Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
اخبار روز
تحليل ها و پيام ها
جنایات علیه بشریت
د افغانانو کلتوری مرکز
قاموسـونه
رادیو و تلویزیون
ویدیو و تصـویر
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  اشک تمساح تسلیم کابل توسط نبی عظیمی و یارانش به شورای نظار    نویسنده:  حمیدانوری

 
اسم: پاینده   محل سکونت: هامبورک-جرمنی    تاریخ: 12.02.2010

چند سطری هم باید در مورد رشید دوستم، مهره مرکزی خیانت و جنایت نوشت که در کودتای هشتم ثور رول کثیفی را بازی کرد همانگونه که در زندگی سیاسی - نظامی وی یک نقطه سفید وجود ندارد و همه اش سرخ سرخاست.
(جنرال دوستم از لحاظ اخلاقی بی نهایت عشرت طلب بوده و بذله گویانی چون(غوث زلمی)،(غفور وطن)،(سخی فیضی)،(حفیظ پیلوت)،(یاسین خموش)،(ضیا ترجمان)را میتوان از جمله مشوقین وی در اینراه بحساب آورد... مجالس وسیع خصوصی اش با اشتراک افراد ذیل رونق می یافت: (عالم رزم)،(فرزام)، (جنرال سید کامل)، (داکتر عظیم) ، (غفور وطن)،(رئیس عمر بای)،(حفیظ پیلوت)،(کامگار)،(ضیا ترجمان)،(جنرال یوسف)،(غوث زلمی)،(یاسین خموش)،(نورالدین همسنگر)،(قربان نظرخان)،(عمرآغا)، و در اواخر سراج الدین خان صیادی و داکتر ارغون...) به نقل از (در صفحات شمال افغانستان چه میگذشت) نوشته اسدالله ولوالجی صفحه 88) البته در این لست نام(لطیف پدرام)و(بشیر بیژن)و(وحید صابری)فراموش گردیده است.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.02.2010

قابل توجه خوانندگان محترم پورتال افغان جرمن آنلاین.
دریچۀ نظر خواهی در مورد نوشتۀ جناب حمید انوری در بارۀ اشک تمساح و تسلیمی کابل توسط نبی عظیمی و یارانش به شورای نظار- به روز جمعه 12 فروری 2010 به ساعت 12 شب وقت آلمان مسدود می گردد.
آنهائیکه خواسته باشند هنوز هم در باره آن ابراز نظر نمایند از فرصت باقیمانده استفاده فرمایند با ابراز تشکر از سهم گیری شما.
کمیتۀ نشراتی پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 12.02.2010

جناب ک. سروش (کریم سروش؟):
شما در روی دنیا یک فرد را نام بگیرید که او ضد هر نوع ظلم نباشد و طرفدار آزادی انسان نباشد. عجب آدمی هستی.

جناب اوخانه وال:
دل طاقت نکرد و گپ را بی موجب به خراسان و کجا کجا کشاندی. ما هر کاریکه در نظر داشته باشیم باید آن را طبق قانون انجام دهیم. مشکل درجه یک افغان ها بیگانگی با قانون می باشد. بعد از فاجعه هفت ثور جنایتکاران خلقی و پرچمی قانون مملکت را زیر پا کرد و فاجعه آفرید. بعد از فاجعه هشت ثور رهزنان جهادی قوانین افغانستان را زیر پا کرد و اعلام نمود که قانون ما قران است! اگر این ها یک ذره عقل می داشتند می فهمیدند که قرآن یک کتاب مذهبیست و هیچ ربطی به قانون ندارد. آنها از قرآن سوء استفاده کردند و افغانستان را تباه ساختند.

مثالی خدمت تان عرض می گردد. در قانون هر عمل جرمی تعریف و کسیکه آن را مرتکب می گردد مجازات برایش تعیین و تعریف گردیده است. مثال مشخص: در قرآنکریم آمده است که زنان مسلمان باید عفت را رعایت نمایند ولی هیچ مجازاتی برای کسیکه آن را رعایت نکند، تعیین نیست. بعد مسلمانان از مفهوم عفت، پیراهن و برقع و چادری قریه و ده و قبیله خود ساختند و آن را بنام عفت اسلامی تحمیل کردند. در قرآن کریم هیچ مشخص نگردیده کسیکه رعایت عفت نکند چه باید صورت گیرد، اما اخوانی ها و طالبان زنان شان را در ملای عام شلاق زدند و .... این ها زن تمام جهان ولی مرد مادر، خواهر و زن بیچاره شان می باشند.

گپ کوتاه: اگر ما قرار است افراد و اشخاص از قماش عظیمی، موضوع این بحث را مجازات یا مکافات نمائیم، این کار باید طبق قانون مملکت صورت داده شود. امروز وضع قوانین افغانستان در دست پارلمان افغانستان است و مجری قوانین افغانستان هم جناب کرزی (کرزاده) می باشد. اگر پارلمان افغانستان قانون وضع می کند که عظیمی معاف است و کرزی آن را تائید می کند، من و خودت کیستیم که در مورد خائن بودن عظیمی یا پرچمی یا اخوانی یا طالبان جنگ و دعوا کنیم؟


اسم: جمعه گل    محل سکونت: زیر آسمان خدا    تاریخ: 11.02.2010

از اینکه یک گوشه از جنایات افشار رادر معرض دید وطنداران گذاشته اید،به شما شاد باش میگویم.در قتل عام افشار رهنما و رهبر مسعود، جنرال نبی عظیمی و جنرال بابه جان بودندو سیاف وهابی دست راست شان بود و امروز ما شاهد آن خواهیم بود که در یاد و بود از قتل عام افشار ، ربانی و فهیم و سیاف نیز شرکت کرده و نوحه سرائی خواهند کرد.ننگ تان باد


اسم: ک.سروش   محل سکونت: المان    تاریخ: 11.02.2010

محترم حقبین صاحب !
اگر تمرکز حافظه داشته باشید ونظرات مرا دقیق بخوانید میدانیدکه چه نظر سیاسی دارم. من نوکر ایدیولوژی نیستم. ضد هر نوع ظلم و هستم و طرفدار آزادی انسان هستم.اضافه از این ارزش تبادل نظر را ندارید زیرا آنچه برای فروش در بازار عرضه کردید نیرنگ و تسلیم طلبی است.
عجب سال و زمانه عوض شده که اشک تمساح برای کفن کش قدیم ریخته میشود. خوب زمستان تیر میشود ولی رو سیاهی به ذغال میماند.


اسم: سمیع الدین   محل سکونت: پشاور    تاریخ: 11.02.2010

مسؤولین محترم پورتال وزین افغان جرمن آنلاین!
بعد از عرض سلام خدمت شما یک خواهش دارم که امید مورد قبول قرار گیرد. به نوشته ها و نظرات وطن فروشانۀ خادیست ها و شورای نظاری ها و گاو پرستان مجال نشر ندهید که پورتال تانرا به گند کشانیده و از اینطریق به تبلیغات حزبی و مرده پرستی می پردازند.
خادیستانی چون نجیب کامل که در سایت کابل پرس ادعا کرده است نویسنده نیست و کس دیگری بنام وی مینویسد و هرگز شهامت آنرا ندارد که از جنایات خود در خاد معذرت بخواهد و نام های رفقای دیگر خادیست خود را افشا ساخته و از جنایات شان پرده بردارد، نباید موقع یابند که هرچه دل تنگ شان خواست بگویند و شما هم نشر کنید.

همچنان فرشته حضرتی(حسرتی)هم میتواند نظرات شیونیستانه و کثیف خود را در همان چتل دانی خود نشر کند. لطفاً این پورتال را با کثافات آنها آلوده نسازید و به گمان اینکه دیموکراسی را مراعات کرده اید، به بی راهه نروید.
نجیب کامل شرط گذاشته است که اگر همه نظرات خادیستی اش را نشر کنید کدام فیلم را برای تان خواهند فرستاد. باید برایش گفته شود که جنایات وطن فروشان خلقی و پرچمی و تنظیمی و طالبی و دیگر وحوش درنده(با معذرت از حیوانات درنده) به فیلم و ویدئو و اسناد تحریری ضرورت ندارد و تمام مردم افغانستان شاهد جنایات شان بوده و هستند و اینرا تاریخ و مردم گواهی میدهند.


اسم: اوخانه وال   محل سکونت: همانجا    تاریخ: 11.02.2010

دوست عزیز حقبین سلام!
فکر نمیکنم از جمله انها باشی که در مقام ریاست جمهوری نشسته و ملکیت کشور خویش را به قیمت ۲ تا دونیم فیصد از اصل قیمت میفروشد؛ اما اینکه دسته ای از جنایتکران بې وطن که افغانستان من و ترا که تاریخ ان مملو از افتخارات است در نتیجه کودتا ددمنشانه کارملوف - عظیموف - جاهلوف و غیره که در نتیجه آن بر سر سالنګ نوشتند: (به خراسان خوش امدید)، خراسان که یک منطقه بود وهست و هیجګاه نام رسمی کدام کشور نبوده، اګر کدام شاعر تا حدی این نام را بکار برده آنهم شاید در زمان احمدشاه درانی افغان بوده.
پس بیائید باهم یکجا بخاطر رهایی کشور خویش از چنګ این درندګان دیګر تعصبات پرچمی - خلقی - جهادی را از خود دور نموده خا‌ئنین را به حساب شناخت و همسنکری که ناشی از نا فهمی ما بوده حمایت نکنیم، و در ګرد و بر هموطنان خوب خویش مانند محترم حمید انوری که مثل من و تو نه لغزیده بایستیم، و قهرمان های ساختګی را به فرشته ها و باربی های کوکی بسپاریم. با ما باشید. صحت و سلامت باشید.


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.02.2010

محترم کوهستانی،
طرفداری بی چون و چرا از یک رهبر و یا جریان، بحث منطقی و عادلانه را دربین اشخاص و یا اعضای جامعه ناممکن میسازد. اشخاصیکه به این عمل دست میزنند، زیادتر به شخصیتهای مورد پسند خود ضرر میرسانند.
در زمان مقاومت با قوای شوروی، کمترین سخنی از سازش احمدشاه مسعود با شورویها و تعصب او با پشتونها زده میشد. اینکه تا چه حد این اتهامات حقیقت دارند، کمتر ثبوتی در اختیار هست. ولی اشخاصی چون فرشته حضرتی، با تعصبی که خودشان دارند، یاد بود قهرمان شان را لکه دار میسازند.
امروز در هفته نامه آلمانی Die Zeit یک مقایسه، بین سخنان سالیان قبل داکتر نجیب در باره صلح با این جریده و کوششهای کرزی در ارایه طرح صلح با طالبان، صورت گرفته است. نویسنده در آخر مطلب، بحیث هشدار، از انجام داکتر نجیب سخن میزند. با همه سخنان و عملکردها، نجیب نتوانست حتی اعضای حزب خود را قناعت دهد. سپردن گناه ناکامی پلان ملل متحد تنها به دیگران خارج انصاف است. اگر میخواهید به رهبر تان به نامهای گاو و قاتل دشنام زده نشود، لطفاً در صفت کردن از انصاف کار گیرید


اسم: افغان جرمن آنلاین    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.02.2010

قابل توجه خوانندگان محترم پورتال افغان جرمن آنلاین.
دریچۀ نظر خواهی در مورد نوشتۀ جناب حمید انوری در بارۀ اشک تمساح و تسلیمی کابل توسط نبی عظیمی و یارانش به شورای نظار- به روز جمعه 12 فروری 2010 به ساعت 12 شب وقت آلمان مسدود می گردد.
آنهائیکه خواسته باشند هنوز هم در باره آن ابراز نظر نمایند از فرصت باقیمانده استفاده فرمایند با ابراز تشکر از سهم گیری شما.
کمیتۀ نشراتی پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: اختر گل   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 11.02.2010

رفقای عریز افغان جرمن آنلاین
از شما افغانهای وطن پرست یک جهان ممنون هستیم که اجازه داده اید دوستان تان میتوانند، در پورتال شما نظریات نیک خودرا انعکاس داده و مقالات مفید و علمی خود را برای هموطنان عزیز بنویسند.
امروز بسیاری از مقالات و نظریات، در پورال شما از طرف دوستان ماو شما به نشر میرسند. از شما ممنون هستیم. حقیقت اینست که اگر بعد از دوره ما، یک نظام بهتر در افغانستان عزیز قدرت را میگرفت، در آنصورت ما گفتنی و یا نظریه ای نداشتیم و مقاله نمینوشتیم، مگر نظام های بعدی همه شان غیر از جفا به حق مردم کار دیگری نکردند. اگر جناب کارمل و یا داکتر نجیب به همین مقدار پولی میداشتند که امروز کرزی قرار داده شده، افغانستان آباد میگردید و هم یقینا" همه لیدر ها خریده میشدند. با وجود آن اگر امروز از مردم سوال شود،آنها خواهند گفت که بهترین زندگی و آرامی در زمان داکتر نجیب بوده که خار چشم ممالک امپریالیست ها شده بود.
باز هم از همه کار گردان پورتال شما تشکر میکنیم. امید است که دیگر سایت ها هم از شما پند بگیرند. با حرمت


اسم: طارق کوهستانی   محل سکونت: استرالیا    تاریخ: 11.02.2010

سلام به گردانندگان محترم افغان جرمن آملاین
در باره موضع گیری های متفاوت هموطنان در رابطه با عظیمی و شرکا باید بعرض رساند که نشر فلم مستند شما کافی است تا فرشته جان و سروش و یاهم وحدت قناعت نمایند که کودتا علیه پلان انسانی مصالحه ملی یک واقعیت عینی است و کدام خیال و خواب و تبلیغ نیست ، همان طوریکه کامل صاحب ادعا دارند که گویا کودتای دوکتور نجیب - حکمتیار از جنوب نیز مطرح بوده است که ویدیوی انرا باید منتشر میکرد اما عدم نشر آن به معنی دروغ است و دروغ هم ملکیت هر شخص ناسالم شده میتواند.
در باره قتل عام هرات هم اگر ثابت باشد که گویا دوکتور نجیب سرپرست مقام ریاست جمهوری بود و امر قتل عام را صادر نموده هم محترمین سروش، وحدت و فرشته جان متخصص میتوانند که آنرا به نمایش بگذارند در غیر ان به عوض ببرک کارمل رئیس یک اداره را متهم کردن به معنی حماقت مطلق میباشد زیرا که اگر او "دوکتور نجیب" قاتل میبود باید توسط صدراعظم وقت و یا رئیس جمهور به جزای اعمالش میرسید. درحالیکه ما شاهد هستیم که همین دوکتور نجیب بعداً به اتفاق آرای پلنوم منشی عمومی و بعداً توسط لویه جرگه رئیس جمهور قانونی "نه کودتائی" کشور شد. و حالا به شهید راه صلح و مدافع راستین کشور توهین به معنی توهین به ارزشتهای ملی است و این خیانت است به منافع ملی زیرا که او یک افغان بود و بخاطر حفظ شرف، ناموس و تمامیت ارضی کشور در مقابله خونین با دشمن بی حیای کشور جان باخت و به پاس شهادت و شهامت شان باید توهین صورت نه گیرد. و باید محترمین وحدت، سروش و دیگران مفهوم نوامیس ملی را درک نمایند و اگر درک نمی کنند بهتر است که انان همین رهبر را با رهبران معاصر و کلاسیک کشور از همان اغاز اریانا تا امروز با همه مقایسه نماید تا ارزش شمشیزن خودرا درک بکند.


اسم: دین محمد    محل سکونت: کابل    تاریخ: 11.02.2010

با تائید موضعگیری محترم خانه وال و مستمند باید به عرض رساند که دشمنان سوگند خوردۀ میهن نه تنها شهامت آنرا ندارند که ادعای شانرا مبنی بر نشر ویدیوی کودتای نجیب الله - حکمتیار به سایتهای افغان بفرستند و ادعای دروغین شانرا ثابت سازند بلکه به گذشت هر روز تعداد این دشمنان بی حیا افزایش مییابد که نمونۀ آن فرشته خانم و سروش اند، این دشمنان وحدت ملی و نوامیس ملی حتی با بی شرمی و بی حیایی به کسانی توهین میکنند که مایۀ افتخار و سر بلندی تاریخ مااستند.

آیا آنها گفته میتوانند که کدام بـــز مقدس و یا کدام یابوی بیسواد شان در طول همین جنگ سی ساله در راه وطن جان داده است؟ ، آنها بودند که با اجنبیان کمونیستی یکی شدند و پلان صلح ملل متحد را نابود کردند و حاکمیت ملی را مثلیکه ملکیت شخصی حسین خان و دوست محمد باشد بین خویش تقسیم کردند و سر انجام این بزهای ترسو در مقابل چند هزار طالب تاب مقاوت نیاورده و فرار را بر قرار ترجیح داده و در مغاره های کوه های تخار تا رسیدن طیارات دوستان سبز مخفی شدند.

این نامردان تاریخ یکجا با کمونستهای ذلیل شهامت آنرا ندارند تا از جنایات شان معذرت بخواهند بلکه از جنایات شان منکر و آنرا پروسه تسلیمی ملکیت حسین خان تلقی مینمایند.

این ترسوهای وطنفروش اگر اشغالگران خارج هم نشود یکجا بااین متجاوزین خاکستر میشویداین حکم تاریخ است زیراکه شما اگاهانه بااین وطن دشمنی کرده اید و هنوز هم میکنید و جزای تان نیز سوختن است.


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 11.02.2010

جناب ک. سروش:
من کسی هستم که به بهانه قانون می خواهم خاکت را به جوال باد کنم و برای یک قرن دیگر برایت مصیبت بیافرینم. لطف نموده یک پاسخ مردانه وار برای دفاع خویش ارائه کن. چه از دستت پوره است؟
یک خواهش دارم و آن اینکه نه شعله و نه سپنتا را بحیث طرف ثالث دخیل کن. در غیاب کسی گپ زدن خطای بزرگ است. اگر خودت تا این اندازه بزدل هستی که هویت ایدیولوژیکی خود را در یک بحث انترنتی معرفی نمی توانی و از من بحیث یک اجنت می ترسی چطور می توانی که برای دفاع از خاک و وطنت کاری بکنی؟ وطن از طریق دو زدن و تهمت و افترا و پوچگوئی و یا عظیمی و پرچمی دو زدن آباد نمی شود.
دل شیر نداری سفری عشق نمی توانی


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 11.02.2010

قابل توجه دوستان افغان جرمن آنلاین:
از اینکه نظریات همکاران قلمی تانرا به بحث میگذارید کار خوب است. همچنان نظر موافق و مخالف جزو اصول دیموکراسیست، چه ما بخواهیم یا نخواهیم، ناگزیریم اصل را بپذیریم. بهمین اساس من عمل شما جنابان را مورد نقد و ارزیابی قرار می دهم. بصورت مختصر این سهو در کار شما دوستان است و آن اینکه هر کسی از شما خواهش میکند نظریات او را در معرض نقد و ارزیابی قرار دهید، این جناب باید تعهد بسپارد که تا آخر از نظریات خویش دفاع کند. جناب حمید انوری چون از نظریات خویش دفاع نمیتواند، بناء ضرور نیست که شما نوشته او را در این ردیف حفظ کنید.


اسم: شیرین دل   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.02.2010

دوستان عزیز شما فراموش کرده اید که احمد شاه مسعود به کمک مستقیم نبی عظیمی و رشید دوستم و جنرال نادری و جنرال مومن و جنرال بابه جان در کابل کودتا کردند.پس همان اندازه که نبی عظیمی و رفقایش در کودتای هشتم ثور دست داشتند و مقصر و گنهکار هستند ، به همان اندازه احمد شاه مسعود و برادران تنظیمی و شورای نظاری اش گنهکار هستند. چرا از نقش مرکزی احمدشاه مسعود در کودتای هشت ثور و از فهیم خادیست و قانونی و عبدالله و جنرال بسم الله و دیگران چیزی نمی گوئید؟؟؟؟


اسم: محبوب الله   محل سکونت: شاه شهید-کابل    تاریخ: 10.02.2010

قرار معلوم بادران کرزی بر وی فشار آورده اند که صاحب منصبان سابق اردوی افغانستان را که در رژیم کمونیستی خدمت کرده اند / دوباره به اردوی به اصطلاح ملی جذب نماید.
سلسله ای مقرری های جنرالان و دگر جنرالان و ستر جنرالان از هم اکنون آغاز شده است و دیر نخواهد بود که ستر جنرال نبی عظیمی هم رهسپار کابل شده و در اردوی به اصطلاح ملی جذب شود.
وی یک نظامی کارکشته و با تجربه است و در اردو مصدر خدمت شده میتواند و بخصوص در فن کودتا استاد زمان خود است و به خوبی قادر است این فن ظریف و شریف را به عساکر اردو بصورت حرفوی تعلیم دهد.
همچنان وی قادر است تا فنون ظریفه ای یک شب در میان جنرال شدن و ستر جنرال شدن را به دیگر عساکر آموزش دهد.


اسم: او خانه وال    محل سکونت: همان جا    تاریخ: 10.02.2010

دوست هابسیار عزیز!
محترم سپاهی ماهیت نوشته فرشته حضرتی را کاملن توضیح نموده. اینجانب فقط همینقدر میخواهم علاوه کنم تا دیروز افرادی مانند فرشته و آنهائیکه فرشته را به لوډسپیکر تبلیغاتی خویش مبدل ساخته تا دیروز فرار و قرار عظیموف ها و متحدین را جانانه و مردانه می نامیدند و امروز به ترس و جبن آنها اعتراف میکنند.
باور دارم که در نتیجه مبارزه شما قلم بدستان متعهد مانند نجیب جان بسیارکامل خواهد ګعت که بې کمې دروغ هم نمیشود و به این ترتیب به پوزش روی خواهند آورد ولی به امید اینکه عزیزان ما آنها را نه بخشند. این خصلت آنهاست تاکه زور دارند از زور کار میکیرند واګر زور شان نرسید باز میګویند ببخشیند از خوردها لخشیدن و از کلانها بخشیدن.


اسم: ک.سروش   محل سکونت: المان    تاریخ: 10.02.2010

سلام به هموطنان وپورتال اگ آ.
باوجود با ارزش بودن این موضوع. به پورتال ا گ او پیشنهاد دارم تا مسایل مهم و حیاتی روز مثلا کانفراس لندن،استراتژی جدید او باما، حملهً احتمالی ناتو و امریکا به ایران و غیره هم مورد بحث قرار گیرد.
محترم سپاهی گمنام!
شما مینویسید"...ولی دوکتور نجیب که بانی پلان صلح برای وطنش بوداو که به اشغال خاتمه داد و سیلی محکمی به روی مسکو زد و روز خروج عساکر شوروی را روز آزادی نام نهاد"
محترم :وطن فروش و جانی وطن ندارد. قاتل قیام هرات وجدان و شرف نداشته و محکوم است. گاو مردار شده دیگر حلال نمیگردد. هر چرند و نغمه و سازی که در احیای آن مرحوم و براًت دادن او داده شود یا از عقب ماندگی سیاسی ناشی میشود و یا نوکران بی وجدان در تلاش زنده ساختن لاش کثیف و متعفن خود هستند. و آن بیچاره را در گورش آرام نمی گذارند.


اسم: ک.سروش   محل سکونت: المان    تاریخ: 10.02.2010

محترم حقبین صاحب!
نمیدانم کدام حقبین هستید اگر حقبین شعله یی های بدبخت و بیچاره هستید که بر ضد قانون ظاهر خان مبارزه میکردید. و چون به مقام نرسیدید حالا قلب ماهیت نموده بوسه به دربار کرزی و بادارانشان می زنید.
خوب است مثل سپنتاها، دادفر ها و دها وطن فروش دیگر به مقام خواهید رسید. اینکه من که هستم و به کدام باند تعلق دارم، سوالهای استخباراتی شما بوی جاسوسی میدهد. من متعلق به باند مردم هستم. که شما با طرفداری از قانون روی کاغذ آنهارا مثل اسلاف تان به بیراهه میخواهید بکشانید. "جائیکه فقر خرقه ای انسان دریده است وصف جل و ستایش پالان خر مکن".
اسم شما حقبین ولی مغز شما سنگین است. راه حل را با کسی طرح میکنم که هدف اسخباراتی نداشته باشد. و در صف مردم باشد. شما خوب میدانید که انترنت همچنان یک دام استخباراتی است. هر وقت ثابت کردید که عضو استخبارت نیستیدابراز نظر عمیقتر خواهم کرد با وجودآنکه نطرم را میدانید خود رابه کوچه حسن چپ میزنید. با عرضاحترام.


اسم: سپاهی گمنام   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 10.02.2010

سلام به پورتال افغان جرمن آنلاین و هموطنان افغان!!!
مطلب را از نام خانم فرشته حضرتی ( مسول ساییت خاوران) کسیکه خودش و سایتش آینه قدنمای افغان ستیزی, پشتون ستیزی, و ناسیونالیزم تاجک تباری است خواندم و به حیرت فرورفتم.
خانم فرشته که در زیر لوای تاجک تباریزم سایت خودرا ماشین قهرمان سازی ساخته و در اختیار شورای نظار قرار داده و هر روز در وصف انها قصیده میسراید و افرادی چون مسعود, ربانی, قانونی, عبدالله , مارشال صاحب, و...(که مسلک وطن فروشی را در مکاتب اخوان المسلمین اعراب جاهل اموخته اند و دیپلوم های تجزیه طلبی وطن را در مسکو, تهران, و تاجکستان بدست اورده اند و در تمام حوادث, شروع از جهاد نامقدس به ضد داود خان تا کودتا بر ضد پلان صلح داکتر نجیب دستان شان در خون ملت الوده است)را هر روز از طریق این ماشین در خور ملت میدهد امروز وکیل مدافع جنرالان کودتاچی باند کارمل میشود و تاریخ را جعل میکند و گویا این جنرالان از ترس به شورای نظار پنا بردند.
نخیر خانم. این پلان تجزیه افغانستان بود که در بیرون مرز ها ساخته شده بود و طبق همین بلان کارمل و بریالی با ایدیالوژ انترناسیونلیزم پرولتری وداع میکردند و ناسیونالیزم را پیشه. مسعود باید دمکرات معرفی میشد و دوستم هم مسلمان با خدا و در زیر لوای جنبش سمت شمال افغانستان شمالی ایجاد میشد و...ولی دوکتور نجیب که بانی پلان صلح برای وطنش بود او که به اشغال خاتمه داد و سیلی محکمی به روی مسکو زد و روز خروج عساکر شوروی را روز ازادی نام نهاد و او که با تجزیه وطنش مخالف بود بیاید بنام خادیست و قاتل معرفی میشد و بلاخره به دار میرفت. ولی من خوب میشناسم افرادی از قماش شمارا و اینرا هم میدانم که هدف از نوشته شما در چیست!!


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 10.02.2010

مرحبا بر شما دوستان افغان جرمن آنلاین برای فراهم آوری زمینه دیالوگ و تفاهم بین افغان های چیز فهم.
جناب ک. سروش:
گپ های شمارا خواندم. واقعیت امر طوریست که رفقای پرچمی ما زیر نام پارلمانتاریزم خاک شما جناب بخواب رفته را به توبره باد کردند که امروز بعد از سی سال جمع نمی توانی و من سفسطه باف زیر نام قانون خاک و خانه و کاشانه ات را بجوال باد می کنم. شما طالب هم نیستید که موقف داشته باشید، همچنان تابحال من نخوانده ام که شما به اخوانی بودن تان مقر باشید، از باند وطنفروش کرزی هم نیستید. شما در برابر این سفسطه های ما که با سرنوشت تان بازی می کنیم، چه راه نجات در پیش رو دارید. آسمان دور و زمین هم تنگ. دو زدن و...هم هیچ دردی را دوا نمی کند.
راه حل شما چیست؟


اسم: مستمند   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 10.02.2010

شــــتر را گفتند بلنـــدی خوب است یا نشیـــبی ،گفتند(گفت)لعنت بر هر سه شان.
نجیب جان "غیر" کامل ادعا دارد که پهلوی کودتای کارمل - مسعود کودتای نجیب الله - حکمتیار هم موجود بود که باید ویودی دست داشته آنرا منتشر میکرد لیکن یک هفته گذشت اما با بهانه های طفلانه طفره میرود که گویا سایت افغان جرمن وابسته به کودتا چیان نجیب است آنرا نشر نمیکند و در اکثر سایتها که ادرس شان معلوم نیست؟ به نشر سپرده شده است.
فرشته جان حضرتی ازین کودتای منحوس کارمل - مسعود منکر بوده و از دست پاچگی دولت سخن میزند آنهم از دولت (دولتی) که سه سال مکمل با کل جهان ظلم و ستم از امپریالیزم جهانخوار گرفته تا سوسیال امپریالیزم نمک حرام در وجود کودتای افتابی تنی- حکمتیار و جنگ منظم با تنظیم های 15 گانه بشمول ارتجاع منطقه و جهان، دراین جنگ چنان دست و پنجه نرم شد که بلاخره ک - گ - ب مجبور شد تا غرض نابودکردن پلان صلح ملل متحد و نابودی اردوی دشمن شکن افغان از جاسوسان حلقه بگوش شان تحت رهبری کارمل - مسعود بشمول اجنت های اخوندی دست بکار شدند و آن پلان انسانی مصالحه ملی را یکجا بااردوی ملی نابود کرد(کردند)و کشور را به مستعمره پنجاب و سر انجام به مستعمره ناتو مبدل کرد(کردند) و درین مورد بیش از ده ها کتب نوشته شده که عمده آن مقدمه بر انقلاب ثور، تاریخ فسخ نمی شود، دشنه های سرخ و مثلث بی عیب میباشند.
وحدت ضد وحدت کسی را مردار خطاب میکند که جان شرین(شیرین) شانرا در راه دفاع از ننگ و ناموس کشور سپر ساخت و سر انجام در مقابله خونین با سرسخترین دشمن میهن در مقابله رویاروی بیباکانه و جانبازانه جان باخت،ایکاش در خانواده و حزب وحدت هم چنین مردار ها وجود میداشت تا آیندگان بر وجود شان افتخار میکرد(میکردند).
پلان کارمل غرض رسیدن به قدرت از قتل وحشیانه خیبر کبیر (میر اکبر خیبر)اغاز میشود و زمانیکه در قمار شان بازی خورد و امین میدان را برد غرض نابودی امین عین تبلیغ را سر داد که گویا امین - حکمتیار کودتا مینماید(می نمایند) و افغانستان را از نقشه جهان نابود میکند(میکنند)، لذا به دوستان مراجعه کرد و انان افغانستان را نجات داد(دادند).
غرض ماندن در قدرت هر دو پارا در یک موزه کرد(کرده)و با خروج اشغالگران مخالفت کرد(کردند)و زمانیکه یک جوان بخاطر استقلال کشور کمر همت بست و یکجا با مردم خود در خروج اشغلگران اقدام کرد و سه سال مکمل در مقابل همه دشمنان وطن دلیرنه(دلیرانه) مقابله کرد و بالاخره پلان صلح را با گذشتن از مقام و حتی جان خود وعده کرده بود در عمل تطبیق کرد درین زمان است که دشمنان داخلی و خارجی دیوانه مبشود(میشوند) و اءتلاف(ائتلاف) شمال را که دوسال قبل ایجاد کرده بود و غرض تطبیق پلان باید کودتا چیان بهانه تهیه میکرد(میکردند) و بهترین بهانه باز هم همان تبلیغ کهنه که کودتای نجیب - حکمتیار و یا کودتای جنرال رفیع - حکمتیار را تبلیغ کردند تاایتلاف (ائتلاف) شمال راه را برای اشغال کابل مساعد ساخت و پلان انسانی مصالحه را نابود کرد، و ویدوی این کودتای تبلیغاتی داکتر نجیب - حکمتیار تا بحال به نشر نرسیده و اگر کسی مرد است لطف فرموده این ویدو (ویدیو)را به سایت افغانها، ایرانیها، پاکستانیها و یاهم به بی بی سی و یا تلویزونهای افغان بسپارد تا معلو(معلوم) شود هرکه در او غش باشد.
مرگ بر دشمنان سوکند خورده مادر وطن ما افغانستان


اسم: ياسين کريمی    محل سکونت: مونشن . المان    تاریخ: 10.02.2010

چقدر جای خوشبختی است که امروز هموطنان افغان در پی حقيقت عليه باطل قرار گرفته دشمن وطن رااگر وابسته کاخ نشينان ببرک کارمل بنام نبی عظيمی فرزند [ کرنيل عظيم ] که نسبت جاسوسی به روس ها به [ کرنيل عظيموف ] مشهور گرديده بود، باشد که خائنانه و ددمنشانه با محمود بريالی نهضت فروش همدست به نظام که افسرش بود خيانت نمود. واينکه بيننده در نوار کسیت سه جنرال خائن عظيمی، دلاور و رهبر فعلی حزب بريالی < علومی > را مي بينند که در عقب پرده محمود بريالی برادر کارمل. وکيل وزير خارجه. فريد مزدک. نماينده حزب وحدت سلطان علی کشتمند. پيکارگر. طغيان. و و و و قرار دارند که تاامروز انها توسط سنگ فروشان شورای نظار تمويل ميگردند. و يا جنايتکاران جهادی و طالبی همه را افشأ نموده هر روز طشت رسوای انها به زمين افتاده روزی فراخواهد رسید که امضا کنندگان فروش وطن در مسکو و بن نيز افشأ گردند ولی جای افسوس است که خسربره ناجايز نبی عظيمی که مسؤوليت سايتی را بنام [ ب ا ب ک ] بدوش دارد از نشر هر تبصره ناکجايش را سوزش گرفته چنان قوله سر داده که نبی عظيمی در تاشکند ازبکستان اگاه شده و برايش نوشته : او خسربره ناجايز چند روز خسربره بودی بلند عف عف نکن که اقای حميد انوری از ادرس مخفيگاه بنده[ تاشکند ازبکستان ] اگاه خواهد شد و من مجبور به سايبريا فرار کنم .
اميد اين بار مطلب بنده را که بنام اصلی خودم است نشر کنيد. ياسين کريمی ــ مونشن. المان


اسم: فرشته حضرتی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 09.02.2010

سلام به دست اندرکارانی(دست اندرکاران) پورتالی (پورتال) وزین و پر معلوماتی(پر معلومات)افغان جرمن انلاین تقدیم است.
بدینوسیله بنده نیز برای اولین بار علاقه گرفتم تا نظری(نظر)خود را خدمت هموطنانی(هموطنان)عزیز خاصتا(خاصتاً) ان (آن) دوستانیکه درین مبحث زحمت کشیده اند. و نظریاتی(نظریات) متعددی را خواه موافق و خواه مخالف ارایه داشته اند شاید حضور بنده و ابرازی(ابراز) نظری (نظر) بنده مورد پسندی (پسند) بسیاری واقع نشود و حتی بسیاری تعجب کنند که افتاب (آفتاب) از کدام سو برامد (برآمده) که فرشته در پورتالی(پورتال)افغان جرمن نظر میدهد.
به هر حالت (به هر حال) در مورد نبی عظیمی و نظریاتی(نظریات) ضد و نقیض که ارایه شده بطور کافی هموطنان گرامی نظریاتی(نظریات) مختلفی ارایه نموده اند ولی این حقیر صرف یک مطلب را میخواهم ارایه بدهم که در استانه(آستانه)ای سقوط دولت نجیب اله طوریکه به همگان معلوم است یک تعداد اعضای بلند پایه ای(بلند پایۀ) دولتی دست و پاچه شده یا از روی ترس و یا به گفته ای(گفتۀ) شما معامله گری به هر صورت به جناح هایی مختلفی(مختلف) جهادی پیوستند که از جمله نبی عظیمی و گروپ وی میباشد که طرف شورای نظار رفتند و رهبری شورای نظار و دیگر جناحا(جناح ها) به انها(آنها) مراجعه نکرده بود و کدام معامله ای(معاملۀ) نیز صورت نگرفته بود صرف این عده افسران بلند پایه ای (بلند پایۀ) نظامی یک مدتی بخاطر دور تسلیمی قدرت به مجاهدین در کنار انها(آنها) دیده میشود(می شوند) و به جز از یکی دو افسر بلند پایه (بلند پایۀ) دیگران بعد از تسلیم دهی اهسته اهسته(آهسته آهسته) از صحنه(صحنۀ) سیاسی دولت دور شدند و اینکه بعدا(بعداً) چه به وقوع پبوست همه در جریان هستند.
با عرض احترام مجدد به همه دست اندرکارانی(دست اندر کاران)افغان جرمن و دیگر هموطنانم


اسم: ک.سروش   محل سکونت: المان    تاریخ: 09.02.2010

محترم آقای م.مجددی از جرمنی.
میگویند "گاو شیری از... معلوم میشود. سایت این جانیان به تاریخ سپرده شده که میخواهند جای پائی برای خود در کشور باز کنند مملو از نیرنگ و فریب است. سر زاغ بودنه گرفته نمی شود. بعد از XXX زدن چهار زانو نشستن فایده ندارد. اینکه مرا کمونیست و جنگسالار مهر میزنید. از چهله چه گله. شما میدانید که یکی از بدبختیهای ملک ما خانواده های مذهبیون ارتجاعی وابسته به انگیس است که از بین بردن غازی امان الله خان شاهد آن میباشد.
محترم حقبین صاحب.
واقعاً شما در سفسطه گفتن استادهستید. شورای امنیت زن صیغه شدۀ امپریالیسم جهانی است. ده کجا و درخت ها کجا. شما نه تنها نمک حرام هستید بلک در چشم مردم خاک می اندازید همانطوریکه رفقای فکری خلق و پرچم شما زیر نام پارلمانتاریزیم وطن را فروختند شما تحت نام قانون و پیروی از قانون باداران تانرا هویت قانونی میدهید.بارک لله .


اسم: م ٠مجددی    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 09.02.2010

سلام ، ک٠سروش از المان :
تشکر از نظرت در مورد صفوف حزب وطن ،ولی بايد ګفت اين نظريکه خودت داده ای تنها نظر جنګسالاران ،اخوانیيها و جنايتکاران جنګی است ، نه نظر تمام مردم، يکمرتبه سايت صفوف حزب وطن را ببين و بعدا قضاوت کن، همچنان توهين به پير ها و خانواده های محترم مجددی وګيلانی تنها کار کمونستها و سنګفروشان شورای نظار است ، نه از يک فرد عاقل و مؤمن
٠ بااحترام
م ٠مجددی از جرمنی


اسم: قاسم ( باز )   محل سکونت: ویرجییا متحده ایالات    تاریخ: 09.02.2010

فغانان غزیز. سلام به همه شما.
بیاید بپذیریم حقیقت هر قدر تلح هم باشد باید قبول کنیم. در مسایل سیاسی ،اجتماعی افغانستان ما ممه افراد وطن مسول هستیم البته نظر به موقیف اجتماعی وقت خود. مامور ملکی به اندازه ماموریت خود و جنرال به اندازه جنرالی خود، من در زمان ریاست جمهوری مرحوم شهید سردار محمد داود خان مامور پایین رتبه وزارت عدلیه ان وقت بودم و در انزمان سن ( عمر ) ۱۹ ساله داشتم بروز دوم کودتا هفت ثور یعنی بتاریخ ۱۰ ثور۵۷ بیدون کدام جرم از طرف جنرال نبی عظیمی که در انوقت مسول و سرپرست قوماندانی قوای مرکز بود در قصرتپه تاج بیک بهمرای قاضی هدایت که مرستیال لوی ځاروال بود یکجا زندانی شدیم وقتی که ازجنرال (عظیی) علت زندانی شدن خود پرسیدم موصوف برایم ګفت که (( کفایت میکنند شما برادر عبدالمجید سریاور داودخان هستید ))بلی حالا شما موطنان محترم قظاوت نماید.که به چی جرم نابخشدنی زندانی شدم این جنرال چار ستاره به سلطنت خیانت کرد به نظام جمهوریت به حکومت دکتر نجیب الله خیات کرد و بلا خیره به هر کسیکه قول داده خیانت کرده و در اینده نیز خیانت خواهد کرد در حصه وی این ګفته میلیون بار صدق میکند کی میګوید(( ګرګ زاده ګرګ شود... ګرچه با ادمی بزرګ شود. با احترام فایقه.


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 09.02.2010

وحید الله جان:
لطف نموده بگوئید چطور و با کدام جملات یا با کدام کار من در مورد وطن نمک حرامی کردم یا بیک نفر تهمت زدم که شما را واداشت تا بنویسید که شما نمک وطن را خورده اید و به تمام مردم افغانستان تهمت نمی زنید. چه چیزها شما را وطن خر و مرا وطنفروش می سازد؟ فکر می کنم مشکل بزرگتر افغان ها افهام و تفهیم است.

جناب ک. سروش:
کدام جمله نوشته من شما را به این نتیجه رساند که من از اشغال افغانستان به بهانه قانون دفاع می نمایم یا آن را قانونی جلوه می دهم. هر قدر که من نوشته های خود را مرور می کنم، چنین چیزی را در آن یافته نمی توانم. شما نوشته مرا چه رقم می خوانید که شما را وا میدارد که بگوئید که من اشغال افغانستان را قانونی جلوهی می دهم؟ کدام اشغال؟ من تا بحال هیچ بحثی در مورد اشغال یا استقلال افغانستان را مطرح نساخته ام.

اگر مقصد شما حضور قوای ناتو و امریکا در افغانستان است، این حضور صد در صد قانونیست زیرا شورای امنیت سازمان ملل متحد بحیث عالیترین مرجع حقوقی قانون بین الدول را وضع و اجراء می کند. تمام قوای خارجی در افغانستان از اثر فیصله شورای امنیت ملل متحد جابجا گردیده است. حضور امریکا و انگلستان در عراق غیر قانونی است زیرا شورای امنیت ملل متحد آن را تائید نکرد. حضور اتحاد شوروی در افغانستان غیر قانونی بود زیرا ملل متحد آن را تائید نکرد. حضور امریکا در ویتنام بشکل خودسر صورت گرفت زیرا هیچ مرجع حقوقی بین المللی از آن حمایت نکرد.

یک مطلب را شما باید متوجه باشید که قانونی بودن را با عادلانه بودن گد نکنید. اگر مطلب شما این باشد که حضور قوای خارجی در افغانستان غیر عادلانه و خلاف دین و مذهب افغانهاست، بلی من با شما موافق هستم. اکثر اعمال قوای خارجی در افغانستان خلاف نص صریح فلسفه انسانی، بشری، وجدانی، ایمانی و دینی و مذهبی می باشد ولی غیر قانونی نیست.

برای توضیح بیشتر قانونی بودن یک موضوع از داخل افغانستان را باید خدمت تان بعرض رساند که پارلمان افغانستان صلاحیت وضع قوانین را دارد و رئیس جمهور این کشور مکلفیت تطبیق قوانین را دارد. طرح موضوع جنایات پرچمی ها، خلقی ها، اخوانی ها، طالبان ... در افغانستان غیر قانونیست زیرا هیچیک از افراد این گروه محاکمه نگردیده که مجرم ثابت گردیده باشد. طبق دستور قانون تا وقتیکه یک نفر بحکم قطعی محکمه مجرم اعلان نگردیده باشد، بیگناهست، بشمول نبی عظیمی که موضوع بحث این مبحث است! در سال 2007 پارلمان افغانستان جنایات تمام جنایتکاران در افغانستان را نفی کرد و کرزی رئیس جمهور فعلی افغانستان متعهد به آن می باشد. آیا این یک فیصله عادلانه است؟ نه، صد در صد غیر عادلانه است. آیا بحث بالای این موضوع قانونی است؟ نخیر؟ زیرا هر کسی علیه قانون در افغانستان اقدام می کند، بحیث باغی قابل تعقیب قانونی می باشد.

من خوب مطلب شما را درک نمی کنم. خواهشمندم مرا روشن سازید.


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 09.02.2010

دوستانی که از من تقاضا کرده اند که ویدیو های مصالحه را به افغان جرمن انلاین ارسال نمایم اول جرمن انلاین متعهد شود که نوشته های من را که در آن توهین هم نیست و با احترام هم است در سایت خود بدون سانسور نشر میکند من ارسال میکنم ولی 80% آن در رابطه به مجاهدین کرام است که اگر به سایت جرمن انلاین برسد بهیچ وجه نشر نخواهد شد .ولی اگر سری بسایت های دیگر بزنید من ویدیو ها و سی دی ها و دی وی دی های مختلف را نشر کرده ام که امیدوارم بتوانیم با این دیالوگ قهرمانان جنایات جنگی را مشترکاً بپای میز محاکمه حاضر نموده و یک راه مشترک را برای ساختمان افغانستان نوین پیدا کنیم .
په درناوی


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 09.02.2010

آغا صاحب سید زبیر جان سلام
باور کن که یک عمر از وطن دور استم و همین لسانهای خارجی مرا راستی هم از نعمت سواد نوشتن فارسی و پشتو بی بهره ساخته است انتقاد تان بجای و بسر چشم می پذیرم. راست و دروغ راستی در نوشته های من است ولی بیشترین اش راست است کمکی دروغ هم که در بین نباشد فکر میکنم موثر تمام نمیشود سیاست را همه میدانند که من هم همرای سیاست ملبس استم و توصیه های سودمند تان را دوستانه می پذیرم ولی عمق نوشته های من معنی دیگر دارد. امیدوارم که هر بار گوش مرا تو بدهید تا در نوشته هایم جدی باشم و راست بنویسم و دروغ ننویسم ممنون شما
په درناوی


اسم: احمد الله وطند وست    محل سکونت: خجند ایران     تاریخ: 09.02.2010

آقای انوری به طرح مضمون یک تیر و دو فاخته شکارکردن تان آفرین!
و گردانندۀ محترم افغان جرمن آنلاین! شماهم مسیر خوبی را مطابق مشی نشراتی تان دراین بخش ّپیموده اید و امیدوارم به این کارتان باصداقت و وجدان پاک ژورنالستی بابیطرفی کامل عمل نمایید، اما درمورد بحث این بخش :
اولا در مورد عظیمی : ایشان همانطوریکه آقای انوری نوشته اند به هیچکس حتی اعضای فامیلش نیز صادق نبوده و به قول و سوگند خویش پابند نبوده است و همیشه برای کسب مقام به سازش و کرنش تن داده مقابل قدرتمندان به زانو درآمده وهنگام تغیر قدرت مانند ماش بسوی همان پهلوی سنگین لولیده است. او هنگامیکه درغند ضربه ظاهر شاه سوار موتر سکلیت شد شتابان بسوی اریکه قدرت طی طریق مینمود تا اینکه جنون قدرتش اورا در قطار سرکشان و کودتاچیان قرار داده در کودتا با داود خان پیوست یعنی باکسیکه سوگند وفاداری باایشان بسته بود پشت نمود، بعدا با نظام کودتایی 7 ثور سوگند وفاداری یاد نمود ولی 2 ماه بعد بانظام حاکم پشت پا زده باورود شورویان و قوای سرخ دهن پاچه سرخ نمود و بامرحله نوین انقلاب پیوست و بعداز آن با دوکتور نجیب الله حلف وفاداری بسته تامقام معاونیت وزارت دفاع، قوماندانی گارنیزیون کابل خودرارسانید. ولی مقام وزارت هنوز هدف بعدیش بود, او که تاآنزمان بامقامات هدایت دهنده شوروی وقت بخصوص ارگانهای قوای مصلح و امنیتی روابط تنگاتنگ برقرار کرده بود وقتی به مسکو میرود نظر به هدایات مقامات مسوول امنیتی آنجاباجناح خلق تماس گرفته و از کودتای تنظیم شده در مسکواطلاع میابد او در این مورد در اثر گویا "شهکار" خود یعنی اردو و سیاست در صفحه 389 ضمن افشای مسایل دگر از زبان گلابزوی چنین نقل قول میکند که به دیدنش آمده بود چنین مینویسد:
" ... مراد از ملاقات امروز من اینست که خودت را از جریاناتیکه در کابل صورت میگیرد باخب رسازم. جنرال تنی وزیردفاع، نیازمحمد مهمند و میرصاحب کاروال از طرف خلقی ها و محمودبریالی، جنرال نورالحق علومی و نعمت از طرف پرچمی هادر کابل باهم دید و بازدیدهایی داشته و برای سرنگونی نحیب الله در حال حاضر کردن پلان مشترکی هستند. هدف مااینست که بار دگر ببرک کارمل رابه قدرت برسانیم و نجیب را سقوط دهیم. خواهش من اینست که خودت همراه با رفقایت با ما همراه شوی و همینکه به کابل رسیدی موضوع را با جنرال تنی طرح کنی و همچنان باکاروال تماس بگیری... من به گلابزوی هیچگونه قولی ندادم.اماوعده کردم که حرف های او را برای هیچکس بازگو نکنم...در کابل، بخاطر دلچسپی!! با کاروال در دفتر کارش ملاقات کردم... من آن «راز»را باتمامی تلخی های آن در نزد خودحفظ کردم و به هیچکس کلمه ای از آن نگفتم..." اینست وفاداری به قول واینست وفاداری به سوگند نظام و اینست وفا به عهد و پیمان به رفیق، رهبر حزبی و دولتی و قوماندان اعلی قوای مسلح کشور و اینست اقرار به خیانت بزرگ و تاریخی جنرال حزبی و اینست مردی! و عیاری! یک جنرال دبنگ و ستنگ یک اردوی کشور. البته سهم گیری جناب شان در کودتای 1972 و هموار کردن فرش قرمزشان ازجبل السراج تاارگ در همدستی با سایر خائین حزب و تقدیم شهر و ارگ باخریطه و ساز و برگ نظامی به مخالفینی که تاچندروز قبل اشرارش میخواند!! قضاوتش به خوانندگان محترم این پورتال.


اسم: سید احمد زبیر   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 08.02.2010

سلام به مسؤولین افغان جرمن آنلاین و همه وطنداران!

من هیچگاهی در هیچ سایتی اظهار نظر نکرده و نویسنده و سیاستمدار هم نیستم، مگر اوضاع و احوال در کشورم را همیشه تعقیب میکنم و به نظر خواهر های هموطنم در هر سایتی که باشد دلچسپی دارم و به نظرات همه ارج میگذارم. هرچند خودم از سواد کافی برخوردار نیستم، مگر زمانیکه غلطی های املائی و انشائی مکرر اندر مکرر بعضی از هموطنان را از نظر میگذرانم، حیران میشوم که سطح دانش و سویه بعضی از هموطنان تا کدام اندازه پائین است. یکی از همین هموطنان شخصی است بنام نجیب کامل از شهر روتردام هالند که همیشه نظرات خویش را ابراز میدارد و همه نوشته هایش مملو از غلطی های املائی است و ادعا دارد که سه دیپلوم تحصیلات عالی دارد و من به راست و دروغ آن کاری ندارم و صرف اندکی از غلطی های املائی وی را از صفحه نظر خواهی های همین سایت بیرون نویس کرده و خدمت شان تقدیم میدارم تا باشد در آینده به اصلاح اغلاط املائی خویش توجه مبذول دارند.
در نوشتۀ 4/10/2009
استفاده جوهی ( استفاده جوئی) - پاهین (پائین) - تهنه (طعنه) - مگوهیم (میگوئیم) - روح پنداشتن ( روا داشتن)
مزاق (مزاح)
از ظهور اسلام 1300 سال نه بلکه 1400 سال می شود
بالا وقفه (بلاوقفه) - هیروهین (هیروئین) - سرن (سُرنگ) پیچکاری - بیدون (بدون) - توسیه( توصیه) - جاهیکه (جائیکه) - هدیره (حضیره) - نشر نماهید (نشر نمائید)
عدول ننماهید(عدول ننمائید) - تکمه (دکمه) - مطمئین (مطمئن) - مطمئیناً (مطمئناً) - خائین (خائن)
پوهنتون هوای (پوهنتون هوائی) - پاهین (پائین) - باغ هدن (باغ عدن) -


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 08.02.2010

محترم حقبین،
معذرت میخواهم، که نمیتوانم به کنایه های توهین آمیز تان جواب بدهم، بخاطریکه روحیه انسانی ام تقاضای همچو عکسل العمل ها را نمیکند. هدف من اشاره به یک نکته از سخنان شما و توسعۀ بحث بود. اگر ما بخواهیم یا نخواهیم، فضای سیاسی تا یک حدی نمایندگی از ساختار اجتماعی جامعه را میکند.
من به هیچ وجه جرات نمیکنم مثل شما به تمام مردم افغانستان تهمت زنم، بخاطریکه نمک وطن را خورده ام. ولی سوال باید کرد، این کیها هستند، که به دوستم، کرزی، عبدالله، خلیلی، گلاب زوی و دیگر سوداگران ملت رای میدهند؟ چرا آنان به بشردوست، که حد اقل با همه کمبودی هایش سخن از وطن و مردم میزند، اعتماد نکردند؟
کجا هستند جوانانی، که کتاب بر دست در مقابل اشغال روس به سرکها برآمدند؟ کجا هستند مردمانی که به نعره الله اکبر به مقابل نوکران روس به کوچه ها رفتند؟ ولی، من مطمئن هستم، با همه مثالهای بد شما، که در بین ملت رنجیده افغان بسیاری کسانی وجود دارند، که قابلیت ابراز احساسات وطنپرستی، اتحاد و گذشت را دارند. اگر امکانات نمو همچون احساسات مهیا شود.
احترام به مقام انسان، گذشت از قهر و عقدۀ سیاسی بخاطر منافع ملی را باید ملت آلمان بعد از شکستها یاد میگرفت.


اسم: ک.سروش   محل سکونت: المان    تاریخ: 08.02.2010

سلام هموطنان !

آقای حقبین لطفاً مردم را پشت نخود سیاه مثل اشغال گران روانه نکنید و از این طریق آگاهانه و یاغیر آگاهانه موجودیت دولت و اشغال را قانونی جلوه ندهید. کشور ما مستعمره است. در یک کشور مستعمره بحث طرفداری از قانون یا حماقت سیاسی است و یا اجنت مبلغ سیاست های طرفدار اشغال و حاکمیت ارتجاع سیاه.

به م مجددی!
من فکر میکنم که حزب وطن بهر شکل و ساختمان که باشد تمام اعضای شان وطنفروش و خاین هستند و هرکس که ازآن دفاع میکند خاینتر از آنهاست. اگر شما عضو فامیل مجددی مشهور هستید پس دفاع شما از خاینین درست است. زیرا شما همه از همان قماش هستید.
با احترام


اسم: فرهاد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 08.02.2010

بیشک جناب کویر از کانادا

وقعاً شما نیروهای ضد تجاوز را خوب شناخته اید، با این نوشته تان که «نیروهای ضد تجاوز همین مجاهدین اند» باری از خود نمی پرسید که آغاز فعالیت همین مجاهدین تان از کجا شروع و بکجا انجامید؟؟؟
فعالیت مجاهدین نامنهاد تان با تجاوز مستقیم پاکستان و غیر مستقیم امریکا و انگلیس شروع و با تجاوز مستقیم امپریالیزم جهانی در رأس امپریالیزم جنایت کار امریکا تا کنون ادامه دارد، شما به جهادی های تان بسیار میبالید، شما با افتخار از اسمعیل خان، عطا و دیگران با غرور یاد آور میشوید، اما گاهی فکر کرده اید که این فرماندهان نامدار تان اکنون( بعد از ختم جهاد)در خدمت چه کسانی قرار دارند؟ در حکومتی که این عالیجنابان صاحب قدرت اند، از کدام سرچشمه آب میخورد؟ و بالآخره بر سرمایه حرامی که این مجاهدین لمیده اند، از کجا شده؟
عظیمی و امثالش در وقت خود جنایات جبران ناپذیری را مرتکب شده اند که تاریخ آنرا فراموش نخواهد کرد اما جنایات مجاهدین نامنهاد تان بجائی رسیده که همه آن جنایت ها را تحت الشعاع قرار داده و ادامه این جنایات مجاهدین در وجود طالبان، تمام آن جنایات رژیم های گزشته را مکدر خواهد ساخت.
تشکر


اسم: م ٠مجددی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 07.02.2010

سلام دوستان ، هموطن ، تاسوته په ورزنی ژوند کی صحتمندی او موفقيت غواړم، امديم درقسمت اصل موضوع و تبصره

١ - تبصره ها بااصل موضوع سر نميخورد،
٢ - شما يکسره اعضا و صفوف حزب وطن را غير عادلانه ګنهکار ندانيد، آنها خودشان اين عمل آقای عظيمی را افشا نموده اند، من درسايت آنها که تحت ادرس ذيل htt://xxxxxxxxxxxxxxx است، باين موضوع و ساير مطالب تماس ګرفته و تبصره های جالبی هم وجود دارد، يکبار سری به آن سايت بزنيد، حتما نظر تان تغير خواهد کرد.
بااحترام م ٠مجددی - جرمنی


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 07.02.2010

جناب وحیدالله جان از کشور شریف آلمان:
لیلی مرد بود یا زن؟ فرموده شما صد در صد قابل تائید است که نوشتن قانون روی یخ و گذاشتن آن زیر نور آفتاب به تنهائی نمیتواند علاج دردهای جامعه شود. اگر شما نوشته مرا خوبتر و بادقت بیشتر مرور کنید، مقصد من از تعمیم فرهنگ قانون پذیریست نه نوشتن قانون بشکل مجرد. وقتی فرهنگ قانون پذیری معرفی گردید، بعدا از رئیس جمهور جناب کرزی ارگ نشین کابل گرفته تا جناب شما آلمان نشین معزز و من بدبین حقبین خاک بسر در بدر مجبور به رعایت ازآن خواهیم شد.الله اعلم!
افغانستان بخاطری با این مشکل عظیم مواجه است که رئیس جمهور این کشور بحیث عالیترین مرجع تطبیق قانون و پارلمان این کشور بدبخت قانون شکنی میکند. مشکل افغانستان سیاسیست نه اجتماعی، قومی، مذهبی، زبانی، ایدیالوژیکی...و غیره وغیره. این گپ هم باین معنا نیست که ما مشکل اجتماعی، قومی...نداریم ولی تمام این مشکلات از سیاست افغانستان ناشی میگردد. وقتی جناب کرزی در لندن در برابر خواست بر حق گوردون براون صدراعظم انگلستان مبنی بر محاکمه و مجازات جنگسالاران جناب کرزی از دوستم نامبرده و اورا بخاطری مورد پذیرش میداند که او در انتخابات سال 2004 یک ملیون رای گرفت. سئوال در اینجاست که جناب کرزی بحیث رئیس حکومت قانونی افغانستان چرا برای جنایتکاران اجازه شرکت در انتخابات را داد؟ آیا این همان کرزی نیست که بمردم افغانستان قول شرف داد تا جنایتکاران را به محاکمه بکشاند؟
امروز در افغانستان مردم این کشور مذهب پدیر بشکل وهابیت از طریق آی اس آی پاکستان و رافضیت آن از طریق ایران بشکل غلامان حلقه بگوش می باشند، آنهااز سنن قومی و قبیلوی صد سالۀ خویش مردانه وار دفاع میکنند، در زن ستیزی و سرکوبی زنان شان لقب قهرمانی جهانی را کسب نموده اند، در جنگ های قومی و مذهبی از هر چیز حساس حساستر هستند...اما یک عیب دارند که در عقب کاروان تمدن بشری مطابق تقاضای قرن بیست و یکم می لنگند و این لنگیدن شان را افتخار جاهلانه افغانیت خویش میدانند. ماافغانها سر تاریخ جنگ داریم و از مسائل روز و آینده خویش غافلیم و به دهل بیگانگان می رقصیم. مثلا، پرچمی ها خوب یا بد، خائن یا قهرمان...جزو تاریخ افغانستان گردیده اند. امروز کسانیکه از پرچمی ها بحیث مزدوران روس نکوهش میکنند، در مورد گروه خود فروخته و وطنفروشان امروزی بشکل کرزی که همان پرچمی های قبلی را در آغوش خود گرفته یا دفاع میکنند، یا چشم خودرا می پوشانند و یا تجاهل عارفانه میکنند.
در زندگی روزمره در کوچه و بازار کابل هیچ اختلافی بین یک شیعه و یک سنی نیست. آنها برادر وار و برابر وار همزیستی دارند. اگر شما در کوچه و بازار مندوی تشریف ببرید یک هزاره جوالی با یک پشتون موتروان برادر وار کار میکند. پشتون دریور قاچاقبر اموال قاچاقی خویش را در پناه جوالی های هزاره مندوی کابل حفاظت نموده و باهم برادر وار کار می نمایند. همچنان در زمان جهادی های دزد، گلبدینی ها مال یک تاجر دستوخیل را در پل محمود خان می دزدیدند، دوستمی ها آنرا با کمک موترهای وزارت دفاع که در اختیار دزدان شورای نظار زیر سرپرستی قهرمان ملی افغانستان قرار داشت به دشت برچی می بردند و جهادی های دزد هزاره آنرا باصطلاح "او" کرده و پول آنرا برادر وار بین هم تقسیم میکردند. این بهترین نمونۀ برادری بین افغان ها بین سالهای 1992_1996 بود. که فکر مردم عام را دارد؟ فرهنگ سیاسی افغانستان مردم ستیزی بخاطر تامین منافع باداران خارجی شان است.
مشکل افغانها در رادیو تلویزیون دولتی افغانستان مطرح میگردد، مشکل هزاره و پشتون در وقت تقسیم چوکی های دولتی در کابینه کرزی اوج میگیرد، بحث های شیعه و سنی در صنف های فاکولته های پوهنتون کابل باعث شور و دعوا میگردد، وزارت اطلاعات و فرهنگ کرزی از کلماتی از قبیل "پوهنتون" و "دانشگاه" زخم شادی می سازند و دوستان ما در وبسایت های انترنت به این دهل های سیاسی می رقصند.
برای حل این معضلات آمادگی پیروی از قانون افغانستان بدون قید و شرط است. شما نیز بجا فرموده اید که قانون نیز دنیا را به بهشت برین تبدیل نمیکند و شما مثال آنرا در یونان و آلمان ارائه کرده اید. قوانین مشکلات لاینحل خود را دارد. اما جوهر مطلب اینست که جهان امروزی جهان متمدن قلمداد میگردد و علت آنهم حاکمیت قانون است. افغانها نباید خودرا بحیث مخلوق نخبه روی زمین از این پروسه جدا نگهدارند. امید است این توضیحات شمارا برآن وادارد که پشتیبانی خود را از معرفی فرهنگ قانونپذیری در افغانستان اعلام کنید و من و خودت با قانون پذیری ممکن هیچ چیزی نتوانیم اما خوب است که تاریخ وبسایت وزین مردمی افغان جرمن آنلاین نام هر دوی ما را بحیث افراد قانونپذیر ثبت کند!
آیا مطلبم را واضح توانسته ام؟


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.02.2010

محترم حقبین،
قانون نمیتواند به تنهایی علاج دردهای جامعه شود. بیشتر از همه باید اشخاص آمادگی و احساس پیروی از قوانین، توافقات و اصول اساسی انسانی را داشته باشند. درحال حاضر کشور یونان دچار مشکلات جدی مالیاتی شده و اقتصاد اتحادیه اروپایی را بخطر مواجع ساخته است۰
علت این مشکلات روحیه عدم پیروی از قوانین اروپایی بوده است، در حالیکه به همان قوانین در آلمان احترام میشود. کشور رنج دیدۀ ما از مدت سی سال شاهد خشونت، مداخله و تباهی است. جریانات سیاسی حیاُ از دست درازی به قدرتهای خارجی را از دست داده اند. آرمان بسیاری از بزرگان اقوام، که نمونه و مثال به افرادشان اند، را پول، قدرت و منافع قبیله تشکیل میدهد.
خطریکه روشنفکرانی چون انوری با آن مواجه اند، اینست، که فریاد آنها - باوجود شرایط فعلی- سی سال دیگر هم دوام خواهد کرد. در حالیکه عظیمی ها، گلابزوی ها، دوستم ها، ربانی ها، گلبدین ها، ملا عمرها و کرزی ها لبخندان به بازی دادن وجدان شان زیر نام ایدیولوژی، دین ، قوم و دیموکراسی دوام خواهند داد. تا زمانیکه یک جریان ملی و مردمی از داخل کشور به پا ایستاده نشود، تغییری در این هیاهو نخواهد آمد.


اسم: دین محمد   محل سکونت: کابل    تاریخ: 07.02.2010

قابل توجه محترم اقای نجیب "غیر"کامل:
همانطوریک هموطن دیگر نیز تقاضا کرده که ویدوی ائتلاف حکمتیار- جنرال رفیع را به وسایل جمعی سپرده تا منتشر شود، در آن صورت میتوان شمارا نجیب کامل خطاب کرد در غیر آن به راه کارمل یعنی در عمل علیل بی کفایت و"بیکاره" محسوب میشوید. پس تقا میگردد تا دست به عمل زده ویدوی کودتای جنرال رفیع-حکمتیار را به نشر برسانید که کامل شوید.
قابل توجه اقای وحدت "ضد وحدت":
من در نوشته خود ضد و نقیص ننوشته ام در کشور ما همه روشنفکران از همان آغاز نضت ویش زلمیان تا به حال همه روشنفکران در گروه های مترقی و مرتجع و یا راست و چپ ، همانطوریکه یک هموطن دیگر بنام مستمند هم توزیح نموده تقسیم شده بود که البته درین راستا اولین نهضت ملی و مترقی در وجود مولوی سرور خان بوده که بعداً در نتیجه فعالیت پدرکلان نبی عظیمی توسط در بار مستبد در دهن توپ پرانده شد و اولین افختار مبارزه را درعمل مولویهای کرام داشت و هنوز دارد که تره کی و بینوا و دیگران بعداً نهضت ویش زلمیان را تعقیب کرد. لذا نمی توان که گروه های جهتدی دیروز را که روسها را دواند در جمله نیروهای مترقی حساب نکرد البته منفی رهبران تجار پیشه شان مثل ربانی - حکمتیار و سیاف و خالص و ناخالص.


اسم: نورمحمد   محل سکونت: کابل    تاریخ: 07.02.2010

با تاید از موضعگیری محترم مستمند - محمد - غورحنگ و عبدالله باید گفت که عملیات انتقام شمال از جنوب بعد از اشغال کشور ذریعه ابتکار کارمل و شورویها اغاز شدند که مطابق رهنمود کارمل، محمود بریالی و نجم الدین کاویانی موظف شدند که گروپ های پشتونهای انتی پشتون را علیه جنوب فعال نماید و در وجود انان باید اعمال ننگین شان اجرا نماید که در راس گروپ بریالی فامیل علومی قدعلم کرد و در وجود گروپ کاویانی در راس آن غلام دستگیر خروتی که بعد از شکست مبذل ائتلاف شمال به روشنفکری روی آورده و حالا روشنیالی شده است، به شمول فامیل منگلیهای حبیب شامل بودند و فعالیت میکردند.
مسله تشخیص هویت ملی نیز درین مرحله منحوس اشغال روی دست گرفته شد و تاریخ پر افتخار کشور نیز دست کاری شد و بر افتخارات کشور خط بطلان کشیده شد.
کارملیها بعد از آنکه پلان شان مبنی بر اشغال تاج و تخت ذریعه ائتلاف شمال را نصیب نشد و در نتیجه ابتکار حضرت مجددی جمهوری نام نهاد اسلامی ایجاد شد درینصورت دستور داد تا به جنگ پشتونها علیه برادران هزاره اقدام نماید و کشور باید به حمام خون مبدل شود تا به گفته لایق نالایق کارمل باید انتقام را از مردم نااهل که اهمیت و ارزش رهبر گارگران و زحمتکشان افغانستان " کارمل" را نمیدانست باید حالا اهمیت چنین رهبران که افغان نبودند باید در اینده آنرا بشناسند که اگر رهبر شان اجنبی باشد برای منافع خود و قوم شان "کشمیری، تاجکی و پنجاب" مبرزمند، نه برای منافع ملی و افغانی همانطوریکه درین همه رهبرانیکه افغان بودند جان باختند ولی به اهداف ازمندانه و نامردانه اجنبیها تسلیم نشدند.
روسها در وقت خروج شان مکتوبی را به داکتر نجیب پیشکش کردند تا از درخواست غرامات جنگی منصرف شود لیکن موصوف این کار را نکرد. و در عوض رهبر مجاهدین که در اصل افغان نبود و از تاجکستان بود بنام برهان الدین ربانی این ارزوی شورویهارا برآورده ساخت و غرامات جنگی را علیه تجاوز شوروی بر خاک پاک افغان را منصرف شد. این بود یک مثال عملی و ساده از فعالیت اجنبی ها علیه افغانها که هنوز هم این سلسله در وجود جبهه متحد ملی - حزب متحد ملی و نهضت بلاگیر کارملی و... عملاً مشاهده میشود.
افغانها باید قاطعانه و بیباکانه عیله اهداف نامردانه و بزدلانه دشمنان شان در وجود احزاب و سازمانها باید برزمند تا باز حوادث سقاوی اول و دوم در وجود اجنبی های کارمل - مسعود و ربانی و دیگران تکرار نشود.
افغانها یک وجود تجزیه ناپذیر اند و باید تجزیه ناپذیر بمانند هماطوریکه در مقابل کودتای ائتلاف شمال همه افغانها چه تاجک - ازبک و هزاره همه و همه مشترکاً رزمیدند و پلانهای شوم کارمل - مسعود و ربانی را نقش بر آب کردند.


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 07.02.2010

اوخانه واله یاره، روغ او جوړ اوسی:

ستاسو له تبصری نه یو جهان مننه....
من خوب رشتۀ گپ های شما را دنبال می کنم. منطق شما از اینجا شروع میشود که وقتی شما از آخوند های نابکار یادی میکنید فورا ...ولی نمیگوئید که چرا شما عین مطلب را در مورد من عمل میکنید؟ هدف من در اینجا ارائۀ راه حل از همین شیوۀ بحث است. سئوال اول اینست که آخوندهای نابکار ایرانی و...را به مشکل من و خودت چه؟
اگر آخوندهای ایران در افغانستان جای پائی دارند علتش اینست که بستر برای مداخله شان آماده است. فرهنگ افغان فرهنگ مداخله پذیر است. بیا که این فرهنگ مداخله پذیری رااصلاح کنیم. هستند دوستانیکه علیه مداخله روس ها هیاهو دارند ولی باکمال ادب و گستاخی از مداخله امریکا حمایت میکنند، از دزدان و رهزنان شمال شکایت دارند ولی در مورد جنایات دزدان و رهزنان جنوب زیر نظر آی اس آی حمایت میکنند یا تجاهل عارفانه می نمایند. مشکل افغانستان هم همین است.
این شیوه برخورد قانونی نیست. خوب دقت کن قانونی نیست! شاید این شیوۀ بحث و عمل اخلاقی باشد، مذهبی باشد، انسانی باشد، قومی باشد،...و...و...اما قانونی نیست!
اگر یکبار دیگر نوشتۀ مرا خوبتر بخوانی من خواستار تطبیق قانون در افغانستان میباشم. افغانستان امروز یک قانون اساسی دارد و این قانون باید تطبیق گردد. قانون بصورت عموم اعمال انسان را در یک مملکت مورد تحقیق قرار میدهد نه قوم، مذهب، جنس، اصلیت و افکار سیاسی و اجتماعی اورا. وقتی شما یک آخوند نابکار ایرانی را مورد طعن و لعن قرار میدهید، لطف نموده علت آنرا در چارچوب قانون اساسی اففانستان مطرح سازید.
وقتی شما از من میخواهید که نجیب نابکار و جلاد پرچمی را مورد طعن و لعن قرار دهم می ترسم که به باغیگری در برابر قوانین افغانستان متهم گردم. اگر شمااز من شخصا بپرسید که در وبسایت جایش نیست موضوعات شخصی مطرح گردد، من با شما در مورد جنایات خلقی ها و پرچمی ها، اخوانی ها از قماش های گوناگون و طالبی هاو همچنانان جنایات باند نابکار و وطنفروش کرزی موافق هستم اما سئوال در اینجاست که حکومت بر حال امروزی افغانستان چرا در مورد این جنایات رسیدگی نمیکند.
خودت و من وظیفه رسیدگی و بررسی را بحیث سارنوال حکومت قانونی افغانستان نداریم.
من مثالی را خدمت تان بعرض میرسانم. جناب کرزی هفته گذشته در لندن تشریف داشت. لیز دوست مخبر معروف بی بی سی و صاحب نظر افغان( لغت لول دادن ها بشکل ایرانی ها را خوب متوجه باشی و امیدوارم که شیوه نوشته ام جناب ولی جان نوری را عصبانی نسازد) مسئولیت مصاحبه را بدوش داشت. صدراعظم انگلستان به او صریح دستور میدهد که حکومتش را از لوث جنگسالاران و دزدان و آدمکشها پاک سازند ولی آقای کرزی با کمال گستاخی از دوستم نامبرده و از او دفاع میکند زیرا او در انتخابات ریاست جمهوری 2004 یک ملیون رای برد! ده کجا و درخت ها کجا!
خوب فکر کنید. من چرا در چنین شرائط با شما در مورد دوستم جر و بحث کنم. وقتی حکومت کرزی بحیث مجری قوانین افغانستان و پارلمان افغانستان بحیث طراح قوانین افغانستان آنهارا عفو می نماید فکر میکنم که خودت و من بحیث باغی در برابر حکومت قانونی افغانستان محاکمه و باشد مجازات محکوم گردیم! من نمی فهمم که چند بار دیگر خدمت شما جناب عالی تکرار کنم که فرهنگ افغانستان فرهنگ قانون ستیزیست. این فرهنگ از سطح کرزی گرفته تا بسویه خودت و من قابل تطبیق است. تا وقتیکه ما فرهنگ قانون پذیری را تعمیم نبخشیم، همین آش و همین کاسه باقی خواهد بود.
من قبلا خدمت شما از نیت نیک جناب آقای حمید خان انوری قدردانی کرده ام اما باز هم خدمت شما عرض می نمایم که افغانستان باید بر اساس احکام قوانین افغانستان مطالعه و افراد و اشخاص هم در همین چوکات مطرح گردند. نیت نیک و بد افراد یک امر شخصیست و مداخله من و خودت در مورد نیات افراد چیزی جز فضولی نیست!
امید است این توضیح قناعت شمارا فراهم ساخته باشد و بانتظار تبصره شما.


اسم: مستمند   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 07.02.2010

با تقدیم احترامات باید به عرض رساند که سرمایه روشنفکران کشور در حالت دیروز بین چپ و راست و یا بهتر بگویم به مترقی و مرتجع بین گروهای معلوم الحال دیروز به خلقی، پرچمی، اخوانی، شعله ای و افغان ملتی تقسیم شده بود. به شمول گروهای خورد و کوچک دیگر و خیانت یک رهبر و یا هستۀ رهبری آن به معنی خیانت کلی همه حزب و یا تنظیم نبوده بلکه بودند و هستند کسانیکه همیشه با واقعیت بوده و با ارمان مطرح شده در برنامه حزب وفادار ماندند.
همه این احزاب و سازمانها در سی دهه آخیر غرض غصب و کسب قدرت باهم به شکل مسلحانه رزمیدند و کشور ما به میدان زور آزمایی شرق و غرب مبدل شد. اما زمانیکه شرایط تغیر کرد و یک مرد به میدان حاضر شد و اعلان کرد که بیائید این وطن مشترک را به اشتراک هم اعمار نمائیم و هرکسی که در انتخابات میدان را برد ما منحیث نوکر شان در خدمت شان هستیم.
درین وقت سرحد ایدیالوژیک دیروز مبنی بر راست و چپ و یا مترقی و مرتجع از بین میرود و زاغ با کبوتر مطابق دستور ک -گ- ب- و اخوندهای ایران یکجا میشود و این موجود معجون مرکب بنام ائتلاف لعنتی شمال عرض وجود میکند و در راًس این ائتلاف کارمل - مسعود قرار میگرد و بنام انتقام از جنوب علیه پلان صلح ملل متحد که اسناد صلح آینده مطابق پلان ملل متحد توسط کلیه طرفهای در گیر در معضله کشور قبلاً طی سالها تلاش به امضا رسیده بود، نابود گشت.
این حادثه در تاریخ کشور بنام کودتای خونین و لعنتی ائتلاف شمال علیه پلان صلح ملل متحد خوانده شد. البته کودتاچیان ائتلاف شمال آنرا انقلاب اسلامی نامگذاری کردند که عملاً در راًس این انقلاب منحوس کارمل و دار و دسته اش قرار داشت، که عملیات آن ذریعه نبی جان عظیمی - فامیل علومی -دوستم - یارمحمد وغیره افسران صورت گرفت. غرض عملی کردن کودتا تبلیغ کردند که خطر اشغال کابل ذریعه کودتای نجیب - گلبدین در خطر است و کارمل - مسعود میخواهد که افغانستان را نجات دهند لذا مجبور هستند که کابل را یک روز قبل از تطبیق پلان ملل متحد انها باید اشغال نماید تا شرف و ناموس مردم را نجات دهند!.
همان سبب است که نجیب کامل تقاضا کرده که باید ویدوی ایتلاف حکمتیار -جنرال رفیع هم منتشر شود که من تا بحال ندیدیم و اگر محترم کامل لطف فرموده که ان ویدو را به سایت وزین افغان-جرمن تسلیم نماید که هرکس آنرا مشاهده نماید تا این افسانه هم به واقعیت مبدل شود مثلیکه افسانه کودتای نجیب علیکه تنی - حکمتیار بر سر زبانها است.
اگر عناصر ملی مترقی و وطن دوست همین دسته های راست و چپ و یا مترقی و مرتجع دیروز را که در کودتا های 26 سرطان 7 و8 ثور و یا دیگر ائتلاف ها مثل ائتلاف شورای هماهنگی و یا هم شورای بی هماهنگی که توافقی بود بین گروه کارمل - سید ملا صاحب عمر و تسلیمی مزارشریف و... دست نداشته و با آن مخالف بوده و علیه آن رزمیده و کشته شده با هم مطابق خواست مقدس وطن با هم یکی شود و از جنایات رهبران دیروز فاصله گیرد و تاریخ عینی کشور را در نظر گیرد و به گذشته خود وداع گوید واقعاً یک قوت عظیم است ، و عملاً یک قوت بزرگ بود ولی ذریعه گادی وانان شان متاًسفانه غلط استعمال شدند.
درینصورت امکان دارد که بازهم به طرف صلح در حرکت شویم. درغیر آن راه دیگری وجود ندارد زیرا که اصلاً جنگ بین همین گروه هااست و باید آنها به عوض ائتلاف ها به آشتی ها و انتخابات آزاد و دیموکرایتک مراجعه نماید، هرکس اکثریت برد نوش جان شان.


اسم: اوخانه وال   محل سکونت: امریکا شمالی    تاریخ: 07.02.2010

محترم حقبین سلام!
ما یک تعداد را سراغ داریم که اګر نا بکاری های ایران را یاد آور شوی اینها میګویند چرا به پاکستان نا بکار خطاب نمیکنی. اګر از دنائت و خیانت مخدوم رهین یاد آور شوی اینها فورا از کدام شخص دیګر نام میبرند که چرا از خیانت آن شخص نمې نویسي. واین ګروه عبارت از کسانی هستند که از هر خاین و بیوطن دفاع میکنند.
هموطن عزیز حقبین، محترم حمید انوری راست و پاک مینویسد؛ نوشته های شان مملو از وطنپرستی و عواطف انسانی است؛ او ازهیچ خائنی دفاع ننموده، اګر کدام خائن مانند عظیموف از قلم شان خطا شده لطفا نام و جنایت ویرا نیز با استفاده از همین مبحث افشا بساز. ما هم باشما خواهیم بود.
ولی از نوشتۀ فعلی شما بوی همقطاران نجیب جان بسیار بسیار کامل می اید، کسی که هنوز با همه کامل بودن اش یک خائن رسوای عام و خاص را نه شناخته.
امید آزرده نشوید. با احترام وطنی


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 06.02.2010

پیش از همه بر شما دوستان و گردانندگان افغان جرمن آنلاین مرحبا و شادباش باد که زمینه افهام و تفهیم بدون سانسور بین افغانان را بعهده دارید. بالاخره ما به یک نتیجه می رسیم در صورتیکه گپ های خود را پوست کنده گفته بتوانیم و بدون جهل و تعصب توانائی شنیدن حقایق و دروغ را داشته باشیم، بالاخره ما دروغ را از حقایق تشخیص داده خواهیم توانست.

تخم دیگر به کف آریم و بکاریم ز نو
کانچه کشتیم ز خجلت نتوان کرد درو

مرحبا جناب حمید خان انوری!
ولی باید متوجه باشیم (در تاریخ معاصر افغانستان)که در زمان ریاست جمهوری و صدارت مرحوم مغفور شهید سردار محمد داود خان ما تخم پرچمی و خلقی کاشتیم، در زمان پرچمی ها و خلقی ما تخم جهاد کاشتیم، در زمان اقتدار محاهدین ما تخم طالب کاشتیم، و بالاخره کاشته های ما بشکل حضور قوای ناتو در افغانستان ثمر داد و امروز نمی دانم که چه تخمی شما برای کاشتن در سر دارید؟ بعقیده اینجانب هر قدر ما تخم نو کاشتبه بریم، تا وقتیکه بستر مساعد برای نشو و نمای تخم سالم نباشد، تخم کاری نتیجه نمی دهد، چه تخم نو، چه کهنه، چه تخم خوب و چه بد، چه تخم از قماش سوسیالیستی، چه از قماش اسلامی جهادی یا طالبی یا از قماش امریکائی!

چرا پرچمی و خلقی در افغانستان رشد یافت؟ زیرا بستر برای رشد آن در زمان ریاست جمهوری و صدارت مرحوم سردار محمد داود خان شهید فراهم و مساعد گردید. چرا افغانستان میدان تاخت و تاز مجاهدین قرار گرفت؟ زیرا زمینه رشد آن در بستر جهادپرور افغانستان فراهم گردید. چر طالبان در افغانستان بصورت مرض سرطانی نشو و نما می کند؟ زیرا زمینه رشد آن در افغانستان سرطان پرور فراهم است .....

شما جناب عالی در نوشته تان بحث را بشکل شخصی بسویه یک همکار قلمی تان بنام آقای کامل و جناب عظیمی بحیث یکی از افسران نظامی در زمان خلقی و پرچمی محدود می سازید که یک نظر صائب نیست. این نوع طرح موضوع بسیار تنگ نظرانه و مملو از تعصب است. افغانستان یک مملکت است. اگر اساس این مملکت را پایه محکم و استوار مملکت داری می ساخت، نه عظیمی بحیث یک فرد قدرت داشت و نه هم گپ های نجیب کامل تاثیر. از شما جناب خواهش می گردد که بحث های تان را قدری عمیقتر مطرح ساخته و ارائه بدارید تا راهی برای بیرون رفت از این منجلاب بدبختی افغانستان مهیا گردد.

برای نجات افغانستان از این گودال گنده راه نجات موجود است و آن اینکه در مورد پاکسازی بستر برای مکروب زدائی فعالیت صورت گیرد. نوشته شما با وجودیکه ناشی از احساسات نیک تان می باشد ولی بدردبخور افغانستان بحیث یک مملکت و مردم آن بحیث یک ملت شده نمی تواند. شما قضاوت تان در مورد افغانستان را به سه دهه محدود می سازید که درست نیست. اگر وضعیت افغانستان پیش از سه دهه وضعیت اطمینانی می بود، فاجعه های سه دهه اخیر صورت نمی گرفت. پس بیائید عمیقتر فکر کنیم که چرا و چه چیزها ما را به سه دهه رساند که سرنوشت ساز بود. اگر این نظریه من اشتباهست، لطفا با ارائه مثال در چارچوب اصول و قوانین آن را برایم واضح سازید.


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 06.02.2010

سلام انوری، گیلاس ویسکی خودرا بگذار در سر میز و باز نوشته کن.
در یک طرف صفحه افغان جرمن انلاین ویدیوی مصالحه جنرالان دولتی را با مجاهدین به نمایش گذاشته و در بخش دیگر همین مصالحه کنندگان را خائن و وطنفروش معرفی کرده است و کاش ویدیوی مصالحه گلبدین حکمتیار را با جنرال رفیع هم میداشتید و ویدیوی جنرال دوستم و مسعود را هم در یوتیوب دیده اید و همین اعضای حزب دموکراتیک خلق و وطن مگر کاری بد انجام دادند که یک بخش اسیر جهادی را با خود یکجا در دولت سهیم ساختند و حتی قدرت را بمجاهدین دو دسته تسلیم کردند و ما برای هر مجاهد یک تفنگ و تانک را دادیم چرا آنها اشتباه کردند.
چرا چور و چپاول کردند و چرا توسط طالب ها رانده شدند. شما انوری آواز آی اس آی را در گلو دارید و مردم تاریخ زنده را در زندگی خود دیده اند و اگر محکمه عادلانه غیر جهادی و طالبی دایر گردد. بیشترین مجرمین جنگی همان جهادی ها خواهد بود. ما الان هم در پهلوی مردم بی دفاع خود قرار داریم که مسلح هم نیستیم و اگر سلاح از دست شما جهادی ها گرفته شود بنظر من مردم قصد هزاران ساله را از شما جهادی ها خواهند گرفت. من مطمئین (مطمئن) استم که به بسیار زودی عملی خواهد شد. شما و سایر نوکران اجنبی چه چپی و راستی در برابر محکمه ملت جواب خواهید داد.
په درناوی


اسم: کویر   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 06.02.2010

من فقط صفحۀ اول نوشته انوری را خواندم. باقی اشرا نمی خوانم. نظرات نوشته شده را نیز نخوانده ام اما به نظرات کامل آشنایی دارم و دیگر وقتم را به خواندن آن صرف نمیکنم.
اما یک سوال را مطرح میکنم نسبت به دعوت انوری از عظیمی برای پیوستن به نیروهای ضد تجاوز. این نیروهای ضد تجاوز همین مجاهدین بوده اند. باید اقرار کرد که اگر جهاد مسلحانۀ مردم نمی بود مخالفت های آرام و اجتماعات چند صد نفری در برابر ملل متحد در نیویارک که سال یکی دوبار به مشکل دایر می شد و صدای آن به داخل به دشواری انعکاس می یافت به هیچوجه خروج اشغالگر و سقوط رژیم دست نشانده را موجب نمی گردید.
عظیمی مردی بود نظامی. اگر امروز می نویسد از سر ناچاری و شاید هم از سر تفنن است. اگر در صف مجاهدین قرار میگرفت یک فرمانده می بود. با تجاربی که در امور نظامی داشت شاید یک فرماندۀ موفق از آب در می امد. شاید یک اسماعیل دیگر می شد. شاید هم سید جگرن و یا عطا. من در یک انتخاب دشواری قرار دارم. چون همان مجاهدین امروز جنگ سالار خوانده می شوند و ناقض حقوق انسان. من می خواهم بپرسم شما کدام عظیمی را می پسندید عظیمی جنرال رژیم پوشالی یا عظیمی ایکه امروز برایش جنگ سالار می گفتید.
شما خط تان را روشن کنید. اگر مقاومت و جهاد مردم برای تان ارزش داشت دیگر مجاهد را جنگ سالار نخوانید. اگر مجاهد قابل محاکمه و باز پرس است پس از عظیمی و امثال او نخواهید که چرا در صف مجاهدین نرفته اند. سیاست هم با تو بلا و هم بی تو بلا را در پیش نگیرید. شما در پیش رو قمچین و در عقب میل برنجی را می گذارید.


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 06.02.2010

دوستان عزیز عضو پرافتخار وبسایت افغان جرمن آنلاین:
سلام های بنده حقیر پر تقصیر و سر تا پا ملامت عام و خاص را شما عالی جنابان فاضل و پر از دانش به بزرگواری تان بپذیرید و به این جاهل بی خبر از همه چیز افتخار بخشیده و او را مفتخر حاضرت و آخرت بگردانید که همچنان جاهل باقی نماند.
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب طلب از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمائید که وی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
هــم لاشه خری خویش بمنزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
هدف بنده، خدای نخواسته توهین یا انتقاد بالای هیچکس نیست، چه رسد که من شما بزرگواران دانشمند را انتقاد نمایم. چون من از شروع گفتم که من جاهل هستم و نیاز به بیداری دارم. امید است دوستی مرا از این جهالت فطری ام بیدار سازد که خدای نخواسته در جهل مرکب ابدالهر نمانم!
بیائید یک مطلب را در آغاز پوست کنده بگوئیم و بشنویم و فکر کنیم. آیا شما در افغانستان و زیر فرهنگ افغانی بسر نمی برید؟ آیا شما آموزش و فراگیری الفبای تعلیمی تان را از مکاتب افغان طبق فرهنگ افغانی مطابق نصاب تعلیمی وزارت معارف افغانستان شروع نکردید؟ آیا ادب و اخلاق تان را از کتب چاپ شده در افغانستان نیاموختید؟ اگر جواب شما به این سئوالات مثبت است پس باید بدانید که افغانستان را که تاسیس کرد و که بنیاد گزار افغانستان معرفی گردید، استقلال افغانستان را که گرفت و که محصل آن نوشته شد، کدام افراد و اشخاص در راه استقلال افغانستان جان های شیرین شان را از دست دادند ولی کدام اشخاص و از کجا شهید راه استقلال معرفی گردیدند، کابل را که فتح کردو فاتح کابل که معرفی گردید، روس ها را که برای نجات افغانستان در راه دفاع از افغانستان شکست دادند ولی که قهرمان ملی آن اعلام گردید و که پدر این مملکت بود و که بابا خوانده شد .....
خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج
شما یکبار قرآن را بخوانید و آنرا با اعمال مجاهدین شهادت پرور افغانستان و طالبان کرام مقایسه کنید و بگوئید کدام عمل شان اسلامی بود... بنام تطبیق دین مبین اسلام مردم افغانستان بصورت کل به یک گروه بی خصلت بنام مسلمان ولی فارغ از هرنوع اخلاق انسانی و وجدانی و اخلاقی بر اساس تعلیمات مدنی و متاول امروزی بسویه جهانی تبدیل گردیدند.
وقتیکه وضعیت از این قرار باشد پس چه عیب است که ما کودتای ثور را انقلاب بنامیم و چرا صرف و صرف تمام خرابی ها را بگردن دو افغان معزز و محترم نجیب الله و ببرک کارمل روس ماب بیاندازیم. آیا تمام تاریخ افغانستان بااین دو فرد آغاز و ختم گردید و اگر کابل براستی هم کابل می بود یک فرد بی هویت افغانی بنام جنرال نبی عظیمی چطور می توانست آنرا به باند مسعود تروریست تسلیم کند؟
مشکل افغان های منور و تحصیل یافته و روشنفکر اینست که آنها در چوکات یک فرهنگ سالم مطابق تقاضا و خواست جهانی عمل نمی توانند.
امروز سرنوشت جهان را قانون تعیین می کند، چیزیکه در افغانستان نه بازار دارد و نه کسی از آن حرف میزند... من نمی فهمم دیگر چه بگویم.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 06.02.2010


تخم دیگر بکف آریم و بکاریم ز نو!


اسم: م.وحدت   محل سکونت: المان    تاریخ: 05.02.2010

برادر محترم آقای دین محمد!
معذرت میخواهم که شمارا عصبانی ساختم، ولی خوب شد آنچه در دیگ است در کاسه برآید. واقعاً الفبای سیاسی را نخوانده و سواد سیاسی هم ندارید که در نوشتهً تان اول ضد و نقیض میگوئید و گناه بزرگتر از آن ، همردیف قرار دادن نیروهای ملی و دیموکرات با وطن فروشان خلق و پرچم و دیگر خائنین است.....کند همجنس با همجنس پرواز - کبوتر با کبوتر زاغ با زاغ.
بلی شما بخواهید و یا نخواهید کروپ کارمل، نجیب ، جمعیت، حزب اسلامی و دها گروپ وطن فروش دیگر در بازی جهانی در کشور ما دست بهم خواهند داد تا اهداف استراتژیک باداران خود را جامعهً عمل بپوشانند. بخصوص تا زمانیکه افرادی مثل شما به خت کردن آب تلا ش نمایند. نصیحت من به شما اینست که بحال بیائید و سواد سیاسی خود را بالا برده و در راه وحدت مردم و روشنفکران تلاش نمائید. تشکر


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.02.2010

بعد از یک نگاه منصفانه به خاطرات کارمند ملل متحد Corwin P‪.‬ باید این موضوع واضح شده بتواند، که در آغاز شدن جنگ داخلی در سال ۱۹۹۲ تنها خیانت جنرال عظیمی نقش عمده نداشته است. البته این نگاه ایجاب آزادی فکر از وابستگی قومی، عقیده یی و ایدیولوژیکی را میکند. متاسفانه یک بخشی از ملت افغان به علت کمبود حس وطنپرستی و فقدان دانش ضروری برای قضاوت وجدانی جرات این را ندارد، تا با چشم حقبین واقعیتهای تاریخی را تحلیل کند. کارمند ملل متحد از بی علاقه گی امریکا، پاکستان و احزاب مجاهدین در آنزمان در ایجاد حکومت ملی سخن میزند‪.‬ نبودن آماده گی واقعی حکومت داکتر نجیب و حزب وطن در دست کشیدن از قدرت بعد از خروج عساکر شوروی، وابستگی حکومت به قوتهای رهزن دوستم، اختلافات داخلی حزب وطن، قطع عجولانه کمکهای مالی روسیه و امریکا - بدون در نظرداشت عواقب - از جمله عوامل دیگر این فاجعه شمرده شده میتوانند.

جای تاسف است، که بعد از گذشت تقریباً هژده سال هنوز هم بازیکنان این بازی با ملت افغان جرات حقیقت گفتن را ندارند. چند هموطن از بی فایده گی همچنین بحثها سخن زده اند. بلی، بدگویی یا صفت از داکتر نجیب، عظیمی، احمدشاه مسعود ثمری ندارد. از اینکه قوتهای خارجی تصمیم خروج از افغانستان را دارند، باید کوشید درس از گذشته ها را گرفت، ورنه فاجعه کابل دوباره تکرار خواهد شد. به نظر من علت مهم همچو فاجعه ها یک چیز بوده است: فقدان یا کمبودی حس وطنپرستی در همه جریانهای سیاسی و حتی در یک بخش باشنده گان کشور. در تقویه همچو احساس حکومت ملی، نظام سالم تعلیمی و مطبوعات یک نقش مهم را بازی کرده میتوانند. متاسفانه در هر سه بخش امیدواری چندانی تا حال دیده نمیشود. ولی نا امید نباید شد.


اسم: دین محمد   محل سکونت: کابل    تاریخ: 05.02.2010

به اطلاع دوست محترم وحدت بایدرساند که گفتن حقایق عینی کشورکه تاریخ زنده مااست دفاع از دوکتور نجیب الله نبوده، بلکه حقیقت مطلق است نه نسبی،و اظهار حقایق هم توهین به کسی نیست بلکه توضیح تاریخ است و تاریخ را نمیتوان با سفسطه و تبلیغ نامردانه تغیر (تغییر)داد.
ما(من) با روح آرام و وجدان کاملاً پاک زندگی میکنم زیرا که نه نوکر روسها بودم نه از غربیها، نه در نابودی پلان صلح ملل متحد نقش داشتیم و نه در آوردن سرخ ها و سبز ها.
راه نجات هم واقعاً وحدت و همبستگی کلیه نیروهای ملی دموکراتیک و وطن پرست است،اما ما شاهد زنده هستیم که یکبار همین نیروهای ملی دموکراتیک و وطن پرست در آستانه تطبیق پلان صلح ملل متحد، یکجا با پلان صلح ملل متحد که آرزوی دیرینۀ مردم رنجدیده افغان بوده بخاطر انتقام از بچه اختر در وجود ایتلاف(ائتلاف) لعنتی شمال ذریعه رهبر پرولتاریای افغان بنام ببرک کارمل به دشمن آشتی ناپذیر بنام جمعیت اسلامی تسلیم داده شد و کشور مارا سر انجام به مستعمره پنجاب که کشور آبایی ببرک کارمل بوده مبدل گشت. از همان سبب بود که میگفتند: گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
حالا با صراحت باید به عرض رساند که گروپ کارمل مثلیکه باز با جمعیت اسلامی و یا حزب اسلامی تعهد نموده که کلیه نیروها را باز جمع میکنیم و در بدل جیب خرچ ناچیز برای تان میفروشیم که از غم شان برای ابد خلاص شوید و افغانستان هم در آینده نزدیک به مستعمره ابدی پنجاب مبدل شود، اگر هدف تان چنین است مارا توبه از چنین وحدت نامردان قرن.


اسم: م.وحدت   محل سکونت: المان    تاریخ: 05.02.2010

نه کل بانه نه کدو بلا ده سر هر دو.

هموطنان مجرب و با سواد چه روشنفکر و چه توده مردم!
آقای با سوادی چون دین محمد شمارا که مملو از تجارب و سواد وسیع سیاسی هستید، بیسواد میداند. گستاخی و بیسوادی سیاسی آقای دین محمد تا آن سرحد است که میخواهد گاو مردار شده را(معذرت میخواهم منظورم وجود انسانی داکتر نجیب نیست بلکه مرداری سیاسی اش میباشد) حلال جلوه دهد. و این را سواد سیاسی خود میداند.
آقای با سواد دین محمد جان شما هم مثل آقای غورزنگ با دفاع از آقای مرحوم داکتر نجیب وجدان تانرا آلوده کردید. هنوز دیر نشده، از مردم و روشنفکران با سواد معذرت بخواهید تا باروح آرام وجدان پاک زندگی کنید. نه روس نه امریکا نه چین نه پاکستان و نه ایران در غم ماهستند و تا زمانیکه نوکران خود فروخته آنها در افغانستان عمل میکنند، و ما روی لاشهای مرده صحبت میکنیم حال ما همین خواهد بود. راه نجات فقط و فقط از طریق وحدت همگانی تمام نیروهای ملی و طرفدار آزادی میسر است و بس که بحث روی آن در ینجا گنجایش ندارد.


اسم: دین محمد    محل سکونت: کابل    تاریخ: 05.02.2010

بدبختی ملت جنگ زده ما در بیسوادی روشنفکران آن است ، نه در بیسوادی توده های مردمی:

مثلاً خلقی ها کودتای خود را انقلاب قلمداد کردند و هنوز هم با بی حیایی انقلابش میدانند، نه کودتاو گروه لعنتی تنی کودتای نافرجام شان را کودتای داکتر نجیب نشخوار میکند، نه قیام خلقی بخاطر شکست مبتذل شان مبنی بر بی قولی گروه کارمل، که آنها قول داده بودند ولی به قول خود وفا نکردند.
گروه ببرک کارمل هم اشغال کشور ذریعه شوروی و هم نابودی پلان صلح ملل متحد را ذریعه ائتلاف شمال نجات خطاب میکند، نه جنایت.
مجاهدین خود را نجاتگران اروپای شرقی و نابود کنندگان دیوار برلین خطاب میکنند، در حالیکه دیوار دیورند را آهنین و تخریب ناپذیر ساختند. نه تخریب کاران پلان صلح ملل متحد یکجا با باند کارمل و غارتگران حرفوی و تکراری.
طالبان خود را فرشته های نجات عنوان کردند و هنوز هم میکند که گویا مردم را از رژیم شر و فساد نجات داده، نه نوکران حلقه بگوش پنجابی ها.
محترم اصغری پلان صلح سید حامدالله کرزی را پلان صلح حقیقی قلمداد مینماید و پلان صلح ملل متحد تحت نظر دوکتور نجیب الله که ذریعه همه جوانب درگیر در معضله افغانستان امضا شده بود، پلان غیر حقیقی میخواند، در حالیکه هنوز پلان سید حامدالله کرزی روی یخ نوشته شده و در افتاب امریکا و انگلستان منتظر عملی کردن است.
فرهادجان بدخشان نجیب را قاتل و جلاد و مجری همه اعمال قتل و قتال در زمان ریاست خاد معرفی میکند، در حالیکه مردم بیسواد ما هم شکر همین مطلب را میداند که موصوف رئیس خاد بود و امران شان صدراعظم و رئیس جمهور بودند، پس در هر رژیم نسبت قتل به رئیس جمهور میدهد نه به یک رئیس معمولی یک اداره ولی بدبختانه مرض بیسوادی در اکثر روشنفکران به یک مرض مضمن و غیر قابل علاج مبدل گردیده است که جای نهایت تاًسف است. از همین دلیل است که لشکر سید ملا عمر به طرف کابل خونین به شکل مارش ظفر آفرین آمادگی میگیرد و جشن پیروزی پنجابی ها باز هم در کابل تجلیل خواهد شد.
هموطنان گرامی تا زمانیکه ما روشنفکران خودرااصلاح نکنیم و آفتاب را آفتاب و ماهتاب را ماهتاب نگوئیم مصدر خدمت برای وطن خود شده نمیتوانیم زیراکه از تاریخ زنده کشور منکر هستیم و آفتاب را بادو انگشت بیسواد خود بخاطر منافع شخصی، گروپی و سمتی خود پنهان میکنیم. اجنتان پنجاب را فرشته های نجات میگوئیم و غارتگران تکراری را که چهل کافر را بر وطن ما بخاطر غصب قدرت آوردند مجاهدان سر به کف خطاب میکنیم در حالیکه با همین چهل کشور متمدن جهان در مقابل چند هزار طالب و چند صد پنجابی وحشی تاب مقاوت را در عمل ندارند.


اسم: م.وحدت   محل سکونت: المان    تاریخ: 04.02.2010

محترم آقای غورزنگ!

شما می نویسید "ولی در این آزمون بزرگ او تنها راه نجات مردمش را انتخاب کرد"
منضور تان داکتر نجیب است. یک خاین ملی، یک وطن فروش، یک جانی، یک قاتل و رًیس خاد (دستگاه قصابی رژیم به اصطلاح دیموکراتیک) که 25000 هزار انسان را در هرات بقتل رساند. چطور میتواند به نجات مردم باندیشد؟
سه امکان وجود دارد. یا در خوان او نان خورده اید که نمیخواهید نمک حرامی کنید یا عدم درک از قانونمندی تکامل فعلی جهان یعنی بحران برگشت ناپذیر سرمایه دارید و یا خواسته اید از بیکاری کاغذ سیاه کنید. به هر حال گناهی را مرتکب شدید که بهتر است برای پاک کردن وجدان تان معذرت بخواهید. در غیر آن مثل نجیب با وجدان ناپاک زندگی نموده و ختم حیات میکنید.


اسم: جمال اصغری   محل سکونت: آلمان ، هامبورگ    تاریخ: 04.02.2010

برادر محترم غورزنگ
به ملت دیانت پرور و مجاهد افغان معلوم است که داکتر نجیب یک جلاد، شیاد، شکنجه گر و انسان دو رو بود.
او مانند زنبور عسل با یک دست عسل میداد و با دست دیگر نیش میزد.
او نه به ملت پشتون وفادار بود و نه به وطن و دین. او بیشتر از هر رهبر افغانستان دین فروش، وطنفروش و ملت فروش بود. من مخالف نیستم که در حزب شما آدمهای پاک و وطندوست زیاد بودند و حالا هم هستند. اما نجیب نبود او حتی حزب خود را فریب میداد.او برحق جزای خود را بدست طالبان کرام که در اول مسلمانان واقعی بودند دید و شما خدا را شکر گزار باشید که گناهان کبیره اش در چوبه دار تکید ورنه عذاب دوزخ برای ظالم سخت است.

من شنیده ام که نه نجیب و نه احمد شاه مسعود گور حقیقی دارند.
گوشتها و استخوانهای مسعود در وقت انفجار به خاکستر مبدل شده بود و این داستان دروغ است که جسد او را به تاجکستان بردند. برادر محترم از برای خدا و از ترس روز آخرت از ظالمین مثل نجیب قاتل دفاع نکنید.

برادر محترم
امروز کرزی کمر همت به آوردن سوله بسته است و هرکس میداند که او مسلمان صادق است و سوله را میاورد. بیایید از سیاست مصالحه ملی واقعی سید حامد کرزی دفاع کنیم نه از سیاست مصالحه مکر و ریا نجیب غدار!


اسم: موسوی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 04.02.2010

تمام آنچیزی را که حمید انوری در مورد جنرال عظیمی نوشته صحت دارد و یک کلمه آن هم دروغ و افتراء نیست. واقعاً بدبختی مردم ما از هفت ثور شروع شد و این جنرال عظیمی و دار و دسته احزاب خلق و پرچم و باداران روسی شان بودند که کشور را به خاک و خون کشانیدند و مردم افغانستان را شهید، معلول و آواره نمودند و همین ها بودند که باعث ایجاد گروهای تنظیمی، جهادی و طالبی شدند و زمینه را برای باداران امپریالیستی شان فراهم ساختند. مردم افغانستان خواهان محکمه این جنایتکارا هستند تا در پیشگاه مردم رنجدیده افغانستان به دار مجازات آویزان گردند.


اسم: اوخانه وال   محل سکونت: امریکا شمالی    تاریخ: 04.02.2010

همه هموطنان دوستان عزیز وګردانندهګان پورتال ملی افغان جرمن انلاین سلام!
پشتونهامیګویند: ګیدړ دورک سي او نکل دې ېې ورک سیږ. من فکر میکنم که غیر از آنهائیکه شریکان جرم وطنفروشان هستند دیګر همه ملت به آنها نفرین میفرستند، و به این نمی ارزند که صاحب نظران وروشنفکران وطن ما وقت ګران بهای خویش را صرف عظیمی ها و دیګر شرف فروشان نمایند.
نویسنده و محقق بسیار محترم و هموطن بسیار عزیز ما با چنان استدلال قوی و ادبیات بلند و رسا هویت عظیمی و دیګر بې هویتان را آشکار ساخته که جای به ګفته های بیشتر را نه مانده.

بیایند از ګردانندګان پورتال ملی و خوشنام خواهش بکنیم تا زمینه اظهار نظر و پشتی بانی از صلح و تقبیح آنها که بر خلاف صلح شعار میدهند، بااستفاده از صفحه پورتال مهیا سازد.
با احترام


اسم: ع.عقاب   محل سکونت: المان    تاریخ: 03.02.2010

آقای نجیب کامل!
من در ابراز نظرم از جنگ صحبتی ندارم ، از عقل سلیم برای هدایت بدن زار و زخمی کشور ما صحت نمودم.
نمیدام خواب کدام جنبش را میبیند. امروز در افغانستان نبرد مسلحانه است. اینکه چه نوع و در کدام جهت روان است بحث طولانی است.
من بجواب سوال شما که چه میتوانیم بکنیم جوابی ارائه کردم که متاسفانه شما به درک ان نایل نشده طفره رفتید و مردم را پشت نخوت سیاه مردم روان میکنید.
از معلومات های شما چنین معلوم می شود که شناخت و اطلاع کافی از نبی عظیمی و دورانش دارید، چه بهتر می بود که خود شما در مورد نقش استخبارات را انجام میدادید.


اسم: غورځنګ    محل سکونت: اروپا    تاریخ: 03.02.2010

سلام و احترام به افغانان عزیز و بخصوص به گردانندگان این سایت که زمینۀ گفت و شنود را در میان افغانها فراهم نموده است.
برادر جمال صغری از هامبورگ، و دیگر عزیزان!
در اینجا کسی بالای حرف جنرالان باور نمیکند و شما «یادداشتهای» یک «خرد ضابط» را منحیث سند برای بیان حقایق تاریخی پیش میکشید و آنهم خرد ضابطِ خاد که با «آمر صایب» ارتباط داشت. آدمِ ایکه خاد را بازی داده بود و در یک کش از خرد ضابطی به معاونیت رئیس رسید باید، میتوان باور کرد که این همه از روی صداقت وی بوده است؟؟ کدام ابله باور کند؟؟؟ ستر جنرال نبی عظیمی دو جلد کتاب را(بنام «اردو و سیاست») از دروغ و اکاذیب پُر کرد و آخر دیدیم که از زیرِ پلَو مُلی برامد. همه را ملامت میکند و خود در زیر سایۀ یک رهزن پناه میجوید. حیف آن رتبه ها بر همچو شانه ها...
جای بسا تأسف و حسرت است که بیشتر از عزیزان نویسندۀ ما تنها نوشتن را میدانند نه اندیشیدن را.
بیائید به کاوش اصل معضله بپردازیم و آنهم باین منظور که راه حل جستجو گردد، نه «ملامت» و «سلامت».
در افغانستان موجب تمام بربادی ها جنگ و جنگ بیشتر بود و است. اگر از مقدمه چینی بگذریم باید گفته شود که در اخرین تحلیل جنگ افغانستان نمیتوانست و نتواست که دستآورد و افتخاری را برای افغانها کمایی کند. زیراکه این جنگ درهر دو طرف جنگ افغانی نبود.
انگیزه ها و اهداف جنگ در هر دو طرف جبهه بنیاد غیر افغانی و غیر ملی داشت. یک جناح برای احراز اهداف بنیادگرایی مذهبی و جناح دیگر برای اهداف انترناسیونالستی پلوریتاریا میجنگیدند.
تنها چیزی که درین میان افغانی بود، خون و مرگ بود. سفیر امریکا برای مجاهدین افغان در پاکستان، در یکی از مصاحبه هایش که بر روی youtube موجود است، به صراحت میگوید که (it was our war fought by Afghan blood)«این جنگ از ما بود و خون از افغانها».
بعد از خروج قطعات نظامی شوروی و سقوط نظام آن کشور، دیگر جنگ در افغانستان در هر دو طرف جبهه هدف و انگیزه اش را از دست داده بود. دیگر برای مجاهدین دشوار بود تا مردم را تحت شعار «جنگ علیه کفار» برانگیزند. و همچنان این فرصت تاریخی نیز میسر گردید تا افغانها بعقب بنگرند و ببینند که چه خطا رفت که این همه بربادی را به ارمغان اورد. راه برگشت چیست؟؟ بازهم جنگ ؟؟ نه.
طبعاً صلح. برای اینکه هر آنچه برای ما باقی مانده آنرا حفظ نمائیم، بگذار بعد از تامین صلح، تاریخ، خود قضاوت نماید و «ملامت» و «سلامت» را از هم جدا سازد.
ولی صلح از کدام راه؟؟
آیا ما منحیث افغانها این سوال را در مقابل خود قرار داده ایم؟ ایا (در گذشته و حال) کسی بوده است که این سوال را مطرح کرده باشد و در زمینه پلان مشخصی را ارائه نموده و برای تحقق آن سعی نموده باشد؟؟
بیائید درینجا از حق نگذریم. این سوال را داکتر نجیب الله در مقابل خود قرار داد و خواست تا مسیر تاریخ معاصر افغانستان را از سوی جنگ بیگانه بطرف یک صلح مشترک، ملی و افغانی رهنمایی نماید. تمام وقت، استعداد و حتی زندگی اش را برای تحقق این آرمان سترگ وقف نمود. بزرگترین قضاوت، قضاوت جنرالان، «خردضابطان» و هواداران همچو من نیست، بلکه بزرگترین قضاوت، قضاوت توده های مردم است که قهرمانان خود را انتخاب میکنند. وقتی امان الله خان از افغانستان رانده شد و بچه سقاو یا «خادم دین رسول الله» بادشاهی را تصاحب نمود و بعداً در دوران نادرشاه و ظاهرشاه، هزاران تهمت را بپای امان الله خان غازی بستند و کسی جرأت این را نداشت که حتی نامش را بزبان بیاورد. ولی امروز ما همه میدانیم که تاریخ و توده های مردم در مورد امان الله خان چه قضاوت را انجام داده اند.
داکتر نجیب الله به همین اصل تاریخ و قضاوت توده های مردم باور داشت و میگفت که: «من تاریخ را کمایی کرده ام».
اینکه بعضی ها گاه و بی گاه در مورد داکتر نجیب الله بد و رد مینویسند، این یک امر طبیعی است. زیرا نجیب الله در یک شرایط پر تلاطم تاریخ به عرصه سیاست پا نهاد، و این یک امر طبیعی است که انسان برای رسیدن به یک هدف بزرگ با موانع، مخالفتها، نشیب ها و تهمت های فراوان مواجه میشود.
نجیب الله برای نجاتش گزینه های فراوان را در اختیار داشت، ولی برای نجات افغانستان و مردمش تنها یک گزینه موجود بود. و آن انتخاب راه صلح و آشتی ملی بود. راه اسان برای نجیب الله انتخاب تعظیم به روسها بود. نکرد. راهِ تائید خواستهای پاکستان بود. نپذیرفت. انتخاب راه فرار با احمدشاه مسعود بود (طوریکه خود ادعا دارند)، نرفت. ولی درین آزمون بزرگ او تنها را نجات مردمش را انتخاب کرد که دشوارترین و خطرناکترین همه بود و تا اخرین رمق حیات بآن پایدار ماند. شاید او باین بیت باور زیاد داشت که دایم میگفت:

در جادۀ هموار دویدن هنرش چیست
مردانه دویدن هنرش در خم و پیچ است
من که هیچگاه عضو کدام حزب سیاسی نبوده ام، به راه و آرمانش احترام میکنم. دیگران هرچه میگویند، گپ است و آنهم گپ مفت.


اسم: جمال صغری   محل سکونت: آلمان ، هامبورگ    تاریخ: 03.02.2010

از یادداشتهای فهیم سابق خرد ضابط خاد حالا معاون رییس جمهور.
داکتر نجیب عشق و علاقه فراوان به دیدار آمر صایب داشت.
آمر صایب از او نفرت داشت و میگفت این یک جلاد است.
بالاخره آمر صایب را قناعت دادیم و من با داکتر عبدالله به دیدن نجیب رفتیم.
داکتر نجیب یک خواهش از ما داشت : " کارمل و گروه اش را نابود کنید در غیر آن برای تان درد سر میشوند."
اینست نمونه رفاقت کمونیستها!!


اسم: مل افغان   محل سکونت: مسكو    تاریخ: 03.02.2010

بياييد كه به ريشۀ اصلي بحران كشور توجه كنيم.
اين بحران از كودتاي هشت ثور شوراي نظار و... اغاز نشده است.
فاجعه كنوني يكي از اولاد هاي كودتاي هفت ثور يا مادر فجايع ميباشد كه يكي از بهترين رژيم انزمان افغانستان را از بين برد و هيج دليل وضعيت اجتماعي اقتصادي ضرفيت هاو اعتقادات مردمي و ... نداشتند مكر هدايت و ارزوي بيكانه ها.
از ان جنايت نابخشودني هيجكدام از خلق و پرچم خويش را برائت داده نميتوانند. انها اكنون هم در كنار كشور فروشان جهادى يكبار ديكر كشور را به جهان ميفروشند.
انها خاك فروشان فتري و مادر زاد اند. اكنون شعار مرك بر امبرياليزم را فراموش كردند...
نفرين بر تمام انواع استعمار و نفرين بر تمام اشكال وطن فروشي و نفرين بر تمام افراد و گروه هاي وطنفروش و بيكانه پرست كه هيجكاهي بر مردم خود باور اعتماد و ترحم نداشته و بي باكانه به آنها سجده ميكنند... جرا غلامي ميكنند فرق نميكند كه مسلمان نباشند بلاخره انسان نيستند و غرور و عزت و احترام نسبت به خود مكر هر انسان ندارد ... با عرض معزرت بنابر نداشتن حروف فارس و غلطيها املاحي


اسم: فرهاد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 03.02.2010

با ادای احترام به نظریات هموطنان عزیز!
قبل از اینکه بر نکاتی از این نظریات مکث نمایم لازم میدانم سوالی را خطاب به نویسندۀ محترم متن (جناب انوری صاحب) طرح نمایم و آن اینکه:
انوری صاحب محترم!
در عموم نوشته های شما مورد تائید بنده اند اما در مورد اینکه شما تسلیمی کابل را توسط نبی عظیمی و یارانش (از یاران مشخصاً نامی نبرده اید)به شورای نظار مشخص نموده اید، فکر میکنم معلومات شما در مورد نامکمل است، زیرا کابل تنها به شورای نظار تسلیم داده نشده بلکه از چندین طرف به چندین گروه تسلیم داده شد و اگر عادلانه قضاوت شود آغاز جنگ میان تنظیمها در کابل هم بهمین علت بوده است.
سوال اینجاست که شما حتماً اینرا میدانید اما با وجود دانستن این چرا صرفاً جنرال عظیمی و یارانش را مقصر دانسته اید؟
سوال دوم: بنده خوانندۀ همه مضامین شما در این پورتال استم، مضامین دلچسپی دارید، هر طرف را کوبیده اید و میکوبید، بااین همه موضعگیری خود جناب شما روشن نیست، آیا ممکن است موضعگیری خودرا طی مضمون جداگانه ای روشن نمائید؟
سوال سوم: موجودیت قوای خارجی در کشور را چگونه ارزیابی میکنید و مقصر موجودیت این قوا مشخصآ از نظر شما کیست؟
سوال چارم: اگر در گذشته عده ای برای برآورده ساختن اهداف روسها کار میکردند، در حال حاضر تعدادی اجیر امپریالیزم جهانی شده اند، چرا از این تعداد نامی نبرده اید؟
اینک میخواهم مکثی داشته باشم بر نظر هموطنی بنام « مستمند از جرمنی »، این هموطن ما بسیار تلاش نموده اند که با تاخت و تاز بر کارمل و عدۀ دیگری، نجیب را افتخار کشور بداند، حالانکه این دو (کارمل و نجیب) دو روی یک سکه اند.
شما نجیب را قهرمان دفاع از کشور در سه سال بعد از خروج قوای شوروی دانسته اید ولی فراموش نموده اید که این مردم شجاع افغانستان بود که از این کشور دفاع نمود، شما از کودتاه امپریالیزم سرخ در وجود تنی - گلب الدین یاد آوری نموده اید اما فراموش نموده اید که این جمله (کودتاه تنی گلب الدین) صرف فریاد خاینانه همان وقت بود ور نه آغاز آن کودتا خود نجیب بود که علتش را نمیتوان در اینجا توضیح داد.
شما خواسته اید که امتیاز دیگری را به نجیب قائل شده و ایشان را پناهنده در مقر ملل متحد... تا جانباختن دلیرانه، شهید پاک قلمداد نمائید اما شما فراموش نموده اید که چرا موصوف به مقر ملل متحد پناهنده شد؟
پناهنده شدن موصوف به مقر ملل متحد در واقع مجبوریتش بود زیرا او در حال فرار بطرف کشور هند بود اما نتوانست چون راه را خودش بر خود از قبل بسته بود، او دوستم جنایتکار را تادندان مسلح ساخته و قوای مسلح کشور را خائنانه تضعیف نمود او بود که عناصر ضد انقلاب را تحت نام کندک های قومی جایگزین قوای منظم کشور کرد پس او بود که احمقانه خود کشی کرد و سزای خود را دید.


اسم: سپاهی گمنام   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 03.02.2010

سلام به کارکنان پورتال و تمام افغانان عزیز!!!
روزیکه عیسی محسیی (مسیح) را بجرم انکه خود را فرزند خدا خطاب کرد و مردم را به دین خود دعوت میکرد چنان شلاق میزدند که گوشت از تنش جدا میشد و بعدآ به صلیب میخکوبش کردن.
بلی اغای عظیمی! همان کسیکه عیسی را دو دسته به دشمنانش تسلیم کرد و یا به گفته شما(راپورش را داد) یهودا نام داشت از جمله یاران نزدیک عیسی بود. همیشه در پهلوی عیسی می نشست و کله اش را به عنوان موافقت میحنباند ولی روزی کیسه پول تقدیرش را تغیر داد و لعنتش کرد و امروز بعد از هزاران سال برایش لعنت می فرستند ولی عیسی جاودانه شد و صلیبش زینت گردن های ملیونهادوشیزه زیبا و .......
اغای عظیمی سرنوشت شماو یاران شماچه شد؟
سرنوشت کارمل و بریالی ؟
کسانیکه شماو یاران تان باایشان به قیمت ازبین بردن دوکتور نجیب و حزب وطن معامله کردید و کابل را یکجا بابرادران مجاهد تان به حمام خون مبدل ساختید همان برادران وقعی بر شما و یاران شما نگزاشتند همان دوستم مسعود و غیره یاران شما کارمل را مستحق یک اطاق ندانستند و کارمل در دشتهای مزار که به اساس کودتای خودش باید پایتخت افغانستان شمالی میبود رهایش کردن تاکی جبر تاریخ حتی جسدش را در همان ولایت (پایتخت افغانستان شمالی)ارام نگزاشت.
بریالی؟
به گفته شما(رهبر جوان) با ٢ خانم بیگناه (خانم کارمل و بریالی) که بار گناهان شوهران را به شانه میکشند و در مسکو سرگردان بلی اغای عطیمی مسکو انهارا مستحق یک سند عادی برای زندگی کردن ندانست.
و رهبر جوان بلاخره رخت سفر بدیار دشمن میبندد و در انجاچنان باده گساری میکند که به عدم در پهلوی نامردان می ایستدا اینست عدالت تاریخ


اسم: صفی الله صاحبزاده    محل سکونت: کوپنهاگن دنمارک    تاریخ: 02.02.2010

سلام به هموطنان صالح :
در مورد خیانت نبی عظیمی تردیدی نیست و هموطنان به آن اشاراتی نموده اند من در موردش زیاد نمی نویسم ، آنچه وادارم کرد تا درین نظر خواهی کمی بنویسم ، عده(ای) از بفایای ح.د.خ. اند که با تائسف (تأسف) تا حال سرگیجه بوده به هوش نیامده و با وقاحت تمام از رهبران مزدور ، قاتل و خاین شان دفاع مینمایند.
درینجا باید تذکر داد که نباید همه اعضای ح.د.خ. را در یک صف قرار داد، عدۀ زیادی از هموطنان ما که توان مهاجرت را نداشتند برای اینکه به اصطلاح آبروی شان (حفظ) شده و روز شان بگذرد مجبور بودند خود را هوادار ح.د.خ. و یا عضو آن جا بزنند، عده(ای) میگویند فریب شعار های ح.د.خ. را خورده و ناآگاهانه عضو حزب نامبرده شده بودند، و بلاخره عدۀ زیاد دیگر که آگاهانه عضو خلق پرچم بودند اعتراف میکنند که دچار اشتباه شده بودند و از گذشته خود سخت نادم اند و عدۀ زیاد شان به خانه کعبه رفته استعفار نموده و حاجی صاحبان شده اند.
اما عده(ای)اصلاح ناپذیر بوده با لجاتت (لجاجت) تمام از آن دورۀ غم و ماتم دفاع میکنند و رهبران خاین و خونخوار شانرا قهرمان و شهید میگویند که نمونه های شان در همین نظر خواهی مشاهده میشود. حتی یکی از ایشان بنام اغلب مستعار بنام کاضم ( کاظم ) علی در همین نظر خواهی مرتکب گستاخی شده است. امید است پورتال محترم در حد امکان مانع نشر نوشته های مستعار نویسان شود و هم مانع نوشتۀ کسانی چون عناصر هرزه کوچه و بازار مرتکب هتاکی شده و ازین نظر خواهی سئو(سوء) استفاده مینمایند
باید تاکید نمود که بعد از سقوط و هلاکت نجیب جلاد، خیانت های تکاندهنده و غیر قابل بخشش از جناح های مختلف چه مسلمان نما و غیر مسلمان رخ داده و این روند تاحال ادامه دارد که محکوم است امااین به هیچ وجهه به معنی آن نیست تا از جنایات کودتاچیان روز سیاه هفت ثور چشم پوشید. از جانبی کودتای نامیمون هفت ثور اساس و تهداب همه بدبختی های کشور تا هنوز میباشد.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 02.02.2010

All of us know it very well that the sold and trained communists opened the door of Afghanistan for selling the country, Mr. Nabi Azimi and his similar killer appreciated to demonstrate their killing abilities to former UdSSR occupier, in such horrible competition lost innumerable innocent people their life.

I believe and I am aware on it that the communists are the cause of present existed disaster in country, unfortunately some of those killer joined again with help of USA and EU the questionable government and parliament, Mr. Nabi Azimi and his friends did an excellent job for satan Rabani group in the past and they are enjoying still their support for continuing of present disaster in country.

We have in country the similar condition like the nation had it during the time Batschai Saqau but with one different that they put another kind of Batschai Saqau with proper support of USA and EU, where Mr. Khalilzad played a key role, namely Batschai KARZ, under his leadership they achieved most their goals and it will continue still and his brother, relatives and his cycle are deeply busy with mafia business!

Mr. Nabi Azimi appeared himself with his writen papers that he has beside to his killing ability the heart for killing of innocent people at present time as well but it is too late for him and his comrades.


اسم: کاضم علی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 02.02.2010

با احترام به وطن دوستان چون آقای محمد و اقای مستمنداز جرمنی !
بیدل چه خوش ګفته است:

(باطن این خلق کافر کیش با ظاهر مسنج
جمله قرآن در کنار دارند و صنم در آستین!)
من به تائید صد در صد اظهارات محترم محمد و مستمند صاحب هستم.
هرکه در او غش است ، مثل جمبل اصغری از هامبورګ المان ، در ضمیرش بر ضد وطن و وطنپرستان وطن، کش کش است!
من این اصغری *** را خوب میشناسم. او کسیست که خود اجنت خاد بود و مردم را تهدید میکرد تا مقداری پول بدست بیاورد و در نتیجه دستګاه خاد اورا در این کثافت کاری اش ګفتار میکند و با استرداد پول مردم، و جریمه نقدی و زندان محکوم میشود!
بیائید قضاوت کنید جمیل اصغری هم در مورد شخصیت های وطن ابراز نظر میکند !!!! وا وا !


اسم: جمال اصغری   محل سکونت: آلمان ، هامبورگ    تاریخ: 02.02.2010

آقای مستمند یا کبیر کمال بهتر بود خودت را معرفی میکردی تا نبی عظیمی و کارمل و نجیب را تا جائیکه بمن معلوم است خودت آمر سیاسی ریاست پنج خاد بودی که به دستور نجیب الله صدها هموطن را شکنجه دادی و نابود کردی.
شما همه تان اول خود را معرفی کنید تا مرم از روی شخصیت خودتان قضاوت کند.
در اینجا چند نفر حزبی های پرچم بدون اسناد علیه یکدیگر شهادت میدهند. دروغ میگویند. اینها فکر میکنند مردم کودن است و حرفهای شان جایی را میگیرد.
هیچ رهبر افغانستان حتی حفیظ الله امین به انازه نجیب قصاب خون آشام دو رنده نبود.


اسم: عبدالله   محل سکونت: کابل    تاریخ: 02.02.2010

آقای مستمند سلام
تا وقتیکه کارمل اهداف روس ها را بر آورده میکرد و هزاران انسان پاک سر زمین ما را غدارانه بنام ضد انقلاب (کدام انقلاب آیا شما هنوز هم به انقلاب نام نهاد باور دارید) به جوخه های اعدام سپرد نجیب پاک تان بحیث ریس قصابخانه(خاد)اجرای وظیفه میکرد و در شکنجه واعدام از هیچ جانی دیگر تاریخ کمتر نبود.
در آن وقت جهان به کام ارباب و نوکران میگشت و ارباب هنوز طمع تلخ شکست را نچشیده بود. وقتیکه جنگ از کنترول ارباب خارج شد الکساندر مایوروف گورنر روسی افغانستان میگوید وقت تبدیل کردن یابو است (صفحه 311 در افغانستان چه میگذشت).
و در همین کتاب صفحه 259 در مورد اعدام اسیران توسط نجیب دل ارباب روسی تان به رحم آمده و میگوید (همه اینها که هستند چوچه های سگ هستند مخوصاً این نجیب).
شما اختیار دارید که به این جانی چه خطاب میکنید شریف یا کثیف. اگر برادر پدر و یا یکی از اعضای فامیل تان قربانی این دستگاه ترور و شکنجه میشد باز هم وی را شریف میگفتید.
در مورد وطنفروشی این دجالان من برای شما گفتنی ندارم زیرا شما و سایر وطنفروشان عرق ملی ندارید و صحبت در مورد وطن مانند آب در هاون کوبیدن است.
شما یکبار سر تانرا به گریبان کنید و بگوئید که عامل نصب نجیب کی بود؟
مردم افغانستان یا متجاوزین روس بخاطر فرار از افغانستان؟
روس ها بار ها از زخم خونچکان افغانستان یاد آور شدند و همین مردم پا برهنه افغان روس هارا چنان درسی دادند که امپراتوری خود را در همین خطه مردخیز از دست دادند و حال شما پیروزی مردم را میخواهید در پای وطنفروشان حساب کنید و نجیب یکی از مهره های مهم روس را قهرمان و وطن پرست جلوه دهید زهی خیال باطل. همین رفقای مبارز شما هر کدام سر در آخور تنظیم های پشاوری دارند همانطوریکه کارمل در وجود وکیل، کاویانی، مزدک و ... سر بر استان مسعود سائید قهرمان شما نیز در وجود رفیع وطنجار سر بر استان گلبدین واز آن طریق سر بر استان پنجابی ها سائید. افسوس وقت کفایت نمیکند ورنه طومار جنایت حزب تانرا آب بحر کافی نیست.
با سلام مجدد


اسم: مستمند   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 02.02.2010

با تقدیم احترامات به انوری صاحب
شما با وجود آنکه در مسایل کشور شناخت وسیع دارید ولی باز هم تسلیمی کابل را به نبی عظیمی مربوط دانسته و از مبتکر بزرگ ان پلان خبیثه که بنام ببرک کارمل و برادرش محمود بریالی و شاگردانش کاویانی و مزدک و کشتمند کربالای هستند هیچ یاد اوری نکرده اید، تعجب اور است؟

اصلاً کارمل و باندش بود که پلان انسانی مصالحه ملی را نابود کرد و کشور را تا استانه تجزیه رساند ، عظیمی ها و علومی ها و دیگران مهره های سطرنج بودند ، نه طرا حان و مبتکران اصلی نابودی پلان صلح ملل متحد.

دوم اینکه شما وطنفروشان حرفوی در رآس آن کارمل را نسبت به شهید نجیب الله بخاطر یک مصاحبه شان ترجیح داده ایدکه کاملاً غیر عادلانه است. سوم اینکه شما زنده گی دوکتور نجیب الله را کثیف خطاب نموده که این هم کاملاً دور از انصاف میباشد. زیراکه همین نجیب الله بود که قوای اشغالگر را کشید و کشور را در مقابل 15 تنظیم پشاور - تهران و امپریالیزم جهانی به شمول ارتجاع منطقه و جهان جمع تخریبات و کودتا های امپریالیزم سرخ در وجود تنی -حکمتیار تا سه سال مکمل بیباکانه و جانبازانه دفاع کرد، تا اینکه سر انجام در نتیجه ایتلاف لعنتی شمال تحت رهبری کارمل - ربانی سقوط کرد و به دفتر ملل متحد پناه هنده شد و بالاخره به خاطر حفظ شرف و ناموس کشور و حفظ تمامیت آراضی کشور در مقابله خونین با پنجابیهای وحشی دلیرانه جان باخت،و شما زنده گی همچو یک شخصیت ملی را کثیف ارزیابی مینماید دور از انصاف است. ایا تا به حال به استثنی آبو مسلم خراسانی همچو نمونه شهامت و ایمانداری را در کدام یک از رهبران افغان را مشاهده کرده اید و انرا نامگزاری کرده میتوانی؟ اگر جواب منفی است پس لازم است که به کتب که تا به حال در باره فاجعه ایتلاف شمال تحریر شده مرور نموده به شمول کتاب سرنوشت غم انگیز در افغانستان نوشته فلیپ کاروین ، تا مردان خویشرا در زمره نامردان حساب نکنیم.و وطنفروشان حرفوی و غارتگران ماهر را به شکل از اشکال برآت ندیهیم ولو کمونست دیروز باشد و یا جهادی و طالب امروز.
با حرمت


اسم: محمد   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 01.02.2010

اولتر از همه به تمام دوستان ایکه در پورتال افغان جرمن آنلاین به مشاوره و مشاجره در مورد نبی عظیمی نشسته اند سلام!
به ګفته بزرګان جیزیکه عیان است جه حاچت بیان است!
اردو بمثابه ارګان مسؤول نوامیس ملی کشور ، بدبختانه با داشتن عناصری چون نبی عظیمی، سیداعظم سعید، قورباقه فرین، یار محمد، و چند لدر دیګر کوچه های کابل، که در مناسب بالاتر از کفایت و صلاحیت کاری نصب ګردیده بودند باید نتیجه اش همین لیلام نوامیس ملی میبود، که جنان هم شد

! من با همه حرف های نویسنده اشک تمساح اصلا موافق نیستم ولی نویسنده شخصیت نبی عظیمی را کاملا درست به معرفی ګرفته است. اینکه شرکاه چٍپاول نامبرده از دریدن ماسک چهرهّ اصلی نبی عظیمی به لرزه آمده اند، باید خود نیز منتظر روز محاسبه باشند!

در مورد داکتر نجیب باید ګفت ، که او بود که بلآخره راه نجات کشور را دریافت و با پیشکش آن چرا دشمنان داخلی و خارجی کشور بدون در نظرداشت تفاوت نظر های مفکوره وی و ایدیولو‌‌ژیکی با همدیگر یک صف برای سبوتا‌‌‌ژ صلح پنج فقره ای میګردند؟ دریجا موضوع صلح وطن بالاتر از حیات داکتر نجیب ارزش داشت! بهتر بود بعد از استقرار صلح پایدار در کشور ، سرنوشت داکتر نجیب در حضور میلیون ها هموطن در محاکمه علنی تعیین میګردید ! واضح است که دشمنان جرِئت چنان لحظه را نداشتند!


اسم: نثار احمد   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 01.02.2010

آقای "نجیب" کامل:
ضرور نیست که کسی پیلوت باشد تا انسان ها را از هیلوکوپتر پائین پرتاب کند. اصلاً پیلوت به نسبت پیلوتی نمیتواند این کار را بکند، بلکه همراهان پیلوت این جنایات را انجام میدهند و عظیمی هم جز همراهان پیلوت بود. اینکه حالا سند میخواهید، من واقعاً به تعقل و حتی شعور انسانی شما شک پیدا میکنم.


اسم: دنمارک   محل سکونت: سپاهی گمنام    تاریخ: 01.02.2010

سلام عزیزان و افغانان عزیز, و همچنان سلام به پورتال افغان جرمن آنلاین

من قاضی نیستم که قضاوت کنم. هر انسان بخاطر بقاع خود در تلاش است و همین مفکوره زنده ماندن و نان خوردن و در جامعه سر خیل خوبان بودن انسان رااز شعور ادمگری به افراطی گری و خود خواهی میکشاند و در نتیجه انسان از اجتماع خود منزوی و بلاخره به قهقرای تنهای و محکمه وجدان و در اخر میپیوند به مرگ کمونیست بودن مسلمان بودن، عیسوی و موسوی و هندو و هر کس بودن جرم نیست ولی ا خانه خود را ملت خود را و بلاخره شعور خود را در میز قمار فروختند باید جرم باشد.
آغای جنرال اگر این مطلب را میخوانید لطفآ چند سوال ذیل را جواب دهید:
ایا برای یک سرباز ح د خ ا مرگ برای وطن حتمی بود ولی مبارزه بخاطر انسان زحمتکش برای یک جنرال ح د خ ا فرار از وطن ؟ طرح افغانستان شمالی محصول کی بود؟ ایا به امر مسکو خودت محمود بریالی، کاویانی، وکیل و مزدک و غیره به پای بوسی ربانی معسود و دوستم نرفتید؟
دوکتور نجیب را که از افعانستان شمالی انکار کرد؟ کی به دار آویخت؟
امروز از ارتباط شما با جاهل ترین لینینیست ها مانند دوستم قومندان اعطا گلاب زوی علومی و جاهل ترین مجاهدین در تاریخ اسلام بنام قانونی، عبدالله کی میتواند انکار کند؟
آیا در از بین بردن مرکزیت شروع از داود خان شهید تا دوکتور نجیب کی ها بودن که زیر سایه لینینیزم و انترناسیونالیزم خون ملت ریختند و ناسیونالیزم را بالای ملت بقبولانند که در سیر تاریخ برای این ملت قابل قبل نبوده؟
این سوالها را یقینآ آدم جبون و افسر فراری از خانه خود جواب نخواهد داد ولی چیزیکه مرا به تشویش می اندازد اینست مطبوعات اقغانی نمیتوانند محک روشنگری باشند؟
نوت: من از پورتال خواهش میکنم که بحث را در مورد رهبران از سر گیرند و بخصوس در مورد دوکتور نجیب یک صفحه نطر خواهی باز شود بنطر من بسیار غلط است که مطبوعات وظیفه قاضی را بدوش گیرد بلاخره این یک معمله گری با تاریخ خواهد بود در غیران فرق بین پورتال و نبی عظیمی نخواهد بود.
ممنون


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 31.01.2010

سلام بآغای یوسف
در افغان جرمن انلاین یک ویدیو است و عکس نبی عظیمی را میتوانی بدقت تماشا کنی.
آغای شهاب سلام.

BM21یک نوع سلاح است و از 31 و 40 من خبر ندارم و اگر لونا و اورگان را بگوهید شاید درست باشد ولی در عملیات های پغمان و و لوگر و میدان شهر معمولاً در زمان عملیاتها در زمانیکه نبی عظیمی قوماندان گارنیزیون کابل بود از سکنه ملکی خارج بود و دولت همان وقت تنها عملیات خودرا بالای مجاهدین انجام میداد.

نثار جان سلام
من برای شما نسبت از دست دادن اعضای فامیل تان صبر جمیل میخواهم و نبی عظیمی پیلوت نبود که اعضای فامیل تان را از هوا پرتاب کرده باشد و اگر شواهد مستند دارید بما هم در میان بگذارید تا با شما یکجا در مورد نبی عظیمی چیزی بنویسیم.

سلام نسیم جان
شما باور کنید که من دفاع حزبی گرانه ندارم .برای من هر هموطنم که بی گناه و غیر مسلح کشته شده است مانند عضو فامیل خود نگاه میکنم ولی با یک تفاوت که در مقابل تروریزم و بنیاد گرائی من سر سازش ندارم .قاتل را کسی نمیتواند ببخشد اگر جهادی است یا خلقی و پرچمی ولی آدم کش باید به پای میز محاکمه با اسناد و شواهد واضح و روشن باشد و بهتر است که در نوشته های ما دروغ نباشد.چون تمام سایت ها از جانب گردانندگان حقوق بشر و کشور های ذیدخل در مورد افغانستان مطالعه میشود.خوب اگر بین خود مخالفت داریم واضح است که جر بحث میکنیم .وبا این دیالوگ ها ما میتوانیم بیک وحدت نظر برسیم تا خطای گذشته دوباره در وطن غمدیده ما تکرار نشود و تا بتوانیم وطن را از تجزیه نجات بدهیم و وحدت سراسری ملی را بر مردم خود بارمغان بدهیم

آغای عقاب سلام
حالا برای جنگ کردن زمان گذشت کسانیکه رهبران جنگی بود چه نظامیان و چه مجاهدین بقیمت بی اتفاقی ما کسانی که ازین رهبران فروخته شده بریده ایم تمام شد.افغانستان بیک جنبش با منطق سیاسی و وطنپرست جدید با اندیشه ملیگرایانه و با استعداد ضرورت دارد که دربین صفوف مردم عادی تعداد ایشان به ملیونها میرسد .فقط سوال اینجاست که چگونه میتوان باور کرد که ما مانند یک مشت کوبنده متحد شویم.و یکدیگر خودرا بپذیریم .در آنوقت است که ما میتوانیم ازین مشکلات خودرا برهانیم که عبارت از وطن آزاد و سربلند و دموکرات و با ارزشهای وطنی و ملی .که حالا از آن مستفید نیستیم.
په درناوی


اسم: یوسف   محل سکونت: سویس    تاریخ: 31.01.2010

اندرکاران محترم پورتال افغان جرمن آنلاین سلام به شما

خواهشمندم تا یک عکس از نبی عظیمی را به صفحه بیاندازید تا افغان ها خوبتر این انسان بیوطن را بشناسند.
تشکر


اسم: شهاب   محل سکونت: میانشهر    تاریخ: 31.01.2010

سلام به همه !
سلام به انوری صاحب که با این نوشتۀ جانانۀ خود دل مردمان لوگر و میدان و پغمان را اندکی یخ کرد. وقتی نبی عظیمی برای دود و آتش فروشگاه بزرگ افغان آه حسرت از دل میکشد، آنوقت که تنگی واغجان را در زیر آتش توپخانۀ خود بامرمی های راکت بیم 31 و بیم 40 و اوراگان از زمین و هوا به آتش میکشید آیا با خود فکر میکرد که در آن قلعه ها هم زنان و کودکان و پیرمردانی وجود دارند که در آتش باران مرمی های توپخانه او خواهند سوخت. حیوانات گاو، گوسفند، خر ، اسپ و سگ و هر زنده جان دیگر نیز درآن تنور شعله ور با انسانهای بیگناه خواهند سوخت، آیا درآن لحظات به سوختن و مردن آن انسانهای روز برگشته فکر میکرد و یا برای رتبه و مقام وامتیازات و چوکی خود فکر میکرد؟

طبعن اگر به مردم و هموطنان خود فکر میکرد شاید چنین جنایتهارا در حق هموطنان نمیکرد مگر او اصلن در فکر گرفتن چوکی وزرات دفاع بود و پروای مردم بیچارۀ افغان را نداشت، زیرا که او چون **** درنده از ده سال قبل به این خون خوری و خون ریزی و آدم کشی عادت کرده بود. هرکس که امروز از یک چنین جنایتکاری دفاع میکند خودش نیز باید جنایتکار باشد ور نه چطور ممکن است که باوصف خواندن مقالۀ منطقی آقای انوری و دیگر نویسندگان این پورتال بازهم از یک آدم کش و یک شخص خاین بوطن و خاین به ملت حمایت کند؟ نبی عظیمی به نظامی که خود از آن دفاع میکرد در آخر بخاطر نرسیدن بوزارت خیانت کرد و در حالیکه خودش یک کمونیست بود با شورای نظار اخوانی که دشمن ایدیولوژی او بود پیوست و در آنجاهم طرفی نبست و از وطن بیرون گریخت. واسلام.

دوستان پورتال سلام در بالای نوشته ارسالی من میان شهر آمده ولی هدف میدانشهر است.


اسم: نثار احمد   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 31.01.2010

عظیمی یکی از خاین ترین صاحب منصبان اردوی افغانستان بود چه بیرحمی هائی نبود که نکرد. در *** و خودفروشی قهرمان است. حتی سر علومی را هم خاریده است. باید تمام ناصفتی ها را بوی حواله کرد. رحم کردن به این شخص و دفاع کردن ازین *** صفت بزرگترین خیانت خواهد بود و است. نبی عظیمی دو تن از اعضای فامیل مرا از هیلوکوپتر پائین انداخت و صدها نفر دیگر را کشت. کی جی بی در افغانستان از وی در کشتار مردم بسیار استفاده نمود. عظیمی را باید بیشتر افشا نمود تا درس عبرت برای دیگران شود.


اسم: نسیم   محل سکونت: شهر آرا کابل    تاریخ: 30.01.2010

آقای نجیب کامل!خدا شما را کامل تر کند و داشته باشد!
اگر نبی عظیمی واقعاً افسر با غیرت میبود(که نبود).اگر مرد با شرف میبود(که نبود).اگر وجدان میداشت(که نداشت)باید تسلیم ائتلاف کثیف "پرچم نظار" نمیشد(که شد)! خوبترین و با عزت ترین کاری که او در آن شرایط باید میکرد باید تا آخرین لحظه به سر قوماندان اعلی اردوی افغانستان و قوماندان مستقیم خودش تاآخرین رمق حیات وفادار باقی میماند (که نماند) و اکر چارۀ دیگری در آن شرایط نداشت، تفنگچه اش را بالا میبرد و با یک مرمی بر سر خود فیر میکرد و مردانه وار خود را فدای سوگند به مادر وطن و حرمت به تحلیف یک نظامی جام شهادت مینوشید(که ننوشید!)
کامل صاحب، از آنهائیکه جنایات شان مانند آفتاب مشهود است حمایت و دفاع حزبیگرانه نکنید! خاین هر کس باشد خاین است!!! نبی عظیمی یک خاین ملی است ک اکنون راهش را گم کرده و مثل شما به سفسطه بازی میپردازد. په درناوی


اسم: احمد رصدی   محل سکونت: المان    تاریخ: 30.01.2010

جناب انوری دستان درد نکند وبه سلامت باشید
بی تفاوتی وسکوت در مقابل آدمکشان خلقی وپرچمی جفای بزرگی بر این ملت دردمند است.یگذار *** خلقی و پرچمی به آسمان برسد. نوشتن حقایق وروشن کردن تاریخ یکنیم دهه خون وجنایت وظیفه تمام قلم بدستان است.تا زمانیکه جنایتکاران خلقی ـپرچمی واخوانی به محکمه سپرده نشوند جنایت ادامه میابد یگانه راه مهار کردن جنایت سپردن جنایتکاران به محاکم است وبس.
تازمان محکمه جنایتکاران که راه درازیست افشای چهره های جانیان وظیفه مقدس و ملی به شمار میرود که شما از پیشتازان این وجیبه ملی به شمار میروید.


اسم: ع.عقاب   محل سکونت: المان    تاریخ: 30.01.2010

به جواب آقای محترم نجیب کامل.
اینجا بحث روی... همان قدر استعداد کاری ایشان(منظور تان نبی عظیمی)بود که غلط ویا درست انجام میداد.نیست.بحث روی اشک تمساح یک جنایت کار است.این درست است که وظیفهً عناصر ملی ودمکرات تنهاچه بود نیست بلکه همیشه در قبال ان توضیح وترویج چه باید انجام دهیم .که همًه ما باید به ان عادت کنیم.این مثل یک شعر یست که وقتی مصرع اول را نوشتید باد دوم را هم بنویسید. در غیر آن مفهوم تکمیل نیست.آقای حمید جان انوری یقیناًبه سوال شما جواب خواهد داد.برای حل این مشکل اساسی جامعه ما چون کشتی به سکاندار ضرورت دارد وآن را" شورای استقلال وآزادی" نام میگزارم.اگر مرد میدان هستید پس بیاید قطره هارا باران سازیم وباران ها را دریاوبا سیلاب ملک خود را آزادوجامعه رابدست خود آباد سازیم.


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 30.01.2010

دست اندکاران عزیز افغان جرمن انلاین سلام
شما هم بمرض پارلمان افغانستان دچار شدید که نتنها نوشته ها را سانسور میکنید بلکه همان قسمت ایکه شما از روی عقل خود خوب و مطابق پالیسی سایت تان ضروری میدانید انتشار مینماهید این بفکرم یک جفا در حق پیشه مطبوعاتی خودشما است که اگر ادامه بدهید بفکرم خیانت بزرگی است در حق آزادی بیان و علاقمندان سایت تان .چرا از ملی گرائی و آزادی بیان میترسید در حالیکه شما در پهلوی زندانهای کسانیکه در افغانستان زندگی میکند فرسنگها بدورید .دلاورانه در راه آزادی بیان و عقاید گام بردارید تا ورد تقدیر قرار گیرید.باز هم کوشش میکنم تا شمارا یک همکار خوب باشم و مطمئین هستم که شما هم همکار علاقمندان تان په درناوی


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 30.01.2010

سلام دوستان
بعضی نویسندگان ما که مینویسند و گذشته را ارزیابی میکنند یک حرف خوب است ولی برای آینده هیچ کدام نظر معقولی که مارا در آینده سوق و رهبری کند در نوشته های ایشان بصورت قطع نمیخورد. مطلب جالب ایکه آقای حمید انوری نوشته کردند برای استر جنرال محمد نبی عظیمی ننوشته اند که چه باید میکردند در همان وقت و حالا از او چه میخواهید همان قدر استعداد کاری ایشان بود که غلط و یا درست انجام میدادند. بالفرض شما آقای حمید انوری اگر استر جنرال انوری میبودید و گردانندگان سیاست مملکت شما پاکستانی ها و ایرانی ها و عرب های وحشی و امریکا و شوروی میبود شما چه میکردید که نبی عظیمی انجام ندادند. آیا زمان حاضر چه تفاوت دارد که در انزمان شوروی با لشکر 200000 خود آمده بود شما در غرب نشسته و انتقاد میکنید و نمیتوانید شهامت کنید که بگوهید که اگر استر جنرال عظیمی چنان میکرد مورد تائید شما میبود. لطفاً جواب بنده را ارائه نماهید.
په درناوی
............
جناب نجیب کامل از شهر روتردام هلند !
نوشتۀ شما را تا آنجا که مربوط به موضوع نوشتۀ جناب حمید انوری در بارۀ جنرال نبی عظیمی بود به نشر سپردیم ولی بقیه نوشتۀ تان که بحث خارج موضوع است از نشر آن معذرت ما را بپذیرید.
ادمین پورتال



اسم: ع.عقاب   محل سکونت: المان    تاریخ: 30.01.2010

سلام به هموطان غزیز ودردمند!

کشور ما متاًسفانه مملو از خًائنین و وطننفروشان چون نبی عظیی، اسپنتاو غیره میباشد. ولی قبل از آنکه به بحث روی این نوشته بپردازم، ....

جناب ع.عقاب از آلمان!
نوشتۀ شما را تا آنجا که مربوط به موضوع نوشتۀ جناب حمید انوری در بارۀ جنرال نبی عظیمی بود به نشر سپردیم ولی بقیه نوشتۀ تان که بحث خارج موضوع است از نشر آن معذرت ما را بپذیرید.
ادمین پورتال



اسم: شفیق اله   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 30.01.2010

سلام و احترامات به گرداننده های محترم پورتال افغان جرمن آنلاین و خواننده های محترم تقدیم است.
این فلمی را که شماحالا گذاشته اید سالها قبل در انترنت وجود داشت این ویدیو صرف با کمی دست کاری دوباره بخاطر هدف خاص ترتیب شده که همه میدانند.
شما باید متوجه شده باشید که حزبی ها هیچ عکس العملی نشان نمیدهند. برای من دردآور اینست که چطور پورتال پر بهای افغان جرمن آنلاین زیر بار این توتیه برای بی اعتبار ساختن و زیر سوال قرار دادن پورتال وزین شان رفته اند. امیدوارم مسوولین این رسانۀ معتبر متوجه این باریکی شوند. امروز دیگر مثل آفتاب روشن است که کی ها چی ها کردند، خلقی ها، پرچمی ها، جمعیتی ها، حزب اسلامی وحدتی ها و سیافی ها و... ، محکمۀ تاریخ هیچ کس و گروهی را فراموش نخواهد کرد و در مورد شان به خطا نخواهد رفت. دیگر زمان تاریخ سازی های فرمایشی هم پایان یافته است. من شخصا از نوشتۀ محترم انوری صاحب و منطق و شهامت شان به صفت طرف سیاسی لذت بردم.

جناب شفیق اله از آلمان!
نوشتۀ شما را تا آنجا که مربوط به موضوع نوشتۀ جناب حمید انوری در بارۀ جنرال نبی عظیمی بود به نشر سپردیم ولی بقیه نوشتۀ تان که بحث خارج موضوع است از نشر آن معذرت ما را بپذیرید.
ادمین پورتال


اسم: محمد اعظم سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 30.01.2010


جلادی که مدعی است (وجدان طيب و دستان پاکيزه ؟) دارد !



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved