Skip to main content

بخش کلتوری افغان جرمن آنلاین

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > بخش کلتوری افغان جرمن آنلاین > مطالب تحریری فرهنگی > عــــــــراده ها باز رهسپار جنگند  

مطالب تحریری فرهنگی: عــــــــراده ها باز رهسپار جنگند

AFGHAN GERMAN ONLINE
http://www.afghan-german.de
http://www.afghan-german.com
نویسنده/ارسالی: م، اسحق نگارگرتاریخ: 3/7/2013

م، اسحق نگارگر                                                                                                                  07/03/2013

 

عــــــــراده ها باز رهسپار جنگند

 

من هرگز نتوانستم این احساسِ شاعرانه را از خویشتن دور کنم که بشر روزی بدان درجه از خرد گرایی می رسد که برهرگونه جنگ نقطۀ پایان بگذارد و چنانکه تاریخ خود را از لکۀ ننگینِ بردگی پاک کرده است.

از جنگ و کُشتار نیز پاک کند. "عـراده ها باز رهسپارجنگند"  شعری از یک شاعرِ چینایی است که از سال  703  تا 770 میلادی زندگی می کرد یعنی دُرُست یک هزار و دو صد و چهل و سه سال پیش از روزگارِ ما چشم از زندگی پوشیده است ولی وقتی زنده بود جنگ هارا آزموده و از آن رنج کشیده بود. درسیزده قـرن بعد از وی جنگ با انسان چه کرده است؟ خدا میداند.  

این شاعر تو—فو نام دارد و من وقتی صداقتِ احساسِ او را دیدم فکرکردم آنرا با هموطنانِ خود که سی و پنج سال است در کورۀ جنگ می سوزند شریک نمایم. به همین دلیل آنرا به شعر دری برگرداندم  و به آنانی اهـدا می کنم که در برابرِ جنگ همان احساس مرا دارند.

 

م.ا. نگارگر

 

این شما و این هم شعر "عــــراده ها رهسپار جنگند."

 

به گردون میرسد فریادِ سربازانِ جنگاور،

کمان بردوش وترکش برکمرازبهرِ جنگِ نوَ،

به سوی سرزمینِ دور پویانند.

زنان ومادرانِ خسته با چشمانِ اشک آلود،

سرِ این رهنوردان را همی گیرند درآغوش،

تمامی مست ومغرورند این مردانِ آهن پوش.

 

********

در آنجــــا رهروِ روشندلی می پُرسد: "ای مـــردم!

دلیل کینه ورزی چیست؟

وزین کُشتار مطلب چیست؟"

سرش جنبانده سربازی همی گوید:

"برادر، داستانِ ما بسی تلخ است،

بهـــــارِپانزدهم سوی ما خندان همی آمد؛

وُ ما برروی آن با یک جهان اُمید،

بغــــل وا کرده می رفتیم.

به ما گفتند دریای شمال سرزمینِ خویش ،

زنیروهای جنگاور نگه داریم،

وُ سیلِ خونِ ما هر سو به ره افتاد،

گذشتِ زندگی چشمانِ مارا باز کرد آری.

 

********

بسی با روشنی دیدیم،

که سیری نا پذیر است اشتهای این جهانخواران،

درین جا کِشت ها خُشکید ودهقانان،

درونِ سرزمین دیگران سرگرمِ پیکارند.

خراجِ مملکت داری بُــوَد ازکیسه های ما،

چو اینک سرنوشتِ کودکانِ خویش میدانند؛

همیشه مادران با خویش می گویند:

به جای این همه مـــردانِ جنگی کاش،

ولادت های آنان دُختران مه لقا بودند،

چه سود آخـــرکه خون این جوانسالان،

به سانِ آبِ باران زیرِپای خاربُن ریزد؟

توخود آخــــر ببین آقا،

دراین جا استخوانِ کُشته سربازان پیشین را؛

که نورِ مــِهــرِتابان کرده بُرّاقش،

وآنسو استخوان های تهی نا گشته از مغزش،

صدای سوگوارانِ کــُهن در شیونِ این باد؛

برای مادرانِ بینوای ما همی گوید:

که : "ا ینان نیز می میرند،"

سیاهی بسترِخودمی کندهموار،

شَبَح شیون کنان فریادِ تلخ سوگواران را،

به دستِ باد خواهد داد؛

وُبراین دشتِ بی آب وعلف، باران

به تلخی باز می گریَد، به تلخی باز می گریَد. ...

 

                           پایان ششم مارج 2013میلادی

                            شانــــزدهم حوت 1391 هش       
  افغان جرمن آنلاین تاسو په درنښت همکارۍ ته رابولي. په دغه پته له موږ سره اړیکه ټینگه کړئ    acc@afghan-german.de
یادښت: دلیکنې د لیکنیزې بڼې پازوالي د لیکوال په غاړه ده ، هیله من یو خپله لیکنه له رالیږلو مخکې په ځیر و لولئ