افغان جرمن آنلاین AFGHAN GERMAN ONLINE
http://www.afghan-german.de
http://www.afghan-german.com

نظریات خوانندگان در مورد مطلب آتی
 عنوان مضمون: تبصرۀ شما در مورد مطالب نشر شده، سال 2017
نویسنده: افغان جرمن آنلاین
قابل توجه: پورتال افغان جرمن آنلاین ضمن انکشاف مزید این امکان را در اختیار می گذارد تا در قسمت مضامین خاص و تنقیدی تبادل افکار صورت گرفته بتواند. درین فرصت اکیدآً به توجه رسانیده می شود که: مطالب مندرج اظهار نظر نباید حاوی عبارات غیرقانونی، تخریش کننده، افترا آمیز، توهین آمیز، تهدید کننده، مخرب، مستهجن، خلاف دین و مذهب، مسایل جنسی، تبعیض طلبی و یا بصورت کل خارج چوکات کرامت انسانی ، عفت قلم و عفت کلام باشد، ور نه به هیچ و جه به نشر رسیده نمی تواند. نویسندۀ که مطلب خود را به نظر خواهی می گذارد بهتر است خود هم در تبا دل افکارسهم فعالانه بگیرد. هموطنان ما که برای شان ممکن نباشد به دری ویا به پشتو بنویسند، می توانند نظرشان را به انگلیسی نیز بنگارند.

تاریخ:    اسم:    محل سکونت:
ایمیل:
    لطفأ آدرس  ایمیل خود را در اینجا درج کنید.
تبصره:
 
اسم: داكتر ع واحد حيدرى    محل سکونت: سدني استراليا     تاریخ: 23.11.2017

محترم لمر،
امان الله خان غازى و شهيد محمد داود دو رهبر و دو سپاهى وطن بودند. خداوند ج روح هر دو شان را خوش و أرام داشته باشد. امروز اعضاي حزب لعنتى خلق مى خواند خود را وابسط به ان غازى معرفى كنند تا از قتل ها و خيانت هاى شان پنهان شوند وأين است لطمه به نام ان خادم.
ما همه بايد كوشش كنم تا خدا نخواسته به نام اين دو رهبر صدمه نرسد. در قسمت اينكه ايا فرار از ارگ در روز هفت ثور امكان نداشت بايد عرض نمود كه شهيد عبدالقدير در در شام ان روز از ارگ به خانه براى اخرين بار به ديدار اولاد خود رفت و دوباره براى دفاع به ارگ رفت( فاميل ان شهيد در أمركا شاهد اين حقيقت است)
شهيد وحيد عبدالله و شهيد عبدالمجيد باز در ان نيمه شب توانستند بيرون شوند. فلهذا شهيد محمد داود قادر به ان بود ولى قرار مصاحبه داود جان غازى از شروع كودتاه وى تصميم خود را اعلان كرده بود.
ان شهيد از كابينه خواست خود را نجات بدهد خود در دفاع تا اخرين قطره خون استاد و كسى كه مى خواست وى را تسليم كند از دست و پاى انداخت.


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 23.11.2017

بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد جنگ افروزان و فتنه انگیزان اجیر بیگانه تکرار همان حدیث شریف به جا است، که اگر حیأ نداری، هر کاری میخواهی بکن.
قبل ازهمه اینجانب هیچ ضرورت ندارم که در مورد مملکت و مردم خود همراه با اجنتان ولایت فقیه و منسوبین سپاه پاسداران خمینی جرو بحث نمایم. آنها در موقف و حیثیتی نیستند، که مسایل ملی را با آنها مطرح ساخت.
کسی اگر مداری گری میکند یا دلقک گری، خودش میداند و کارش، به شرطیکه پاچه مردم را نگیرد و به دیگران تعرض شخصی نکند.کسی نه به خود این اجیران اهمیت قایل است ونه به خوب و نه به خراب آنها.
این نمونه گک آنها که درین اواخر بار بار نام اینجانب و یا بعضی محترمین دیگر را ذکر نموده، میخواهد خود را مطرح بسازد، ان شاءالله خودش دانسته باشد، که الحمدلله چقدر وزن و حیثیت دارد. کسی که از بدو ظهور خود هم و غمش تنها جنگ انداختن الف با ب و از ب با ج بوده است، تا با ایجاد تفرقه در بین اکثریت، منافع اقلیتی خود را بدست آورده و یا تضمین نموده باشد.
با این موجودات عجیب وغریب باید یاد آوری کرد، که این سعهء صدر و اخلاق و کرم اکثریت مملکت است، که با وجود همباور نبودن با عقایدت، برایت موقع صحبت و اظهار نظر میسر میشود. مگر تو قدرناشناس ناسپاس، بیشرمانه به عقیده و مذهب و علماء مورد احترام اکثریت مملکت، توهین و گستاخی مینمایی. فتنه انگیزی ملی و مذهبی شاخ و دم که ندارد. بنا شما آغاراده چی باشید و تفکر و ایدیولوژی عالیجناب که کسی شما را حتی لایق پرخاش و مجادله بداند!
نه خودت را و نه ایدیولوژی خودت را کسی به رسمیت میشناسد، که با تو سپاهی گک ولایت فقیه مباحثه و مکالمه نماید.
حدت را بشناس و زمانیکه موضوعی از طرف کسی مطرح میشود، مخصوصا که از طرف یک ریش سفید دانشمند باشد، اولا عقل خود را بکار بیانداز، اگر قانع نشدی، مودبانه سوال نما و مثل یک انسان با ادب و با نزاکت جوابت بشنو.
اگر مشکلی نداری و زیر کاسه ات نیمکاسه های نیست، چرا همیشه روی سخن را به یک بیراهه کشیده و ازان بیراهه ات سنگ اندازی و تعفن پراگنی مینمایی؟ همین حالا که من همین جملات را مینویسم، حالت تهوع برایم دست میدهد، مگر آفرین برتو که همین طریق را نصب العین خود ساخته ای. اعوذبالله.
به شخصیت اشخاص تعرض نکن!
وقتی برای شخص مثل تو احترام قایل شده اند، خدمتگارانی که در خدمت مملکت و تربیهء اولاد وطن ریش خود را سفید نموده و زحمات را متقبل شده اند، به مراتب بیشتر از تو قابل احترام اند.
وقتی تو هتک حرمت دیگران را با انواع حیل و زحمات مرتکب میشوی، چرا از گذاشتن آیینهء قدنما در مقابل رخسارت به وحشت میافتی؟
عجب است که از کشیدن شرمندگیهای تاریخی به رخ خود خجالت میکشی، اما از همرزمی و همبزمی و هم آوازی با مجرمین و جناینکاران تاریخی که الحمدلله بدنام عام وخاص اند، اظهار ندامت و توبه نمیکنی؟
منطق قوی عالیجناب هم در مواردیکه بگیل شده اند، الحمدلله بارها امتحان خود را داده است، و این آخرین هم نمونهٔ جدید آن! بعد ازین هم توکل علی الحی الذی لا یموت.

از برادر محترم جناب قاسم باز بخاطر اظهار نظرشان اظهار تشکری مینمایم. جزاک الله خیرا.
الله افغانستان عزیز و سربلند ما را از شر تمام متجاوزین شرقی و غربی و شمالی و جنوبی و اجنت بیرونی و داخلی آنها در حفظ و امان خود داشته باشد.
حسبناالله و نعم الوکیل


اسم: نوری آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 23.11.2017

شاغلی قاسم باز!

که تاسو جناب غیر نارمل یاست، او سخت صحی او روانی تکلیف لری، نو هغه ته جناب یا د کور غړي دی موږ ته ولیکي، چی موږ تا معاف کړو؟ په غیر د دغه نه، ستا لیکنه ۱۹ د نومبر زما په نوم او د ۲۲ نومبر لیکنه مو یو بل نقض کوي؟

تاسو غازي د ۱۹ د نومبر لیکنه کې،اعلیحضرت امان الله خان یو غل د بیت المال معرفي کړ او د کابل څخه یو ډارن فراري؟ او اوس بیا لیکلی، چی زه ورته دومره احترام لرم... چې !!

جناب قاسم باز صاحب!

تاسو جناب ځان یو د لیسانس د کچی کس بولی، اما تاسو لیکی:

ـ اشتبهات؟
- عفه؟
- کلیمه؟

آیا دغه کلمات یو د لیسانس د دیپلوم درلودونکی کس باید داسی ولیکي؟

جناب قاسم باز صاحب!

تاسو د سقاوی حکومت پر وخت د غلام نبی خان چرخی د راتګ موضوع د شوروي له لاری نه، دلته را اچولی ده، چی ما نوری هلته خپل نظر ورکړی دئ، هغه زما لیکنه تاسو ما او درنو افغانانو ته راوشی یاست، چی زه جواب درته ولیکم.؟

تاسو پخپل وروستي پاراګراف کې بیا کوشش کړی، چی ما یو غیر مسلم او ماتریالیست خطاب کړی، تاسو شاه ولی الله دهلوي ته یو د (ډول چي) خطاب کړی دۍ، زه لکه یو مسلم دهلوي رح د اسلامي ارشاداتو یو مهم محقق او مبصر پیږنم.
ستاسو د جمد او مریض کودتایی فکر برخلاف، چی په جهان اسلام کی شهید نشته؟، نه جنابه، حقیقي شهیدان شته، مثلاً، د نادر شاه په انګلیسی لاس د عبدالرحمن لودین وژل!!

تاسو پخپله لیکنه کی بدون کوم تردید، نور محمد تره کي، حفیظ الله امین او نجیب ته د شهیدانو خطاب کړی! نه صاحبه دا دری کسان هم لکه نادر خان او داود خان د اسلامي قوانینو پر اساس، شهیدان نه دي.
ستاسو په وروستی نیمه جمله زه پوی نشوم، چی ستاسو جناب مطلب کوم دئ؟

زه د رضایت احساس کوم، چی ته لکه د نادري ملي مُجرم خاندان د یوه صدیق او وفادار خدمتګار په توګه پخپله دغه منافقانه دریځ یو ساعت یوه رفم، یو ساعت بل رقم، دا خدمت د افغانستان خلکو ته هم کوی، چی دغه نادري خاندان د کوم ماهیت او مضمون څخه برخورداره وه.

اوس همدومره

«


اسم: احمدنعیم    محل سکونت: امریکا     تاریخ: 23.11.2017

محترم آقای لمر !
چند سال قبل دها هزار دالر برای محترمه شاهدخت هندیه در کالیفرنیا برای ساخنن چاه های عمیق و طرح وصل دریای پنجشیر به دریای کابل جمع آوری شد . وعده شد که مصرف پول ها فیلمش از طریق تلویزیون راکورش داده میشود اما چه شد؟؟
عبدالحق علومی در روز کودتای ۷ ثور در سینمای آریانا توسط خلقی ها بندی شد معلومات کاذب برای مردم ارایه نکنید . ازینکه برادر یک ریس جممور از ترس قانون جدید اصلاحات اراضی زمین ّهای خود را میفروشد ( اگر موخذ نوشته شما اعتباری باشد.)این هم نشان دهنده حکومت قانون در دوره ۵ ساله طلایی جهموریت است شما نمیتوانید بخاطر رهبرتان محترم میوندوال به نوشته خودتان کار بزرگ ۳ ساله اش لودسپیکر هارا از داخل پارلمان بخارج نصب کرد افتخار میکنید و برای دیگران عقده گشایی . با احترام


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفونیا     تاریخ: 23.11.2017

محترم وطندوست صاحب! از نظریات شما قسماً آگاهی حاصل شد، اینکه از ارسال آدرس ویبسایت خود به اینجانب طبق وعده قبلی اکنون به دلیل افشای هویت تان و بی اعتمادی برمن منصرف شده اید، کار خود شماست و من به آن اعتراضی ندارم، اما پنهان کردن هویت و یا ترس از آن بذات خود یک سؤال است.
بهر حال شما میدانید و افکار و نظریات تان و در همچو نظر خود با تائید متن مقاله (مترجم) م. ن. مخیر هستید و آرزو میکنم با آنچه فکر میکنید، همشیه خود را مصروف ساخته، ولو دور از واقعیت های عینی جامعه و جهان و در چهار چوب مطلقیت باشد. خوشحالم که دراینجا بحث ما به نقطه پایان میرسد، زیرا نظر من بیشتر در مسایل روز با معیار های نسبی و شرایط مشخص عینی و حالات موجوداستوار است و با این اساس من و شما مسائل را با استفاده از دو روش مختلف بررسی میکنیم. موفق و کامگار باشید و از این به بعد اگر نوشته هایم موجب ناراحتی ذهنی شما میشود، از مطالعه آن صرف نظر کنید. با ارادت


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 23.11.2017

تشکر از معلومات برادر محترم من جناب احسان لمر !
بدون تبصره.


اسم: وطندوست    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 23.11.2017

آقای محترم سیدعبدالله کاظم ، خدمت تان ماده وار عرض شود، که:

1. من هر کشوری را که با هر بهانۀ بالای مادر وطنم تجاوز کند، به حیث اشغالگر و دشمن مردم افغانستان میدانم. چه این قدرت شوروی سابق باشد یا کشور های غربی به سرکردگی امریکا.
همچنان از نوکران وطنی شان که لشکرکشی قدرت های بزرگ و دخالت کشور های همسایه را در کشور بلادیدۀ ما فراهم می سازند، یا آنرا با دلایل مختلف توجیه می کنند، با تار و پود بدنم بیزارم. اشغال برای من اشغال است، از جانب هرکس و به هر بهانۀ که باشد ومرا عقیده بر آنست که باید علیۀ اشغالگران مبارزه کرد و نوکران داخلی شانرا رسوا ساخت.

2. هرکسی که این فلم تحلیلی را ساخته است ( امریکا به هر قیمت جنگ می خواهد و آقای "م. ن" آنرا ترجمه کرده است) برای من مهم نیست که از کدام ایدیولوژی پیروی می کند، بلکه من می بینم که هر سطر این ترجمه با اعمال و سیاست های امپریالیستی امریکا در افغانستان، عراق، لیبیا، یمن و کشور های دیگر که امریکا در ویرانی آن سهیم است، مطابقت دارد و واقیعت ها را بیان می کند. از همین لهاذ خواند ن آنرا توصیه کردم.

3. اگر قرار باشد، که خودم را به یک ایدیولوژی مشخص منسوب بدارم، من مانند اکثریت مطلق مردم افغانستان (غیر از یک مُشت وطنفروش) یک ملیگرای وطندوست ام . به این معنی که، به ارزش های مانند هویت ملی، عشق به میهن ، تاریخ و مردمش، سرافرازی و منافع کشورش را در اولیت قرار دادن، ارج می گذارم. نه به ایدیولوژی انترنالیزم کمونیست ها عقیده دارم و نه به تفالۀ دیموکراسیی که غربی ها برای ما صادر کرده است.

4. داشتن یک ویب سایت به معنی این نیست، که صاحب آن یک نویسنده، دانشمند یا تحلیلگر باشد. هر کسی که کمی با تکنولوژی اینترنت و انفورماتیک بلد باشد، می تواند برای خود یک ویب سایت باز کند. اگر مانند من درین رشته معلومات نداشته باشد، با پرداخت چند یورو سالانه به یک ویب ماستر می تواند صاحب یک ویب سایت باشد.
در یک ویب سایت می شود که مسائل مختلف را ثبت کرد. دانشمندان حتماّ کار های تحقیقی و علمی شانرا، یک خبرنگار گزارش های خبری خود را، یک هنرمند یا عکاس کار های هنری و عکاسی خودش را ، و بنده گزارش کار های عملی پروزه های بشردوستانۀ خود را، آنهم به زبان آلمانی.

5. وعدۀ که آدرس ویب سایتم را به شما میدهم، خیلی عجولانه و پیش از وقت بود. من تصور کردم، که می توانم بالای شما اعتماد کنم، که این معلومات را نزد خود نگهمیدارید و هویت اصلی من محفوظ نگهداشته می شود.
اما حالا نظرم تغیر کرد، زیرا طوری که در بالا نوشتم، کسی که تجاوز کشور های بیگانه را بالای وطن عزیز ما، تحت هر بهانۀ که باشد، توجیه کند، برای من شخص قابل اعتماد نیست. متاسفانه شما با اینهمه دانش تان اشغال وطن ما را توسط امپریالیزم امریکا توجیه می کنید، به اصطلاح برایش دلیل می تراشید، که خیلی غمگینم می سازد.

با همه حاشیه رَوي، نظریاتم را که در پیام های گذشه بیان کرده ام، به جای خود باقی می ماند.


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 22.11.2017

اقای ایاز نوری.
انقدر که من به شخص اعلیحضرت شاه امان الله ارادت دارم یک خدا میداند، انهم بخاطر یک حرکت ازادمنشانه اعلان استرداد استقلال افغانستان.
در این جهان و این ګیتی هر فرد اشتبهاه میکند ان شخص که نکرد کی است؟ هم پادشاه اشتبهاه میکند و هم ګدا. نزد من تمام اشتبهات امان الله خان ضرب صفر است در مقابل یک اعلان استقلال، نزد من غازی امان الله خان قاید ملی افغانستان است. ولی یک عده طرفدران وی که از تاریخ وقایع ان وقت برداشت درست ندارد و از دانش نسبی تاریخ افغانستان محروم اند، باید بحال انها تاسف کرد. امروز جناب ایاز نوری ، غازی امان الله خان را به جناب جمیلی صاحب معرفی میکند. ای خدا بزرګ این ملت را تو عفه کن بسیار کبر کردیم ،
برادر و هموطن من اقای ایاز نوری
این شما بودید که دوسال قبل وقتیکه بنده از امدن عساکر روسی به همرای اقای غلام نبی خان چرخی بطرفداری امان الله خان بخاطر ګرفتن شهر مزارشریف داخل خاک افغانستان ګردیده بودند من ان واقعه را از نوشته و یک پروګرام رادیویی صدا امریکا از زبان محترم عبدالباری جهانی صاحب ذکر کردم چون شما در انوقت در این مورد معلومات نداشتید، شما بدون اګاهی ، بنده و اقای انجینیر احسان مایار را از یخن ګرفتید و ما را بنام این و ان یاد کردید. نتنها که شما ان نوشته ما را قبول نکردید بلکه ماخذ که ارایه کرده بودم انرا هم شما قبول نکردید،ان نوشتهای پر بها تان در دریچه افغان ـ جرمن انلاین تا همین لحظه که این نوشته را مینویسم موجود است .
برادر محترم من بشما اکیدآ میګویم که کمکی معلومات تانرا درست کنید. اکیدآ اصلا یک کلیمه امرانه است که جناب شما همیشه در نوشتهای تان انرا بما و به بعضی بزرګان دیګر استعمال و یا مینویسید.
جناب محترم ایاز نوری.
من فکر میکردم که شما تعریف شهید را از نظر فلسفه ماتریالیزم دیالکتیک تعریف خواهید نمود، نمی دانستم که شما شکر در فلسفه اسلام هم نام خدا معلومات کافی و شافی دارید، نظر به این تعریف شاه ولی الله دهلوی یا ( ډول وهی )که شما تذکر دادید، فکر نکنم که در افغانستان چی بلکه در کل جهان اسلام شهید پیدا نخواهیم کرد. ( بغیر از نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین و داکتر نجیب الله )فکر میکنم شما تا حال حق و ناحق را فرق کرده نمی توانید.در دوران نادرخان ظاهر خان ، داوودخان و امان الله خان تمام قوانین افغانستان اسلامی و شرغی بودند.
این تعریف تان هم معنی کش را میدهد.


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 22.11.2017

شاغلی وطن دوست صاحب!

ښه دی ځان بیغمه کړی ده، جالبه ده، ته جناب ویب سایت هم لری، بیا هم مستعاره لیکنې کوی... ها

په درنښت


اسم: حسیب    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 22.11.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

بدون شک که سر آغاز توسعه طلبی های چهل سال اخیر در افغانستان که مملکت ما را و اذهان یک عده ای کثیر مردم را چنان مصدوم گردانیده است که حتی میتوان گفت در بخش عظیم جامعه ای ما حالت های جنون زده گی اجتماعی و یا یک نوع مصدومیت ذهنی حکمفرمایی دارد، با تجاوز قشون سرخ شوروی سابق در ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹ میلادی، به حیث دکترین توسعه طلبی برژنف بوده است که احزاب پرچم و خلق در گسترش این توسعه طلبی مستقیماٌ دخیل بوده اند. اینکه اگر امروز آقای حامد کرزی دو باره به کشور روسیه اجازه ای مداخلات مستقیم را چاره سنجی نماید، سطحی نگریی دیگری بیش نخواهد بود.

یگانه موضوعی خردمندانه ای را که آقای حامد کرزی فعلاً با کشور روسیه به حیث میراث دار شوروی سابق در میان گذاشته میتواند، موضوع خسارات جنگی بوده می تواند و بس! اما اینکه ما امروز بدون رسیدن به صلح از امنیت و ثبات دور مانده و به رفاه نیز رسیده نمی توانیم، موضوعیست جدی!

فکر میکنم در قدم اول ما به یک صلح عادلانه، به یک حرکت جدی صلحخواهی ضرورت داریم.

با احترام حسیب


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 22.11.2017

محترم جناب وطندوست!
تعجب کردم که از یکطرف می نویسید که : «بنده کاش مانند شما و دیگران یک دانشمند، تحلیلگر و مقاله نویس می بودم، که متأسفانه نیستم..... گرچه از تحولات که در سطح جهانی و در کشور عزیزم رُخ میدهند، به قدر کافی معلومات دارم، اما طوریکه بالا اعتراف کردم، هرکس کفایت و توان نوشتن و تحلیل مسائلِ را که از آن مطلع ست، ندارد» و اما از طرف دیکر می فرمائید که: «اگر علاقه داشتید که از کار هایم اطلاع حاصل کنید، می توانید، توسط متصدیان محترم این سایت با من در تماس شوید و من آدرس ویب سایت خود را برایتان خواهم فرستاد.»

محترما! داشتن ویبسایت خود نشانه ای از نویسندگی و قدرت تحلیل محسوب میشود که بسیار خوشحال خواهم شد افتخار داشتن آدرس ویبسایت شما را داشته باشم تا از نظریات صائب شما اطلاع حاصل کنم.

لطف فرمودید و مرا به نوشته م.ن. حواله داده اید (درین رابطه ترجمۀ از آقای "م.ن." تحت عنوان امریکا به هر قیمت جنگ می خواهد، را در همین سایت توصیه می کنم). عرضم حضور شما اینست که :اگر جناب شما مثل او فکر میکنید، بحث ما در همین جا پایان یافته است، زیرا نظر ایشان بنیاد ایدئولوژیک دارد و همان مطالب تکراری است که مخالفان غرب از مدتها بدینسو تکرار در تکرار گفته اند و اما آنچه خود شان درلباس دوستی با کشور کاری را کردند که کاملاً برعکس ادعای های همیشگی شان بود. یک کشور دوست خود را به خاک و خون کشانیدند و ویران کردند. یقیین دارم که کسانی هنوز زنده اند و سالهای 60 و 70 قرن گذشته را در افغانستان به خاطر دارند و معنی دوست و دشمن را بعد از کودتای ثور خوب درک کرده اند و متعاقب آن تهاجم قوای سرخ را و نیر نتایج نکبتبار آنرا طی 13 سال تسلط رژیم دست نشانده تجربه کردند. اکنون روسها باز آرزومند برگشت غیرمستقیم به افغانستان استند و میخواهند این بار انتقام شکست خود را در افغانستان از امریکا بگیرند و این سرزمین را بار دیگر در آتش جنگ به خاکستر تبدیل کنند. این واقعیت را خوشبختانه نمایندگان مردم در لویه جرگه مشورتی به خوبی درک کردند و با وجود مخالفت کرزی در امضای موافقتنامه امنیتی و استراتژیکی با امریکا، رأی و نظر مثبت دادند. امروز بار دیگر سرنای روسها را حامد کرزی پف میکند و آنچه میگوید ، مؤید خواسته های روسیه است. اینجاست که بار دیگر دست آنها از آستین خود ما دراز میشود.

بهرحال امروز جنگ سرد باز در آستانه آغاز است و آتش آن همین حالا با تمرکز رقبای جهانی تازه نفس با تأسف در کشور ما افروخته شده است و باز همان دستهای قدیمی از آستین خود ما دراز شده است و این بار جنگ تبلیغاتی و استخباراتی مثل همیشه قدمهای اول میباشند تا آنکه مردم را بشورانند و فضا را تیره سازند و در تاریکی آن بار دیگر دزدانه به حمله بپردازند. لذا نوشته ها و ترجمه هایی کسانی مثل م. ن. از همان ریشه ها آب مینوشند.

خدا نکند که جناب شما با آنها همنوا باشید، زیرا هیچ وطندوست واقعی با آنها نمی پیوندد. از اینکه با این تبصره های خود موجب درد سر شما شدم، ببخشید. پایان صحبت با ارادت


اسم: محمد انور اڅړ    محل سکونت: کابل     تاریخ: 22.11.2017

ډېر دروند لوی استاد سیستاني صاحب سلامونه او ښې هیلې وړاندې کوم:
محترم استاد! پرون ورځ ښاغلي دانش، ستاسو نوی چاپ شوی ارزښتمن کتاب (تاریخ چیست؟ و مورخ کیست؟) راولېږلو، نوموړی کتاب په ښه صحافت او منځني کاغذ باندې، په ۴۰۰ مخونو کې چاپ شوی دی، ستاسو د دې ورستي اثر د خپریدو له کبله تاسو او ټول افغان ملت ته مبارکي وایم، خدای تعالی دي اوږد عمر او ښه صحت درکړي، تاسو د خپلو ارزښتناکو فرهنګي او علمي لیکنو له امله د افغانستان ستر اولس ته لوی خدمت ترسره کړی دی، ځکه خو زېری درکوم چې، په اوسني عصر کې (هر هغه څوک چې ستاسو په قدر باندې پوهیږي) او راتلونکي نسلونه به د مرحوم علامه حبیبي صاحب په شان د (علامه) په ستاینوم باندې یاد کړي او د افغانستان او سیمې په تاریخ کې به ښکلی او سپیڅلی نوم ولری، په پای کې مو په لوی او بښونکي څښتن سپارم.
د خوشال قدر که اوس په هیچا نه شته/ پس له مرګه به یې یاد کا ډېر عالم
درنښت
آڅړ


اسم: Dr. Salah Sayedi    محل سکونت: London     تاریخ: 22.11.2017

سلام محترم سادات
جنګ افغانستان نه اسلامی است و نه قومي
جنګ افغانستان را تلاش کردند اسلامې، قومی و سمتی بسازند و ساختند
جنک افغانستان زمانی اسلامی و ازادی بخش بود
جنګ افغانستان جنګ ابر قدرتهابود و است
جنګ افغانستان جنګ اهداف دیګران و ....
هریک این در مراحل مختلف تاریخ 4 دههء اخیر در مقطع زمانی معین درست بود و باز یک رنګش ضعیف و آن رنګ دیګرش قوی شد و این تغیر اشکل ادامه دارد
حالت دیوره که از لحاض حقوقی چطور است و حالت دیفکتو ) د واقعیت ) چطور است؟
چطور یک افغان صالح میخواهد این جنګ را ببیند و چګونه یک فروخته شده، متعصب و ستمی و چګونه یک شخص ثالث بالخیر و چګونه یک ریالیست و چګونه یک اپتمیست و چګونه یک پسیمیست و چګونه میخواهد این جنګ شکل و محتوا داشته باشو مطابق به امریکایان و چګونه مطابق روسها و چګونه مطابق پاکستانیان و حتی چګونه مانند خواست ایرانیان. همهء این ابعاد جای، تاریخ و مراحل خود را داشت و دارند و حکم قطعی که این جنګ اسلامی نیست و این جنګ قومی و سمتی نیست و این جنګ ستمینیستو ....این را منتفی کرده یک سره خطاء است و بع فهم من کمې از همهء این است. صرف بعضې جولنب و عوامل ګاهې قوي شده و بخش دیګ ی کمرنګ.


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 21.11.2017

شاغلی قاسم خان باز!

ستاسو نوشته ۱۹ د نومبر زما په آدرس ما او درنو افغانانو ولوستله.
زه وایم که کوم محترم افغان ما زما غلطی ته متوجه کړي، زه خو ورنه مننه کوم، تاسو دوو کسانو مرحومینو وژل شوي نادر شاه او قتل شوي داود خان ته پخپله بیخبری،د شهید مرتبه لیکی. زما عرض دا وه او ده، چې د اسلامي ارشاداتو پر اساس دغه دوه کسان د شهادت شرایط نه پوره کوي، نه چی ته جناب ګناه ته ورداخل شې.

شاه ولی الله دهلوی پخپل کتاب (مقام جنت) کی لیکي: « د شهادت مرتبی ته د رسیدلو مهم شرایط دا دي، چی قتل شوي بنده پخواء د کبیره ګناه مرتکب نه وي شوی او دیره مهمه، چی دغه قتل شوي انسان بخوا، بل کس په ناحقه نه وي وژلی!!»

په داسی حال کی، چی مرحوم نادرشاه یو هم نه بلکه زیات افغانان ناحقه، بدون د شرعی محکمی د حکم پخپل مخامخ امر قتل کړي دي. همداء راز سردار داود خان باندی ناحقه قتل بار دئ، هغه نور ګناهونه لکه ظلم او بی عدالتی کول، بی اساسه په یو چا تهمت کول،!!
اوس تاسو جناب په کوم اسلامی قانون او صلاحیت دغه دوه کسان خلکو ته (شهید) معرفی کوی؟ آیا ته په دغه شعوری عمل د هغوی په ټولو ګناهونو کی ځان نه ورشامل کوې؟

تاسو پخپله لیکنه کی کوشش کړی، جی ما د امان الله خان ټکه دار معرفی کړی. دا خو ماته افتخار ده، لاکن زه عرض کوم، چی اعلیحضرت غازی امیر امان الله خان د کوم فرد، فامیل او قام ملکیت نه ده، هغه مرحوم د افغانستان د ملت مال او افتخار ده.دا، چی ستاسو په ادعا، غازی امان الله خان بیت المال پټ کړی وي او له کابل څخه یې فرار کړي. دا موضوعات افغان مبارز غبار پخپل کتاب د تاریخ، دوهم جلد کی په آزادانه توګه لیکلی دي، اوس ته فکر وکړه، چی خلک به ستا دغه چټیاتو ته ارزش ورکړي، که د مرحوم غبار لیکنو ته، چی د وقایعو حاضر او ناظر تیر شوی دئ.

تاسو او شاغلی واحد حیدری لکه سقاوی حبیب الله، کوشش کړی، چی ما یو غیر مسلمان خلکو ته معرفی کړی او زما شخصیت تخریب او د لوستونکی توجه منحرفه کړی، لاکن افغانان اوس هغه د امانی د عصر ساده ګان نه دي.

اینرا به دری مینویسم:

شاغلی قاسم باز در نوشته های قبلی بطور مکرر اعلیحضرت مرحوم امان الله خان را «شاه بی بدیل» بمردم افغانستان ذکر میکرده است، که به اساس این تخریبات و اتهام های بی مورد این شخص، ثابت میشود، که دروغ میګفته و کدام اخلاص قلبی به امان الله غازی نداشته و ندارد.

باید خاطر نشان کنم که شخصیت عظیم امان الله غازی را خاندان انګلیس آورده نادری در طی ۴۹ سال حاکمیت جبارانه و ضد ملی شان نتواستند، طبق دلخوا، تخریب و از ذهن مردم افغانستان بیرون کنندو بناً اینچنین نوشته های شاغلی قاسم باز و امثالهم هم قف روی آب میباشد.

شاغلی محترم عبدالجلیل جمیلی صاحب!

مقاله تان ۱۹ نومبر را به آدرس اینجانب را اګر وقت میداشتم، سطر به سطر جواب ارائه میکردم، لاکن افسوس که کار رسمی هشت ساعته و رفت و آمد بکار مرا مجال نمیدهد، باز هم اګر وقت یافتم، به تفصیل برایتان مینویسم، همین قدر به شما میګویم که شما که با وجود برآمدن اسناد کافی تاریخی، نادر خان را یک شخص غدار و قاتل نا حق بهترین فرزندان افغان را معترف نمیشوید، آفرین تان... پس بحث من با شما چه معنی ای خواهد داشت...!! من به شما و طرفداران خاندان سفاک، توصیه میکنم، کتاب مرحوم جنرال یار محمد خان وزیری ( د افغانستان د خپلواکي او نجات تاریخ) و کتاب تاریخ مرحوم غبار جلد دوم (افغانستان در مسیر تاریخ) را به دقت و با یک وجدان بیدار و مسول مطالعه کنید. اګر قانع شوید. در غیر آن شما و مسیر تان و من و مسیر من... .

په درنښت


اسم: وطندوست    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 21.11.2017

آقای محترم سیدعبدالله کاظم سلام مرا بپذیرید!

بنده کاش مانند شما و دیگران یک دانشمند، تحلیلگر و مقاله نویس می بودم، که متأسفانه نیستم.
اما علاقۀ زیاد به خواندن نوشته ها و تحلیل های دانشمندان محترم ما در رابطۀ به هر موضوع و بخصوص در رابطه با سرنوشت شوم وطن و هموطنانم دارم و از نظریات و تحلیل های شان مستفید میشوم.

گرچه از تحولات که در سطح جهانی و در کشور عزیزم رُخ میدهند، به قدر کافی معلومات دارم، اما طوریکه بالا اعتراف کردم، هرکس کفایت و توان نوشتن و تحلیل مسائلِ را که از آن مطلع ست، ندارد.
از همین لحاظ خواهش و توقع من از کسانی که این توانائی را دارند، همان است که در پیام اخیرم نوشتم. این توقع را نتنها از جناب محترم شما، بلکه از تمام روشنفکران و دانشمندان کشورم دارم ، که وظیفۀ وجدانی شانرا در قبال روشنگری و رهنمائی اذهان مردم خود اجرا نمایند و حقیقت ها را طوری که است، برملا سازند.

به طور مثال یکی ازین حقیقت های که عمداّ به فراموشی سپرده می شود، اما از مردم ما تا امروز قربانی می گیرد: در زمانش امریکا به تنهائی با سه هزار عسکر و چند عرداه طیارۀ بی 52 خود توانست که در ظرف چهار هفته دولت طالبان را سنگون سازد و تمام آنها را از افغانستان بیرون بیاندازد، اما چرا چند سال بعدش با وجود 150 هزار عسکر و 42 قویترین کشور های غربی با بهترین تجهیزات مدرن جنگی شان، دوباره طالبان قوی شدند و جنگ تجدید یافت؟
( درین رابطه ترجمۀ از آقای "م.ن." تحت عنوان امریکا به هر قیمت جنگ می خواهد، را در همین سایت توصیه می کنم).

هر انسان در یک رشتۀ معین لیاقتی دارد. شاید لیاقت من در خواندن نوشته های شما و دیگران باشد، و آنچه که در پیام های کوتاه خود در رابطه می نویسم. مطمئن باشید که من در غندی خیر ننشسته ام و روز خود را تنها با نوشتن نظریاتم درین سایت نمی گذارنم، بلکه کار های دیگری نیز در داخل کشورم و در دورترین و فقیرترین ولایت افغانستان برای مردم و به خصوص برای اطفال وطنم کرده ام و می کنم، که یادکردن آن درینجا درست نیست.
اگر علاقه داشتید که از کار هایم اطلاع حاصل کنید، می توانید، توسط متصدیان محترم این سایت با من در تماس شوید و من آدرس ویب سایت خود را برایتان خواهم فرستاد.

در ضمن این شیوه غیر عادلانه ست، که سوال را با سوال متقابل جواب داد. به اصطلاح توپ را به میدان رقیب شوت کرد. هیچ کس ادعا نکرده است، که نسخۀ در چانته دارد و یک شبه تمام مشکلات افغانستان را از بین برده می تواند.
اما غیر مستقیم به مردم نباید ذهنیتِ را تلقین کنیم، که گویا بی همه چیز اند وهیچ کاری از دست شان ساخته نیست، ناگزیر اند که تمام عمر خیرات خور خارجی ها باشند و با اشغال کشور شان توسط قدرت های غربی و با دولت های دستنشاندۀ فاسد و بیکارۀ آنها کنار آیند، زیرا هیچ راه حلِ جزء دعا به دربار خدا برای شان باقی نمانده است.
درین صورت به بلندگوی اشغالگران تبدیل می شویم. بعد نباید تعجب کنیم، که جوانان ما حتی از نام کشور خود نفرت پیدا کنند/ که کرده اند و فرار را بر قرار ترجیح دهند.

عقیده به خدا و دعا جزء زندگی مردم مسلمان افغانستان است و نباید از آن انکار کرد. اما عجز و ذلت پذیری توسط دعا از بین نمیرود، بلکه این وظیفۀ خود انسان هاست که بوسیلۀ همه امکانات و توانائی های که خداوند برایشان داده است، خودش و کشورش را از قید فاسدین و ظالمان رها سازد (این امکانات و توانائی ها فقط هوا وفضا نیست، که باز هم طعنه وار یادآوری کرده اید).

به امید توانائی بیشتر شما در نوشتن حقیقت ها!


اسم: حسیب    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 21.11.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

بنده به این نظر است که راه های حل مشکلات عدیده ای کشور، جامعه و مردم ما در قدم اول به یک صلح سرتاسری و پایه دار نیاز دارد، تا بعداٌ بتوانیم با کحمک خردگرایی و اندیشه طبعاً با یاری پروردگار متعال مشکلات خویش را مشکل گشایی نماییم. مشکل اساسی ما را عقب مانده گی ذهنی ما تشکیل می دهد که بدون شک کشور های ذیدخل در مسایل افغانستان از چهل سال بدینسو از همین عقب مانده گی ذهنی ما در اکثر اوقات جهت منافع خود شان نیز استفاده های رنگارنگی را جهت می دهند.

توسعه طلبی های چهل سال اخیر مملکت ما را و اذهان یک عده ای کثیر مردم را چنان مصدوم گردانیده است که حتی میتوان گفت در بخش عظیم جامعه ای ما حالت های جنون زده گی اجتماعی و یا یک نوع مصدومیت ذهنی حکمفرمایی دارد. بدون رسیدن به صلح از امنیت و ثبات دور مانده و به رفاه نیز رسیده نمی توانیم. فکر میکنم در قدم اول ما به یک صلح عادلانه، به یک حرکت جدی صلحخواهی ضرورت داریم.

با احترام

حسیب


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 21.11.2017

وطندوست عزیز و گرامی! تبصره های کوتاه و پربار شما را میخوانم، شکر میکنم که مثل شما هموطن روشنفکر و صاحب صلاحیت داریم. حواله به خداوند متعال معنی آنرا ندارد که ما "درغندی خیر بنشینم و هیچکاری نکینیم، جز انتقاد به هر نظر و از دیگران بخواهیم که کاری را برای ما انجام دهند". طلب کمک از خدای بزرگ، اگر برای شما مطرح نیست، برای من همیشه مطرح است، چون به آن ایمان دارم و در هر کاری از او استنعانت میخواهم و به ذات او توکل میکنم. این عقیده و باورم است و به کسی حق نمیدهم دراین مورد با من به مناقشه بپردازد. هرکس را عقیده و باورش.
و اما اینکه فرموده اید: «بحث در رابطه به "آزادی یا اشغال، چور و چپاول پول های وارده بوسیلۀ خود دونر ها و یا جنگسالاران و تکنوکرات ها یا تحمیل یک حکومت بی کفایت بالای مردم" دیگر موضوعات فرعی نیستند، بلکه رابطۀ تنگاتنگ با بحث مطرح شدۀ کمک های خارجی دارد، چه آنرا "دورۀ طلائی" یا نقره ئی یا هرچیز دیگر بنامیم.»
بلی اینها باهم رابطۀ تنگاتنگ دارند و این کمترین کوشیده است رابطه باهمی آنها را در هشت بخش آن نوشته به تفصیل بیان کند. اگر کسی یک جانب موضوع را شرح میدهد و به تفصیل پیرامون آن تحقیق میکند، شخص دیگر نیز باید در شرح "رابطۀ تنگاتنگ" آن مسائل تحقیق نماید و بنویسد با شرح و بسط لازم، نه آنکه با یک جمله و یا یک سطر.
توقع من از جناب شما که تبصره های کوتاه شما بعضاً حاویی مطالب مفید و دلچسپ و نشانه ای از دانش شما پنداشته میشود، اینست که لطف کنید نظریات خود را از قید یکی دو جمله بیرون کرده و بگذارید علاقمندان از نظریات شما به تفصیل آگاه شوند.
جناب شما در یک قسمت تبصره خود به چیزی اشاره میکنید که همه آنرا میدانند و می نویسید: «شخص خودم به این عقیده ام، که خداوند به ما انسان ها و به خصوص به ما افغان ها بهترین نعمت های خود را بخشیده است. به حیت انسان ما را با نعمت شعور و با پینج حواس سالم در یک بدن سالم خلق کرده است، در کشوری که از نگاه اقلیم چهار فصل زیبا و زمین های حاصلخیز دارد، کوه ها و دریا هایش آنقدر آب شفاف تولید می کنند که حتی نیاز همسایه های ما را برآورده می سازد. بزرگترین منابع کمیاب طبیعی را که کشور های غربی حسرت آنرا می خورند و برای کسب آن بار ها بالای ما هجوم آورده اند، در دل کوه ها و در زیر زمین ما جای داده است وغیره نعمت هایش را به ما ارزانی فرموده است.»
تا اینجا همچو گفتار را عوام و حتی مردم کم سواد هم میدانند، اما وظیفه شما به حیث یک دانشمند و صاحب نظر فراتر ازاین میرود و آن ارائه جواب به این سؤال است که ما چطور و چگونه از این هوا وفضا و "چهار فصل سال" و منابع طبعی به نفع مردم و وطن خود استفاده کنیم و اگر تا حال اینکار نشده است، چرا؟ آیا مسئول همه کارها، دست خارج است و یا اینکه این اهمال و اغفال در مجموع متوجه خود ما نیز میگردد؟
اکثر ما افغانها به این عادت کرده ایم که همیشه انگشت انتقاد ما بسوی دیگران دراز میشود. آیا بهتر نیست که این انگشت را گاهی هم بسوی خود و خلا های خود دراز کنیم و بار همه مسئولیتها را بدوش دیگران که به ما کمک کرده اند، نیندازیم. جای شک نیست که امریکا و هرکشور دیگر برای خود آجندا دارد، آنها به لحاظ "گل روی افغانها" به افغانستان نیامده اند و آمدن آنها در کشور ما تحت شرایط موجود همسان با منافع ملی ما نیز است و اما وظیفه ما (دولت و مردم آگاه ما) اینست که چگونه از حضور آنها، از پول آنها و از حمایت های سیاسی شان استفاده لازم برای رفاه مردم خود و بازسازی کشور خود نمائیم. اگر این انتقاد ها متوجه دولت ما است، باید به صراحت و هم به شیوه سالم و منطقی آنرا بیان داریم.
بهرحال توقع من از جناب شما اینست که لطف کرده پا در میدان تحقیق بگذارید و جوانب موضوع را با شرح و بسط لازم موشگافی کنید و در معرض مطالعه هموطنان بگذارید و تنها به بعضی تبصره های کوتاه که بیشتر شکل خرده گیری را دارد، اکتفاء نفرمائید و من و دیگران را از نظریات صائب خود مستفیض سازید. میدانم که اینکار زحمت زیاد و نیز دانش قبلی و مطالعه دقیق اوضاع را لازم دارد و ساعت ها باید به خود زحمت داد تا چنین شرحی را آماده ساخت و به روی صفحه کاغذ آورد و به نشر سپرد. بزعم شعر و یا قول معروف : "نابرده رنج، گنج میسر نمیشود ++ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد"!
به انتظار ابراز نظرهای مشرح و مستدل در بخش تحلیل ها و مقالات پرمحتوای شما. با ارادت


اسم: حسیب    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 20.11.2017

سلام به گردانده گان محترم پورتال افغان جرمن آنلاین!

دلیل نشر نشدن تبصره ای من که آنرا بتاریخ ۱۹ نومبر امسال خدمت هموطنان عزیزم به کلکینچه ای تبصره ها ارسال نمودم چه بوده میتواند؟

با احترام

حسیب
***********************
یاداشت اداره افغان جرمن آنلاین!
بتاریخ یاد شده متاسفانه از جناب محترم شما یاداشتی به این اداره نرسیده است شما سلامت باشید.


اسم: دوکتور غروال    محل سکونت: ویانا     تاریخ: 20.11.2017


د افغان جرمن ان لاین درانه ټیم څخه هیله کیږی چی دا لاندنیی یوتیوبونه چی داد با جرأته افغان ولس غږ نمایندګی کوی او شعوری مذهبی تفریقه اچول خپور کړی ، ډیره مننه!!!


https://www.youtube.com/watch?v=yxCqUlkUgD0&list=RDyxCqUlkUgD0&index=1

Afghanistan: Sunniten gegen Schiiten



اسم: حمد نعیم بارزپ    محل سکونت: پاریس     تاریخ: 20.11.2017

تبریک به نویسندگانی که نوشته های شان از قید آزاد شدند!

امروز 20 نوامبر 2017 تصادفاً لحظۀ که نوشته هایم را در آرشیف نویسندگان «افغان جرمن آنلان» دیدم مثل اینکه پدری بعد از دیر زمان فرزند بی گنایش را از قید زندان آزاد شده باشد، ببیند واقعاً بسیار خوشحال شدم. تشکر از همه کسانیکه به این امر مثبت عطف توجه نموده اند.با اجترام


اسم: وطندوست    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 20.11.2017

به ادامۀ پیام قبلی ام...

در ضمن غیر مستقیم و طعنه وار به مردم تلقین می شود، که "برای آیندۀ بهتر" از "قوت خود" توان رفع مشکلات خود را ندارند و دعا می کنند که خداوند به مردم ما " توفیق دهد که......".
بازهم تکرار می کنم: خداوند به ما به قدر کافی توفیق داده است، بیشتر ازین توقع داشتن از خدا به مثابۀ انتهای ناسپاسی و پُرروئی مقابل خدواند است.
روشنفکران باید روشنگری کنند و مردم را از توانائی و قوت که دارند آگاه بسازند، نه مانند ملأ ها برای ما دعا نمایند.


اسم: وطندوست    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 20.11.2017

به همه هموطنان محترم احترام تقدیم می کنم!

زمانی که بحث بالای حیف و میل کمک های کشور های خارجی در افغانستان باشد، و سوال درین باشد، که ما چرا ازین همه کمک ها استفادۀ درست نکردیم، ناگزیر باید عوامل یا دلایل این بی کفایتی را جستجو و مورد بحث قرار دهیم. فلهدا بحث در رابطه به "آزادی یا اشغال، چور و چپاول پول های وارده بوسیلۀ خود دونر ها و یا جنگسالاران و تکنوکرات ها یا تحمیل یک حکومت بی کفایت بالای مردم" دیگر موضوعات فرعی نیستند، بلکه رابطۀ تنگاتنگ با بحث مطرح شدۀ کمک های خارجی دارد، چه آنرا "دورۀ طلائی" یا نقره ئی یا هرچیز دیگر بنامیم.
زیرا وقتی که زمامداران یک کشور در تصمیمگیری های خود آزاد نباشد، زمین و آسمانش در اختیار خارجی ها باشد، وقتی که یک دار و دستۀ فاسد و بی کفایت توسط همین خارجی ها بالای مردم تحمیل شده باشد، زمانیکه جنگ در کشور ما عمداّ تشدید بخشیده می شود، پس نباید تعجب کرد که مردم جهت یافتن عوامل آن، اطراف و جوانب "موضوع اصلی یعنی به اختیار قرار گرفتن امکانات وسیع پولی" را مورد بحث قرار می دهند.

اما اگر دانشمندان و روشنفکران چیزفهم به ما بگویند، تو از موضوع اصلی خارج شده ئی و وقت ما را با موضوعات فرعی ضایع می سازی، نتنها که به عوامل اصلی این معضله پرداخته نمی شود و سوال ها بی جواب می ماند، بلکه از همه بدتر حوالۀ ما را به خداوند نمودن، به معنی آنست که انسان های مانند مرا پشت نخود سیاه بفرستند.

شخص خودم به این عقیده ام، که خداوند به ما انسان ها و به خصوص به ما افغان ها بهترین نعمت های خود را بخشیده است. به حیت انسان ما را با نعمت شعور و با پینج حواس سالم در یک بدن سالم خلق کرده است، در کشوری که از نگاه اقلیم چهار فصل زیبا و زمین های حاصلخیز دارد، کوه ها و دریا هایش آنقدر آب شفاف تولید می کنند که حتی نیاز همسایه های ما را برآورده می سازد. بزرگترین منابع کمیاب طبیعی را که کشور های غربی حسرت آنرا می خورند و برای کسب آن بار ها بالای ما هجوم آورده اند، در دل کوه ها و در زیر زمین ما جای داده است وغیره نعمت هایش را به ما ارزانی فرموده است.

باوجود این نعمت های که خداوند به ما تحفه داده است، اگر ملأ ها مانند همیشه باز هم توصیه می کنند، که از خداوند خواهش کن که مشکلاتت را حل کند، به نظر من ناسپاسی مقابل خداوند است.

اما اگر روشنفکران ما نیز از همین روش استفاده کنند و به مردم جهت حل مشکلات شان از خداوند " آرزوی دوچشم بینا" را توصیه میکنند، درین صورت (امید که ناخود آگاه) به بلندگوی استعمارگران و اشغالگران تبدیل شده اند، و مردم خود را عمداّ یا سهواّ از کوشش برای پیداکردن راه حل بدبختی های شان باز میدارند. عوض رهنمائی و روشنگری که وظیفۀ وجدانی هر روشنفکر است، اذهان شانرا در تاریکی نگهمیدارند.
این عملِ ست نا بخشیدنی!


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 20.11.2017

ګرم شه لا ګرم شه
ته ای مقدس لمره
ای د ازادی لمره
ای د نیکمرغی لمره
ـــــــــــــــــ
دا انقلابی وطن
اوس د کارګرانو دی
تیر شو د ستم دور
وار د مزدورانو دی
ـــــــــــــــــ
مونږ په دونیا جوږه کرو
ښکلی یو ښایسته دونیا
هلته به ژړا نه وی
هلته به غوغا نه وی
یوه د خوشخالی دونیا
ښکلی او ښایسته دونیا؟
ـــــــــــــــــــــ
مه یی شوره وی خرابه بی کړی ، اباده به یی نکړی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کشورهای پاکستان و ایران هر دو شان دشمنان سوګند خورده افغانستان استند، بنظر من دولت اخوندی و رافضی ایران دشمن بدتر از پاکستان است، بخاطر که، دولت افغانستان بالای پاکستان ادعا اراضی دارد ، یعنی ما افغانها بالای پاکستان ادعا خاک های غصب شده خود را بالای پاکستان داریم، ولی بر عکس ، کشور اخوندی رافضی ایران ګاهی اوقات بالای افغانستان ادعای اراضی بعضی از حصص ولایات هرات، فراه و نیمروز را دارد، دولت اخوندی رافضی ایران بنام کمکهای اسلامی در افغانستان لانه های جاسوسی بنام موسسه امدادی امام؟ خمینی و مدرسه محمدیه که اصلآ این مراکز ، موسسات و دفاتر جاسوسی سپاه پاسداران ایران رافضی و اخوندی است، میسازد. ولی پاکستانیها بغیر از یکی دو قونسلګری و سفارت که در افغانستان دارد حتی یک خیمه را در افغانستان استاد کرده نمی تواند.
به این اساس اقای جلال حق بجناب است.
والله العلم.


اسم: داكتر ع واحد حيدرى    محل سکونت: سدني استراليا     تاریخ: 20.11.2017

محترم ما جميلى صاحب،
أفسران خلقى نابغه شرق گوش دارند مگر نمى شنوند، چشم دارند مگر ديد ندارند، دماغ دارند ولى فكر كرده نمى توانند. حالا فتواى اسلامى هم صادر ميكنند. از روز اول هفت ثور كه نام شريف ال يحيى سر زبان هاى اين قاتلين است تا امروز.
لعنت و تف عالم باد اين قاتلين و منافقين وطن و مردم شريف ما را.


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 19.11.2017

تعریف شهید از نظر کمونستان افغانستان و مسلمانان واقعی و افغان دوست و وطندوست فرق دارد،
اولآ در اصول و پرنسیپ انانیکه به ایدیالوژی ماتریالیزم دیالکتیک ملبس هستند واژه و یا کلیمه شهادت ګنجایش ندارد، بخاطریکه شهادت اصلآ واژه اسلامی است نه ماتریالیستی، تعریف این کلیمه مقدس از نظر هر ایدیالوژی فرق میکند.
اګر محمدظاهر شاه پسر نادر غدار؟ بود ، امان الله خان چند برابر پسر حبیب الله فاسد و فاسق و غدار بود، اګر مرحوم شهید محمد داوودخان قدرت طلب بود. امان الله خان چند مرتبه از محمد داوودخان شهید کرده قدرت طلب بود، اګر محمد داوودخان قدرت سیاسی را از دست پسر کاکا خود ګرفت و انرا حلع قدرت ساخت. امان الله خان هم بخاطر غصب قدرت سیاسی از کاکا و برادر خود اولآ انها را زندانی و بعدآ به قتل رساندند.
ایا جناب اقای دیموکرات برای من ګفته میتواند وقتیکه امان الله خان در مسجد جامع استقلال را اغلان کرد، در انوقت در قلمرو فعلی افغانستان چقدر عسکر اینګلیس وجود داشت.
در اعلان استلال و ګرفتن استقلال افغانستان نقش شهید غازی محمد نادرخان مساوی به امان الله خان است، بطور مثال.
احمدشاه مسعود قوماندان حزب جمعیت اسلامی؟ برهان الدین ربانی بود، نقش که احمد شاه مسعود در قضایه انوقت افغانستان بازی کرد به مراتب از برهان الدین ربانی کرده بالا تر و مهم تر بود و است.
همچنان نقش حفیظ الله امین عضو بیرو سیاسی حزب دیموکراتیک خلق که وی نیز در انوقت تحت رهبری نورمحمد تره کی در حزب دیموکراتیک خلق فغالیت میکرد، نقش حفیظ الله امین در پیروز کودتا هفت ثور چند مرتبه از نورمحمد تره کی کرده بالاتر، زیادتر و موثر تر بود.
انهایکه امروز بالای نوشته جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم ایراد میګیرد که وی چرا در نوشته خود نوشته اند که بعد از رانده شدن طالبان از افغانستان یعنی از سال ۲۰۰۱ تا درو اخیر جناب کرزی، که وی این دوره را از نګاه کمک های اقتصادی دوره طلایی برای افغانستان خطاب نموده در اینجا هیچ جای شک و شبهه نیست انقدر کمک های جهانی که در طول دوره حامد کرزی به افغانستان تحت هر نام سرا زیر شد در طول تاریخ افغانستان در دوران هیچ زمامدار نشده. از انجایکه این کمک ها براههای غیر مثمر، در دوره انارشی حامد کرزی حیف و میل شد ګناه کشورهای دونر نه بوده بلکه ګناه اداره ضغیف کرزی بوداست.
دختر عازی امان الله خان بنام ( هندیا )رفتن قوتهای امریکایی و ناتو را در افغانستان تاید میکند، برادرزاده امان الله خان بنام ( علی سراج ) که از سالهای ۱۳۵۰ تا سال ۱۳۵۷ در کابل کلپ شرابخوری دانس و فسق و فساد بنام کلپ ۹۹ داشت امروز از برکت امریکا و ناتو در کابل نشسته زمین های را بنام اینکه این زمینهای امان الله خان و امیر شهید هستند بفروش میرساند، حتی جناب علی سراج استخوانهای امیر شهید؟ حبیب الله خان و امان الله را به لیلام ګذاشته بود و می فروحت.
امان الله خان از ترس مرګ ګریخت و برادر خود را غوض خود در کابل برای چند روز پادشاه ساخت، و همرای خود یک مقدار کلان بودیجه دولتی ګرفت قرار را به فرار ترجیح داد، ولی محمد داوودخان مثل یک مرد استاده ګی کرد و فرار بی ننګی را بمرګ ترجیح داد. داوودخان اینکه یک پول بودیجه افغانستان را حیف و میل نکرد بلکه اکثره داریی که از کاکا وی برایش مانده بود انرا به مستحقین و دولت مسترد ساخت.
به سه چار نفر خوستی پکتیاوال ما که در خانه اقای علی سراج بستر انداخته علی سراج ریس جمهور افغانستان نخواهد شد، اګر از سال ۲۰۰۱ تا حال ،این دوران را دوران اشغال قبول کنیم پس باید افسوس به کسانی کرد که پدر شام مشغلدار ازادی باشد، ولی اولادهایشان در کشور ابای شان اشغال را قبول و در اثارت و زیر پر و بال اشغالګران امریکایی و انګلیسی زندګی کند.
مرا مرګ بهتر از ان زندګی
که باشم سالار کنم بندګی.


اسم: غ.حضرت    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 19.11.2017

با عرض سلام.
من از خوانندګان عزیز افغان جرمن سخت ګیله مند و بعضاً مأیوس هستم و بعضی اوقات به این مطلب می اندیشم که ګویا بسیاری از خوانندګان عزیز( بخصوص اشخاص دانشمند و مدعی وطن دوستی) فقط تماشاګرِ صحنه های دعوه های دو سه نفر اند و از آن لذت! میبرند، فکر میکنم این یک جفای بسیار جدّی در قبال احساس رسالت ملی محسوب میشود. من با جلال نامی ( این شاګرد مدرسۀ تحجر و در یک جبهه عاشق سیافِ وهابی ی دشمن طالب و در جبهۀ دیګر عاشق طالب) درګیر یک بحث ایدیولوژیک- ملی میباشم، حال یا موضع من برحق است یا موضع وی، اکر موضع من برحق است پس چرا هیچکدام از خوانندګان عزیز به این جلال چیز نمیګه و اګر موضع جلال برحق است پس چرا مرا نفرین و وی را پشتیبانی نمیکند و موضعش را تائید نه میکند که منِ آدم کج فهم! بدانم که اینک اقای جلال یکی دو طرفدار فکری دارد.
درګیری من با جلال انګیزۀ شخصی ندارد بلکه فقط انګیزۀ وطنی دارد و من بخاطر وطن و مردم، دشمن طالب ( این جرثومۀ فساد و این مزدوران استعمار) هستم ورنه طالب نه مرا کُشته و نه پدرم.
ابن جلال علنی فریاد میکشد که طرفدار مطلق طالب است و مرا با ادبیات سخیف که حاوی اتهام و افتراء و استهزاء و تحقیر است، مورد خطاب قرار میدهد، البته از جواب دادن این سؤال عاجز است که:
" آیا کُشتن انسانهای بیګناه که طالب هر روز یا هر هفته انجام میدهد از نظر انسانی- دینی مشروعیت دارد؟".فقط همین.
جای بسیار تعجب و تأسف است که بسیاری از قلم بدستان بر مزدوران شوروی و نقادان منصف مثلاً داؤد خان میتازند ولی در برابر اعمال غیر انسانی طالب سکوت مطلق اختیار نموده اند، نمیدانم علت این امر انګیزۀ قومی- تباری است یا وفاداری به تحقق اهداف اشکار و پنهان استعمار و امپریالیزم و لیبرالیزم؟
بهر حال من تا آخرین رمقِ جوهرۀ قلم ام از عقاید خویش دفاع نموده و به چرندیات و مزخرفات اشخاص همچو جلال و امثالش هیچ اعتناء نخواهم نمود.من از جلال و سائرین هرګز نخواسته ام که وقت خویشرا با خواندن نوشته های من ضایع کند.
" وقت ما را ضایع میکنی" احمقانه ترین حرفی است که در قاموس بحثِ اجتماعی شنیده میشود و دلیل احمقانه بودنِ آن:
من در معبر عمومی یک شهر بزرګ مشغول شعبده بازی یا هنرنمائی یا آواز خواندن یا نواختن رباب ( بخاطر خوش نګهداشتنِ مردم یا بخاطر ګدائی مُدرن) هستم، مورد توجۀ یکی دو نفر عابر هستم و یا اصلاً مورد توجۀ هیچ کسی نیستم امّا در این وقت یک عابر ( که خودش اضافه وزن و مریض بنظر میرسد) نزدیک من بیاید و برایم بګوید که برو برادر وقت ما را ضایع مکن!!". حال اګر من به وی بګویم که برو احمق تاوان ضیاع وقت ات را در جای دیګر جبران کُن، در این صورت آنکس حق شکایت از من بخاطر اینکه من وی را احمق خطاب نموده ام، ندارد.
سخن آخر اینکه اقای جلال تلاش مذبوحانۀ بیشتر نورزد تا صحنه های تئاتر تلخِ " رقص مُردګان" به رُخ من بکشد، خلق این صحنه ها به من چه ربط دارد و ضمناً آیا در خلق آن صحنه ها وهابیزمِ پلیدِ مورد علاقۀ جلال نقش نداشت؟ ضمناً امروز زنده ګان متمدن! و مدعیان بزرګ دموکراسی در قبال چند دالر به رقص پرداخته که بدتر و فاجعه بار تر از رقص مُردګان است.
مقاومت احمقانۀ مزدورانِ طالبِ مزدور در برابر استدلال معقول بلآخره رسوا و شکسته خواهد شد.


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 19.11.2017

علیکم سلام، محترم استاذ صالح محمد صاحبه!هلته په ګران افغانستان کی درته امان او سلامتی غواړم.

ستاسو فرمایشات ما ولوستل، ټول تائید کوم. ۲۰۱۴ ز کال کابل کی یو درانه افغان ملي شخصیت سره ناست وم، دا شخصیت ته، زه او ټول افغانستان ښه پیږني، نوم یې د امنیتی ملحوضاتو له کبله نه لیکم. ما ورته وویل، تاسو خو دلته ناظر د اوضاع یاست، اوس دغه خارجیان دغه ۱۴ کاله دلته په څه لګیا دي او ولی دا جنګ او جګړه تر اوسه؟ د هغه جناب په جسم باتدی لکه د اور لمبه، چی راشي، وې ویل: «او ایاز خانه! ته باور وکړه، چی هغه د روس اشغال لا تر دې حال بد تر نه وه، روس راغلی وه او ببرک یې په غیږ کی رانیولی وه او واضح یې د هغو پرچمیانو نه دفاع کوله. لاکن د ناتو هیوادونه دومره مجهول او مکار دي، زه نه پوهیږم، دوی دلته زموږ هیواد ته د څه لپاره راغلي دي! دوی دلته څه غواړي؟؟ دا حکومت، چې دوی دلته په دغه لیوني ترکیب درولی دئ او جنګ او جګړه یې روانه کړې ده، دا ولې؟یو خطرناک شی، چې زه وینم، دغه ناتو غواړي د افغاني ټولنی څخه یوه اوباشه طبقه پیسه داره کړي او عام ولس بیکاره او فقیر ورته وساتي، چې بیا دغه عام خلک د پیسو په خاطر دغه طبقه په حکومت کی قبوله کړي.»

بس ستاسو فرموده، خدای دې د افغان ملت پرده وکړي.

په درنښت


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 19.11.2017

مدیریت محترم ویب سایت!

من در بین تان هیچ و قربانی شدم. ها

خیر باشد، کسیکه کار میکند، غلط هم میکند...


اسم: افغان جرمن آنلاین    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 19.11.2017

معزز گرانقدر جمیلی صاحب، امیدواریم با بزرگواری تان معذرت ما را بپذیرید که مضمون فرستاده شدهٔ شما علیقدر تحت نام شخص دیگری سهواً نشر گردیده بود که اصلاح گردید.
درعین زمان معذرت خویش را به محترم هروی صاحب تقدیم میداریم.
با عرض احترامات


اسم: عبدالجلیل جمیلی    محل سکونت: امریکا     تاریخ: 19.11.2017

دوستان محترمم ! توجه توچه : برایم بسیار تعجب آور است که با وجودیکه فکر میکنم مرا خوب میشناسید و در عین حال چه بر بالای اصل مطلبم / برادر اذرجمندم جناب نوری آزادی / و هم در سطری برای خواهش نشر مطلبم - عبدالجلیل جمیلی نوشته ام ولی شما عزیزان بدل خود اسمم را به / جلیل هیروی / تبدیل کرده اید و نمیدانم چرا - خواهشمند م هرچه زود تر آنرا اصلاح نموده و ممنون سازید . با تشکر عبداالجلیل جمیلی


اسم: صالح محمد    محل سکونت: کابل     تاریخ: 19.11.2017

ښاغلی نوري آزادي صاحب سلامونه تاسو او حقيقي افغانانو ته.
ما په وار وار ويلي او بيا وايم چې, امريکا د ټولو شته ستونزو او کړکېچونو مور ده. دا عطاګی ده او که لوټمار او قاتل دوستم او که عبدالله ګی ده او دا ګلب الدين ده او سياف ګی, دا ټول د د خاورې د بربادولو عناصر د همدغه امريکې لخوا روزل شوي دي او د همدغو وطنپلورونکو نه ګټه اخلي.
امريکا په جنګ او جګړه کې خپلې ګټې لټوي او آسيا کې د خپل شتون د پاره همدغه د جګړې حالت يې رامنځ ته کړی.
د معدنونو لوټل, آسيايي هيوادونو کې نفوذ, د نشه يي توکو نه ګټه اخيستل, فحشا او بيناموسۍ ته لمن وهل او د هغه ترويج په هيواد کې, دا ټول شته ستونزې په شعوري توګه ترسره کيږي. داسې نده چې امريکا په دې خبرو نه پوهيږي.
د استعمار سياست همدا ايجابوي چې رذيل او پست او بې همته انسانانو ته وده ورکړي او د بې شخصيتو نه شخصيتونه جوړ کړي بيا کولای سي چې استعمار عملي کړي.
دوی ته اصيل افغانان ښکاره دي.
الله دې زموږ پرده کړي.


اسم: چلیل غنی هروی    محل سکونت: کالیفرنیا     تاریخ: 19.11.2017

ادارۀ محترم افغان چرمن آنلاین
در بخش تحلیل ها مضونی تخت عنوان برادر ارجمندم جناب نوری آزادی به قلم اینجانب نشز شده که بنده نه چنین مفالۀ نوشته ام و نه هم نشر کزده ام که فکر کنم اشتباهی صورت گرفته. از گردانندگان محترم تفضا دارم هر چه زود تر آنرا اصلاح نمایند


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 19.11.2017

بسم الله الرحمن الرحیم
جاى يك اندازه خوشيست كه از يكى دو روزى درین دریچه در مورد موضوعات کهنه و بسیار به درد نخور سابق، مغز و انرژی و وقت ضایع نشده، بلکه روی موضوعات روز، کمی واضحتر صحبت میشود و در مورد جستجو راه حل منطقى و عملى تبادل افكار و يا اقلا فكر و جراءت به فکر نمودن میشود. قابل درك است، كه در صورت جستجوى مصلحتى در حالت تنازع، مطلق گرایی مشکل میشود. یعنی هر جانبی باید تا اندازه ای از ایدیالیزم کامل و مفادات خود تنازل نماید. اما هر جانبى از خود خطوط يا موادى ميباشند، كه غير قابل انعطاف اند. مثلا يك جانبيكه ١٥ تا ٢٠ فيصد حداكثر ظرفیتش باشد، دعوی ۸۰ یا حتی ۱۲۰ فیصد را نماید، و يا هم گروهی تقاضای نماید، که خلاف عقل، واقعیت و مصلحت عمومی باشد و امثالهم.
یک نکتهٔ جالبی را که متوجه شدم، یکتعداد دانشمندان محترم با وجودیکه مطلقگرایی را غیرعملی یا دور از عقل میدانند، خود در یک جهت به شکلی و در جهت دیگر به شکل دیگری مطلقگرا میشوند.

علاوتا بسیار مشکل خواهد بود، که به راه حلی رسید، در حالیکه اسباب اصلی مشکلات و راههای اصلی، عملی و منصفانه ای برداشت انها نشاندهی نشوند و برطرف نگردند. واضح است، تا وقتیکه یک طرف زورش حاکم باشد، ضرورتی به مصالحه نمیبیند. و یا اینکه در عدم مصالحه و دوام بی ثباتی و تلفات ناشی ازان هم مفاد خود را متصور ببیند ویا حداقل خودش کمتر ا‌صیب ببیند یا هیچ نبیند.
ازانجاییکه هرکاری ولو هرقدر بزرگ ودرازمدت باشند، میتواند، از چند یا یک نظر و پشنهاد محدود شروع شود. و باید فراموش نکرد، که مشکلات هر عصر و زمانی، چلینج و امتحان برای هر فرد همان نسل، تا زمان مرگش میباشد كه چگونه و باچی هوشیاری و درایت، به زودترین فرصت و به بهترین وجه، بیشترین اضرار را دفع و بیشترین فواید را جذب و اداره مینماید. نسلهای بعدی که مشکلات خود را خواهد داشت، اما از تاثیرات درایت و یا برعکس حماقت و پیش وای بینی و یابزدلی نسل پیش بی نصیب نبوده و نظر به نتیجه، بر گذشتگان خود، افرین و عای خیر ویا هم نفرین و بددعا خواهد نمود.

در جمله نظرات معقولیکه جلب توجهم را نمود و انرا قابل تایید و تمجید میدانم، نظر هموطن گرامی، جناب « وطندوست» میباشد. با این نظرشان حق دارند، خود را نام وطندوست بگذارند.

با کمال تاسف چنانچه مشاهده میشود، هنوز هم به یک تعداد حلقات و دستگاهها که عملا مفاد و حتی بقاء خود را در ادامهء جنگ و دوام بی ثباتی میبینند، فرصت داده میشود تا کوشش نمایند، که رسیدن به یک راه حل مناسب و معقول به طرف قطع جنگ و خونریزی را از نطفه خنثی نمایند. مثلا اگر کدام بزرگ یا صاحبنظر و دانشمندی درک مسءوليت نموده و بدون ترس از ترور و اختناق حاکم بر فضاء و قلبهاى بعضى، براى نجات مردم و مملكت پیشنهادی را مطرح نماید و بر مشکلات انچنان انگشت گذاری نمایند، که هستند، سفله ای را وظیفه میدهند، تا با هرزه گویی ها و سخنان واهی و بی اساس و بی ارتباط و انواع لچکی گری و شادى بازى، اقلا توجه را به طرف دیگری معطوف نمايند. شیطان هم که غیر از وسوسه و ايجاد شك و شبه و تنازع کدام کاری دیگری ندارد.! مگر الحمدلله که وسوسه ای شیطان در مقابل ایمان راسخ، اراده ای قاطع و عقل سلیم چانسی ندارد، بخاطریکه به تاکید قران شریف به تحقیق کید شیطان ضعیف است.! و اگر در کلام سحر است، مگر « {وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى} [طه:69] »
من نماینده و سخنگو کدام گروه مخصوص نیستم که به نمایندگی ان صحبت نمایم، مگر این را هم دوست ندارم که اشخاص مغرض با سخنان بی اساس وقت ما را ضایع ساخته، و روی سخن را به یک بیراهه ای بیمعنی بکشاند. چنانچه یکی از نمایندگان و گماشتگان اصلی همان انگلیس که دیگرانرا ازان میترساند ولی بزرگترین و بیشترین امتیازات را صاحی کارش و مرشدان فکری و همکیشان وی از انگلیس کسب نموده اند، یک افواه دیگر را پخش مینمایند، که گویا مقاومت مسلح در مقابل قوتهای خارجی، از تجاوز انگلیس نام نمیبرند، در حالیکه در همین چند سال نزدیک گذشته، زمانیکه نواسه ملکه ای انگلیس شهزاده هری برای پوشانیدن شرمندگی شکست میوند، مثل موش و دزدانه به هلمند رفته بود، تا بعد از بازگشت به ملک خود، فلم های پوکگری و فیرهای بی هدف خود را از یک غار، بار دیگر نشان بدهد، انچنان میدان هوایی هلمند که در اشغال ایشان بود یا است، مورد حملات راکتی قرار گرفت، که برعلاوه دیگر ضایعات، چندین طیاره ای نظامی ازبین رفت و خود شهزاده گک، پس خود را محکم گرفته از راه غار و تونل، عاجلا خود را به لندن به اغوش بی بی جانش رساند.
کسانیکه مثل پشک تام و جیری سرشان از دفتر سپاه پاسداران خمینی و لشکر فاطمیون و دست و پایشان از وکالتخانه های حامیان و همدلان بین المللی انها میبراید، اگر شریک جرم نباشند و دستان خودشان در خون ملت غرق نباشد، چرا حتی از نام محکمه ای بین المللی که یک موسسه ای سمبولیک و اکثر یکطرفه هم میباشد، وحشت دارند؟ قتل بیگناهان در هرجایی و هر وقتی مذموم و قبیح است. همانطوریکه قتل نمازگزاران بیگناه و بیخبر در مساجد و مکاتب و تکیه خانه ها و و یا هم شفاخانه ها و امثالهم مذموم و قابل تقبیح است( در حالیکه بزرگترین سوال که جوابش واضح هم شده، همینست که کی و چطور و با داشتن کدام مفادی و با همکاری و پشتیبانی کی، قادر به چنین کاری میشوند) و (در حالیکه خود همین جنگ افروزان که از یک غندی خیر جنگ ناخونک میاندازند و هم کیشان و هم مذهبان بیگناه خود را بیشتر طعمه ای جنگ و نفرت و نا امنی میسازند، همچنان بلکه بیشتر مسءول خسارات جانى و مالى انها ميباشند!)، كسانيكه رقص مرده را با کشتگان مردم بیگناه و صاف نیت کابل جشن گرفتند، به سرهای انها میخ کوبیدند، به دهن مردم مواد غايطه را کردند، به دختران و اطفال تجاوزات جنسی نموده و مینمایند و از سینه های زنهای بیگناه کابل کلیکسیون ساختند، نمیتوانند، به حیث قهرمان و مهربان وانسان تجلیل شده، و همکاران جنایتکار انها به جای محاکمه و چوبه ای دار، به مقامات بلند دولتی گماشته شوند، تا بیشتر جنایت کنند و خوبتر مملکت را بفروشند!.
الحمدلله اين ترس از محاكمه اى مردمى و رسيدن به سزاء اعمال و نيات سوء و جزاء جنايات است (كه ان شاءالله حتما به ان خواهند رسيد)، که جنايتکاران برالا و دزدان چراغ به دست را، حتى از شنيدن نام محكمه و محاسبه به وحشت و جن گرفتگی مصاب میسازد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11) أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ (12) سورة البقرة

حسبناالله و نعم الوکیل

.


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 18.11.2017

درنو افغانانو!

بعضی افغانان پخپل سر لکه شاغلی قاسم خان باز مرحومین نادر شاه او ولسمشر داود خان ته د شهید خطاب کوي، په داسی حال کی،چې نه نادر خان شهید ده او نه هم داود خان...! شهادت یوه لوړه مرتبه ده، جی د اسلام په مبارک دین کی خپل کلک او حساس شرایط لري. زه به په دغه باب او د نادر شاه د لوئې جرګې په باب تفصلي لیکنه هم وکړم.


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 18.11.2017

محترم جهانی صاحب، علیکم سلام، پخیر اووسی

تاسو پخپله لنډه ارزونه کښې یوه دیره اساسي موضوع ته ګوته نیولي ده. تاسو لیکلک «له لیوه ئې وزغورلو او د قصاب په لاس ورکړو»، بلی د بُن ډبر کرغیړن کنفرانس او په دغه جبار ترکیب ئې؟
آخر ولی؟
آیا دغه د ناتو غړو هیوادو ته هم هغه وخت یو شل کسه واقعاً افغان دوسته، متخصص او فارغ له ټولو خاینو ارتباطاطو نه وه ورمعلوم؟
وروستی پاچا او پلویان ئې، دا خو ۴۰ کاله هلته افغانستان کی حاکم ول، هغه وخت په څه بوخت ول، چی بیا دوه عسکری داودی او امیني کودتاګانی پری راغللې.
بل اړخ دا د خونخورو جهادی تنظیمونو سران او کومانډران یې او اوس تر عطا محمد او دوستم پورې...!
ولا، چی ناتو غړي هیوادونه وغواړي، په دغه ورسره نظامي قوت او سیاسي تجربه او اقتصادی قوت په یو پف کولو دغه افغان ملت ته غله او مجرمین محو او یو واقعاً ملي حکومت ته زمینه ورکولای شی.

بناً د دغو خارجیانو اصلي نیتونه ماته او د افغانستان تر ظلم لاندی راغلي ولس ته تر نن پوری پاک او مخلص نه ښکاري. جنګ به دوام کوي او اصلي بار به یې دغه حیران پاتی افغانان په اوږو وړي.

په درنښت


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 18.11.2017

من با احساسات پاک و وطندوستانه هموطنان خود افتخار میکنم که دل شان بسیار پردرد و از احوال کشور ناراحت و شاکی هستند. در این احساس با آنها کاملاً شریک هستم. بحث از اینجا بالا شد که اینجانب در قسمت قبلی مقاله خود از نظر امکانات مالی و پولی دوره بعد از 2001 را یک "دوره طلائی" عنوان کردم و نوشتم که هیچگاه افغانستان در گذشته از همچو موقف مساعد برخور دار نبوده و اما به دلایل مختلف ما نتوانستیم از این دوره طلائی به نفع مردم و وطن خود استفاده لازم نمائیم.
انتقاد برآن بود که چرا "دورۀ طلائی" و بحث به جوانبی کشانیده شد که موضوع اصلی یعنی به اختیار قرار گرفتن "امکانات وسیع پولی" به حاشیه رفت و جای آنرا بحث "آزادی" و انتقادها بر چگونگی نارسائی های ناشی از موجودیت قوای خارجی و غیره گرفت. و هرکس به یک کنج دیگر موضوع به ابراز نظر پرداخت. مثلاً کشته شدن مردم بیگناه، چور چپاول پولهای وارده بوسیلۀ خود دونرها و اشغال و غیره که هریک بحث درست و اما جداگانه میباشد. متأسفانه ما افغانها کمتر به اصل موضوع متمرکز می شویم و علاقه داریم بحث را بیتشر به اطراف موضوع بکشانیم. بازهم با تأسف باید بگویم که ما افغانها در تشخیص مرض استاد هستیم و اما در تداوی عملی مرض بر طبق توانائی و امکانات موجود، زبان به کلام باز نمیکنیم و اگر هم چیزی بگوئیم بسیار بالاتر از توان عملی کردن آن خواهد بود.

بهرحال خدا ما را توفیق دهد که از "قوای بشری و منابع زیر زمینی خود" برای آینده بهتر به قوت خود استفاده کنیم و نیز تلاش نمایم تا قراردادهای مطابق به آرزومندی خود را با کمپنی های بزرگ عقد کنیم و نیز در اینکار آزادی خود را حفظ نمائیم و هرچه زودتر قوای خارجی را از کشور خود بیرون کرده و عنان کشور را بدست خود بگیریم و خود را از شر همسایه ها مصئون نگهداریم. «کور از خدا چه میخواهد ـ دو چشم بینا». من هم با شما عزیزان همنوا بوده و به آرزوی دو چشم بینا روز شماری میکنم.


اسم: کبیر معصوم    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 18.11.2017

جناب محترم عبدالستار از انگلستان و جناب داکتر کاظم از کالیفورنیا!

در تبادل نظرات شما، نکات اصولی را که در مناسبات بین المللی معمول است، دیده شد که طرح سوال غیر مجاز بوده نمی توانست. اینکه بعضی مسایل را طوری که شما تأکید نموده اید: "نمیتوان بصورت مجرد و یا سیاه و سفید دید"، هیچکس رد نمی کند. اما این "بعضی ..." را مشخص نساخته اید، تا دیده شود که وقتی شما ، به ارتباط "مقالۀ" جناب داکتر کاظم می
نویسید، "اشغال اشغال است"، چه مفهومی را می خواستید انتقال دهید. این اظهار دوگانه راtautology می نامند. در زبان های کشور ما هم چنان معمول است، که می گویند: "خیانت خیانت است"، "فاسد فاسد است." و امثال آن. این بدان معنی است، که چنین یک جمله باید جدی گرفته شود. درین ارتباط توضیحات شما، به ارتباط، مقالۀ جناب داکتر کاظم، معقول بنظر می رسد. توضیحات ایشان می توانست کمی دقیقتر و مستدل تر ارائه گردد. حرف بر سر حضور قوای خارچی در خاک یک کشور دیگر نبود، بلکه موضوع "آزادی" ، "استقلال" و "تمامیت ارضی" برای یک کشور مطرح بوده است. اینکه کشور ما در بحران طولانی بسر می برد، برای همه معلوم است. در اشغال اخیر افغانستان، بنابر هر دلیلی که بوده است، 41 کشور سهم داشته اند. احزاب "فیسبوک" جهان را "دهکده" ساخته اند. آیا برای این دهکده نورم های حقوقی و اخلاقی را هم می پذیرند. در کشوری که هر روز انسان های بی گناه کشته می شوند و مردم آن به صلح و اعمار مجدد نیاز دارند، آیا لازم است، حرف های نامناسب، بزبان آورده شود. اینجا موضوع بر سر احساس و تصور انفرادی نبوده است، بلکه بر سرنوشت یک کشور عضو سازمان ملل متحد بوده است، که مجامع بین المللی هم در حل مسایل تلاش می ورزند.ختم

با احترام

کبیر معصوم

سویدن


اسم: غ.حضرت    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 18.11.2017

در اخبار خواندیم که حکومت پیشنهاد دائر لویه جرګه که از جانب بعضی حلقات صورت ګرفته،را رد نموده.
۱- جرګه هائیکه بعد از سلطنت امان اللّه خان فقید دائر ګردیده مزخرفات و خنده بازار بیش نبود و نیست.
۲- اتکا به اصالتِ لویه جرګه درست به این میماند که ما در عصر ماشین و صنعت از وجود تراکتور منکر و زراعت و کِشت را توسط ګاؤ ها توصیه کنیم.


اسم: عبدالباري جهاني    محل سکونت: ویرجینیا     تاریخ: 18.11.2017

درنو او محترمو وروڼو ډاکټر صاحب سید عبالله کاظم، محترم عبدالستار، محترم نوري آزادي او... السلام علیکم. دا ډېر په زړه پوري بحث دی هیله ده چي په همدغه سړه او له ورورۍ او احترام څخه په ډکه لهجه دوام ورکړی.زه د خپلو خبرو په سر کي یوه خبره کوم چي مځکه هغه سوځي چي اور پر بل وي. د افغانستان بېګناه او مظلوم اولسونه زموږ او ستاسي زړه سوي ته اړتیا لري. زه په خپل وار، ډاکټر صاحب ته د بېحده احترام سره، چي له کلونو راهیسي یې ورته لرم، دا خبره کوم چي په دې کي هیڅ شک نسته چي نن ورځ ټول هیوادونه، په تېره بیا زموږ په څېر نېستمن هیوادونه، د پرمخ تللي نړۍ، هر ډول، مرستو ته اړتیا لري او حتی د هغوی له مرستو پرته ژوند نه سي کولای. په دې کي هم شک نسته چي امریکا او ناټو افغانستان د طالبانو له تاریک نظام څخه، چي یوازي د بامیان د مجسمې تباه کول یې د محکومیت لپاره کافي دي، وژغورل. مګر امریکا او ناټو موږ له لېوه وژغورلو او قصاب ته یې ورکړو. هغوی پر افغانستان باندي هغه ګناهکاران او قاتلان او د کابل د سر، مال او ناموس لوټماران، چي افغانستان یې په خپل تاریخ کي ساری نه وو لیدلی، بیرته حاکم. تمدن او پرمختګ یوازي په څو جګ پوړو ودانیو نه افاده کېږي. افغانستان د شپاړسو کالو راهیسي، په اداري فساد کي د نړۍ دوهم، د کوکنارو په کښت او کرونده کي، چي هر کال زیاتېږي، لومړی مقام لري. امنیت ورځ تر بلي خرابېږي او نن ورځ د افغانستان په سلو کي څلوېښت خاوره د طالبانو او داعشیانو په لاس کي ده؛ او زه په جرأت سره ویلای سم چي په دې ټولو قضیو کي امریکا او ناټو مستقیم لاس لري. بیا نو هغوی ته د ناجي په سترګه کتل یو څه غور ته ضرورت لري. دې بحث ته داوم ورکړی. دا زموږ د هیواد د مظلومو انسانانو د ژغورلو سوال دی. پرېږدی چي هر څوک برخه پکښی واخلي او هر څوک د زړه د تشولو مجال ولري. ګوندي یوې نتیجې ته ورسېږو. تاسي ټولو ته په بشپړ احترام.


اسم: وطندوست    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 18.11.2017

سلام به همه خوانندگان محترم تقدیم می کنم!
دلایل را که بعضی هموطان دانشمند ما جهت ادامۀ اسقرار عساکر خارجی در کشور ما ارائه می کنند:

1. در صورت خروج نیرو های غربی طالبان و پاکستان ما را یکشبه خواهند بلعید.
در جواب می توان گفت که:
باوجود استقرار (در اوایل) 150 هزار عساکر خارجی در کشور ما طالبان دوباره قوی شدند و دخالت و راکتپرانی پاکستان در قلمرو کشور ما افزایش پیدا کرد. با وجود استقرار عساکر امریکائی و ناتو جنگ در افغانستان خاتمه نیافت، بلکه با شدت تمام جریان دارد و گروه دیگری تروریست ها به نام داعش زائیده شد.
جنگسالارانِ و قاتلین مردم افغانستان که زمانی از ترس طالبان خود را در سوراخ ها پنهان کرده بودند، دوباره به مسند قدرت نشانده شدند و به تعداد گروه های مسلح که مربوط همین جنگسالاران اند، افزوده شد.

2. دلیل دوم که همیشه از آن استفاده می شود، که اگر خارجی ها افغانستان را رها کنند، افغانستان از نگاه اقتصادی به زمین می خورد.
در را بطه با اقتصاد افغانستان می توان گفت:
کشت کوکنار و تولید هیروئین تنها در یک ولایت کشور (هلمند) به معیار بی سابقۀ جهانی در زمانی رشد کرد، که 9 هزار عسکر انگلسی و 3 هزار عسکر امریکائی درین ولایت مستقر بودند.
بالاتر از نصف تمام کمک ها و قرضه های بانک جهانی یا دوباره توسط شرکت ها و ان جی او های خارجی از کشور به بیرون انقال داده می شود یا به جیب جنگسالاران و تکنوکرات های فاسد جای می گیرد، که باز هم به بانک های خارجی منتقل می گردند. تخمیناّ همین حالا 40 ال 60 فیصد مردم افغانستان بیکار اند و 30 فیصد زیر خط صفر فقر زندگی می کنند. .
3.
ادعا می شود، که دولت افغانستان توان اعاشه و تجهیزات اردو و پولیس کشور را بدون استقرار عساکر و کمک های خارجی در کشور نخواهد داشت.
در جواب می توان گفت:
اقتصاد کشور ها بالای نیروی انسانی، ذخایر طبیعی زیر زمینی و تکنولوژی پیشرفتۀ آن کشور استوار است.
افغانستان هم دارای نیروی انسانی و هم دارای ذخایر سرشار طبیعی ست. یگانه کمبود ما متخصصین و تکنولوژی پیشرفته ست. اگر ما یک دولت ملی ، غیروابسطه (نه دستنشانده) و دلسوز به مردمش داشته باشیم، می توان، همین حالا با تمام کشور های غربی که عساکر خود را در کشور ما مستقر ساخته اند، قرارداد های عادلانه ببندیم، که هم منافع افغانستان و هم منافع طرف دیگر قرارداد در آن مدنظر گرفته شود، و این ثروت بیکران را که همه روزه روی آن راه می رویم، توسط متخصصین و تکنولوژی پیشرفتۀ همین غربی ها استخراج کنیم.

این است شیوۀ همزیستی مسالمت آمیز و عادلانه با کشور های غربی یا گویا در جهانی که به یک دهکده تبدیل شده است.
دولت های غربی باهمدیگر از همین شیوۀ سوم استفاده می کنند. با وجود وابستگی های اقتصادی، استقلال و آزادی خود را دارند و کشوری دیگری برای شان تعین تکلیف نمی کند.

اما با کشور های اشغال شده رفتار شان طوریست که یک تعداد انسان های خائین و دزد و عاری از وجدان اجتماعی را به قدرت می رسانند، چند میلیون دالر را در حلقوم چند تا جنگسالار و تکنوکرات خودفروخته می اندازند و قرارداد های فروش افغانستان را با اعضای دولت های دستنشاندۀ خود امضأ می کنند/ که کردند.


اسم: دوکتور غروال    محل سکونت: ویانا     تاریخ: 18.11.2017

دا حقیقت دی چی ځینی متمدن ممالک د وروسته پاتی ممالکو سره دروشانه شرائطو لاندی مادی او دفاعی بی له قید او شرط مرستی مروجی دی بالخصوص د خپلو ملتونو امنیت ساتلو لپاره هم اما متأسفانه د تیر شوو سترګو دید سره دا د رسوای کومکونه او ددوی له خوا په نظر کښي نیول شوو کسانو ته قدرت سپارل یو پروګرام شوۍ پلان وو او همدی شکل سره د بن الادین ، طالب او داعش راپیداکدل هم پروګرامی طرحه وه !
دامریکا، غربی نړۍ او د جهان نورو ممالکو سره حسنه اړیکی درلودل د ملت هوسائي ژوند شرائطو برابرولو او امنیت محکمتیا لپاره حتمی او ضروری دی دا هغه وخت عملی کیدای شی چی ملی اشخاص د ملت له داخل څخه د ملت په رضایت سره د ملت دندی پر اوږو واخلی او نه د خارج له خوا تربیه شوی دیموکراتان ، د ملت پر وینو لړلی قاتلان ( د ماسکو کمونستان اوپاکستان اوایران کښي مصنوعی ملایان ) !!

د رسوائي ډالرو، ایرو ، پونډو او د سعودی دینارو کومکونه د ملت په زیان تمام شول یعنی ملت د زیاتره غربت سره مخامخ شو او دا ټول بی له کنتروله ( دا قصدآ ) مادی کومکونه د همدی تربیه شوو دیموکراتانو اویادو قاتلانو پخپلو مینځو کښی سره تقسیم کړی او دوی دعصری مغازو او عصری قصرونو په داخل او خارج کښي پروګرامی خاوندان شول او اوس ددی بی سوادو تر مینځ د قدرت جګړه رامینځ ته شوی دی دا د کومک کوونکیو ممالکو خوښه هم دی باید وویل شی چی ددی مضرو اشخاصو عصری قصرونو او مغازو څخه په کابل کښي مرحوم احسان الله ( د غازی امان الله خان ځوی ) په ډیره هیجانی توګه تر تأثیر لاندی راغلۍ وو او نوموړی ساده پر خپله وینا کښي ئي د کابل پر مخ تګ صفتونو باندی شروع وکړه او زوړ حریص پخوانۍ پادشاه د خپلی حریصی لور بلقیس په وسیله لا د ډالرو حریصتوب وکړ او پخوانی د ملت چیغی په اخیر کښي د ډالرو په چیغو بدلون پیدا کړ ! افغانستان جوړیدونکۍ دی او د مستقل حکومت لرونکۍ به شی !!!!


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 18.11.2017

در مورد لویه جرګه ها.
ما در افغانستان عزیز خود در طول سالهای متمادی لویه جرګه های داشتیم، در طول سالهای متمادی ګذاشته بعضی از این لویه جرګه ها فرمایشی و بعضی از انها واقعآ ملی بوده، لویه جرګه های زمان حاجی میرویس خان ، احمدشاه بابا، عازی امان الله خان ، نادر شاه شهید و شهید محمد داودخان واقعآ لویه جرګه های ملی بود، بخاطر ملی بود که این لویه جرګه ها بخاطر تثبیت نظام و انفاذ قوانین اساسی و تعین رهبران ملی دایر ګردیده بودند.
هموطنان من باید در بین لویه جرګه های ملی و لویه جرګه های غیری ملی و فرمایشی تفکیک داشته باشد. ان لویه جرګه های که در زمان اثارت دایر ګردیده هیچ وقت نتوانسته اراده ملی را تمثیل نماید، این ګونه لویه جرګه ها صرف بخاطر منافع کشورهای بیګانه و به فرمایش اجنبی ها دایر ګردیده مثال عمده انها لویه جرګه نظام کمونستی، لویه جرګه زمان برهالدین ربانی بنام ( حل عقد ) لویه جرګه طالبان بنام ( شورا علما ) و لویه جرګه های زمان جناب حامد کرزی است.
در این لویه جرګه ها صرف منافعی کشورها کمک دهنده در نظر ګرفته شده نه منافعی ملی افغانستان. در شرایط فعلی هر لویه جرګه که به پول و فرمایشات بیګانه ګان تدویر یابد، فاقد حیثیت قانونی بوده، این ګونه لویه جرګه ها نمی تواند به خواهشات واقعی ملی ما پاسخګو باشد.


اسم: غ.حضرت    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 18.11.2017

با عرض سلام.
ضمن تائید قسمتِ از فرمایشات اخیر جناب اقای استاد کاظم عرض شود:
مؤقعیت بسیار حساس توأم با ثروتِ خاموشِ سرزمین زیبای ما باعث شده که افکار و احساسات بسیاری از ما در دو سنګِ اسیای ( واقعیت تلخ) و ( ارمان ګرائی شیرین) در حالت سرګردان قرار بګیرد.
" اشغال"دارای چندین مفهوم وسیع میباشد که البته دارای حالات و اشکال مختلف نیز میباشد که بارزترین آن یکی اشغالِ شغال ګونه و غیر محسوس میباشد، مثل اشغال نامحسوس ما توسط شوروی که چهار و نیم دهه ادامه داشت و بالآخره منجر به تجاوز مستقیمِ نظامی ګردید.
یکی هم اشغال شغل زا و شَکر زا است که امروز بسیاری از کشور های متمدن و پیشرفتۀ جهان که حتی احساسات ملی- ناسیونالیستی شان لاغرتر از احساساتِ مثلاً ( ما) نیست ولی بخاطر حفظ موجودیت همه جانبۀ خویش تن به این اشغال سپرده اند، مثل جاپان و کوریا و آلمان و غیره.
نکتۀ بسیار ظریفیکه باعث عدم توافق عمومی ما افغانها در پذیرفتنِ یک تعریف واحد از " اشغال" به ذهن میرسد این است که :
چون افکار و سلائق ملی ما از صلابت و ثبات خالص وطنی برخوردار نیستند یعنی بیشتر از نظر فکری- عقیدی به عملکرد کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای خویشرا وابسته احساس می کنیم و حتی سعادت و خوشبختی کشور خویشرا در ګروِ الطاف و عنایت آنها جستجو می کنیم بناً از دست یابی به یک توافق که حاوی و حامل تعریف و پیامِ درست از "اشغال و غیر اشغال" باشد،نا مؤفق هستیم.مثلاً امروز یک پرچمی، وضع موجود را یک " اشغال"می پندارد ولی اشغال و تجاوز شوروی را در بستر وطن دوستی تعریف و توجیه مینمود و یا مثلاً یک مارکسیست طرفدار چین وضع امروزی را یک " اشغال" میداند ولی اګر بجای غربیها امروز در کشور ما فقط نیروی نظامی کشور چین حضور میداشت مطمئناً همین مارکسیست آنرا به نحو از انحا توجیه می ساخت و یا مثلاً طالب خان وضع امروزی را یک اشغال می پندارد ولی فراموش نموده که در وقت حاکمیت شان مُلاها و جنرالهای پاکستان بدون جواز قانونی در کشور ما تردد و حتی دیکته مینمودند، مګر آن وضعیت نباید اشغال نامیده میشد؟ جای بسی تأمل است که امروز همین طالب جنګجو در بین این همه اشغالګران فقط با اسمِ امریکائی سر و کار دارد، من تا به حال از دهن طالب نام مثلاً انګلستان را منحیث یک اشغالګر نشنیده ام، حتی از زبان بسیاری از طالبان شنیده ام که آنها عاشق ورزش کریکت میباشند، در حالیکه در وقت حاکمیت خویش کوچکترین امر که مایۀ خوشی و سرګرمی و تفریحی بوده، به شدت سرکوب میکرد،این یعنی چه؟
بنده ضمن اینکه به شیوۀ اشغال و حتی اګر خوشبینانه بپنداریم ( نجات و حفظ)سخت معترض هستم و این شیوه را بسیار ناجوانمردانه و حتی خائنانه تلقی میکنم ( میشد بدون براه انداختن بازی کثیفِ بن لادنی و طالبی و سپتمبری، مستقیماً بعد از سقوط رژیم دست نشاندۀ شوروی، مداخلۀ نظامی مینمود و تمام نیروهای سیاسی- اجتماعی-فرهنګی را در زیر یک سقف جمع و یک فورمول درست و معقول را جهت تشکیل یک حکومت ملی و فراګیر ارائه مینمود تا هم از تلفات انسانی و اقتصادی طرفین جلوګیری بعمل می آمد و هم نقشه های پنهانی بعضی از قدرت هائیکه در همین ناتو مشارکت هم دارند،خنثی میشد) امّا با اینهم فکر می کنم حُسن و زیبائی این عروس بینظیر که با دود های روزګار کمی خِت و خاکستری ګشته، موجب تحریک و تحریص و تطمیع هر زورګوی منطقه ای و فرامنطقه ای میشود بناً اګر منصفانه و عالمانه به مسئله نګاه شود به این نتیجه میرسیم که اګر هر آنچه امروز اشغال ( توسط ناتو و غرب) نامیده میشود ، پایان بیابد، یک اشغالګر دیګر جای آنرا می ګیرد ضمناً باید پذیرفت که غرب و ناتو به هیچ قیمت حاضر نمیشود که این سرزمین را همینطور رایګان رها و فرار کند منتهی مشکل غرب در این است که از یکطرف حرص وآز بیش از اندازۀ شان موجب تحرکاتِ حق به جانب مآبانۀ رقیبانش همچو روسیه و چین ګردیده و از طرف دیګر معاملۀ شان بین خود ( چون یک معاملۀ دزدانه است) صادقانه نیست، من با این سواد قصیریکه دارم اعتقادم بر این است که مشکلات خلق شده برای امریکا، قبل از اینکه از ناحیۀ رقیبان همچو روسیه و چین و ایران صورت بګیرد از ناحیۀ اندیوالان نزدیک خودشان صورت ګرفته که این مسئله باعث ایجاد دردسر برای خودشان و همچنین ایجاد مشکلات بسیار حادّ و بعضاً کمر شکن برای مردم ما ګردیده.
اینکه جناب اقای استاد کاظم می نویسد که امریکا و ناتو دالر های بیشماری را خرچِ بُردن این بازی نموده، درست است امّا ګپ در این است که اولاً مَهرِ این دوشیزۀ باکره یعنی افغانستان بسیار بسیار بیشتر از این است که خرجش شده و خرجش خواهد شد و دووماً اینکه درست است که امریکا برای تصرف این سرزمین بیش از نیم قرن باینطرف برنامۀ مدونِ داشت ولی مشکل شان، همچو شوروی ها عدم محاسبۀ دقیق بود.
بهر حال حرف آخر اینکه مهمترین امر در بهبود وضع موجود، ترمیم عقاید و افکار خود ما افغانها میباشد، ما باید بپذریم که در بوتۀ یک ازمایش و انجام یک رسالت بسیار خطیر و سخت و در عین حال لازم قرار داریم که البته اولین قدم ما در راه بهبود وضع کشور زدودن زنګ های تعصبات قومی و فرهنګی و مذهبی میباشد. نمیدانم شعار تا به کی؟
با اشغال این و آن میتوان کنار آمد بشرط اینکه از اشغال افکار ناسالم و ضد ملی و ضد انسانی بیرون آئیم.طالب میخواهد!!! با اشغال مبارزه کند ولی نمیداند که درون خودش توسط هیولاهای مرئی و غیر مرئی اشغال شده.حرف آخرم اینکه ببینیم چه میشه؟


اسم: عبدالستار    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 17.11.2017

جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم، با شما موافقم که بعضی مسایل را نمیتوان بصورت مجرد و یا سیاه و سفید دید. صادقانه خدمت شما عرض می نمایم که در ذهنم هیچ راه حلی برای مشکلات عدیده و بغرنجی که کشور و مردم مظلوم ما با آنها دست به گریبان اند ندارم، اما به فکر قاصر بنده حضور قوای خارجی نیز نمیتواند این مشکلات را حل کند ـ نه تتنها اینکه حل نخواهد کرد بلکه ابعاد جدیدی برآن خواهد افزود. شاید من آیدیالیستی فکر میکنم، اما تجربیات تاریخی، پیچیده شدن روز افزون اوضاع کشور وجریانات سالهای اخیردر بعضی کشور ها شاهد این ادعا است.
به هر صورت، اینچنین بحث ها وتبادل افکار بین هموطنان اگرفایده ای به حال کشور نداشته باشد ضرری هم ندارد.
همیشه ازمقالات ونوشته های جامع و عالمانه جناب تان مستفید شده ام. با عرض حرمت.


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 17.11.2017

وقتی مفهوم "آزادی" با احساسات مدغم میشود، آنوقت این پندار از واقعیت فاصله میگیرد. انسان واقع بین نمیتواند خود را از ماحول خود و شرایط حاکم بر زندگی خود دور نگهدارد. اینجاست که تعبیر کلمات از حالت مطلق به حالت نسبی تغییر میکند.
جهان امروز که به یک دهکده تبدیل شده است، تأثیرات یکی بر دیگر را بیشتر ساخته است. در اعصار گذشته آزادی و استقلال یک کشور بیشتر به اصل خود ارادیت و حاکمیت مطلق کشور بر سرنوشت شان منحصر بود، ولی اکنون این موضوع تغییر حالت داده و شمول کشور ها در مجامع بین المللی و توافقات جهانی بین المللی و حتی منطقوی مفهوم حاکمیت ملی و آزادی را نسبی ساخته است.
اشغال نیز به همین ترتیب از مفهوم تهاجم عسکری و بنابرآن عنان قدرت را در یک کشور بدست گرفتن تغییر نموده است. امروز وقتیکه عساکر یک کشور در کشور دیگر قرار دارند، حتمی نیست که آنرا یگانه مشخصه اشغال تعبیر کرد، بلکه اشغال نظامی جای خود را امروز به انواع دیگر "اشغال" سپرده است، ازجمله اشغال اقتصادی، اشغال فرهنگی و اشغال تکنالوژیکی.
بسیار کوتاه نظرانه خواهد بود که تنها موجودیت قوای نظامی را اشغال بدانیم و از سائر انواع اشغال آگاهی نداشته باشیم و یا آنرا نا دیده بگیریم.
به نظر من مجبور بودن یک دولت برای اخذ قرضه از یک کشور و یا مؤسسه بین المللی مثل بانک جهانی که صلاحیت بیشتر آن بدست امریکا است، غیرمستقیم کشورهای قرض گیرنده را مجبور به اطاعت از شرایط قرضه می سازد و به همین شکل اخذ قرضه از کشورهای دیگر.
همچنان اشغال فرهنگی که میکوشد با تغییر در نظام تعلیمی و ذهنی نخبگان در قدم اول و از آنطریق نفوذ بر اذهان اکثریت مردم، زمینه های پخش فرهنگی و ایدئولوژیکی خود را فراهم سازد، یکی دیگر از انواع خطیر اشغال است.
در این عصر وابستگی تکنالوژیکی و آوردن تغییر در استفاده از وسایل مدرن از قبیل کمپوتر، انترنت، ستلاید، تیلفون های موبایل و غیره و غیره که کلید اصلی آن بیشتر در دست کمپنی های بزرگ کشور های پیشرفته است، نمونۀ دیگر وابستگی را در جهان امروز ایجاد کرده که اگر این کشورها بخواهند، میتوانند در یک لحظه تمام دستگاه اداری و کمیونیکیشن طرف دیگر را فلج کنند.
لذا مفهوم "استقلال" یا به عبارت وسیعتر "آزادی" بزعم کلاسیک آن که درمحراق توجه بعضی هموطنان ما قرار دارد و فکر میکنند که اگر در کشورشان عسکر خارجی موجود نباشد، انگار میکنند که کشور آزاد است، در جهان امروز دور از واقعیت محسوب میشود.
بازهم باید گفت: کاش کشورها در وضعی قرار نگیرند که به موجودیت قوای بیگانه در کشور خود برای تأمین امنیت ضرورت پیدا نمایند. حالا فرض کنیم قوای ناتو و امریکا افغانستان را ترک گویند، آیا فکر میکنید که با اینکار افغانستان آزاد شده است، در حالیکه کشور ما توان تهیه یک وقت نان عسکر خود را نداشته باشد، چه رسد به تهیه سائر وسایل و تجهیزات که با آن خود را از گزند همسایگان در امان داشته باشد؟
این طرز تفکر که: "از کشور ما برون شو و اما پول فراوان بده تا ما زندگی خود را پیش ببریم"، یعنی "تو بدم می آئی اما پولت را خوش دارم"، یک توقع بیجا و خنده آور است. اگر چنین اندیشه را مبنای آزادی حساب کنیم، به یقیین که دچار اشتباه شده ایم و از واقع بینی فاصله گرفته ایم.
باز هم آرمان گرائی یا به اصطاح در فضای خیال و تصور زندگی کردن، یکی از شیوه های زندگی برای بعضی از انسانها محسوب میشود. خدای بزرگ همچو اشخاص را با افکار و تصورات شان موفق و کامگار داشته و در زندگی "رویائی" شان آرامش نصیب گرداند.


اسم: غ.حضرت    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 17.11.2017

برادر محترم قدرت اللّه خان از لندن سلام
هر وقت اګر بی بی سی نوشت که " آیا با موجودیت بی بی سی موافق هستید یا خیر"
ما را خبر کنید که نظر بدهیم.تشکر


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 17.11.2017

شاغلی مدیر صاحب قیس کبیر!

شما نوشته اید، «تنها یاد قهرمانان گذشته و بد گويي خاینین امروز راه نجات نیست»، عرض میشود که یاد قهرمانان گذشته برای نسل امروز ما یک قوت قلب میبخشد، و به عقب خاین باید بد ګوئي صورت بگیرد تا سبب عبرت برای دیگران شود.

شما هم اشغال امروز تائید میکنید، من اکیداً عرض میکنم که اګر حمله ۷ اکتوبر ۲۰۰۱م قواء ناتو کاملاً از مجرای اصولی (ملل متحد) صورت رفته باشد، من با در نظر داشت عملکرد نهایت سفاکانه و غیر صادقانه ناتو در کشور ما با این حکومت مسخره امروزی و سراپا تحمیلی، موجودیت این قواء را اشغال و نقض حاکمیت ملی ما حساب میکنم.

شما روی حسن نظر تان به این قاصر راه حل را از من پرسیده اید، در حالیکه هر فرد خصوصاً با سواد افغانستان که از پول مالیه آن ملت نادار نگهداشته شده توسط خاندان انگلیس آورده نادری در طی سلطه نیم قرنه این جباران و بعداً چپي ها و راستی های افراطی، باید طرح و پیشنهاد خویس را برای حل معضله ای کشور شان ازین مصیبت موجود را پیش کنند.

راه نجات به نظر اینجانب:

من بطور تاکید پیشنهاد ای را که چندی قبل در دریچه نظر سنجی محترم صلاح الدین سعیدی نوشته بودم، فعلاً هم پیشکش مینمایم.

چون مولود این انارشی و مصیبت فعلی در کشور ما قواء موجود ناتو است، بناً در موجودیت همین قواء ناتو و به همکاری ایشان بدون کوچکترین سبوتاژ، یک حکومت موقت متشکل از یک گروپ ۲۰ نفر افغانهای نهایت خوشنام، صحتمند، جوان که واقعاً گذشته اش در موضع مردم و منافع ملی کشور سپری شده باشد،، قدرت دولتی را در کشور بدست بگیرند، با در نظر داشت اوضاع دوام این حکومت موقت تا دو سه سال را در بر بگیرد. حالت اظطرار در کشور اعلان شود، با طالب مسلح اوربند و مذاکره اعلان شود.

اما قبل از همه باید این مسله دقیقاً ارزیابی شود، که همین اعضای کشور های ناتو موجود در افغانستان قلباً مثل ما افغانها خواهان صلح و حاکمیت قانون در افغانستان ما هستند یا نه...؟!.

په درنښت


اسم: کببر معصوم    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 17.11.2017

جناب محترم داکتر سید عبدالله کاظم!

از اینکه جناب شما در هر موضوع توضیح خود تانرا دارید، شک و تردیدی وجود ندارد. اما اینکه حق بجانب خواهی بود، می گذاریم به قضاوت خوانندگان و گذشت زمان. با مطالعۀ نوشتۀ اخیر شما، در دریچۀ نظر سنجی می تواند سوالی هم مطرح گردد، که آیا نزد جناب شما آزادی مقدم است و یا ثروت و دارائی. از طرف دیگر، وقتی می نویسید: "بهرحال بعضی اوقات وقتی کشور ضعیف و مردم آن ناتوان شوند، در این دنیا اگر دستی به کمک دراز گردد و کاری کند، ولو به منفعت خود و اما در ضمن بخواهد یک کشور و مردم آنرا از غرقنای مصیبت نجات دهد..." از توضیحات شما چنین استنتاج شده می تواند، که گویا درین دنیای ما، "قوت های خیر خواه و ثروتمند" وجود دارند، که وقتی یک " کشور ضعیف و مردم آن ناتوان شوند"، فوراً به نجات آنکشور و مردم آن، می پردازند؟

با احترام

کببر معصوم

سویدن


اسم: قیس کبیر    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 17.11.2017

محتم نوري ازادي صاحب، اشغال اشغال است، من هم صد فیصد تائید میکنم، ولی سؤال من از شما این است، که چه باید کرد؟
تنها یاد قهرمانان گذشته و بد گوئی خائنین امروزن راه نجات نیست...


اسم: نوري ازادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 17.11.2017

درنو افغانانوو پس له سلام څخه!

من مباحثه جناب کاظم صاحب و جناب عبدالستار خان مقیم کشور نهایت دوست داشتنی؟ برای ما افغانان، انگلیس را خواندم.
من فرمایشات مختصر جناب ستار را ، اشغال اشغال است، صد فیصد تائید میکنم.
راجع به اشغال و بعداً اجراعات غیر صادقانه کشور های ناتو در راس امریکا و انګلیس، بسیار مختصر به ماضی قریب میروم:

این کشور های خیر خواه و نجات دهنده ای ما در سر امریکا و انګلیس از مداخله همسایگان، زمانیکه پلان بنیان سیوان بعد از سقوط حکومت نجیب در سال ۱۹۹۲م، چرا خود را بیتفاوت گرفته بودند؟
هنگام جنگهای ویرانگر سران خونخور جهادی، اینها کجا بودند؟
هنگام هسته گذاری جریان طالب و باز تسخیر کابل و اعلان حکومت طالبی اینها کجا بودند؟
یعنی بی تفاوتی اینان میرساند که این قدرت ها که قدرت ممانعت این وقایع ضد ملت افغانستان بوقوع میپویست، خود طراح و شرییک جرم بوده اند.
بناً وقایع تاریخی پیوند منطقی با هم دیگر دارند و این تسلسل همه زمینه سازی بود برای حمله و اشغال وطن محبوب ماږ
اما آنچه از همه قابل سوال است که این کشور های عضو ناتو چرا در کنفرانس بُن مُجرم ترین عناصر سیاسی تاریخ معاصر افغانستان در راس دارو دسته ای شاه آخری ظاهر خان و داره ربانی شورای نظار را در قدرت دولتی کشور ما نصب کردند، نتیجه ۱۶ سال موجودیت این دوستان دورغین ما، موجودیت و دوام جنگ مسلحانه ای طالبی، صدمان بزرگ اقتصادی، فرهنگی و بی قانونی میباشد.

افسوس...!!

په درنښت


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 17.11.2017

برادر محترم جناب عبدالستار پس از سلام! آیا شما تصور کرده میتوانید که اگر قوای ناتو به سرکردگی امریکا طالبان را سقوط نمیدادند، امروز وضع افغانستان چگونه می بود؟ افغانستانی که در طول 23 سال جنگ (از 1978 تا 2001) از بیخ و بن ویران شده بود و به صوبه پنجم پاکستان مبدل گردیده بود و پول "افغانی" به ارزش پایان تر از "کاغذ تشناب" سقوط کرده بود، دفاتر و دیوان به روی فرش اتاق به نالین و بالین صورت میگرفت و قاچاق مواد مخدر و مال التجاره حاکم بر اداره کشور بود، چگونه میتوانست در بین ممالک جهان سر بلند کند و خود را از قیمومیت همسایه پر طمع و آز نجات دهد؟
بهرحال بعضی اوقات وقتی کشور ضعیف و مردم آن ناتوان شوند، در این دنیا اگر دستی به کمک دراز گردد و کاری کند، ولو به منفعت خود و اما در ضمن بخواهد یک کشور و مردم آنرا از غرقنای مصیبت نجات دهد و ملیاردها دالر خود را با خون جوانان خود در این راه بکار اندازد، آیا شما آنرا یک موهبت الهی برای آن ملت و سرزمین حساب نمیکنید و آنرا یک "دورۀ طلائی" نمی شمارید؟
اینکه ما نتوانستیم طور شاید و باید از این امکانات وافر به نفع مردم و اعتلای کشور خود استفاده کنیم، جای تأسف است.
موضوع "اشغال" را نباید بطور مطلق مطرح کرد، بلکه باید به آن وجه نسبی داد. شوروی وقت عسکر خود را در نهایت به منظور انضمام غیر مستقیم سرزمین ما در حیطه قدرت خود اعزام داشت و با تهاجم آنها آنچه در طول سالهای دراز در وطن اعمار و آباد شده بود، آنها همه را ویران کردند و رفتند؛ پاکستانی ها نیز به همین منوال برای چپاول و ادغام غیر مستقیم کشور ما به حیث صوبه پنجم خود عملاً داخل اقدام شدند. اگر ترس از موجودیت امریکا در افغانستان نباشد، آخوندهای ایرانی نیز به همین شکل مدتها قبل یک قسمت خاک ما را در قبضه خود در می آوردند.
میگویند که : زور کاکاست که انگور در تاکهاست!"؛ شما هموطن عزیز باور کنید که اگر همین قوای خارجی نباشد، نظام موجود یک هفته هم دوام کرده نمیتواند. تشویش و نگرانی همه دو سه سال قبل که امریکائی ها قسمت اعظم قوای خود را از افغانستان بیرون کردند، همین بود و دشمنان وطن خروج آنها را جشن گرفتند و قوای خود را در داخل کشور فعال ساختند که به مجرد خروج کامل قوای ناتو و امریکا، دوباره به تسلط شرم آور خود به افغانستان بپردازند. هرگاه چنین حادثه رخ دهد و قوای خارجی در این موقع حساس افغانستان را ترک کند و یا به قول شما از "اشغال" دست بکشد و جای انرا هسمیه ها و مزدوران شان بگیرند، در اینصورت هیچ قدرت دیگر در این جهان میل نخواهد داشت تا افغانستان را بار دیگر از مصیبت آنها نجات دهد.
شاید شما فکر کنید که من و یا امثال من از موجودیت قوای خارجی در کشور خوشحال هستیم، برعکس هیچکس خوش ندارد بیگانه حاکم خانه اش باشد، ولی وقتی امنیت و مصئونیت خانه انسان دستخوش حرص و آز همسایگان شود، ناچار یا باید تسلیم به خواست همسایگان شد و یا از یک مرجع پرقدرت دیگر برای نجات تقاضای کمک کرد. این یک حالت مجبوری است. اما وقتی دستی به کمک ما میرسد و پول فراوان را با حمایت سیاسی و نظامی خود برای نجات ما در اختیار ما می گذارد، باید از آنها ابراز امتنان کرد و کوشید در پرتو حمایت شان به تقویه خود پرداخت، زیرا این کمک ها برای همیشه نیست و یک روزی پایان می یابند. اگر ما از این فرصت طلائی استفاده نکنیم، خود بدست خود قبر خود را حفر میکنیم و آنوقت مسئولیت آن بدوش خود ما است.
امید است شما برادر محترم به حیث یک انسان آگاه و با احساس شرایط خاص کشور را در نظر گرفته و بعد به روی واقعیت ها ولو تلخ باشند، قضاوت کنید.


اسم: قدرت اله    محل سکونت: لندن     تاریخ: 17.11.2017

لطفاان به صفحه بی بی سی دری رفته نظر و رای بدهید که به نام بی بی سی دری موافق استید و بی بی سی فارسی


اسم: محمد یونس    محل سکونت: امریکا     تاریخ: 16.11.2017

هم وطنان محترم:
مدت هاست که وقت گرانبهای تان را صرف موضوعات پیش پا افتاده می نمائید. امروز هویت افغانستان در خطر نابودی است. دشمنان داخلی و خارجی کشور ما در صدد ار بین بردن هویت زبانی، فرهنگی و تاریخی وطن ما هستند. لطفاً توجه خود را در موضوعات مهم تاریخی معطوف دارید. یک تعداد وطن فروشان می خواهند که زبان فارسی ایرانی را جانشین زبان زیبای دری ما بسازند. افرادی مانند واصف باختری، زریاب، کاظم کاظمی، سپنتا، مخدوم رهین، پدرام و ده های دیگر دشمن زیان دری افغانستان هستند و به نفع فارسی ایران تبلیغ می کنند. باختری زمانی از شعله ئی های آتشین بود و به نفع چین خدمت میکرد. این بار می خواهد که به نفع آیت الله های ایران و به ضرر افغانستان فعالیت نماید. سپنتا و مخدوم رهین وزاری گذشته از نوکران ایران اند. سپنتا زمانی هم شعله ئی بود. این خاینان به کشور در مقابل زبان زیبای دری ما حساسیت نشان میدهند. به یقین می توان گفت که سازمان جاسوسی ایران پول زیادی برای محو هویت فرهنگی ما مصرف می کند. از دوستان محترم تمنی می کنم که در مورد حفظ هویت ملی خود صحبت نمایند، نه اینکه موضوعات خسته کننده و بی اهمیت را مطرح ساخته و توطیه های اجانب مانند پاکستان و ایران را فراموش نمایند.


اسم: عبدالستار    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 16.11.2017

اشغال اشغال است.
در نوشته جناب داکتر سید عبدالله کاظم (اقتصاد جنگ و بحران پولی و مالی افغانستان از کودتای ثور تا سقوط طالبان - بخش هفتم) تشکیل حکومت مؤقت درافغانستان دراثر کنفرانس بن آغاز «یک دورۀ طلائی» نامیده شده است. در نوشته همچنان اظهار «تاسف» شده است که باوجود سرازیر شدن ملیاردها دالر کمک اقتصادی از کشور های مختلف جهان ونیز «موجودیت تعداد زیاد عساکر آنها» بنای یک افغانستان با ثبات و معمور نهاده نشده است.
از جناب داکتر کاظم که مدتی را در زندان به جرم مخالفت با اشغال شوروی سپری کرده اند این توقع نمیرفت که موجودیت عساکر خارجی در کشور را «یک دورۀ طلائی» بنامند.
اشغال اشغال است.


اسم: غ.ح    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 15.11.2017

اقای جلال باید خودش قیاس کند که " بی حیائی" اینقدر یک امر مذموم و زشت میباشد پس قتل و جنایت و انتحار و تحجر که امروز توسط طالب و القاعده و داعش و حامیان ببن المللی شان انجام میشود چقدر مذموم و زشت خواهد بود؟
به جلال و جمال خداوندی قسم، شدت مجازاتِ شاګردان و استادان فکری و عملی این جنایتکاران و قاتلین و تروریست کمتر از خود جنایکاران نخواهد بود.


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 15.11.2017

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت پیغمبر صلی الله علیه و سلم در حدیث شریفی میفرمایند که، «اگر حیا نداری هرچه میخواهی بکن.»
«إذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْت»
قراریکه مشاهده میشود، در پهلوی جنبه های اقتصادی و قومی و مذهبی، مشکلات روانی هم یکتعداد اولادهای بیچاره ای ادم علیه السلام را به حالتی میکشاند، که برعلاوه ایکه قدرت تفکیک اعمال عادی و غیر عادی خود را از دست میدهند (در حالیکه از بیرون برای درک ان یک نظر سطحی ان شاءالله كافى ميباشد.)، خودشانرا هم به مشكلات و دردسرهاى بيشتر بخاطر اجراء اعمال نامناسب خودشان مواجه ميسازد. مثلا اگر نسبت یکی از انگیزه های فوقا ذکر شده، بخواهند یک عقده یا وظیفه ای را جامه عمل بپوشانند، وسوسه میشوند، که در یک وقت، رول چند نفر را اجراء نمايند. اما ازانجاییکه تنها یک ادم بودن، کافيست، كه كمال بزرگی باشد، در یک وقت چندتای ان شدن را نشان دادن انهم برای نیات منفی، الحمدلله انقدر ساده هم نبوده، که فکر میکرده اند. بنا برای اینکه بیشتر بینی شان بریده نشود، مجبور میشوند: که وقت بیشتر، انرژی بیشتر، استراحت و فامیل و امثال انرا بیشتر قربانی نمایند، تا اگر بتوانند مچ خود را باز شدن نجات داده باشند. بیچاره ها باوجودیکه چندین بار از چندین جهت صریحا متوجه ساخته میشوند، که اغا جان وظیفه دار کمیشن کار!: ما ترا شناخته ایم، چرا خود را به زحمت ساخته، وقت گرانبهای خود و دیگران را ضایع میسازی؟! انچه برای فهم اولاد ادم کافی بود، برایت گفته شد!. مگر با انهم خود را شله میگیرند، که سره مه کس نفهمیده.
اغاجان مطمءن باش، كه ان شاءالله غير ازخودت ديگر هیچ کسی خساره مند نخواهد شد.
با نسبت دادن دور از شرم و حياء امراض و میکروبهایی به دیگران، که خود به ان عمیقا مبتلاء بوده و یکی از علل تکالیف بیشمارت میباشد که عينا در حال پخش و نشر انها مشاهده میشوی ، الحمدلله نتوانسته اى(ايد) و ان شاءالله هيچگاهی نخواهی توانست، که کلاه بر سر انسانهای الحمدلله به مراتب هوشیارتر از خودت، بگزاری!
اگر خود را بیشتر ریشخند کردن میخواهی، بفرما.

صدق الله العظیم که در کلام مجید خود فرموده اند: تو هدایت نمیتوانی کسی را که دوست داری، بلکه الله هدایت میکند، کسی را که بخواهد.

حسبناالله ونعم الوکیل


اسم: نعیم خالق زاده    محل سکونت: بروکسل     تاریخ: 14.11.2017

به وبسایت محترم افغان جرمن آنلاین، متمنی ام این یادداشت مرا در نظر خواهی تان چاپ کرده به نشر برسانید

آقای تره کی!
من تصویر قشنگ شما را دیده ام، قوارۀ مهربان شما را قابل تحسین میدانم، سیمای شما را هرکی نگاه کند میداند که نظام درونی انسان چقدر بر قد و قوارۀ آدم اثر دارد...
و اما شما به عوض آنکه به اتهاماتی که متوجه تان است و واقعیت آن، اظهر ومن الشمس می باشد، پاسخ قانع کننده بدهید تا مردم حقیقت را بدانند، خود به دشنام و کلمات رکیک متوسل گردیده اید واین در حصۀ شما کاملاً عادی و طبعی است، درجه بلند خشونت پرستی، تمامیت خواهی، شووینیزم، آدمی را به جای می رساند که تحمل شنیدن حقیقت را از دست میدهد.
خوب است شما اعتراف کردید که همانند جنرالان آی اس آی، متفکر و پلان ساز طالب ها هستید "یاد تان نرود که بعداً مثل گذشته منکر شوید". درعصبانیت و بغض پراگنی و نفرت پاشیدن مردم، نوشته های شما را خوب می شناسند که برخی از مریدان متحجر شما مانند "جلال" را مست نیز میکند، این طلسم شما دیگر شکسته است.
مگر آیا میان پلان و طرح شما و آی اس آی پاکستان فرقی است؟، شما حتی به طالبان افغان که از سوی پاکستانی ها به زندان انداخته می شوند هم پشت کرده اید، ولی شما هیچ دفاع منطقی در برابر اتهامات جدی که متوجه شماست، به عمل نیاورده اید، داعش را زیر زده اید، شما که خود را حقوقدان می تراشید، در کجای این عمل صداقت و حقیقت پرستی است که شما دعوی جنایات علیه بشریت را که به دفاع از خون میلیون ها هموطن ما که توسط امریکایی ها، روسها، ایرانی ها، عرب ها، پاکستانی ها و همکاران افغان شان، طالب ها، القاعده و داعش آری داعش ریخته شده اند، فدای حرص وآز های پاکستانی ها می کنید و این دعوی انسانی را به آله و ابزار دفاع از جواسیس آن کشور مبدل می سازید. چه پاسخی دارید آقا
سوالات زیادی است که آقای تره کی باید پاسخ بگوید:
1 – شما که از طالب ها پشتیبانی می کنید و برای آنها تفکر می نمائید آیا به اعتقادات سیاسی طالب ها باور دارید و یا صرف به حیث یک نشنلیست و یا یک قوم پرست به آنها می نگرید؟
اگر به باور های سیاسی طالب ها معتقدید، پس آنها افغانستان را فدای اعتقادات افراطی مانند القاعده می کنند و در گذشته این تجربه را از خود نشان داده اند که به خاطر القاعده، افغانستان را برای اشغال امریکا مساعد ساختند، پس در این حالت که شما به اعتقادات سیاسی القاعده باور داشته باشید محلی برای نشنلیزم و وطن خواهی شما نمی ماند.
و باز شما طوری که شنیده ام باشندۀ کدام کشور اروپایی هستید و پلو تان را می زنید و بالای خون های هموطنان مظلوم ما که توسط انتحاری های طالب های مزدور پاکستان در وطن ما ریختانده می شود، سیاست، تجارت و آقایی می کنید و باز این همه کشتار های ضد افغانی و ضد اسلامی را توجیه می نمائید.
2 – اگر شما نشنلیست و افغانستان خواه هستید باید مطمئن باشید که طالب ها به نشنلیزم و میشنلیزم تان هیچ باوری ندارند و حاضر خواهند بود با یک چشم بهم زدن ادارۀ کشتی شکستۀ افغانستان را بدست دشمنان آن تحویل دهند و نشنلیست ها را از تیغ بکشد، این سناریو در انتظار شما است، خاطر تان جمع باشد. طالب به وطنیت، قومیت، ملیت و نشنلیزم کدام باور و اعتنای ندارد. خود انصاف بدهید گروهی که از ایرانی ها، روسها، پاکستانی ها وسایر دشمنان مردم افغانستان اسلحه بگیرند تا هموطنان خود را بکشند، این عمل مگر وطنخواهی و نشنلیزم است؟ پس معلوم نیست شما با کدام هدف مشترک در کنار طالب ها خود را پایدل کشال گرفته اید...؟
اینه هواخواهان قوم خوار و مظلوم پشتون، اینه..!! این آقایان به نام اینکه گویا طالبان تماماً از قوم پشتون اند، تبارگرایی را به طالبان می چسپانند، در حالیکه طالب ها به حیث یک تمایل افراطی تنها از پشتون ها متشکل نبوده، در آنها چچین، ازبک، قزاق، تاجک،پاکستانی و اخیراً جنبش طالب های ایرانی نیز وجود و حضور دارند. بناً دفاع از چنین طالب های رنگارنگ و کثیر القومی و حتی کثیر الملیتی، بنام هواخواهی از قومیت پشتون پنهان شده نمی تواند.
طالبان خطرناکترین و مدهشترین دشمن قوم مظلوم پشتون می باشند، با چسپاندن نام پشتون بر پیشانی خود، آنها را از سایر اقوام برادر درافغانستان، تجرید می نمایند، کشنده ترین و ویرانگرترین عملیات خود و اشغالگران امریکایی را بر مناطق پشتون نشین کشانده و به راه انداختند، در قندهار، فراه، هلمند، پکتیا، پکتیکا، کنر، ننگرهار، کابل و شاید در دیگر مناطق که همه مردم دربدر و ستمدیدۀ پشتون زندگی میکنند از مناطق اصلی میدان جنگ بوده اند. این است خدمت طالبان به پشتون ها. طالب خود را به ناخون افگار پشتون ها مبدل کرده اند. تمام تأریخ و فرهنگ این قوم را به پای تروریزم و فرهنگ عربی گذاشته اند.
اما این توطئه در این جا ختم نمی شود پاکستانی ها با تجرید پشتون ها از سایر برادران هموطن شان چه مقصدی دارند، آنها می خواهند زمینۀ چسپاندن پشتون های این سوی دیورند را به پیکر پشتون های آن سوی دیورند فراهم سازند، وقتی پشتون افغان در وطنش احساس انزوا کند چه پیش خواهد آمد، طالب دقیقاً همین انزوا را برای پشتو ن ها ایجاد میکند.
اینه هواخواهان قوم خوار و مظلوم پشتون، اینه ...

عکس مرا خواسته اید...؟ برای ترورم...؟
و اما آقای جلال در نظریات تان کدام جلالی دیده نمی شود شما نه بُرده و نه آورده خود را پشتون جا زده و از موقف یک پشتون به یک صورتی برای جنگ قومی تخم کینه پاشیده اید، بلی جنایت کار جنایت کار است، از هر قوم و تباری که باشد در جنایات ضد حقوق بشری در وطن ما از هر قوم و تباری جنایت کاری را می توان یافت و بدون شک و تردید از هر قوم و تباری به صد ها قربانی و مظلوم این جنایات را نیز حساب داد، از وقوع این حوادث نباید در تخریب هر چه بیشتر وحدت آسیب دیدۀ مردم افغانستان استفاده نمود.
آقایان!
اما برای شما خبر بدی دارم، نسل نو وطنم افغانستان عزیز همانند شما منبعۀ کهنه و شکستۀ نفرت و بغض نیست، تبارپرستی و خصومت ها و دشمنی های قومی را که عناصری از قماش شما به تحریک پاکستانی ها میان مردم ما دامن میزنند، این نسل به آن اعتمادی ندارد و کم کم حیلۀ تفرقه افگنان در نزد نسل نو وطنم رسوا و بی آبرو شده است، مردم افغانستان به سوی یک اتحاد و یک پارچه گی آگاهانه روان اند.
حالا پیشکش تان هر چه دشنام و برچسپ که در چنته دارید به سر و رویم بریزید، من تا زنده ام از وطنم، از مردم وطنم از تاجکش، پشتونش، هزاره اش، ازبک و سایر اقوامش در برابر نفاق افگنان حمایه خواهم کرد.


اسم: حسیب    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 14.11.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

چندی قبل در هنگامی که با یک دوستم تلفونی صحبت می کردم یک فکاهی افغانی تقریباً نیمه سیاسی را برایم گفت که مرا با آن فکاهی اش اندکی به خنده آورد. خواستم آن فکاهی گونه را با هموطنان محترم و عزیزم که در صفحه ای خوب افغان جرمن آنلاین به حیث مبصرین محترم شرکت می کنند، شریک سازم، البته به قسم هدیه ای نا چیزی و به امید اینکه توانسته باشم لبخندی به این همه وطن دوستان محترم و فعال این صفحه تقدیم نمایم.

میگویند روزی یک هموطن ما به نام غلام جان در یک یکی از تپه های وطن، که آنرا به نام تپه ای سیاست نام گذاری نموده اند، با عصبانیت خاص و شدید به بالا می رفت. هموطن دیگری ما که این نظاره گر این همه عصبانیت غلام جان شده بود، از وی پرسید: غلام جان در این تپه زیادتر بالا شدن به آن بد ات می آید و یا دو باره پایین شدن از آن؟ غلام جان که قهرش به شدت گرفتن می رفت، گفت: هر سه اش. هموطن دومی از غلام جان پرسید: او برادر ما از تو پرسیدیم که زیادتر بالا شدن به این تپه بد ات می آید و یا پایین شدن، این خو فقط دو چیز می شود، مگر تو چرا می گویی هر سه اش؟ غلام جان با همان قهر و عصبانیت قبلی اش، حتی اندکی شدید تر به جواب گفت: گِل و لای اش از یادتان رفته.

با احترام
حسیب


اسم: غ.حضرت    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 13.11.2017

جناب اقای احسان لمر!بعد از عرض سلام و ادب.
من همیشه نوشته های تانرا با اشتیاق خوانده و از آن مستفِد شده ام.
یکی دو نکتۀ مهم ( به نظرم) عرض شود:
فکر می کنم دو سطر آخر نوشتۀ اخیر تان مثل تابش شعاع " لمر" باعث از بین رفتن جراثیم و مکروب های ضدِ وحدت ملی و ایجاد برادری ملی میګردد و اګر این نسخۀ فکری عملی شود یعنی هم " عیاری از خراسان" و هم " دوویمه سقوی!!!!" زیر پا ګذاشته و یا به امواج دریای فراموشی سپرده شود، ممکن درزِ ایجاد شده بر پیکرۀ وحدتِ ملی-فرهنګی ما را رفو کند، درز ایکه دشمن شیطان صفت وحدت ملی ما از آن استفاده های نامشروعِ بیشماری برده اند.
نکتۀ دووم اینکه بعضی و حتی بسیاری از روشنفکران و روشنفکرنماهای ما طی نوشته خویش به کوبیدن ارتجاعِ هشتاد نود سال پیش پرداخته و می پردازند ولی در برابر ارتجاع و سیاهی زندۀ امروز یعنی طالبانیزم سکوت معنی دار اختیار نموده، کسی نمیداند که علت این سکوت، ابتلاء به ویروسِ تبار زده ګی و قوم زده ګی است یا نمیخواهند دامنِ پشت سر حامیان بزرګ این ارتجاع، بالا کشیده شود.جای بسیار تأسف و تعجب است که ارتجاع دیروزی را مزدور انګلیسی ها می نامیدند ولی ارتجاع امروز را اصلاً نادیده ګرفته و یا هم آنرا یک آفت خودزا می پندارند ګوئی اصلاً ارتجاع وجود ندارد و وطن ګُل و ګُلزار است.بهر حال امیدوارم قلم بدستان ما از صمیم قلب و فارغ از سرسپردګی به استعمارِ دیروزی که یقیناً همین امروز نیز نقش دیروزی را در حمایت آشکار از ارتجاع ایفا میکند، به قلم های خود روح انقلابی بدمد و مسئلۀ طالب و افکارش بشمول طرفداران کج اندیش شان را به نقد جدّی بکشد و رسالت روشنفکری ( که ادعایش دارد) خویشرا انجام بدهند در غیر آن متهم به نوکری استعمار کهنه و جدید خواهند ګردید.
امّا اقای جلال از آلمان:
ګرچه حق ګفتن ریسکِ پرداختِ تاوانِ سیلی خوردنِ جسمی و روحی و حیثیتی و جیبی و غیره بهمرا دارد ولی موجب صیقل شدن روح و قلب و ایمان و وجدانِ یک حقګو میشود بناً بنده از سیلی زدن و توهین نمودن شما و امثالت که نثارم میشود نه اینکه ناراحت نه میشوم بلکه مایۀ افتخارم است و به من القاء میکند که منطق تو و امثالت در مقابل منطق من سخت شکست خورده بناً تو را می ګذارم با فریاد و چیغ زدن های ناشی از درد این شکست منطق تان.
حال فرض کُن بجای منِ بد و جاسوس و احمق و دشمن ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب و طالب و داعش و همفکرانش، یک شخص صالح و خوب از شما طرفداران طالب بپرسد:
آیا کشتن انسانهای بیګناه اعم از عسکر و پولیس و مامور و کاسب و شاګرد برای طالب جواز دارد؟ اګر بلی به استناد کدام قوانین؟ و اګر نی، پس چرا طالب به این اعمال شیطانی متوصل میشود؟
به سؤال فوق یا خودت و استادانت جواب بدهید و یا اینکه دهان خبیث تان را ببندید.


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنى     تاریخ: 13.11.2017

يك ضرب المثل افغانی اینست، که دزد در سر خود پر دارد.
دیگر ان اینکه دروغگو حافظه ندارد.
یک جمله را هم از یک دوست ایرانی سالها قبل شنیده بودم، که انسان نمیتواند تمام نقشها را موفقانه اجراء نمايد.
وقتی کسی سخنی را نگفته باشد، چی ضرورت دارد، که صفایی بازی نماید.
باز اسم شاه گل وماه گل وغلام بچه و غیره، چی رولی را بازی خواهند کرد، المهم که فکری و سوژه یی توسط فرد یا موسسه یی، یا از روی وفاداری با کدام حزب، قوم یا مذهبی و یا هم وظیفتا از طرف حکومت یا موسسه ای مطرح میدان میشود. مگر همان گفته اند، که هرچه خام باشد، پخته شود، مگر اولاد ادم که یکبار خام شد، دیگر ان شاءالله پخته نخواهد شد!
و امروز که تکنالوژی زمینه ای اسان نشر افکار افراد را میسر ساخته است، کسب معلومات هم فردی و اجتماعی هم به مراتب آسان‌تر از زمانهای قبل است. بنا کوشش به فریب و دغلبازی با افکار دیگران انهم با چالکهای اشتکانه و درحالیکه زیره و پودینه ای خود ادم به همه معلوم شده باشد، غیر از ریشخند ساختن بیشتر خود، ان شاءالله ارمغان ديگری نخواهد، که مبارک و صد مبارک شان باد.
مشک انست، که خود بوید، نه انکه عطار گوید.
توكل خودما و مردم ما به الله متعال


اسم: احسان لمر    محل سکونت: فرانسه     تاریخ: 13.11.2017

جناب نوری آزادی صاحب احترامات نهایت قلبی خود را خدمت تان می رسانم. از الطاف و محبت های همیشه گی تان ممنون و مشکورم. سطور زیبا شما مورخ 11ماه جاری را در دریچه نظر خواهی سایت ما مطالعه نمودم باز هم از حسن توجه تان تشکر.
قسمی که شما دیده باشید جناب داکتر صاحب کاظم «اسرار نهفتۀ شهادت امیر حبیب الله خان سراج الملت و الدین به استناد از سراج التواریخ» را طی 22 مقاله و جناب سیستانی صاحب «سلطنت امان الله شاه و استقلال مجدد افغانستان» تا فعلاً چهار مقاله در این اواخر در سایت زیبا و وزین افغان جرمن نشر نمودند. و این هیچمدان هم در 01/06/17 در تحت «عنوان مخالفین جنبش مشروطیت ــ محمد حسین خان صافی مستوفی الممالک» در مورد پدر و پسر (استاد خلیلی) مضمونی نوشته بودم که نمی دانم مکتبی را که بنام استاد خلیلی در هرات افتتاح نمودند چه ربطی به نوشته های ما داشت که جناب نوری صاحب نوشتند: « و دیگر اینکه از وظائف مهم پاسداران ثقافت یک ملت و دولت مسؤول آن حفظ و نگهداری وقار و منزلت مردان بزرگ و بزرگ مردان تاریخ کشور ماست که باید مانع تخریبات، اتهامات و بی احترامی بزرگان از جانب عناصر به درهم کوبی و ویرانگری ، خائن به ارزش های ملی و فرهنگی ما گردد که با سوء استفاده از آزادی عقیده و بیان فرهنگ و فرهنگی های ما مشغول اند و صدمات این جفا کاری تا سرحد هویت فرهنگی ما سرایت می کند، تخریب فرهنگی های ما آنهم به سویۀ خلیلی ها و پژواک ها و ... و... انهدام فرهنگ و هویت فرهنگی ماست استاد ًمثلا بزرگ خلیلی الله خلیلی را از بین ملیون ها تن نفوس افغانستان صرف چند تن محدود هرزه و وجدان خفته که دست های شان تا آرنج ها در خون مردم آلوده می باشد و در خیانت ها و جنایت های میهن فروشانۀ دار و دستۀ خلق و پرچم شریک بوده اند خاصتاً آنانیکه در بطن خیانات و جنایات خلق و پرچم و در نفس قدرت شان یعنی در کمیته ًمرکزی و شورای انقلابی اشتراک داشته اند، بر استاد بزرگ خلیل الله خلیلی بی شرمانه می تازند و در پی انتقام فعالیت های فرهنگی و مقاومت خستگی ناپذیر او می باشند که در برابر باداران شوروی شان و خیانت های میهن فروشی شان با جرئت، شهامت و شرافت بی نظیری انجام داده است».
گر چند هرگز هدف من تخریب و توهین به عظمت فکری و قلمی استاد« خلیل الله خلیلی» نبود و نیست و به دانش و فهم شان حرمت بی انتها دارم اما به شخصیت سیاسی شان باید دقت شود. مهم ترین بخش برای من مکتوم و اسرار آمیز بودن اعدام مستوفی الممالک مرحوم بود که هیچ ربطی به احزاب «خلق و پرچم» ندارد. ما بخشی از صفحات تاریک تاریخ را کمی روشن ساختم و این هم گناه نیست که مورد غضب قرار گیرم و «هرزه و وجدان خفته و.....» خطاب شویم. آتشی که امروز عاشقان زار راه حبیب الله کلکانی «ستمی ها و شورای نظار ها » در کشور ما افروخته اند مکتب و راهنمای آن استاد و رهنمود های شان و نوشته های شان بخصوص «عیاری از خراسان » می باشد.
من هرگز و هرگز نه «عیاری از خراسان» و نه «دویمه سقوی» را تائید میکنم فرد فرد خوب کشورم از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب در قلبم است و بد آنرا رسوا می کنم. از عطف توجه تان باز هم سپاس گذارم. با احترامات


اسم: تره کی    محل سکونت: فرانسه     تاریخ: 13.11.2017

ضروري سمون :
په هغه لیکنه کې چه د ستراتېژیکو او سیمه ییزو څېړنو مرکز له خوأ د نړیوال سزا دیوان په اړه په افغان - جرمن سایت کې خپره شوې د محترم لیکوال او د لوستونکو پام لاندې سمون ته اړوم :
په لیکنه کې ’’ نړیوال سزا دیوان ‘‘ د ’’ نړیوال عدالت دیوان ‘‘ سره ګد شوې، حال دا چه هر یو جلا نړیواله قضائي جوړښتونه ګنل کیږي.
’’ نړیوال عدالت دیوان ‘‘ د ملګرو ملتونو د شپږ ګونې اورګانونو څخه یو اورګان دي
چه د دولتونو تر منځ شخړې او منازعات حلوې او د ملګرو ملتونو نورو اورګانونو ته حقوقي مشوره ورکوي.
د ’’ سزا نړیوال دیوان ‘‘ یوازې د جنګي جنایتونو په اړه پریکړه کوي.
د دواړو نړیوالو قضائي نظامونو مرکز په لاهه کې دي. دوکتور م، ع، تره کي




اسم: وطندوست    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 13.11.2017

نویسندگان و خوانندگان محترم شاید متوجه شده باشند، که از چند روز به اینطرف سایت شرانداز بی بی سی فارسی سریالِ را تحت عناوین
"پنج تاثیر مثبت انقلاب اکتبر روسیه بر افغانستان"
" پنج تاثیر "منفی" انقلاب اکتبر روسیه بر افغانستان"
" تاثیر انقلاب اکتبر روسیه بر شعر معاصر افغانستان"
به نشر سپرده است.
گرچه بنده حدس میزنم ، که این لانۀ جاسوسی شاید باز چند تا تفاله های خلق/پیرچم را در خدمت گرفته باشد و این تفاله ها در صدد جان دادن دوباره به نعش رهبران وطنفروش خود و ایدیولوژی شوروی سابق باشند، اما اینکه مقصد پشت پردۀ بی بی سی این پایگاه جاسوسی استعمار پیر از نشر این نوع نوشته ها چیست، به درستی نمیدانم.

من یقین دارم که نویسندگان محترم سایت افغان – جرمن – آنلاین حتماّ کفایت تحلیل این رمز عقب پردۀ بی بی سی را دارند و خوانندگان علاقمند را از تحلیل و نقد این سریال مستفید خواهند ساخت.
تشکر


اسم: غ.حضرت    محل سکونت: سویدن     تاریخ: 13.11.2017

جناب اقای تره کی و جناب اقای جلال! بعد از عرض سلام.
از تبصرۀ جوابیۀ اخیر تان چنین استنباط میشود که ګویا این حقیر همانا محترم نعیم خالق زاده هستم امّا:
اولاً تا جائیکه من میدانم و خبر دارم این نوشته از انګشتان بنده تراوش ننموده.
دووماً من در روز حادثۀ یازدۀ سپتامبر در یک هوتل تقریباً چهارستاره نوکر بودم و جاروکشی میکردم، خبر حادثه را از تلویزیونیکه در سالون عمومی هوتل نصب بود، مشاهده نمودم، مثل سایر جهانیان از دیدن صحنه های دلخراش آن شوکه شدم و ضمن ادامۀ کارم، یک خندۀ تلخ توأم با واهمه تمام وجودم را تسخیر نموده بود.بعد از اتمام کار به خانه آمدم، بعد از استراحت مختصر رفتم اطاق نشیمن، اولاد ها و مادرش نیز آنجا تشریف داشتند و تلویزیون روشن بود و راجع به این موضوع صحبت ها در جریان بود، زنم با مشاهدۀ عکس بن لادن پرسید این چه ګپ شده؟ برایش ګفتم این یک سناریوی خطر ناک است، امیدواریم بخیر بګذرد. من که قبلاً هم از طالب و القاعده نفرت داشتم مختصراً ګفتم که این کار بزرګ و ابن تخریب بزرګ نمیتواند کار بن لادن باشد. دخترم که آن موقع یازده ساله و در صنف چهار مکتب بود کنجکاوانه از من پرسید بابا این آدم ریشو کیست و چکاره است؟
با زبان ساده هر آنچه در قلب و درونم بود برایش تشریح نمودم. دو سه روز بعد قرار بود شاګردان صنف دخترم به احترام جان باختګان حادثۀ یازدۀ سپتمبر، یک دقیقه سکوت کنند، دختر من از روی احساسات بچه ګانه و با تأثیر پذیری از تشریحات من، با همان دنیای بچه ګانه اش از سکوت یک دقیقه ای اجتناب نمود، معلم علت این امر را پرسید در جواب ګفت که پدرم ګفت که این کار خود آنهاست، پس من هم به آنها احترام نمیګذارم. ( البته آن زمان، وی یک دختر یازده ساله و افکارش هم یازده ساله بود ولی امروز که بالغ و به شغل شریف معلمی مصروف است، دارای همان افکارِ به بلوغ رسیده میباشد و در مورد ادعای رعایت حقوق بشرِ تعریف شدۀ غرب، سخت مشکوک است و بسیار انسانی تر از یک غربی فکر میکند، از جنګ ها و خونریزی های استعماری و نژادی و اقتصادی و عقیدتی سخت نفرت دارد، خلاصه سخت معتقد به تئوری توطئه میباشد) .
چند روز بعد معلمش طی نامۀ از من خواست که با ایشان از نزدیک ببینم، من هم رفتم مکتب، معلم ګفت دخترت از سکوت یک دقیقه ای امتناع ورزید و ګفت که پدرش اینګونه ګفته........
در جوابش ګفتم که در این مملکت طبق قوانین شما از حق بیان آزادی برخوردار هستم و ضمناً اینرا من برایش نګفته ام در مراسم سکوت شرکت نکند، این تصمیم خودش بود و من اصلاً خبر نداشتم که در مکتب یا صنف قرار باشد مراسم سکوت برګزار شود.
بهر حال بنده بعد از دو هفته با بسیار مهارت از کار هوتل سبکدوش شدم مهمارتیکه حتی قانون هم زور مهار و جلوګیری این اخراج را نداشت.
اقای تره کی و اقای جلال:
این آهنګِ " آهسته برو" ی فوق را بخاطر این زمزمه کردم که بشما بفهمانم که من بجز خداوند از هیچ کسی نه میترسم، که نه می ترسم پس به نام مستعار هم یک کسی را مخاطب قرار نمیدهم، مګر من چندین دفعه با اسم اصلی ام با شما برخورد تُند نداشته ام؟البته با جرئت ضمن تائید فرمایشات جناب اقای نعیم خالق زاده عرض کنم که:
شما قرار معلوم به اسلام سخت معتقد هستید، در قرآن کلمۀ " تعقل" و مشتقات آن ۴۹ مرتبه ذکر شده که این یعنی:
اګر معاد حق باشد ( که یقیناً حق است) پس در اولین قدم ملاکِ نجات، مسجد رفتن و کلیسا رفتن و کنیسه رفتن و بُت خانه رفتن نیست بلکه ملاکِ نجات همانا داشتن عقل و محترم پنداشتن آن میباشد.حال اګر یک سی دی واقعیات در دستګاه تعقل ګذاشته و فعّال شود این فلم را مشاهده خواهیم نمود که:
آیا عقل سلیم قبول می کند که امریکا با داشتن این تکنولوژی پیشرفته که قادر به تشخیص رنګِ جوراب های نهنګ ها و ماهی های کفِ دریا است،از ګشت و ګذار و محل های تردد و عبور و منبع تمویل مادی و اکمالاتی طالب بی خبر باشد ؟
آیا عقل سلیم قبول می کند که در روز روشن و موجودیت ده ها موانع سرحدی و کنترولی، نیروهای باقی ماندۀ تراژیدی عراق و سوریه یعنی داعش ( این موجودات شیطانی و تولید شدۀ دستان شیطانی) مستقیماً در خاک افغانستان سر بیرون بر آورند؟
نتیجۀ این بحث یعنی اینکه حتماً یک قدرت دیګر ( بجز از امریکا) فعّالیت جدّی دارد تا مانع درهم کوبیدنِ نیروهای سیاهِ طالب شود.
عرض آخرم به عنوان یک سؤال بسیار ساده و غیر اکامدیک و غیر وابسته به تخصص حقوق بین الملل:
آیا کشتن یک سرباز و پولیس بیچاره که توسط حملات طالبان انجام می ګیرد از نظر انسانی- اخلاقی یک جرم محسوب نمیشود؟اګر بلی، پس ادامۀ بحث هیچ لزوم ندارد.


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 12.11.2017

دیپلومات مجرب باجرات و صاحب وقار جناب جمیلی صاحب محترم را سلام.
شما درست فرمودید ان پیش خدمت از دوران صدارت مرحوم محمدهاشم خان در انجا بخاطر اینکه نشود کسی راز مجلس وزرا را در بیرون افشا نماید یا کدام کسی از فیصله های مجلس وزرا به کشورهای خارجی جاسوسی کند،در انجا اجرا وظیفه میکرد، وی پدرم را از زمان صدارت مرحوم هاشم خان میشناخت وی یکی دوبار در زمان ریاست جمهوری مرحوم داوودخان منزل ما به دیدن پدرم میامد ،ان شخص تا روز هفت ثور در قصر ګلخانه وظیفه داشت حالا نمی دانم که بعد از هفت ثور بالای وی چی امده باشد، اګر زنده باشد خداوند وی را در امان خود داشته باشد و اګر به حق پیوسته جنت نعیم جایش باد.
برادرم شهید عبدالمجید باز برایم از این پیش خدمت مجلس وزرا ګفت که وی تمام وزیران را به اشارات و رمزهای مخصوص میشناخت.
بعد از دوران چوراهدین کرزی و کورزی حالا در مجلس وزرا از تعداد وزرا کرد دیګران بنام های مختلف سنجر و سنګر افراد بیکاره زیاد نشسته میباشد.
در زمانهای قدیم تا دوران محمد داوودخان تلیفونهای موبایل وجود نداشت حالا هر کس در جیب خود به عوض یک تلیفون دو سه تلیفون دارد، فعلآ شرایط طوری امده، پیش از انیکه موضوع در مجلس وزرا به تصویب برسد، پیش از رسیدن تصیوب موضوع کشورهای خارجی توسط این اجنتهای که به این و ان نام در مجلس وزرا نشسته توسط تلیفون ها موبایل خود ، بنام تشناب رفتن و رفع حاجت از تشناب های ارګ به دستګاه های ارتباطی خارجی از تصاویب موضوعات مجلس وزرا به انها معلومات میدهد و انها را در عین وقت مطلع و باخبر میسازد.
تشکر از معلومات و تبصره تان.


اسم: تره کی    محل سکونت: فرانسه     تاریخ: 12.11.2017

محترم نعیم خالق زاده :
در تبصره شما به مضمونی که در رابطه به دیوان جزای بین المللی نوشته شده است ، جز عصبانیت و بد و رد چیز عقلانی قابل جواب نیافتم. حرف شما تکرار بیانات جنرال ها و دیپلومات های ناتو است. این شانزده سال است که به هدف گریز از واقعیت های جنگ افغانستان و شست و شوی مغزی آدم های راه گم کرده ئی مانند نعیم خالق زاده حرف های اغوا کننده از زبان جان الن، جان کمپل، جان نیکلسن وغیره شنیده شده است. این یک ونیم دهه است که حرف های ته و بالای جنرالان، سیاستمداران و دیپلوماتان ناتو را در افغانستان حکومت تحت الحمایه و متحدین آن یعنی جنایت کاران جنگی مانند دوستم و امثالهم به کرات تکرار کرده اند.
عصبانیت شما ناشی از وارخطایی است. وارخطایی از پایان اشغال، از خاتمه جنگ و سلطه حق بر باطل.
خیر ! برخلاف تصور شما طالبان با من که در دفاع از داعیه آزادی و حق حاکمیت ملی در کنار شان قرار دارم، سر دشمنی ندارند. آنها بدنبال کسانی اند که زبان ، حنجره ، قلم و وجدان خود را در خدمت دشمنان افغانستان قرا داده اند. من طی سالیان اخیر سه بار به افغانستان مسافرت نموده ام. در کندهار و هرات از حواشی مناطق تحت کنترول مقاومت مسلح دیدن کرده ام. دو بار با نمایندگان طالبن در دفتر قطر روی پلان صلح مذاکره نموده ام. بناً حکم شما در دشمنی طالبان با شخصی مانند من بیجا و ناشی از ترس، حسادت و بغض است.
من در رابطه به کم وکیف مقاومت مسلح حرف های خود را بقدر کافی در مطبوعات و مدیا مطرح کرده ام . بخشی ازین نوشته ها در آرشیف نویسندگان سایت افغان- جرمن وجود دارد. ښاغلی خالق زاده میباید از موضع یک انسان بالغ و مسلط به ملکات عقلی ( ! ) و دور از عصبانیت قومی اولاً به نوشته های نویسنده مراجعه میکرد و بعدا ً هر گاه سوالی پیدا میشد با اعصاب آرام
قلم برمیداشت. در غیر آن از تبصره حاکی از کینه و خصومت تان ، به خواننده این انتباه خلق میگردد که شما در جمله کمیشن کاران حرفوی ئی تشریف دارید که عندالاقتضأ بدستور ارباب اقتدار از قلم بر ضد واقعیت ها توپک میسازد.
فکر میکنم که نعیم خالق زاده نام مستعار باشد. اینکه در عقب این نام ، کدام خفاش و لاشخور بی مروت و جبون خود را پنهان کرده باشد چیزی نمیدانم. درین رابطه سایت افغان- جرمن میتواند بما کمک کند.
از سایت افغان جرمن خوائش میشود که تبصره های آمیخته با انتقاد را که شخصیت یا باور سیاسی طرف را هدف قرار میدهد، با شناخت از هویت نویسنده به نشر برساند. یک بحث سازنده و مفید ایجاب میکند که طرفین بحث یکدیېګر خود را بشناسند . روی همین منطق لازم بود تا فوتوی مبارک خالق زاد به ملاحظه ما میرسید تا از وجود فزیکی شان مطمئن میشدیم.
من بحث را در همین جا خاتمه میدهم. آرزو ندارم با کسانیکه از سنگر بیگانگان به سوی مردم
خود فیر میکنند، طرف قرار بگیرم. تره کی
12/11/2017


اسم: عبدالجلیل جمیلی    محل سکونت: کلیفورنیا     تاریخ: 12.11.2017

برادر محترمم آغای باز !
میخواهم یک مطلب را محضاً لله تذکر دهیم که در دوران جمهوریت اول و زما نیکه مرحوم شهید سید حید الله عبدالله معین سیاسی - سر پرست وزارت امور خارجه و در عین حال منشی مجلس عالی وزرا بودند و اینجانب هم مدیریت روابط اقتصادی را در کرسی رتبه ۲ وزارت امورخارجه پیش میبردم - نظر به حاد بودن مسایل پلانهای اقتصادی و کمک کشورهای جهان که مطرح بحث عمان ذروزهای مجلس وزرا بود/ و همه اش از وظایف اختصاصی دفتر ما / دو مرتبه مجبور بودم تا شخصاً یک سلسله اسناد مهم را برای ارائه به مجلس عالی وزرا به قصر گلخانه ببرم .
با رسیدن به قصر گلحانه - تنها شخصی را که می دیدم همان یک نفری که حال اسم وی را فراموش کرده ام و از زمان صدارت محمد هاشم خان به بعد// بنام گنگهٔ ارگ // منتظم چای دار و راز نگهدار کلی مجلس عالی وزرا بود - و اورا از دوران سالطنت و امور تشریفاتی هم میشناختم - دیدم و فهمید که از وزارت خارجه آمده ام به اشاره بمن گفت که کی را میخواهم - چون اسم معین سیاسی را نشنید مجبوراً بسرم دست کشیدم که او بداند که من شخصی را کار دارم که سرش را تراشیده و مو ندارد ./ او همه وزرا را با ا شاراتی معرفی میکرد !/
چون شخص داود خان رئیس جمهور و هم معین سیاسی سر تراشیده بودند او ازمن به اشاره بالا و بالا تر کردن دست پرسید که هدفم قد بلند / یعنی رئیس جمهور/ و یا قد کوتا تر / یعنی معین سیاسی است؟ به اشاره برایش گفتم که قد کوتا تر / معین سیاسی / است - او داخل مجلس رفت و بر گشته با اشاره بمن فهماند که دوسیه را بمن بدهید جون خودش مصروف بود گفت که دوسیه منظم گرفته و برایش بمجلس ببرد یعنی که خودم هم بمجلس داخل نشدم و تا باز گشت منتظم منتظر ماندم تا بر گشت و اطمینان داد که دوسیه را به معین سیاسی تسلیم داده است.
پس اگر دولت داری امروز را ولو اُشتُک بازی هم نه پنداریم ! مگر دیروزها حفظ وقار و حیثیت جزو ارکان امور بود وممثل آبرومندی همه جانبه که امروزها نزد جوانان ما حکم بازی سر کوچه را دارد که حیف !!


اسم: خان آقا سعید    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 12.11.2017

بسایت محترم افغان جرمن انلاین
قابل توجه آقای حسیب
محترما : داود را به دو واو بنده نوشته ام نی دوکتور صاحب ؟ بلی در زمان حیات شان و اکنون اکثریت به یک واه می نویسند ولی عده ای از نویسندگان اسم داود را که باید یک حمزه در بالای واو داشته باشد را بدون حمزه به دو واو نوشته می نمایند بنده به پیروی از آنها به دو واو نوشته بودم چون شما آن را نپسند دیدید ، خوب است که با نظر دوستان همنوا شد تشکر از شما


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 12.11.2017

من اول نظر شخصی تحت نام «نعیم خالق زاده» که ممکن یک نام مستعار باشد و بازهم به هجو و انتقاد دانشمند و ریش سفید گرانقدر کشور، محترم دکتور صاحب روستار ترکی، به همان منوال قبلی با الفاظ مطابق کرکتر و شاءن خود، در عكس العمل به مقاله اخير ايشان در مورد محكمه بين المللى، خواندم و بعد ازان خود مقاله را اگرچه از دیروز قصد مطالعه انرا داشتم ولی امروز موقع انرا یافتم و خواندم. مگر ندانستم که علت اصلی اینهمه تظاهر به براشفتگی این اغا در کجا نهفته است؟ ایا ایشان از طرف حکومت امریکا یا کدام متحد ان به حیث وکیل مدافع وظیفه گرفته اند و طبق یکی از چالهای وکیلان مدافع اولا با استفاده از تجریح شخصیت جانب مقابل، کوشش به کاهش تاثیر کلام وی شود، یا اینکه ایشان را کدام عقده یا حقارت شخصی از خواندن مظامین پرارزش و باوزن، همیشه به جن گرفتگی مبتلا میسازد و یا به گمان اغلب اینکه مجموعهء هردو!
اگر خود ایشان واقعا وابسته و وظیفه دار از کدام طرف نبوده و مفاد شخصی، قومی یا حزب مذهبی خود را درین شرایط گلگلمیری و نابه سامانی نباشد، نمیدانم چرا این چنین شدید و شخصی و مثل همیش تا سرحد بی ادبی نوشته اند؟ ایا تنها یک گروه جنایت کرده است؟ ایا اکثریت مجرمین جنگی و جنایی کهنه و جدید، در همین حکومت تحمیلی زور و زر و ذلت جمع نشده اند؟ ایا سخنان به اصطلاح ریس جمهور قبلی کرزی را در مورد حمایت و پرورش داعش توسط خود استخبارات کابل و حامیان اصلی و فرعی ان نمیشنوند؟
ایا ایشان یادی از بانی رقص مرده و میخ به سر مردم کابل کوبیدنها و سینه های زنهای کابل بریدنها یعنی حزب وحدت تحت رهبری عبدالعلی مزاری جنایتکار که الحمدلله ثم الحمدلله خودش مردار شد نموده اند، که حزبش با کمال تاسف همانند گلم جمهای جنایتکار دوستم ناموس دزد و ناموس فروش، به جای میز محاکمه و چوبه ای دار، توسط همین اداره ای داره مار و جنایتکارپرور، به مقامات به اصطلاح بالای حکومتی(؟) برای نوکری مخلصانه تر (برای اجانب!) و دزدی و جنایت بیشتر، مقرر نشده اند؟ حسبناالله ونعم الوکیل
کاسه ای چینی که صدا میکند - خود صفت خویش ادا میکند


اسم: نعیم خالق زاده    محل سکونت: بروکسل     تاریخ: 12.11.2017

گردانندگان محترم وبسایت افغان جرمن آنلاین : لطفاً این یادداشت را در پاسخ به مقالۀ آقای تره کی به نشر برسانید
ممنون شما خالق زاده

آقای تره کی
شما خود را حقوقدان و نمی دانم چه و چه جا زده اید ولی جناب شما صرف به خاطر حس ناجور وابستگی قومی باعده ای از طالب ها، خود را در موقف مدافع افکار و اعمال تروریستی آنان قرار داده اید و به این خاطر از زیر پا کردن هیچ اصل معمول در امور انسانی و اخلاقی دریغ نه ورزیده اید.
با مطالعۀ نظر شما در بارۀ اعلام طرح اخیر څارنوال محکمۀ بین المللی جزایی، واقعاً به من تأسف دست داد که چگونه یک آدم همچو شما دعوی خون ریخته شدۀ میلیون ها انسان سرزمین ما را آلۀ دفاع از جواسیس پاکستان یعنی طالب ها، قرار می دهید، شما در نوشتۀ تان قاتل را مقتول و مقتول را قاتل معرفی می کنید؛ آفرین برشما امروز در وطن ما حتی اطفال هم می داند که اکثریت طالب ها مزدوران "آی اس آی" اند وهمین ها اند که نه تنها خود مرتکب عظیمترین جنایات ضد انسانی گردیده و میگردند بلکه زمینه را برای حضور عساکر خارجی در کشور نیز فراهم ساخته اند، بلی امریکایی ها و عساکر خارجی نیز مرتکب جنایات بزرگی گردیده اند ولی شما در آن نوشتۀ سراپا مکر وحیله به دفاع از طالب ها پرداخته و عجب که هیچ اسمی از "داعش" نه گرفته اید گویا پاکستان شاید مصمم است آهسته آهسته داعش را جاگزین طالب نماید و این تحول از نوشته های شما معلوم می شود
ادخال دروغ و کذب و جعل در مسایل تعقیب مجرمین جنایات علیه بشریت از سوی شما به تقلا به بیگناه سازی!! طالب ها خاتمه نمی یابد، شما به تخریب و کم زدن محکمۀ جزایی هم متوسل گردیده اید.
شما داعش را در این معاملات بی گناه معرفی کرده اید
شما در سیاسی سازی و جانبدار نمودن تعقیب مجرمین جنایات علیه بشریت در افغانستان اقدام کرده تا از این طریق روی طالب ها یعنی جواسیس "آی اس آی" را سفید کنید.
شما به خاطر حس شوونیستی تان حتی چند تا طالب افغان فریب خورده را نیز در حلقۀ "آی اس آی" ها قرار میدهید
واقعاً اگر شما شخص وفادار به افغانستان و افغان ها هستید یک بار به وطن تشریف ببیرید و ببینید که همین طالب های افغان و سایر افغان ها از شما چه "استقبالی!!" خواهند کرد.
شما دعوی خون ریخته شدۀ میلیون ها افغان را که روس ها، پاکستانی ها، امریکایی ها، اخوانی ها، عرب ها و نوکران داخلی آنها ریخته اند به یک وسیلۀ دفاع از خونخوار ترین عناصر تروریست و ضد ملی افغانستان قرار داده اید، این یک ( اگر خیانت نه گوئیم) جفای بزرگی به قربانیان آن همه جنایات می باشد و به دفاع واضح و روشن مجرمین این جنایات تمام می شود، واقعاً جای شرمساری است، شما در آینده به کدام روی از مظلومان و قربانیان آن همه جنایات حرف پشتیبانی را خواهید زد.
خیانت بزرگتر از این در راه تأمین و اجرای عدالت، نه خواهد بود که عدالت را در خدمت یک گروه سیاسی تروریست قرار داده از آن به عوض تحقق حقوق انسانی آدم ها، استفادۀ ابزاری نموده و آنرا به آلۀ دفاع از عناصر خونخوارمبدل بسازیم.
شما دیگر نباید نامی از عدالت ببرید.


اسم: حسیب    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 11.11.2017

سلام خدمت همه تقدیم نموده، سوال کوتاه و مختصری از آقای خان آقا سعید و دوست شان آقای حسن شرق دارم. آقای خان آقا سعید و آقای حسن شرق، میخواهم بدانم مرحوم داؤد خان نام خود را با دو "واو" می نوشت و یا با یک "واو"؟

بااحترام
حسیب


اسم: نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 11.11.2017

دروند افغان څېړنوال احسان لمر صاحب، السلام علیکم

همداء اوس د ویب سایت په «برگذزیده های هفته» کښې، ستاسو عالمانه او د تاریخي اسنادو او شواهدو پر بناء مقاله مو د شاغلي ولي احمد نوري د وروستی لیکنی په ارتباط د مرحوم استاذ خلیل الله خلیلي په افراطي وصف کښې ( مکتب استاد خلیل الله خلیلی) ځلېږي.
اصلاً شاغلي ولي احمد نوري د خپلې دغه افراطي، غیر منصفانه او له عقدو ډکه لیکنه کښې، هم ځان مسخره کړی دئ او هم ئې هغه خدای او افغان ملت ته یو ملامت او مُجرم لیکوال، شاعر او خاین سیاست وال شخصیت نور هم پسې ریشخند کړی دئ.
شاعري او کره لیکوالي پخپل ځای کښې یو د قدر وړ او ارجمند استعداد دئ، چې ټولنه ورته د درنښټ په سترګه ګوري. اما سیاست کښې مداخله کول او سیاست کول دا بیا مخامخ د یوه ملت د برخلیک سره تړاو لري.
جناب لمر صاحب! هغه حقایق، چې تاسو پخپل وطنپال او رغنده قلم پخپله لیکنه کښې د شاغلي نوري په پته لیکلي دي، بی له کوم تردید څخه مرحوم خلیلي د یوه (ملي خاین) نورمونه پوره کوي. خلیلي د اماني ویاړمن دولت د سقوط نه پس په شعوري توګه د یوه بوی ناکې انګلیسي بلا غله حبیب الله سره په صادقانه ډول د جوال خوله نیسي او د سقاوي ریشخند حکومتسره تر پای پورې د افغانستان د ملي منافعو پر ضد عمل کوي. د ګران او له پخواء د خونخور انګریز په لاس تجزیه او قیچي شوي افغانستان د نورې ټوټه کولو لپاره عملاً د روس استعمار ته مراجعه کوي؟!. بیا لکه یو بی مروته شخصیت غدار او قرآن خور نادر شاه ته سر د تسلیم کته کوي، بیا د ظاهر خان په پاچا کیدو هغه ته چاپلوسي کوي او د ۸۰ع لسیزه کی د پاکستان د یوه جاني جنرال ضیا الحق چاکري قبلوي او د توصیف قصیدې ورته لولي؟؟
لاکن سره د دغو ټولو نه بخښوونکو ملي جرایمو هغه دي، شته داسی افغانان لکه شاغلي ولی احمد نوری، احسان الله مایار او نور ورته ورته کسان، چې يه رڼا ورځ ترو ته سپین او سپین ته تور وايي.

ستاسو په حقیقت لیدونکي دماغ او قلم برکت وروره...!

په درنښت سره


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 11.11.2017

جناب خان اقا سعید.
واقعیت ، سهوا ، اشتبها و افترا، از خود فرسنګها فاصله دارد.
برادر محترم ، چنانچه شخص شما در نوشته ۱۱/۱۱ امروز خود مدعی ګردید که « عرض بنده بیان واقعیت است » لذا به این اساس بمن و هر یک دیګر نیز اجازه بدهید تا ما هم انچه به نظر ما دور از حقیقت و واقعیت است خدمت دوستان تقدیم نمایم،
برادر محترم، سال ګذاشته که بین من و اقای سلطان جان کلیوال در همین ویبسایت مشاجر قلمی جریان داشت و بنده عرض روشنایی بالای یک عده افراد که در کودتا مرحوم محمدهاشم میوندوال زندانی شده بودند. که بعضی طرفداران ان ګروپ زندانی شدن انها را توطیه کی جی بی میدانست به این معنی که انها بدستور روسها و بخصوص کی جی بی زندانی شدند، هر که هر استدالال میکند کار انها است، من به این انتقادیون محترم خود عرض نمودم در صورتیکه ګرفتاری انها به دستور کی جی بی صورت ګرفته باشد پس کی جی بی چطور در یک حکومت که ۱۰۰ فیصد دست نشانده شان بود انها را از زندان رها میسازد ، و بعد از رهایی انها به انها موقف های بلند دولتی اعطا میکند، مانند وکیل اعظم شینواری بحیث والی ولایت ننګرهار ډګروال کوهاټ خان بحیث ریس شورا جبهه ملی؟ پدر وطن ننګرهار و تعداد دیګر شان در دیګر موقف ها.
در انوقت من سهوا نام ډګروال کوهاټ خان که اصلا در انوقت وی ریس جبهه ملی پدر وطن ننګرهار بود که بعضی اوقات در عیابت وکیل اعظم شینواری به حیث سرپرست ولایت نیز کار میکرد اشارات داشتم، در انوقت شما لطف نمودید معلومات بنده را که من در نوشته خود وی را والی ننګرهار ذکر نموده بودم شما انرا در نوشته تان درست نمودید و در دریچه نظریات همین پورتال نوشتید و بنده را به سهو نوشته خود متوجه ساختید. مرحوم کوهاټ خان ډګروال که در دوران حکومت ببرک کارمل ریس جبهه پدر وطن ولایت ننګرهار بود ، اقای وکیل اعظم شینواری که در کودتا میوندوال به بیست سال محکوم شده بود بحیث والی ننګرهار ذکر نمودم. شما در انوقت لطف نمودید نوشته بنده را که من عوض نام وکیل اعظم شینواری نام ډګروال کوهاټ خان را بحیث والی ننګرهار ذکر نموده بودم شمااصلاح نمودید، من متقابلتآ از این همکاری شما تشکری کردم.
جناب خان اقا سعیlد .
شما سال ګذاشته در همین دریچه جناب داکتر صاحب کاظم را بحیث عضو شورا مرکزی حزب انقلاب ملی به شکل تمسخر امیز وانمود ساختید، که ګویا داکتر کاظم غضو رهبری ان حزب است ، من به شما نامهای اعضای شورا رهبری ملکی و نظامی که ۹۹٪ ان افراد دوستان شما بودند همچنان سه جلسه رسمی ان حزب بشما تذکر دادم و معلومات شما را درست ساختم، شما نتنها که از من تشکر نکردید بلکه شما طور فکر کردید که بنده بر ضد شما و به طرفداری داکتر صاحب هستم، در انوقت صرف من میخواستم که شما را به اشتباه تان متوجه سازم
برادر محترم. شما در بعضی مجلس که در چند ان مجلسها من هم حضور داشتم شما محترم همیشه میګوید که در روز هشت ثور سال ۱۳۵۷ نبی اعظیمی ګریه میکرد و میګفت که کودتا چیان هفت ثوری پدرم یعنی ( محمد داوودخان ) را شهید ساختند.
جناب خان اقا خان سعید.
من از جناب نبی عظیمی سواüل دارم انها لطف کند بمن بګوید که کی پدر معنوی ؟ انها را شهید ساخت؟ کی در ان روز مسول فعل و انفعالات امر ونهی جز و تامهای قومندانی قوای مرکز بود؟ بلی در ان روز و شب مسول تمام اجرات در قوماندانی قوای مرکز دوست محترم شما شخص بنام ستر جنرال نبی غظیمی رفیق و دوست محترم شما بود. این دوست محترم شما اینجانب یعنی ( قاسم باز ) را به روز دهم ثور ۱۳۵۷ از وزارت عدلیه انوقت به جرم اینکه من برادر عبالمجید باز هستم ، بدون شرم و حیا از ګل روی پدر شهید اش بنده را هفت ماه بدون کدام جرم زندانی ساخت. اینست برخورد یک پسر یک پدر محبوب شان ؟ به دوستان پدر شان.
جناب خان اقا سعید .
در زمان مرحوم محمد داوودخان در مجلس وزرا بغیر از یک پیش خدمت ګونګه ارګ حتی برادرم که سر یاور ریاست جمهوری بود بغیر از یک کار ضروری حق نداشت داخل مجلس وزرا شود چی رسد به پدر شهید و مرحوم و وفادار من و من قاسم باز،
اګر داکتر صاحب شرق در زمان صدارات وقت داکتر نجیب الله شما و یا قبله ګاه شما را به مجلس وزرا همرای خود برده باشد من نمی دانم ولی مرحوم محمد داوودخان هیچ وقت این حق را بمن و پدرم نداده.
سید عبدالاله، غلام حیدر رسولی، عبدالقدیر نورستانی ووو مردان بودند که یک خطوه از اهداف رهبر خود انحراف نکردند و مردانه وار در راه که رهبر شان ارزو داشتند راهی و راه رو رهبر خود شدند،
په جهان کی ننګیالی دی دا دوه کاره
یا به و خوری ککری یا به کامران شی.
درود به ارواح پاک انان که دوست خود را در حالت بد در بین مرګ و زندګی تنها نګذارد.
دوست محترم. من هیچ وقت به دفاع داکتر صاحب قلم را بدست نګرفتم صرف عرض بنده بیان واقعیت است مثلیکه شما مدعی ان ګردیده اید.


اسم: خان آقا سعید    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 11.11.2017

بسایت محترم افغان جرمن انلاین
قابل توجه خانصاحب قاسم باز و محترم قدرت الله .
بنده هیچ گاه و در هیچ موردی در ضدیت با محترم سید عبداللله قرار نگرفته و نمی گیرم ، ایشان شهید دفاع از دولت جمهوری و کشور خود بودند و هستند روح شان شاد هم چنان دوستی با شما را فراموش نکرده این شما بودید و هستید که بعوض بی طرفی در دفاع از دوکتور صاحب کاظم قرار گرفته و دوستی را فراموش فرمودید بلی این را می دانم که قبله گاه صاحب شما سال ها قبل از شناخت بنده با دوکتور صاحب شرق با هم آشنا بودند .
عرض بنده بیان واقعیتیست که به آن اطلاع دارم و آن اینست که اختلاف بین دوکتور شرق و رهبر کودتا نی وجود داشت و نی هم دارد ولی مردمانی بودند که با نفوذ خود و رخنه نمودن در دولت جمهوری اختلاف بین رهبری دولت و صفوف آن را به بهانه های مختلف ایجاد و سبب سقوط آن دولت شدند که در آن موقع دوکتور شرق بیرون از کشور قرار داشتند .
بنده قبله گاه شما را دوبار دیده ام بار اول در منزل مرحوم محمد داوود در سال 1350 دوسال قبل از تاسیس جمهوریت و بار دوم در سال 1353 در جلال آباد در منزل سردار محمد نعیم ، روح شان شاد .
بصراحت خدمت شما و همه خوانندگان عزیز می نگارم که بنده نی مامور شده ام و نی هم وکیل دوکتور صاحب شرق هستم بل وظیفه دارم تا جاییکه حقائق برایم معلوم است آن را بیان نمایم و کسانیکه اعضای کودتای 26 سرطان را گماشتگان شوروی می دانند و یا عده ای از اعضای کمیته مرکزی آنرا کی جی بی می خوانند بدفاع از آنها ، باید معلومات خود را شریک نموده و بعرض رسانم که از آن تاریخ الی اکنون چهل و پنج سال گذشته در شرائط موجود کشور ما دچار مشکلات گوناگون است که باید دانشمندان بعوض دامن زدن بگذشته هاییکه فعلآ بدرد وطن نمی خورند بوضع موجود کشور داخل تفاهم با هم شده تا اگر شود خدمتی گردد بتعالی کشور .
حال بجناب قدرت الله که اسم خود شان است ویا اسم مستعار شان : قدرت الله خان ، بداند ، که حیات و ممات از جانب خداوند متعال بوده و روز آن معین است که در آن تاخیر امکان پذیر نیست ، ولی با تاسف شما تا اکنون هم قانع نشده اید که فرار به پاکستان که هر کی و هرکس کرده بود اشتباهی بود جبران نا پذیر و فریب که همه مردم کشور آن را دیده و خواهند دید و اکنون هم وطنان ما ثمره تلخ آنرا می چشند ؟ کدام عقل سالم قبول می توانست که در سال 1357 عضوه کودتای 26 سرطان از کشور فرار و نزد تنظیم های جهادی بپاکستان برود ؟ شاید شما اگر بعوض بنده می بودید چنان می کردید ولی بنده را خداوند حفظ فرمود که چنان نکردم کسانیکه با طیاره و سلاح های مختلف النوع فرار کرده بودند بتاریخ کشور چه جواب دارند که بنده فرار می کردم ؟ این نوشته شما تعجب آور است که از تقرر دوکتور صاحب کاظم و مبالغیکه به ایشان صلاحیت داده شده بود را انکار و از بنده سوال می نمایید ؟ چرا این سوال خود را از خود ایشان نمی کنید که موصوف در جواب انتقاد کننده تشریح لازم داده بودند .
تعجب آور دیگر اینکه می نویسید که در ذیل مضامین عده ای در صفحات فیس بک نظر خود را نوشته ام نوشتن نظریات دلیل آن نیست که بنده در احزابیکه آن ها شامل باشند شمولیت داشته باشم بنده شخص آزاد و مستقل بوده هر یک از مضامین که محتوایش خوشم بیاید آنرا تایید و اگر خلاف منافع ملی باشد در ضدیت با آن قرار می گیرم در کجا بشما تعهد سپاریده ام که کی را تایید و کی را تردید نمایم ؟ شما بفرمایید و تعهدم را برایم کاپی کنید تا همه آن را ببینند ؟ .
محترم قدرت الله .
شهید محمد داوود در راس آن عده از اشخاص قرار داشتند که عضویت کودتای 26 سرطان 1352 را داشتند بنده حق ندارم که از رهبر سیاسی خود دفاع کنم که دفاعیه بنده در سایت افغان جرمن انلاین خوش شما نیامده است ؟ این بشما چه ربطی دارد ؟ اگر از دوکتور صاحب کاظم دفاع می نمایید حق شماست و آن را بشکلیکه باید ارائه کنید نی چون نامه شما در فوق ؟


اسم: خان آقا سعید    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 10.11.2017

بسایت محترم افغان جرمن انلاین
قابل توجه خان صاحب قاسم باز
محترما : بلی دوستی قبله گاه شما را با دوکتور شرق چنانچه شما فرموده اید چنان است بنده هم به جناب مرحوم قبله گاه شما احترام داشته خاصتآ به همه رهبران دولت جمهوری منجمله مرحوم سید عبداللله ، شما با علاقه بیش ار به محترم دوکتور صاحب کاظم به عرائض بنده توجه نتوانسته که چه معروض شده بودم بنده تا حدود معین از جریان کودتا و جزب افراد نظامی و ملکی به آن و نیت رهبر کودتا از سال 1350 یعنی قبل از کودتای 26 سرطان با خبر هستم و روابط عده ای را می دانستم و بار اول بود که قبله گاه مرحوم شما را در منزل شهید محمد داوود دیده بودم و بعد آن باری در منزل سردار نعیم خان در جلال آباد ، خدای نا خواسته کدام اختلاف و حرکت درست از جانب بنده علیه شان هیچ گاهی صورت نگرفته بود و وجود نداشت که بنده ضد آن مرحوم بوده و یا هم ضد سید عبداللله که شما نوشته اید هم چنان بنده وکالت دوکتور شرق را نی شخص شان به بنده واگذار فرموده اند و نی هم هستم ؟ ولی چیزی را که حق دارم آن این است که عضوه آن کودتا بودم ولی دوست شما دوکتور صاحب کاظم خود شان می دانند که گاهی یک شخصیت آن کودتا را گاهی دیگرش و زمانی هم رهبر کودتا را چون پلنگ زخمی می خوانند و اکثریت کمیته مرکزی را عضوه کی جی بی عقیده دارند و از جانب خود هر کدام آن ها را یکی علیه دیگر و عده را علیه شهید محمد داوود معرفی می نمایند که بنده حق دارم از بزرگان خود دفاع نمایم ولی در دوستی شما با ایشان کدام مشکل نیست می توانید از ایشان دفاع نمایید ولی توجه داشته باشید که بنده با سید عبداللله هیچ نوع اختلاف نداشته و در دوره جمهوریت نی بوزارت مالیه کارم بنده بود که رفته باشم و سید عبداللله توجه نکرده باشد و نی هم کدام خصومت شخصی با ایشان دارم که شما بنده را ضد موصوف نوشته اید ایشان عضوه رهبری دولت جمهوری بودند هم چنانکه از بزرگان دیگر آن نظام در صورت ضرورت دفاع می نمایم دفاع از ایشان نیز وظیفه وجدانی بنده است ، در اخیر بشما خاطر نشان می نمایم که این شما هستید که مرز دوستی و شناخت را توجه نتوانسته در بحثیکه بشما تعلق نداشت داخل شده در دفاع از دوکتور صاحب کاظم قرار گرفتید ؟ شما خود بگویید وزارت مالیه چه ضرورت داشت تا در موضوعات داخلی خود از دوکتور کاظم مشوره بگیرد ؟ آن وزارت از خود همکاران شائسته داشت و کار استادی فاکولته تا کار عملی در شعب وزارت مالیه از هم فرق دارد که ممکن دوکتور کاظم به آن متوجه باشد ؟ بنده می دانم که مرحوم سید عبد اللله در چه موردی در ساحه پوهنتون ضرورت داشت تا از موصوف در آن مورد طالب همکاری و دوستی شود ؟ لطفآ متوجه باشید بنده با آن چشم که شما و فامیل شما را می دیدم منبعد هم می بینم ؟ قبله گاه شما شخص مو سفید بودند و شهید هستند روح شان شاد


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 10.11.2017

برادر عزیز و محترم جناب ډګروالصاحب خان اقا سعید را سلام.
اګر موضوع دوستی و شناخت افراد در بحث ما و شما مطرح باشد باور نماید انوقت که پدرم و من داکتر صاحب شرق را میشناختیم شما در ان وقت نام وی را نه شنیده بودید، شما بانهم که پدرم را برادرانم را ، شخص بنده را و برادرزادهایم را از نزدیک خوب میشناسید که هیچ حاجت به بیان نیست.
برادر محترم چیزیکه شما امروز در دریچه نظر سنجی نوشتید اګر هر کس دیګر مینوشت باور نماید انرا به اصطلاح امریکایان ایګنور یا فراموش میکردم ولی شما خلاف تمام موازین شناخت و دوستیها بر خلاف تمام نورمهای اجتماعی، افغانی و اسلامی بالای ان پای ماندید، شما بخاطر ضدیت که به شهید مرحوم سید عبدالاله دارید بدن تعقل و سنجش بالای نوشته من با بی حرمتی به من و فامیل حمله ور شدید، خوب میدانم که درد این حمله بیجا شما از چیست ؟ درد شما درد داکتر صاحب شرق نیست بلکه درد تان یک درد است که از یک ناحیه دیګر سرچشمه میګیرد. عاقلان میداند.
جناب ډګروال صاحب من در دوران ریاست جمهوری محمد داوود تنها یک بار ان هم عرض یک کار ضروری که رونده ننګرهار بودم برای ده یا پانزده دقیقه داخل قصر ګلخانه به دفتر برادرم انهم بردن یک کاغذ که نمی دانم رسمی بود یا غیر رسمی به جناب رفیقی صاحب والی انوقت ننګرهار ، همچنان بنده در دوران ریاست جمهوری اقای کرزی انهم بخاطر دیدن حضور اعلیحضرت دو بار و چند بار به دیدن اقارب وی داخل ارګ انهم در حرامسرای شدیم ، من شخصآ هیچ وقت در مجلس وزرا اشتراک نکردیم همچنان پدرم در زمان سلطنت شاید چندین بار به انجا رفته باشد و دو سه بار شاید ظاهر شاه را دیده باشد پدرم در زمان جمهوریت فقط در روزهای نماز عید به مسجد ارګ بخاطر ادا نماز میرفت هیچ وقت پدرم در مجلس وزرا اشتراک نکرده حتی پسران و نواسهای مرحوم داوودخان در زمان ریاست جمهوری به ارګ نمی رفتند.
جناب اقا سعید. شما در هر دفاعیه تان از داکتر صاحب شرق غیر مستقیم شیر مرد جوان پاک نهاد و وطندوست ، فداکار و مخلص، و مرد میدان، جناب سید عبدالاله را به نحو از انواع مورد سرزنش قرار میدهید، که این کار تان خلاف تمام موازین دوستیها و اشنایها است.
جناب اقای سعید . در نظام جمهوری هر کس که واجد شرایط باشد یا می بود حق انتخاب کردن به مقام ریاست جمهوری داشت. یعنی هر شخص واجد شرایط می بود میتوانست، فلهذا بعد از ختم دوره ریاست جمهوری محمد داوودخان هرکس که لیاقت ان مقام را میداشت می توانست خود را کاندید نماید، بعد از توشیخ قانون اساسی دولت جمهوری دیګر ان مقام، مقام انتصابی نبود بلکه انتخابی بود، در حالت انتخابی هر کس که واجد شرایط میبود میتوانست خود را به ان مقام کاندید یا نامزاد نماید اګر ان شخص داکتر صاحب شرق می بود یا سید عبدالاله یا غلام حیدرخان رسولی و یا عزیز الله واصفی ووو.
جناب خان اقا سعید، تبصره من بالای شناخت و فهم داکتر صاحب سید عبدالله کاظم در مجلس وزرا مربوط به صحبت شخصی من با جناب انجینیر عبدالکریم عطایی سابق وزیر مخابرات میچرخید، شخص مرحوم محمد داوودخان یکی دوبار داکتر صاحب سید عبدالله کاظم را در قصر ریاست جمهوری از نزدیک دیده بود از فهم و دانش داکتر صاحب سید عبدالله کاظم وی مطلع بود، جناب عزیز نعیم دوست و هم مسلک کاظم صاحب بود وی از فهم و دانش جناب کاظم صاحب خوب میدانست. ایا شما فکر نمی کنید که شاید کدام روز مرحوم عزیز نعیم به کاکا خود از فهم و دانش اقای کاظم یاد اوری نکرده باشد، شما چرا در هر موضوع جناب کاظم صاحب پای سید عبدالاله را داخل میسازید، از این معلوم میشود که زیر کاسه نیم کاسه است،
برادر محترم سعید. کوشش کن بعد از این، ریاضیت من را که در طول این چند سال کشیدم و دهن خود را سینجاق نمودم باز نکن.
من انقدر یک شخص متین هستم که هیچ وقت در بحث های سیاسی نه پای پدر و نه از خیش و قوم کسی را تا وقت که مجبورم نه شوم نمی کشانم، شما هر چی که به پدرم بچشم سبک دیدید، کار و دیانیت شما است من هرګز از شما اینګونه توقع کوچه و جویچه را نداشتم.
دوست محترم. شما به اینګونه نوشتهای خود، به مقام و منزلت داکتر صاحب شرق صدمه جبران ناپذیری وارد میکنید، شما که باید به بعضی نوشتهای که میشد جواب بګوید انرا اګنور میکنید و خود را در کوچه حسن چپ میزنید و خاموشی را اختیار میکنید. ولی در یک دو کلیمه داکتر صاحب کاظم باز زمین و زمان را شور میدهید، افرین بشما.
بازهم سلامتی تانرا خواهانم.
برادر تان : قاسم باز


اسم: قدرت اله    محل سکونت: لندن     تاریخ: 10.11.2017

خان اقا سعید در پیام خود نوشته کرده که به خاطر وطن جان شیرین خود را در موقع ضرورت مانند هر خورد ضابط و افسر دیگر کشور فدا مینموده و تا سال ۱۹۹۲ در قوای مسلح افغانستان خدمت نموده است.ولی باز در همین پیام خود نوشته که مانند استاد عبداله کاظم پشتوانه قوی و پوند هنگفت نداشته که به لندن پرواز می کرد.
حال اگر دگروال صاحب محترم مهربانی نموده واضح سازند که از این دو گفته ایشان کدام یک را باور کنیم.به خاطر خدمت در کشور مانده و اماده فدانمودن جان شیرین خود بودید و یا هم مقدار هنگفت پوند نداشتید که به لندن فرار میکردید؟
این را هم باید یاد اور شوم که در فیسبوک نبی اعظیمی و بعضی ستمی های مانند لعلزاد نظریات و پیام های خان اقا سعید را خوانده ام و میدانم که شما به پرچمی ها پرچمی به ستمیان ستمی ولی در این سایت افغان جرمن مدافع اولین ریس جمهور افغانستان داود خان استید.ضرورت این همه ریا کاری و چهره بدل کردن را هم ندانیستم اخر در غرب زنده گی می کنید و به هر عقیده ای که استید می توانید که اظهار کنید هیچ ضرری به شما نخواهد رسید.


اسم: داكتر ع واحد حيدرى    محل سکونت: سدني استراليا     تاریخ: 09.11.2017

اقاى حضرت ،
باز هم به بسيار زرنگى از أصل مطلب خود را دور ساخته أيد يا اينكه محتواى جواب مرا درك نداريد.بالاخره باز هم همان شادى بازى، خود را باسواد و ديگران را بى سواد معرفى كرديد.
أصل موضوع بنده شهيد محمددواد نيست بلكه تخريب نام افغان ،اسلام و افغانستان است. چه از طريق تخريب نام موسس ان احمد شاه بابا باشد و يا هم هر خادم ديگر. امروز جاسوسان ايرانى در رسانه ها، مكاتب، و پوهنتون ها رخنه كرده اند. در هرات شهرك ها، بازار ها مكاتب و دانشگاه هاى ايرانى تأسس شده ان هم أكثرا" به پول ترياك و يا پول همين غرب مثل مكتب خليلى.
اين وظيفه رسانه ها است تا به چنين موضوعات حساس اجازه نشر داده نشود.




اسم: خان آقا سعید    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 09.11.2017

بسایت محترم افغان جرمن انلاین
قابل توجه محترم دوکتور کاظم و خوانندگان گرانقدر
گرچندیکه موقعیت بنده بصفت قوماندان گارنیزون وقوماندان امنیه و وکیل ولایت کاپیسا در آن زمان به بنده اجازه را نمی دهد که بجواب توهین آمیز دوکتور صاحب کاظم ، تذکر دهم ، بنآ بمنظور آگاهی محترم دوکتور صاحب وخوانندگان گرانقدر باساس تربیت نظامی و فامیلی خود بعرض میرسانم :
آغای کاظم بنده را ، نمک خور دوکتور شرق نوشته اند ، بنده به نمک خوری دوکتور شرق کدام مشکل نداشته و بعرض می رسانم که یک جریان سیاسی چه کودتا و چه احزاب سیاسی ، افراد منسوب به آن یکی حقدار ، دیگر بوده رهروان آن جریان ، نمک خور رهبران خود و رهبران نمک خور رهروان خود هستند و می باشند ، برای بنده ازین چه افتخار است که نمک خور رهبران خود بودم و باشم .
به این نوشته شان که بنده را ، خورد ضابط خوانده اند ؟ بعرض میرسانم که سرباز خورد ضابط و افسر همه و همه در خدمت و حفاظت کشور بودند و هستند و جان های شیرین خود را در موقع ضرورت فدای کشور خود نموده و می نمایند ولی بنده خلاف نظر دوکتور صاحب کاظم در سال 1344 برتبه دریم بریدمن باساس فرمان سلطنتی شامل خدمت در اردو شده و در سال 1347 از حربی پوهنتون سند فراغت بدست آورده از زمان فراغت الی سال 1392 شامل خدمت درقوای مسلح کشور خود مصروف بوده صرف در 1351 از اردو استعفی و خود را بوکالت دوره چهاردهم ولسی جرگه دوره سلطنت از ولسوالی کوهستان ولایت کاپیسا کاندید نموده بودم که با آمدن جمهوریت وعضویتم در کودتای مذکور ، بنابر فرمان رئیس دولت جمهوری بصفت افسر مجددآ با اخذ دو رتبه امتیازی برتبه تورن توظیف و در وزارت های مختلف قوای مسلح کشور مثل سائر فرزندان کشور خدمت نموده در سال 1392 متقاعد شده ام .
هم چنان جناب دوکتور صاحب نوشته اند (( از بادی گاردی تا قوماندانی ولایت کاپیسا ارتقا نمود ...)) ولی نفرموده اند که بادی گارد خود شان در پوهنزی اقتصاد پوهنتون کابل بودم ویا بادی گارد کدام دوست شان ؟
در خاتمه بعرض میرسانم بنده و همه افسرانیکه در اردوی جمهوریت بودند بکار خود در نظام های مختلف ادامه داده و از آن انکار نکرده ، پشتوانه قوی مثلیکه ، شما داشتید نداشتیم تا با مبالغ هنگفت پوند بنابر فرمایش دوستان خود بسفارت اقتصادی جانب لندن بپرواز می شدیم ، و فکر می نمودیم که گویا مردم از چنان موضوع بی اطلاع باشند ؟ در حالیکه بودند کسانیکه آن موضوع را در حافظه داشته و در سایت طول افغان و دعوت بنشر رسانیده و شما هم جز تایید چیز دیگری نداشتید که می نوشتید ؟
بهر رنگی که خواهی جامه می پوش من از طرز خرامت می شناسم
هم چنان بجناب قاسم باز می نویسم بلی می دانم که شما ویا هم قبله گاه شما در مجالس وزرا اشتراک داشتید و از دوستی شان با آغای سمیعی شکر که بنده را مطلع ساختید تشکر از شما


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 09.11.2017

یک تصحیح ضروری !
به برادر محترم جناب ډګروال صاحب خان اقا سعید .
تا جایکه بنده یک مقدار یا یک اندازه معلومات در دوره چار سال و نو ماه جمهوریت دارم میخواهم انرا بشما و هم وطنان خود شریک سازم.
رابط استاد محترم جناب سید عبدالله کاظم و جناب محترم سید عبدالاله وزیر مالیه و معاون دوم صدارت یک رابطه استادی و شاګردی بود، سید عبدالاله از فهم و دانش جناب استاد سید عبدالله کاظم بخوبی میدانست، اینکه ګاهی اوقات اقای سید عبدالاله از جناب استاد محترم کاظم صاحب در مسایل اقتصادی نظر یا مشوره خواسته باشد در ان مورد من هیچ کدام شک و شبهه ندارم، ولی یک چیز بخاطر معلومات شما مینویسم ان اینکه.
انقدر که جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم همرای پوهاند وفی الله خان سمیعی وزیر عدلیه نظام جمهوری نزدیک بود هیچ کس به ان اندازه نبود. وفی الله خان سمیعی از زمان استادی در فاکولته بعدآ در وقت ریاست فاکولته شرعیات پعد در زمان معینیت در وزارت معارف انها یکدیګر خود را خوب میشناختند، تا جایکه من خبر دارم و میدانم پوهاند وفی الله خان سمیعی وزیر عدلیه چند مرتبه در مجلس وزار از فهم و دانش استاد محترم سید عبدالله کاظم در خضور داشت شهید داوودخان یاد اوری کرده، مرحوم داودخان از فهم، دانش و پاکی داکتر صاحب کاظم هم از طریق سید عبدالاله و هم از طریق پوهاند وفی الله سیمعی واقف بود.


اسم: محمدآجان مرزئ    محل سکونت: برلين     تاریخ: 08.11.2017

استادان نهایت معزز داکتر محمد نعيم اسد و داکتر سيد عبدالله کاظم سلامها و احترامات خود را خدمت تان تقديم ميدارم،
نوشته های پرمحتوی و آموزندهٔ شما تحت عنوان «آیا سیاست پولی، بانکداری و نظارت بانک در افغانستان مؤثر اند؟» و دو بخش نوشته تحت عنوان « اقتصاد جنگ و بحران پولی و مالی افغانستان از کودتای ثور تا سقوط طالبان » را با علاقمندی خاص مطالعه نمودم که جوانب عملی موضوع ارزش داخلی و خارجی پول را در کشور ما با درنظرداشت رشد اقتصاد ملی در دو و یا سه دههٔ اخیر مورد مطالعه قرار داده اند. برای من جای افتخار است که نوشتهٔ ناچیز و تا حد زیاد نظری ام مورد علاقمندی شما استادان دانشمند قرار گرفته است. در واقعیت امر در صورتیکه کمک های مالی به کشور تاحد زیاد کم شده و یا متوقف گردند کشور جهت تمویل مصارف بودجوی اش چاره ای به جز از نشر پول بیحساب نخواهد داشت. این موضوع را شما داکتر صاحب کاظم با پیش نمودن ارقام و حقایق تاریخی همراه با عواقب اقتصادی آن به وجه احسن، مستند و عالمانه و برای من آموزنده تشریح نموده ايد. درین مورد باید گفت که من شخصاً با نشر پول اضافی از حانب بانک مرکزی مخالفت کامل ندارم در صورتیکه در یک مرحلهٔ معین رشد اقتصادی از آن به خاطر رشد بیشتر اقتصاد ملی استفاده شده و اين امر به يک وسيلۀ دايمی مبدل نگرديده و بالاتر از يک حد معين نباشد. اما طوریکه شما هم به تفضیل تشريح نموده اید ازدیاد مقدار پول در دوران اقتصادی در موجودیت عقب مانی اقتصادی تناسب میان پول در دوران و تولید محصولات ناخالص ملی را برهم زده و در نتیجه یک حالت انفلاسیونی ایجاد میگردد. در عين زمان عقب مانی اقتصادی هم به نوبهٔ خود باعث ایجاد کسر در بیلانس تادیات شده و در نتیجه حجم واردات زیاد شده (که جهت تمویل شان تقاضا به اسعار خارجی بیشتر میشود) و به این ترتیب ارزش خارجی پول نیز کم میگردد. همچنان میخواهم خاطرنشان سازم که مرور کوتاه اما جامع به وظایف لاحیوی د افغانستان بانک و رشد بانکهای تجا رتی در سالهای اخير در کشور از جانب شما استاد گرامی داکتر محمد نعيم اسد برایم خیلی آموزنده بود. بدین وسیله بازهم از شما استادان عزيز ابراز تشکر میکنم. خواهان موفقيتهای بيشتر تان هستم


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 08.11.2017

نوشته بی سر و پای محترم خان آقا سعید را قابل جواب نمیدانم، چون از یکطرف ادعا های او در مورد اینجانب بی اساس و عاری از حقیقت است و از طرف دیگر همه میدانند که موصوف نمک خور داکتر صاحب شرق بوده و میخواهد بدینوسیله پاس نمک او را ادا کند. او حقایق را خوب میداند، اما میخواهد در بیان حقایق خود را "در کوچه حسن چپ" بزند، چون خودش نیز بعد از کودتای ثور در همین کوچه اخذ موقع کرد و تا آخرین روزها در نظام خلقی و پرچمی با رتب بالا تا از خورد ضابطی تا دگروالی و از بادی گاردی تا قوماندانی امنیه ولایت کاپیسا ارتقا نمود که البته همه با توجه خاص داکتر شرق که در زمان نجیب به مقام صدارت رسیده بود، صورت گرفت. اکنون به اصطلاح عوام: "اگر او کرکر نکند ، کی کرکر خواهد کرد." همین جواب برای ایشان کافی است و بس.



Copyright By
AFGHAN GERMAN ONLINE All right reserved