Skip to main content

بخش کلتوری افغان جرمن آنلاین

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > بخش کلتوری افغان جرمن آنلاین > مطالب تحریری فرهنگی > اینرا میگویند دوستی  

مطالب تحریری فرهنگی: اینرا میگویند دوستی

AFGHAN GERMAN ONLINE
http://www.afghan-german.de
http://www.afghan-german.com
نویسنده/ارسالی: حنیف رهیاب رحیمیتاریخ: 7/22/2013

اینرا میگویند دوستی!

 

دعوت نیمه مجللی بود، به خاطریکه به هر سویه و سطح آدم در مجلس دیده میشد. یکی تحصیلات عالی داشت اما لباس و وضع ظاهری اش چندان بَل نمیزد و نکتایی اش مانند دُم پشک باریک و قدیمی بود، دیگری آنقدر دریشی لُکس پوشیده بود که بسیاری ها در شب عروسی شان هم نپوشیده بودند اما با کلهٔ چنان خالی که دوازده سال مکتب را در بیست سال خوانده بود یعنی پُخته خوانده بود و طالع مند بود که درین مجلس، بعضی ها ازین موضوع خبرداشتند و بسیاری ها نه. و تعداد کسانی که هم درجهٔ تحصیل شان متوسط بود و هم کوالیټی لباس شان آنقدر بد گفتنی نبود که شاید اکثر شان از کهنه فروشی ها آنرا خریده بودند، بیشتر از دو گروپ دیگر بود.

میگفتند و میشنیدند، یکی از چربی خون و فشار مینالید، دیگری از قلنج معده و بواسیر. یکی از سیاست گپ میزد و دیگری در مورد مغازه های فروش شیریخ و نان خشک حلال معلومات میداد. چند نفر که تکسی میراندند، قصه های مسافر های عجیب و غریب شانرا به رخ یکدیگر میکشیدند و عده زیادتر به غیبت گویی و بد گویی این و آن که تعداد شان بیخی زیاد است، مصروف بودند. یکنفر را در میدان می انداختند و خوب که به سویهٔ پارلمان بی آبش میکردند، بجان شخص دیگری میرفتند.

ولی درین میان طرز برخورد دو زوج جوان با سلیقه، توجه بسیاری ها را بخود جلب کرده بود. اکرم و پری خانم را میگویم. این دو زن و شوهر، امشب ریکارد عاشقی لیلی و مجنون، وامق و عذرا و شیرین و فرهاد را شکستاندند. آنقدر به یکدیگر جان و قربان و جگر و عسل گفتند که دهان همه را آب زد وبسیاری خانمها به شوهران شان طعنه کاری را شروع کردند که آدم اینطور باید خانم خودرا دوست داشته باشد، نه مثل تو واری که در ماه ها یکبار آنهم که کارت نزدم بند شد،از دهان کپ و کُپ ات به نا غلطی بیرون میشود که دوستت دارم.

بطور مثال و قتی پری خانم تشناب میرفت، اکرم اورا همراهی میکرد و تا خالی شدن کامل معدهٔ پری خانم در بیرون دروازهٔ تشناب، دروازه بانی میکرد و باز وقتیکه اکرم میخواست نان صرف کند پری خانم به عجله و با سلیقهٔ خاص، دستمال کاغذی را در یخن اکرم جابجا میکرد، کارد و پنجه را بدستش میداد و در گرفتن نان هم کمک اش میکرد.

با این کارهای این زن و شوهر عاشق پیشه، بدون شک چندین زن و شوهر درین دعوت، بر سر عشق و ابراز محبت، بالای همدیگر دندان خاییدند و چشم کشیدند، زیرا هر مرد از خدا می طلبد زنش به اندازهٔ پری خانم مهربان باشد و هر خانم صدفیصد خودرا مستحق میداند که مورد مواظبت و شفقت شوهرش قرار گیرد مثلیکه اکرم میکرد.

خلاصه دعوت که به افتخار ختنه سوری پسر ۱۶ سالهٔ کاکا نرم دل خانم ترتیب شده بود، به خیر و بدون کدام گفتگوی جدی به پایان رسید و اکثر مهمانان با بردن آرمان داشتن شوهر مهربانی چون اکرم و خانم دوست داشتنی چون پری خانم، بخانه های شان رفتند و خوش و ناخوش، لحاف حسرت بر رخ کشیدند و خوابیدند.

فردای آنشب، یکنفر از همانهایی که از هر موضوع، اولتر از دیگران خبر میشود، چندین نمره را دایر کرد و دوستانش را از جدا شدن اکرم و پری خانم باخبر ساخت. هیچ یکی از دوستان و خصوصاً شاملین دعوت شب قبلی، این را باور نکردند، اما بزودی حقیقت قضیه آشکار شد به این شرح که آن دو زن وشوهر، امروز صبح بالای این موضوع که  دیگر زن وشوهر ها در دعوت دیشب چقدر باهم صمیمی بودند، با یکدیگر دعوا نموده، پس از یک بگو مگوی مفصل و ملامت ساختن همدیگر، حوصلهٔ اکرم سر رفته و بار و بستره اش را بسته  برای ابد به شهر دیگری کوچ نموده.

دو هفته بعد از این واقعه، پری خانم مکتوب محکمه را از طریق پست دریافت نمود و ازینکه بزودی از شر اکرم و محبت های ساختگی و ظاهری اش در محضر دیگران، خلاص میشد، بسیار خوش بود و به این افتخار، با دوستانش سر رشتهٔ ترتیب یک مهمانی را میگرفتند. زیرا در زندگی این اولین مهمانی میبود که پری خانم مجبور نبود بینی اکرم را هم پاک کند. (پایان)
  افغان جرمن آنلاین تاسو په درنښت همکارۍ ته رابولي. په دغه پته له موږ سره اړیکه ټینگه کړئ    acc@afghan-german.de
یادښت: دلیکنې د لیکنیزې بڼې پازوالي د لیکوال په غاړه ده ، هیله من یو خپله لیکنه له رالیږلو مخکې په ځیر و لولئ