در دَور و بر قلم الدین با اکثریت آراء این نام را برای حزب شان انتخاب کردند: « حزب ملی وطن دوستان ملی روشنفکران ملی نوین ملی صد فیصد ملی» این حزب روشن فکر که از سر وزیرش ملی معلوم می شد، بدون ضیاع وقت در دستگاه دولت در ردهٔ هفت صدو هشتاد و سومین حزب ملی و وطن دوست ثبت شد و حالا در مسایل سیاسی کشور بالای حکومت سخت انتقاد کرده در هر مسأله، چپ را راست و راسته را چپه می گوید. زیرا بروت های قلم الدین و همه اعضای رهبری حزب از مسکه و روغن زرد دورهٔ پیش تا کنون چرب است. حالا هدف شان اینست که تا می توانند آب را خټ کرده بروند و نوبت ماهی گیری باز هم به اینها برسد. اما خداوند سایهٔ لالا کفایت را از سر داکتر سلامت و داکتر کرامت کم نکند، دست همهٔ احزاب خلاص. (والسلام)
  افغان جرمن آنلاین تاسو په درنښت همکارۍ ته رابولي. په دغه پته له موږ سره اړیکه ټینگه کړئ    acc@afghan-german.de
یادښت: دلیکنې د لیکنیزې بڼې پازوالي د لیکوال په غاړه ده ، هیله من یو خپله لیکنه له رالیږلو مخکې په ځیر و لولئ