افغان جرمن آنلاین AFGHAN GERMAN ONLINE
http://www.afghan-german.de
http://www.afghan-german.com

نظریات خوانندگان در مورد مطلب آتی
 عنوان مضمون: تبصرۀ شما در مورد مطالب نشر شده، سال 2017
نویسنده: افغان جرمن آنلاین
قابل توجه: پورتال افغان جرمن آنلاین ضمن انکشاف مزید این امکان را در اختیار می گذارد تا در قسمت مضامین خاص و تنقیدی تبادل افکار صورت گرفته بتواند. درین فرصت اکیدآً به توجه رسانیده می شود که: مطالب مندرج اظهار نظر نباید حاوی عبارات غیرقانونی، تخریش کننده، افترا آمیز، توهین آمیز، تهدید کننده، مخرب، مستهجن، خلاف دین و مذهب، مسایل جنسی، تبعیض طلبی و یا بصورت کل خارج چوکات کرامت انسانی ، عفت قلم و عفت کلام باشد، ور نه به هیچ و جه به نشر رسیده نمی تواند. نویسندۀ که مطلب خود را به نظر خواهی می گذارد بهتر است خود هم در تبا دل افکارسهم فعالانه بگیرد. هموطنان ما که برای شان ممکن نباشد به دری ویا به پشتو بنویسند، می توانند نظرشان را به انگلیسی نیز بنگارند.

تاریخ:    اسم:    محل سکونت:
ایمیل:
    لطفأ آدرس  ایمیل خود را در اینجا درج کنید.
تبصره:
 
اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 31.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،
اینک یک پارچه غزل از امیر خسرو دهلوی، خدمت شعر دوستان عزیز تقدیم می گردد:

باز زهره مطربي آغاز کرد
پيش رندان بربط خود ساز کرد

ماه روزه رفت و رخ بنمود عيد
مير ميخانه سر خم باز کرد

مريم خم زاد عيسي سيرتي
مرغ جانم جانبش پرواز کرد

گل نمود از پرده عشاق روي
بلبل شيدا نوا آغاز کرد

مجلسي آراست پير ميکده
تائبان را سوي خود آواز کرد

درد نوشي توبه خود را شکست
راهب ديرش بسي اعزاز کرد

بر حريفان داد ساقي باده ها
دور خسرو چون رسيده ناز کرد

امیر خسرو دهلوی

بااحترام

حسیب الله


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 31.12.2017

جانباز بسیار عزیز و گرامی بعد از سلام و عرض ارادت
از توضیح دقیق شما تشکر. طبیعی است که اعتراف رسمی و صریح در موضوع به حیث یک لکۀ سیاه در تاریخ اتحاد شوروی سابق برای همیشه باقی می ماند، لذا مشاجرات در زمینه قابل توجیه و فهم است و آنها نمیخواهند به جرم و جنایتی که در افغانستان مرتکب شده اند، رسماً اعتراف کنند و آنرا محکوم نمایند. لذا میخواهند تهاجم در افغانستان را از سطح جدی آن بیک سطح پایانتر یعنی "اشتباه سیاسی" ردیف بندی کنند. ولی واقعیت امر را نمیتوان کتمان کرد؛ تاریخ و آنچه در اذهان مردم افغانستان و جهان و حتی مردمان شوروی سابق و روسیه موجود نقش بسته است، تغییر نمیکند. تشکر از توضیحات شما و تحلیل های بسیار دقیق و عمیق همیشگی شما. به پناه خدای بزرگ باشید.


اسم: سلطان جان کلیوال    محل سکونت: کانادا     تاریخ: 31.12.2017

د افغان جرمن د درانه پورتال ټولو درنو چلونکو، د دی سایټ ټولو درنو قلمی همکارانو اوټولو درنو لوستونکو ته چی د نړۍ په هره ګوښه کی ژوند کوی د راتلونکی نوی ۲۰۱۸ عیسوس کال مبارکۍ وړاندی کوم. د لوی الله ج دربار ته د دُعا لاسونه پورته کوم چی همدا کال زمونږ په ګران هیواد افغانستان کی د ټولو خونړیو پیښو ، ظلمونو ،تیریو او بی عدالتیو د پاره د ختم کال و ګر ځوی او د ټولی نړی له مخ نه دی د هر ډول استبداد کمپله ټوله کړی. تر څو د الله ج ټول مخلوق خصوصاُ بنیادم د مینی او محبت او د عدل او انصاف په په اصولو برابر ژوند وکړلی شی. آمین.


اسم: احسان لمر    محل سکونت: فرانسه     تاریخ: 31.12.2017

بدین وسیله با بهترین احترامات به تمامی هیت مدیره سایت نازنین افغان جرمن، همه فرزانه قلم بدستان همکار این سایت و در صورت کل تمامی هموطنان برون مرزی سال نو عیسائی را از صمیم قلب تبریک گفته سال با سعادت خوشی و خوشبختی وصحت کامل برایتان آرزو دارم.


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 31.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

نکات عمده و اساسی مقاله ی علمی جناب محترم انجنیرعبدالصبور صافی که تحت عنوان مدارا فروپاشی نظام را به ارمغان میاورد میباشد، با اساسات "علم دولتداری" و یا"Regierungslehre" همونوایی تمام دارد و از آن زاویه قابل تحسین و ستایش می باشد.

بااحترام

حسیب الله


اسم: غوث جانباز    محل سکونت: کابل     تاریخ: 30.12.2017

استاد بزرگوار داکتر صاحب کاظم!
سلام و حرمت بی پایان من تقدیم تان باد!
افتخار دارم که جامعۀ افغانی دانشمند بی بدیل همچون شما را دارد.
تضادی را که شما در نوشتۀ من برجسته ساخته اید، کاملاً به جا و دقیق است. کنگرۀ عالی مردم شوروی پس از مباحث ممتد، بیانات طویل و حتی مشاجره های تند و تیز میان اعضای آن جرئت ننمود مصوبه ای را مبنی بر محکومیت اعزام قوای شوروی به افغانستان به تصویب برساند. پافشاری های جسورانۀ اکادیمیسین "ساخاروف" و طرفدارانش" نتوانستند دژ ایدیالوژیک آنزمان را بشکنند. طرفداران محکومیتی آنانیکه فیصله ای اعزام قواء را به افغانستان بعمل آورده بودند در اقلیت باقی ماندند... حتی میخائیل گورباچوف نیز با تصویب همچو یک مصوبۀ مخالفت کرد.
کنگرۀ عالی شوروی صرف به "اشتباه سیاسی" اعزام قواء اکتفاء نمود.
با عرض حرمت!


اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 30.12.2017

چیست ارمغان دیموکراسی در افغانستان؟ !
هر خاین ملی و وطن فروش قهرمان ملی شد و هر صادق و وطن پرست خاین ملی .
https://www.youtube.com/watch?v=V07mdBzBwhU&app=desktop


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 30.12.2017

بسم الله الرحمن الرحیم:

برادر محترم الله محمد خان سلام علیکم!

«من سخن شما را خوب فهمیده ام و میدانم که چی مقصد در نوشته جات تان نهفته است با وجود انکه ... می شوید.»
-یعنی دانسته در مقابل حق سنگر گرفته اید!

«من نه مقدمهء چینی کرده ام و نه سوالی کرده ام که جوابی بگبرم»

اینهم شد جواب؟

«ببینید که به کدام سویه موضوع را تغیر می دهید و زیرکانه تبلیغات بر ضد مذهب دیگران می کنید.»

اگر کار بد است، شما چرا بر ضد عقیده دیگران که با شما همفکر نیستند، ناشيانه تبلیغات میکنید؟ اگر خوب است، چرا جگرخون ميشويد؟

«توجه کنید که از کجا به کجا موضوع را کش می کنید. من آن جمله را در ارتباط این گفته ام که شما به "اصلاح" فلسفهء عیسویت دعوت می کنید.»

وقتی الحمدلله کشت و مات میشوید، چنین تیرتان را میارید!

[«-وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104)
و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود."»

"عین همین کار را من کرده ام که نوشته ام بگذارید مردم را به عقیده شان که در غیر آن دعوا و جنجال خلق می گردد."]

اگرشما (که کلمه شهادت را که من متیقن هستم به اخلاص نوشته اید) زندگی و طرز دعوت تمام پیغمبران کرام علیهم السلام منجمله خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را مطالعه میکردید، هرگز چنین ادعایی نمیکردید.
ثانیا اگر خوشخدمتی وجنگ اندازی کاسه های داغتر از اش که هنوز از قیود افکار کهنه و دیکتاتورمابانه نبرامده اند، نباشد، ان شاءالله هيچ جنجالی نخواهد برپا شد.
بالخصوص که الله تعالی در کلام پاک خویش در پهلوی نصیحت عمومی
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (125) سورة النحل
دعوت كن مردمان را بسوى راه پروردگارت با حکمت ‌و پند نیک و مناظره کن با ایشان به طریقی که بهترین است، به تحقیق پروردگار تو او داناتر است، به کسی که گمراه شد از راه او، و او داناتر است به راه یافتگان. ۱۲۵»
در مورد اهل الکتاب مخصوصا فرموده است:
«وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ۖ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَٰهُنَا وَإِلَٰهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (46) سوره ای عنکبوت
ومجادله مکنیدبا اهل کتاب مگر بصورتی که ان نیکوتر باشد، غیر از انانیکه ستمگار باشند از ایشان، و بگویید ایمان اوردیم به انچه نازل شده برای ما (قران شریف) و انچه نازل شده برای شما و معبود ما و معبود شما یکیست و ما به حکم او فرمان بردار هستیم.۴۶

اما به تعقیب همین ایت در همین سوره میفرماید:
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ فَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الْكافِرُونَ۴۷

و ما همچنان (که بر رسولان پیشین کتاب آسمانی تورات و انجیل و زبور فرستادیم) بر تو هم (ای رسول) کتاب (آسمانی قرآن) را نازل کردیم، پس آنان که به آن کتب که بر ایشان فرستادیم ایمان آوردند به این کتاب نیز ایمان آرند و از این گروه (اهل مکه) هم بعضی به آنان ایمان آورند و انکار و مخالفت ایات ما را هیچکس نخواهد کرد به جز کافران. ۴۷ سوره ای عنکبوت

[6-"وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (105)
و نباشید مانند انانیکه که پس از آنکه آیات روشن برای (هدایت) آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودند، که البته برای آنها عذاب بزرگ خواهد بود. ۱۰۵ ال عمران"

«ایه بالایی دقیقاٌ جلو تفرقه اندازی را توصیه می کند که هدف من هم همین بوده که نمی شود "عقیده" انسان ها را که شما چنین می فرمایید: "عقیده ای که خلاف پیام اصلی پیامبر آن به میان آمده باشد، قابل احترام نه بلکه لایق اصلاح میباشد"، اصلاح نمود.»]

مخاطب این ایت شریف مسلمانان که بعد ازانکه راه حق و باطل برایشان معلوم شد، به خاطر باطل با دفاع از باطل از راه حق خارج نشوند!

[كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (110)
شما نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته‌اید، به نیکوکاری امر می‌کنید و از بدکاری باز می‌دارید و ایمان به خدا دارید. و اگر اهل کتاب همه ایمان می‌آوردند بر آنان چیزی بهتر از آن نبود، لیکن برخی از آنان با ایمان و بیشترشان فاسق و بدکارند.(۱۱۰) سوره ال عمران"

«من غیر از کار بالا در نوشته هایم در مقابل نوشته شما چیزی دیگری هدف نداشته ام.»]

- شکر که نیت خوب دارید، مگر به حیث کسیکه الحمدلله کلمه شهادت را خواندید، خود را با روح و پیام این ایت، برعلاوه خواندن ایات مبارکه دیگر قران شریف، خود را از طریق سنت و سیرت حضرت پیغمبر صلی الله و سلم اشنا سازید، تا هدف از نیک و بد را از نازل کننده این ایات شریف بدانید.
ازانجمله:
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ  ﴿١٥٩﴾ سوره ای البقرة
آنانيكه كتمان يا مخفى ميكنند آیات واضحه و هدایتی را که فرستاده ايم، بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کرده ايم، آنها را لعنت مينمايد الله و لعنت مينمايد تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک).١٥٩ البقرة

«انسانی که یک عقیده داشته باشد و انرا کسی درست تشخیص نکند باید در صدد "اصلاح" آن شد که مسلم باعث "تشنج" و اختلافات دینی می گردد.»

اینجا که کسی یخن کسی را نگرفته که بیا ای گمراه بدعقيده اصلاح شو. مگر انچه را گفتار کردار شخص مشهود میسازد، میشود در صورت لزوم بالایش صحبت کرد. اما زمانیکه در مورد یک موضوع معلوم صحبت شود و مخصوصا سوال شود، درینصورت واجب است، تا جواب درست همان سوال اداء شود. اية شريف ١٥٩ سورة البقرة قبلا ذكر شد.

{9- [گفته من:
2-"الی یک موضوع واحد، که فرق اساسی بیان عقیده اسلامی و موضوع ذکر شده در انجیلی که سالها بعد از بالا رفتن عیسی علیه السلام به اسمان نوشته شده، همانا دران است، كه عيسى عليه السلام را نعوذبالله ‌‌پسر الله خوانده یا نوشته اند.....

فرمایش شما:
«خداوند (ج) خودش میداند که چرا تولد حضرت عیسی (ع) انطور صورت بگیرد که در هر دو کتاب آسمانی اش ذکر آن رفت و از انبیاء كرام دیگر از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى
و محمد عليهم الصلاة و السلام طور دیگر.»]

"اغاجان! بازهم مسءله غير مطرح در موضوع را مطرح نموديد...."

«شیر آغا جان ببینت همرایت مزاق نداشتم اما شروع کردی به مزاق کردن.»}

-ببینت؟؟
-اغا جان گل! من نه انوقت مزاق کرده ام و نه حالا مزاق مینمایم! اغا جان کلمه با احترام همراه با شفقت است.

این جناب شما هستید، که زمانیکه باز گپی برای گفتن تان نماند، به مزاق پناه بردید!
من مخالف خوش طبعی و صمیمیت نیستم، اما هر چیز در وقتش.


[«اما لا اقل از این تفکرت خوشم آمد که:

"در حالیکه ادم علیه السلام که بدون پدر و مادر افریده شده، الله در مورد وی هم فرموده که روح خود را در وی دمیده است."»]

- این تفکر من نیست، بلکه واضحا در قران شریف در ایتی ذکر شده است.
اما متوجه باید بود، که یاد نمودن عبارت «روح خود» دران ایت شریف حتما به معنی عقیده ای تصدیق عقیده ای وحدت الوجودی نیست! چون از یک طرف الله تعالی به پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرموده که بگو که روح از امر پرورگارم بوده و بشما دران مورد به جز معلومات اندک، علمی ارزانی نشده. جای دیگر در سوره ای النباء فرموده كه "روزى (يعنى روز قيامت) كه روح و ملاءكه در صف ايستاده شود، هيچکسی سخن نزند، به جز انیکه الله مهربان برایش اجازه فرماید، و سخنی که بگویند، ان راست و درست باشد.
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَقَالَ صَوَابًا  ﴿٣٨﴾ النباء

همه چیز مخلوق الله و ملکیت سبحانه و تعالی میباشد.

بلاتشبیه یک مثال ضمنی: اگر کسی بگوید که بوت خود را به کسی بخشیدم، این به معنی ان نیست، که ان شخص عضوی از وجود خود را به ان شخص بخشیده باشد.
(حتمی نیست، که شما محتاج این معلومات بوده باشید، منتهی ذکر ان درین موقع، برای سایر علاقمندان عزیز، به امید الله سبحانه و تعالی مفید خواهد بود.)

[«0-" فرموده دیگرتان:
«ما هر گاه همهء ادیان را توحیدی فکر کنیم که است، مشکل رفع است.»

"یکی فکر و تصور شماست و یکی هم واقعیت."

یعنی یک جمع یک مساوی می شود به دو واقعیت.
و هر قدر تعداد افراد زیاد شود به همان اندازه هم رتبهء واقعیت بالا میرود]

درینجا اشتباه انتخاب لغت «واقعیت» به جای «حقیقت» صورت گرفته است. که فعلا انرا بجایش میگذارم. بنا اگر نظریات و تصورات خدا کند یکی باشند یا ملیاردها ، اما اگر حقیقت چیز دیگر باشد، نمیتوانند جای حقیقت را بگیرند!
مگر شما که فکر کنم از استعمال اشتباهی کلمات واقعیت و حقیقت به جای یکدیگر در جامعه ما واقف هم باشید، بنا به هدف جمله هم شاید پی برده باشید، مگر ازین موضوع برای بهتر نشان دادن جملات و استدلال خود ازان استفاده کردید. خوب کردید حق تان بود. مگر با دفاع مکرر در مکرر از مقوله ای اولی تان، که فرمودید همه ادیان را توحیدی فکر کنیم، که است... تناقض اشکار با مقوله اخیرتان در جواب نوشته ای بنده در مورد شنیع بودن خواندن پسر با فرزند برای الله سبحانه و تعالی قرار گرفتید، که فرمودید: هیچ مسلمانی منکر ان نیست، اما.....

«معلم دینیات ما در مکتب سید جمال الدین افغان چند جز دیگر را هم گفته بود اما مهم همان مهم هایش است.»
- او خو گفته بود، شما چقدر ان به یادتان مانده و به چقدر ان باور دارید؟ اگر قبول دارید، چرا در تناقض با ان قرار گرفته اید؟ و اگر قبول ندارید یا فراموش نموده اید، فایده ای ذکر ان برایتان چیست؟

«ببینید که شما به کدام سویه مسلمانان را توسط پیغام بالایی تان در مقابل عیسویان غوغا می کنید.»
غوغا از خودتان است اغا جان! انهم ببخشید غوغای اوقی گری بیجای!
یک نفر سوال نمود، جواب خود را شنید. یک نفر دیگر که شما بودید، یک موضوع معلوم و اشکار را غیر انچه بود، خواست توضیح بدهد، با دلایل واضح تصحیح گردید. در مملکتی جای تحقیق، تطبع، ازادی بیان و ازادی دین است! دور از شما باشد، مثل یک خانم ترکی از دین برگشته، که در یک برنامه تلویزیونی به یک المانی مسلمان توصیه میکرد، که شما باید درین جامعه خود را تطابق دهید[(!sich integrieren). شما میفهمید که این کلمه یا توصیه برای خارجی داخل شده درین اجتماع ذکر میشود.]! ان المانی مسلمان با خونسردی نام فامیلی خود را که اصل المانی بود، برایش ذکر، که ایا تو با انچه هستی، به من که اصلا ازهمینجا بوده ام، چنین سخن خنده اور را میزنی.

شما بخاطریکه به زعم خود مردانگی کرده باشید، کوشش نکنید، که شکل دین الله را که خالق شما، پروردگار شما و معبود شماست، تغییر بدهید.
اگر توانستید یکبار سخنان یک رابین یهودی را که در سیناگوگی در برلین، هنگام دیدار پاپ قبلی جورف راتسنگر، در مورد همریستی مسالمت امیز ادیان مختلف با وجود حفظ مشخصات هر یکی برای خود ایراد شده، بشنوید.
اگر شما با پروردگارتان صادق باشید و برای مخلوق وی مسلمان باشد، یا غیر مسلمان، خیر اخرت و سلامتی دنیا و زندگی در صلح و امنیت و ارامش را که ارزوی همه ما است، داشته باشید. ان شاءالله اين زندگی خوب و با امنی را که رب العالمین الحمدلله درین سرزمین خوب میسر کرده، پر برکت تر خواهد ساخت.
در روز انتخابات در یکی از مساجد چند جوانک بی مسءوليت نوشته هاى ضد اسلامى و نژاد پرستانه در دیوار یکی از مساجد، که الحمدلله در هر منطقه موجود است، رسم نموده بودند. فردا یاپس فردای ان مردم همان منطقه با سکارت چندین موتر پولیس به طرفداری از مسجد و مسلمانان منطقه امدند، استاد شدند و همنوایی خود را با مسجد و مسلمانان اظهار نمودند. که الحمدلله واقعا این بسیار یک نعمت بزرگ بوده، ما شکر انرا از پروردگار عالم و تشکر خود را از مردم این مملکت اظهار کرده و میکنیم. شکر الحمدلله و توکل علیه
سلامت باشید

















[-"المهم که رب العالمین هیچگاهی هیچ بندهء را فرزند يا خویشاوند، خود نخوانده، بلكه، برعكس ازين كلام شنيع منع فرموده و در رد ان ايات صريح متعددى فرستاده است."]

«هیچ مسلمانی منکر این نیست اما در ملک شان زندگی کردن و بر ضد شان تبلیغ کردن شیوه مردانگی نیست.»]

بلی مسلمان منکر ان نیست، مگر شما برادر گرامی که کلمه شهادت را هم الحمدلله یک مرتبه در فوق نظرتان نوشته اید، چند بار منکر ان شدید. ورنه این درازی سخن از کجا شد؟


اغا جان! غوغا چی معنی دارد؟ یک کسی سوالی نمود، جواب باید، انچه باشد که است، نه انچه دل بادار است.
وقتی کسی یا قومی را دوست داشته باشی که برایش بهترین چیزی را ارزو میکنی، که برای خود میخواهی.


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 29.12.2017

ټولو ته خپل سلامونه او احترامونه وړاندی کوم،

د ښاغلی محترم زلمی کرزی خبره بلکل درست بولم، ښاغلی محترم محمد طارق بزګر د ګرانو هیواد والو د افکارو د روښانه کولو لپاره د دعوت اخبار او میدیا دعوت ته خدمتونه کړی دی او اوس هم یی کوی، د ښاغلی محترم محمد طارق بزګر صادقانه او وطندوستانه خدمات د خورا قدر او د خورا احترام وړ دی.

یقیناً مونږ افغانان باید نه یوازی پدی علمی او فرهنگی شخصیت، بلکه مونږ افغانان باید همدا رنګه په ټولو "شه مولد افغانانو"، یعنی په ټولو "شه تولید" او یا "مثبت تولیدو" افغانانو چې په صادقانه ټوګه ولس ته خدمت کوی ویاړ وکړو، یعنی هغه ټولو افغانانو ته چې خپل مثبت موَلدیت په صادقانه او رایګانه ټوګه خپل مظلوم ولس ته وړاندی کوی، د خورا قدر په سترګه وګورو او په دوی ویاړ وکړو.

په درنښت

حسیب الله


اسم: Zalmai Karzai    محل سکونت: München     تاریخ: 29.12.2017

دریښ کاله کیږی چي ښاغلی محمد طارق بزګر د ګرانو هیواد والو د افکارو د روښانه کولو لپاره د دعوت اخبار او میدیا دعوت خدمت کوی، نوموړی د خپل هیواد د فرهنگ ، ژبی او ادبیاتو په مینه در لودلو سره میاشتنی دعوت اخبار خپور کړی دی او هم یی د یوه وطنپال او خدمتګار افغان په توګه د میدیا دعوت فرهنگی خدمت تر سره کړی دی.
په رشتیا سره دغه د ده معنوی خدمتونه د قدر وړ او د ده استعداد، علاقه، لیاقت د وطن سره مینه د ستاینی وړ بولم، د لوی خدای څخه ده ته تر دغه لا زیات بریالیتوب غوارم، افغانان باید پدغسی علمی او فرهنگی شخصیت ویاړ وکړی ، همدا رنګه د ښاغلی اکادمیسن سیستانی څخه مننه کوم چی د ښاغلی بزګر صاحب د فرهنگی او ادبی خدمت په ستاینه کي یي په زړه پوری مقاله لیکلی ده او مدام د فرهنگپالو او لیکوالانو قدر دانی کوی،د لوی خدای څخه دده روغتیا او سلامتیا غواړم.
په درنښت
زلمی کرزی


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 29.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

مقاله ای خوب جناب محترم کریم پوپل تحت عنوان سیر معارف در افغانستان، با تعاریف مقبول و علمی شان از تعلیم و همچنان از تربیت، قابل ستایش و تحسین می باشد. ارتقای کیفیت و کمیت مکاتب در افغانستان، همچنان ارتقای کیفیت تربیت اطفال جهت شگوفایی ذهنی اولاد وطن، از جمله مسایل بسا مهمی در افغانستان عزیز ما می باشد، که جناب کریم پوپل در مقاله ای خوب شان به آن اشارات واضحی داشته اند. قلم جناب محترم کریم پوپل پُر بار تر باد.

بااحترام

حسیب الله


اسم: صلاح الدین سعیدی    محل سکونت: لندن     تاریخ: 29.12.2017

سلام
در مورد مزارشریف و تحولات چند دههء آخیر

مشکل بلخ و نور در کجاست؟

بحث های خطاء بی منطق و نتیجه ګیري
خطاء درین چند روز در مورد ولایت بلخ و والی سابق آن ديدیم، شنیدیم و خواندیم که حوصلهء تحمل دیګر نیست. دیده درایی و به جان زدن، سوء استفاده از دیموکراسی و سوء استفاده از کلمات عادلانه و خواست ملت و ... آنقدر شنیدیم و دیدیم که ګاهی بر خود اشتباهی میشویم. نمی دانم این ما کودن ایم و یا کودن ها ما را کودن فکر میکنند.
مشکل بلخ و جناب نور و نور ها در کجاست؟ مشکل ملت ما در کجا حاكميت كابل چه مشكل اساسی دارند و خطای اساسی در کجاست؟
مشکل در بی عدالتی های دور و نزدیک است.
مشکل در آنجا آغاز میشود که ما دید انتاګونیستی، آشتی ناپذیری طبقاتی، دولت وسيلهء فشاریک طبقه بالای طبقهء دیګر، تقسیم عادلانهء نعمات مادی به زعم خود، تنظيم از نو رابطه با وسايل توليد و تنظيم تقسيم توليد ما زاد و ... را پذيرفتيم و بخاطر تحقق آن کار کردند و میلیونها انسان و ازرش های انسانی بخاطر آن را تباه و برباد دادند و عدهء هنوز هم به ګناه و سهم خویش را درین تخلف، تعدی، تجاوز و جنایت عمدی، و یا غیر عمدی نمی پذیرند. نه تنها که نمی پذیرند هنوز هم به خطاء بودن دیګران و صحت خود باور دارند و حتی با حماقت و یا هم دیده درايی دیګران را به تمسخر میګیرند. و آن دیګر بدون تفکیک مسوولیت اخلاقی، وجدانی، سیاسی و جنایی همه را یکسان و به جوال واحد انداخته، و قبلاً تولد شده ها را یکسره به تمسخر ګرفته، آسان سازی نموده، موضع و عمل دارای تأثیر معکوس و غیر عادلانه دارند و میکنند. این ګروه اخیر شبیه بدون درک نتایج کار و موضع خود، همان افراطيون جنایت کار اند که با منطق: تو در بمبارد وطنم، میکشی، من هم در بمب ګذاری در بس و میترو میکشم. هردو عملاً جنایت کار اند و انسان بی ګناه میکشند. هردو مبرر ندار‌‌‌‌‌‌ند.

خواننده خواهد پرسید این آدم مغزش خراب شده. موضوع و عنوان: مشکل بلخ در کجاست و این از طبقات و مبارزات طبقاتی و ... بحث دارد.
بلی این همه با هم ارتباط دارند که جنایات تحت نام هفت ثور، هشت ثور، شش جدی و انکشافات بعدی صورت ګرفت و با وجود آرزوهای خوب این و یا آن فرد، عملاً به جنایت و تخلف ضد بشری انجامید، عزتها بی عزت شد، انسان و انسانیت کشته شد. درین پروسه به تخلف و جنایت يا ساکت ماندیم، یا ګفتیم به ما چه؟
به من خو مشکل نیست.
باشد که از ما خفه نه شود،
خیر تیری ته بیار،
باشه من خو متاثر نه شدیم،
باشه به من ازین چه میرسه و امثال آن. ادای رسالت نه کردیم. حق را دیدیم کمک نه کردیم، حتی نشر و بخش حق را که به ضرر خود حس کردیم، آنر تکثیر نه کردیم و از رساندن منطق حق هم کوتاهی کردیم. در مواردی هم عمداً اذهان را به بد راهه بردیم. خود را فریب دادیم و قصد فریب دیګران داشتیم. واګر مردم دانستند که تخلف و خیانت در کار است، آنرا توجیه کردیم. بهزاد زمانیکه به سوال یازده وکیل غزنی از یک قوم ویک مذهب مواجه شد، میګوید: خوب شد که بلاخره از ٢٥٠ عضوی پارلمان توانستم 54 انرا به میل خود ساختیم و عدالت تاریخی را تأمین کردیم و ... (نقل قول بالمفهوم).
زمانیکه در مورد نهایت و نتایج نظام فدرالی در افغانستان از علم بردار آن در منطق خود کم می آید و برایش ثابت ساخته میشود که این منجر به تجزیهء افغانستان در شرایط کنونی میشود. وی در جواب ساده میپذیردکه: بلی بګذار آفغانستان تجزیه شود.
آنها میدانند که این وطن با تفرقهء قومی و سمتی و چوبک زدن در بی عدالتی های ګذشته، مشخصهء منحصر به جامعهء افغانی و افغانستان و درست کردن لقمهء سیاسی ازین کثافت به تباهی کشور میانجامد. همه میدانیم که با یک شخص اتن نمی شود، اما این خفاشان سیه دل به این کینه توزی دامن میزنند.
بی عدالتی قومی و سمتی را در اولین فرصت خود عملی کرده اند. انکشاف غیر متوازن اقتصاد کشور، ترکیب قومی و سمتی تعداد جنرالان و قطعات صاحب امتیاز خاص نیرو های امنیتی، تصاحب پست های حساس در ١٨ سال گذشته، تركيب كادری در وزارت ھای امنيت ملی، وزارت دفاع، وزارت داخله و خارجه، كسب قرار داد های ميليونی، چور کابل بانک و........همه و همه ګواه مشهود و مستند بی عدالتی های قومی، سمتی، مافیایی است که حکومت ضعیف فعلی حتی متخلفین مشهود را به محاکمه کشانده نمی تواند

و اګر در حاکمیت و یا خارج ازآن در مورد صحبت و یا تلاش تصحیح شود ، مبلغین حق و عدالت، به شمول عدهء در حاکمیت کابل و خارج از آن را با میدیای وسیع دست داشتهء چنان هیاهو بر پا میدارند که حتی وزیر خارجهء آمریکا در صحبت های رسمی خویش از ضرورت تأمین حضور همهء اقوم در ستیج سیاسی. افغانستان تأکید دارد. مګر امریکا در ١٨ سال گذشتهء بی عدالتی قومی و سمتی در افغانستان خبر نبود؟
آیا دولت مدرن را میتوان با قومی سازی ساخت؟
نقش احزاب سیاسی درساختن دولت مدرن کجا شد؟
آیا یاد آوری این بی عدالتی های مستند بخاطر تصحیح و اقدام متناسب عمل فاشیست و تعصب است؟ جواب به صورت قطع منفی است.

عواید و سرمایهء اندوختهء ۱۸ سالهء والی و وزیر سرسام آور و تعجب آور است.
ما ضد سرمایه و سرمایه دار نیستیم.
اسلام ضد سرمایه و سرمایه دار نیست.

با خدا داده ګان ستیزه مکن!
که خدا داده را خدا داده!
اما بسیار ساده:
درکدام کمپنی و کدام تجارت صاحب چنین مال و متاع عظيم شدی؟
چند و به کجا مالیه دادی؟
به این ترتیب ثابت کن که مالت حرام نیست و خدا داده است.
تا بعد از آن به حیث بهترین تاجر دنیا برای لقب بدهیم و بالایت افتخار کنیم.
دریک هفته تحقیق همه اسرار عواید نامشروع
روشن و قابل مصادره اند.

و آما مزار شریف و مشکل آقای عطاء محمد نور والی سابق آن:
مشکل در حاکمیت جناب حامد کرزی است ، مشکل در امریکا است که در زمان حاکمیت طولانی جناب حامد کرزی با وجود فرصت ها و امکانات آمادګي لازم برای انتخابات آزاد و شفاف، مظهر اراده ملت عمداً نه ګرفتند.
مشکل در متعصبین منحط قومی و سمتی و نوکران ایران و پاکستان آن است که پارلمان متقلب را به میان آوردند، از یازده وکیل سهم ولایت با اکثریت پشتون نشین غزني هر یازده از قوم و مذهب بهزاد تقلب کردند.
مشکل در مجریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری که با وجود تقلب ادعا کردند که انتخابات شفاف را انجام دادند و به دروغ اعلام کردندکه به 5000 شکایات در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رسیدګي کامل کردند.
مشکل و معضل درین است که اقای نورستانی عوض اعلام نتایج انتخابات، به دستور جان کیری انتصابات کرد و به رای ملت ارج ګذاشته نه شد.
حکومت تفاهم ملی، وحدت مای و وفاق ملی و اتحاد نیرو های ملی برای ایجاد حاکمیت در افغانستان بعد از اعلام نتایخ انتخابات ریاست جمهوری با برنامه محوری!!!، کار درست، ضرورت و حکم زمان بود و است. آما آنچه جان کیری تشکیل داده و تقسیم غنایم شد، تا برنامه، مصیبت بیش به بار نیاورد، مصیب بیش نبود و نیست. استدلال نور ها. به آن ازین هم مفتضح تر.
و ها باز هم قبل از پرداختن مستقیم به اصل عنوان باید ګفت که عدالت نباشد صلح نیست. انترناسیونالست دیروز که طبقات و مبارزات طبقاتی میګفت و کارګران جهان متحد شوید، نعره میزد و آن که در اعلای کلمه الله از اخوت اسلامی و امت اسلامی صحبت و اعتقاد داشت و در به قدرت رسیدن ، جنرال و مامور ارشد و ديپلومات و چوکي پُر درآمد را منحصر به قوم و زبان کرد، وزارت داخله، وزارت دفاع و امنیت ملی را منحصر به قوم و سمت ساخت، لاجورد و زمرد را غیر قانونی تاراج کرد و میکند، و اګر کس فاشیست و قوم ګرا را به استناد مستندات فوق فاشیست و قومګرا ګفت و یا نه ګفت، اما در تصحیح حالت اقدام کرد و یا تلاش اصلاح کرد، آن وقت هم محمداشرف غنی و هم آقای حکمتیار فاشیست شد و خود شخص نویسنده هم با ټاپهء هم از اعضای حزب اسلامی شد.
مشکل عدم
بلی عدم قبول حکم رئيس جمهور و تمرد در قبال دولت مرکزی، با چرندیات زیاد همراه است.
باید باور داشت که در تحلیل سیاسی امروز فریب و چرند ضیاع وقت خود و دیګران است.
نه ارګ و نه ولایت میراثي است.
ارګ را اینها و اتفاق تیم داکتر عبدالله عبدالله و ماما کري بر ملت قبول و یا تحمیل کرد.
وظایف ارګ و وظایف والی معلوم است. والی بودي حال نیستی.
این را کي میګه؟
نماینده تیم شریک در حاکمیت و ارګ.
تیم شریک کیست؟
جمعیت اسلامي و بخش از احزاب و شخصیت های دیګر متحد تیم اقای داکتر عبدالله عبدالله است.
آقای نور و اقای صلاح الدین و شاخهء حزبی اش درین قسمت به خطاء اند که تصمیم کابل را نمی پذیرند.
درین شک و تردید ندارم.
خدا خاتمه ایشان را خیر کند.
یک اشتباه ممکن شان درین شرایط مراجعهء آقای نور به ایران و به روس ها است.
به روس ها و ایرانی ها بګویند که ما مانع داعش و طالبیم لذا ما را به همین علت عقب میزنند.
اما مراجعه به روس ها مساوي به خود کشي است. بقیه را خود بخوان.

و ها دیموکراسی خطوط سرخ دارد. جنرال پاناما ارتیګا را فراموش نه باید کرد که اولاً متحد آمریکا بود اما بعددر زندان چندین دههء آمریکا جان داد.
و ها یک کسې به نام صدام حسین هم که بود که با تمام ارګاه و بارګاه تمام شد.
و ها دیموکراسی آن یکي دیګر را از دفتر ملل متحد کشیدند و به چوک کابل با برادرش چند روز آیران کردند او اول در دفتر ملل متحد و دوم رئيس جمهور بود و سوم حاکمیت را تسلیم کرده بود. دیموکراسی و قرن 21 هم بود. خواب خرګوش نبین! به زمین استاده شو.
و ها اخر امر چه میشود؟
زنګ تیلفون می اید و میګوید منم. اقای صلاح الدین ربانی تیلفون را جواب ګفته. بلی سلام و در تیلفون بریش ګفته میشود.
اون نفرت را بفهمان که دیګر والی نیست. صلاح الدین ربانی میګوید: خو.... نفر تیلفون میګوید: نه بریش بګووالی نیست و از ولایت خارج شود.
آقای ربانی میګوید و یا جناب آقای نور میګوید: خوب صاحب.
نتیجه:
اعلان میکند من بیعت به جمعیت داشتم و جمعیت فیصله کرد از مزار شریف خارج میشوم. و والي جدید میاید و کار میکند.
در ابتدا عُمال مربوط به آقای نور دو دسته میشوند. یکی مخالف والی جدید و دوم موافق اما موافق در خفا مخالف و سوم تعداد کم صادق والی جدید و نورمال تا اخیر صادق میمانند.
به هرصورت بعد چه میشود؟
معمولاً والی جدید بعد از مدت یک سال به جای دیګر مقرر میشود و ...
اګر جناب نور مشکل ایجاد کرده باشد برایش مشکل ایجاد میشود و دوسیه های اختلاس ها روی کار و عواقب بد.
اګر همکاری کند و هوش اش به سرش بیاید. والی جدید را تبریک ګفته و در معرفی اش اشتراک کند. باز ممکن پوست در داخل کشور و یا پارلمان برایش و یا وزارت برایش داده شود.
بقیه تفاصیل دارد.
جناب عطاء محمد نور به مشاور خوب واقعبین ضرورت دارد تا خاتمه اش خراب نه شود.
موضع فعلی که سبکدوشی را قبول ندارد و مقاومت کند به نفع ملت، به نفع افغانستان ، به نفع جمعیت اسلامی و به نفع آقای عطای نور نیست.
تشکیلات و سیاست تقسیم قدرت بین جناب رئيس جمهور و جمعیت اسلامی حاکمیت منحصر به قوم و سمت و تکه دار ساختن یک شخص به نام والی و ولایت کار درست نیست.
بقای والی در سمت خود برای بیشتر از دو دوره، هر دوره سه سال، ضرورت به تنظیم قانونی دارد.
مردم را به نام زبان، قوم و سمت به جان هم انداختن خلاف تمام اصول انسانی و قانون است.
و ما علینا الا البلاغ المبین


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 29.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

نبشته های جناب محترم دکتور سید عبدالله کاظم تحت عنوان مختصری دربارۀ تاریخچه لویه جرگه ها در افغانستان در کُل قابل ستایش و تحسین می باشند، پشت کار و زحمات جناب محترم دکتور سید عبدالله کاظم در قسمت نوشتن تاریخچه لویه جرگه ها و همچنان سعی و زحمات محترمه نصیبه اکرم حیدری در بخش در قید قلم آوردن آخرین بیانیه صوتی شهید محمد داؤد خان قابل احترام وتحسین میباشند.

پس از سلام و عرض احترام، مزاحم اوقات گرانبهای دکتور صاحب کاظم شده، سوالی از جناب داکتر صاحب کاظم دارم:


آیا زمانی که مرحوم داؤد خان بر اساس دُکترین سیاست داخلی خویش اصطلاح وارداتی "سوسیالیزم" را استفاده می کرد، و "سوسیالیزمی" را بحیث روش اقتصادی بمنظور سازماندهی جامعه نوین افغانی برگزیده بود، و مقصد و هدفش از آن "سوسیالیزم" هم هدف از اقتصاد مارکیت اجتماعی بود، که سهیم بودن دولت را در بخش های از اقتصاد ضروری می دانست و در عین حال خواهان موجودیت یک سیستم یک حزبی در کشور نیز بود، دُکترین سیاست خارجی محترم سردار صاحب مرحوم چه بود؟

بااحترام

حسیب الله


اسم: رحمن غوربندی    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 28.12.2017

سلام به خوانندهٔ عزیز این صفحه،
من نظر جناب محترم غنی هروی را خواندم آنرا بسیار معقول بجا به مورد یافتم.
گر چه من عضو پورتال افغان جرمن آنلاین استم، لزوماً این نظرم، نظر پورتال نمی باشد.
هر شخص آزاد است نظر خود را در این ویب سایت و یا یک ویب سایت دیگر بنویسد مشروط بر اینکه: «مطالب مندرج اظهار نظر نباید حاوی عبارات غیرقانونی، تخریش کننده، افترا آمیز، توهین آمیز، تهدید کننده، مخرب، مستهجن، خلاف دین و مذهب، مسایل جنسی، تبعیض طلبی و یا بصورت کل خارج چوکات کرامت انسانی ، عفت قلم و عفت کلام باشد.»
مطالب در بالا ذکر شده هیچ کدام در مقالات محترم هروی صاحب دیده نشده پس همان طوری که نظر محترم (عبدله) عبدالله آنلاین گردید به دیگران هم این حق داده شود. لزومی ندارد که دیگران نوشته نکنند.
خوشبختانه زیاد ترین مقالات هروی صاحب را من آنلاین نموده ام.


اسم: سلطان جان کلیوال    محل سکونت: کانادا     تاریخ: 28.12.2017

قدرمن د حقیقتونو لیکوال، د مینی شاعر او په اسلامی اصولو او قواعدو پوه دوست جناب محترم آڅړ صاحب، تاسو ته د ګڼو سلامونو او احتراماتو تر وړاندی کولو وروسته ، اجازه راکړی چی ستاسو د ډیرو په ځای لنډو ، مګر د لوی مفهوم نه ډکو معلوماتی جملو له کبله چی ماته مو لیکلی د زړه له کومی مننه وکړم. او بیا و وایم چی : ای کاش چی اقلا د ګوتو په شمیر مو د خپل لوی هیواد په هر ولایت کی ستاسو په څیر روڼ اندی اشخاص لرلی ، نو نن به په یقین سره په دومره لویو جنجالونو او تنګو جزیرو کی ښکیل او بند نه وای پاتی. الله ج مو له هر کړاو او آفت نه په امان کی وساته او د پوهی چینه مو تل تانده و اوسه. محترمه دوسته.


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 28.12.2017

سلام و احترامات قلبی خویش را حضور جناب ژورنالست ورزیده و وطندوست کشور و نویسنده ای شیوا کلام، جناب محترم جلیل غنی هروی تقدیم میدارم،

از آن جایی که جناب شما خوشبختانه وظیفه ای مقدس ژورنالیزم را که با حقیقت جویی و حقیقت یابی بیشترین سر و کاری را دارد، وآن را سال ها قبل به حیث وظیفه انتخاب فرموده اید، قابل تحسین و مایه ای افتخار میباشد.

نخست از معلومات و اطلاع رسانی های که در طول مدت فعالیت های وطندوستانه ای تان به هموطنان عزیز ارایه فرموده اید، من در اینجا از آن به نوبه خود با دیده ای قدر و احترام، از جناب شما تشکری و اظهار سپاس می نمایم.

گرمی عشق آتشین شما ژورنالست فعال کشور جناب محترم جلیل غنی هروی، به مردم مظلوم و وطن زخمی ما این قلم را به چنان شوری آورد، تا باشد که اقلاً خواهش خاموش جبران خسارت طلبی قربانیان حمله و تجاوز شوروی سابق در افغانستان را، با حقیقت جو و حقیقت یاب محترم ژورنالست فعال میهن، در میان گذارم.

جناب محترم غنی هروی! در ارتباط جبران خسارات ناشی از تهاجم مسلحانه ای شوروی در کشور عزیز ما "ﻓﺪراﺳﯿﻮن ﺳﺎزﻣﺎﻧﮭﺎی ﭘﻨﺎھﻨﺪه گان افغان در اروﭘﺎ" (فارو) تحت عنوان "ﺷش ﺟﺪی، ﺳﺎﻟﺮوزﯾﮏ ﺗﺠﺎوزوﻧﻘﻄﮫ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﯾﮏ ﻓﺎﺟﻌﮫ"، به تاریخ بیست و ششم دسمبر ۲۰۱۷م. در پورتال وزین افغان جرمن آنلاین می نویسد:

"ﻣوﺿوع ﭘرداﺧت ﻏراﻣت ﺟﻧﮕﯽ ﮐﮫ روﺳﮭﺎ ﻣﮑﻠف و ﻣﻠزم ﺑﮫ آن اﻧد، ﻧﯾز ﺗﺎ ﺣﺎل ﻻﯾﻧﺣل ﻣﺎﻧده اﺳت، اﻓﻐﺎﻧﺳﺗﺎن ﺑﮫ اﺛر ھﺟوم ﻧظﺎﻣﯽ روﺳﮭﺎ ﺻد ھﺎ ﻣﯾﻠﯾﺎرد داﻟر ﺧﺳﺎره ﺑرداﺷﺗﮫ اﺳت و ﭘرداﺧت و ﺟﺑران اﯾن وﺟوه ﮐﮫ روﺳﮭﺎ ﺑﺎﯾد ﺑﮫ ﺟﺎﻧب اﻓﻐﺎﻧﯽ ﺗﺎدﯾﮫ ﮐﻧﻧد، ﺗﺎ اﯾن دم ﺑﮫ ﺻورت رﺳﻣﯽ، اﺻوﻟﯽ و ﺗوﺳط ﻧﻣﺎﯾﻧدﮔﺎن ﺑﺎﺻﻼﺣﯾت دوﻟت ﻗﺎﻧوﻧﯽ و ﻣﻧﺗﺧب اﻓﻐﺎﻧﺳﺗﺎن ﻣورد ﻣذاﮐره و اﺳت."

جناب محترم انجنیر سلطان جان کلیوال در این ارتباط می فرمایند:

"...زه په لنډه توګه دومره ویلی شم چی : د ۱۳۵۷ کال د ثور له اومی نیټی څخه تر نن ورځی پوری چی زه دا کرښی لیکم یعنی د ۱۳۹۶ کال د جدی د میاشتی تر پنځمی نيتي پوری چی هر څومر مادی، معنوی او د سرتاوانونه افغان ولس ته ور رسیدلی دی، د دی ټولو زمه واری د پخوانی شوروی اتحاد په وارث د روسی د فدرالی دولت په غاړه ده. که څه هم د معلوماتو له مخی داسی ویل کیږی چی مرحوم استاد برهان الدین ربانی د خپلی زمامداری په وخت کی دا ټول خسارات د روس دولت ته ور بخښلی دی خو زما په نظر د افغان ولس ته له دی کبله چی مرحوم ربانی صاحب د ولس انتخابی جمهور رئيس نه وه نو د داسی لوی ملی معضلی په برخه کی د صلاحیت لرونکی هم نه دی او افغان ملت حق لری چی د روس له دولت نه د خپلی خساری د غوښتنی دوسیه په نړیوالو محاکمو کی پرانزی او د خپلو ټولو حقوقو مطالبه وکړی. دا چی دا خساره څنګه و سنجول شی په نړیواله سویه د متخصصینو موجودیت او کار ته پکی ضرورت دی. په دی هیله چی افغانان یوه ورځ د دی جوګه شی چی د هر غاصب او مداخله ګر نه د خپلی خساری پوښتنه وکړلی شی او هر هغه چاته چی د دی ملت سره زیاتی کړیدی حقوقی حسابی تر سره کړلی شی."

خواستم در این ساحه بررسی، ارزیابی، نظریات و یافته های جناب محترم جلیل غنی هروی را جویا گردم ، البته هر گاه جناب ایشان وقت داشته باشند و معلومات جناب ایشان را در ارتباط "حمله ای شوروی در افغانستان- خسارات و جبران خسرات"، به هموطنان لطف و شریک سازند، سبب خوشی عده ای کثیر از هموطنان ما خواهد شد.

بااحترام

حسیب الله


اسم: عبداله    محل سکونت: کالیفرنیا     تاریخ: 28.12.2017

درمورد محتاط گفته میشود که بعد از کودتای ثوربه حزب خلق و پرچم پیوست اما در کودتای ۲۶ سرطان که شما نوشته کردید عضویت حزب نبود.
در مورد حسن شرق ء جلالر و پاچاگل هم کدام سندی وجود ندارد و خودشان و هچنان کدر رهبری حزب ء بودن آنها را در حزب رد کرده است.. اینکه آنها با کا جی بی یا کدام دستگاه جاسوسی دیگری ارتباط داشته باشد کدام جای از آن ذکر نگردیده است. این رقم نوشته هابه بجز از عقده گشایی در مقابل نظام جمهوریت دیگر چیزی تلقی نمیشود.
آوازه ها هم زیاد بود که محترم میوندوال عضو دستگاه سی آی ای است وآنرا ریادتر همان فرهنگ و رشتیا شما تبلیغات دروغ را براه اندخته بود تا الحال کدام سندی در مورد محترم هاشم میونوال هم در دسترس نیست .
لذا اگر چیزی نوشته میکنید با واقعیت زنزدیک بنویسید ا این سایت مانند سایت شاه طلبان سایت چک چکی نیست . که هز چیز نوشته کنید تحریف و تمجید شوید.
ازنوشته های شما در موارد دیگر استفاده کرده ام خداوند قلم تان را توانا تر در مورد شناسایی دشمنان کشور ما گردد . با احترام


اسم: سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا     تاریخ: 28.12.2017

عزیز گرامی جناب جانباز صاحب سلام
نوشته مختصر و پرمحتوای شما را در باره اعزام قوای محدود اتحاد شوروی به افغانستان... خواندم در یک پراگراف چنین نوشته اید:
«اغلبا گفته میشود که کنگرۀ سراسری مردم اتحاد شوروی، اعزام قوا را به افغانستان محکوم نموده و اعلام کرده که حرکت مذکور در مغایرت با قانون قرار داشته و بنابرین غیر اخلاقی نیز میباشد. اما در عین حال در متن مصوبۀ کنگرۀ متذکره تحت عنوان "ارزیابی سیاسی از فیصلۀ اعزام قوا به افغانستان در دسمبر ۱۹۷۹ " چنین درج گردیده است: " کنگرۀ سرتاسری نمایندگان مردم شوروی ارزیابی سیاسی را که کمیتۀ روابط بین المللی شورای عالی اتحاد شوروی در مورد اعزام قوا به افغانستان در ۱۹۷۹ به عمل آورده است تأئید مینماید و عقیده دارد که این فیصله سزاوار محکومیت سیاسی و اخلاقی میباشد." بدین ترتیب دیده میشود که موجودیت کلمۀ "سزاوار" معنی آنرا ندارد که کنگرۀ سراسری اعزام قوا را محکوم نموده و پذیرفته باشد که عمل مذکور گویا یک اشتباه سیاسی است.»
شما در تبصره خود فشار تأکید را بر کلمه "سزاوار" انداخته اید، درحالیکه در جملۀ مذکور جان مطلب در کلمه "محکومیت" قرار دارد یعنی محکومیت سیاسی و اخلاقی. هرآنچه محکوم میگردد، شدت عمل آن حتی بالاتر از اشتباه دانسته میشود، زیرا معمولاً اصطلاح حقوقی "محکومیت" بیشتر به ارتباط جرم و جزاء استفاده میگردد. این توجیه در زبانهای های ما کاربرد دارد، اما در زبان روسی نمیدانم که آنها از محکومیت چه برداشتی دارند. بهر حال یک توضیح مختصر بود که بعرض رساندم. سال نو خوش برای شما آرزومندم.


اسم: محمد انور اڅړ    محل سکونت: کابل     تاریخ: 28.12.2017

پیاوړی او خوږ ژبی شاعر او لیکوال ښاغلی انجنیر سلطان جان کلیوال صاحب سلامونه او درناوی وړاندې کوم.
ښاغلیه! ستاسو په یوه ښکلي شعر(یوه پوښتنه لرم) کې، چې تاسو کومې پوښتنې وړاندې کړي دي، د دا ډول پوښتنو د ځوابولو لپاره یو هر اړخیز دیني او کلتوري بحث ته اړتیا ده، خو د وخت د نه شتون له امله په لنډ ډول خپل لیدلوری داسې وړاندې کوم:
لاندې خبرونه او لارښوونې د درو ابراهیمي دینونو په کتابونو: تورات، انجیل، قرآن حکیم او د پېغمبر(ص) په حدیثونو کې په لږ توپیر سره راغلي دي، دا شان په لږ او ډېر توپير، په نورو ادیانو کې یې هم یادونه شوي ده:
ټول انسانان د یو پلار آدم (ع) زامن دي؛ د بدۍ مخه په نیکۍ سره ونیسئ؛ د نورو ادیانو معبودانو ته بد مه وایئ؛ چا چې ستاسو په دین، کورکلي او آزادۍ باندې تېری نه وي کړی، تاسې له دا ډول کسانو سره دوستۍ کولی شئ او دا شان نورې ډېرې بشردوستانه لارښوونې.
که په لنډو یې ووایو چې په هغو هیوادونو کې چې د عیسویت دین په کې لمانځل کیږي، مسلمانانو ته لازمه ده چې له عیسویانو سره هغه دیني مراسم لکه: د مړو د مړیستونو پر سر باندې د شرابو او ډوډۍ خوړل (چې دوی یې د عیسی وینې او غوښې بولې) او یا نورې دیني کړنې عملي نه کړي، ځکه چې دا د نوي کال اختر په عيسویانو پورې اړه لري او مسلمانان یې باید ورسره ونه لمانځي، خو که یو مسلمان د عیسویانو په هیواد کې اوسیږي او له عیسوي ملګرو سره مخامخ شي او هغه په دې هیله وي، چې اوس به مسلمان ملګری د کرسمس مبارکي ورکړي، باید چې مسلمان ملګری، بې له دې چې دیني، تقدسي نیت او جنبه ولري ووایي:(نوی کال مو نېکمرغه یا بختور شه.)
دا داسې مانا لري لکه موږ چې په هیواد کې د هندوانو فاتحو ته ورځو او وایو:(باقي دې خدای خیر کړي، بیا دې خدای داسې نه پېښوي.) موږ د قرآن حکیم د لارښوونو پر بنسټ نه شو کولی، د غیر مسلمانو لپاره له الله تعالی څخه بخښنه وغواړو.
ستاسو د دې پوښتنې په اړه چې (له کومو غیرو مسلمانو سره دوستي کولی شو؟) د قرآن کریم لاندې ایاتونه وړاندې کیږي:
لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ [٦٠:٨]
الله تاسو له دې خبرې څخه نه منع کوي چې، له هغو خلکو سره د نېکۍ او عدل چلند وکړئ، چې د دين په باب یې ستاسو سره جګړه نه ده کړې او تاسو یې له خپلو کورونو څخه نه يی ايستلي. الله عدل کوونکي خوښوي.
إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ [٦٠:٩]
بېشکه همدا خبره ده، چې الله تاسو د هغو خلکو له دوستۍ څخه منع کوي، چې ستاسو سره د دين په معامله کې جګړیدلي دي، تاسو یې د خپلو کورونو څخه ايستلي ياست او ستاسې په ايستلو کې یې یو د بل ملاتړ کړی دی. له هغو سره چې کوم کسان دوستي وکړي، همغوی ظالمان دي.
ښاغلی کلیوال صاحب! شاعر باید شاعر ته د شعر په ژبه ځواب ووایي، خو دا چې ومې نه شول کولی شعر درته ولیکم ومې بښئ، په دې هیله چې زما لنډه ناڅیزه یادونه ستاسو د قناعت وړ ګرځیدلي وي.
په درناوي


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 28.12.2017

برادر محترم جلال خان بعد از تقديم سلام!

1-"نمیدانم ایا افاده ای بنده ضعیف است، یا اینکه شما قصد ندارید، سخن بنده را بفهمید؟"

من سخن شما را خوب فهمیده ام و میدانم که چی مقصد در نوشته جات تان نهفته است با وجود انکه ... می شوید.

2-"جواب تبصره يا جملهء اولتان بعد از سلام و مقدمه چینی را قبلا دریافت کرده اید."

من اصلاٌ با در نظر داشت نوشته شما یعنی اینکه "فرزند" بودن بعدآ داخل این مذهب شده، نوشته ام که با وجود آن این "عقیده" جزء و یا جوهر این مذهب است. اینکه از اول موجود بوده یا بعد آمده مسلهء جداگانه است، اما واقعیت این است که فعلاٌ به این عقیده هستند.

من نه مقدمهء چینی کرده ام و نه سوالی کرده ام که جوابی بگبرم.


3-فرموده دیگرتان:
«آدم هر گاه عقیده خود را اصلاح کند خود به خود عقیده یک ملیارد عیسوی .... اصلاح می گردد.»

شما در ارتباط جملهء بالای من می نویسید: "تا یک اندازه صحیح، بلی اول خود انسان و بعدا اقارب نزدیک، اما همچنان دیگران. شما هم اول از خود شروع کنید!"

در حالیکه من آن جمله را در ارتباط جملهء ذیل تان نوشته ام:

"عقیده ای که خلاف پیام اصلی پیامبر آن به میان آمده باشد، قابل احترام نه بلکه لایق اصلاح میباشد."

ببینید که به کدام سویه موضوع را تغیر می دهید و زیرکانه تبلیغات بر ضد مذهب دیگران می کنید.

4-"منتها این اخر منزل نیست، غیر ازان پس ضرورت فرستاد پیغمبران چی بود؟ پیغمبران هم تضمین نداشتند، که تمام جهان را اصلاح خواهند توانست. نمیدانم شما چی تضمین دارید، که در نسخه خود، اطمینان اصلاح تمام جهان را میدهید؟ از کجا این دستور را دریافت کرده اید؟"

توجه کنید که از کجا به کجا موضوع را کش می کنید. من آن جمله را در ارتباط این گفته ام که شما به "اصلاح" فلسفهء عیسویت دعوت می کنید.

5-"الله تعالی در پهلوی «و انذر عشیرتک الاقربین» میفرماید:
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104)
و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود."

عین همین کار را من کرده ام که نوشته ام بگذارید مردم را به عقیده شان که در غیر آن دعوا و جنجال خلق می گردد.


6-"وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (105)
و نباشید مانند انانیکه که پس از آنکه آیات روشن برای (هدایت) آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودند، که البته برای آنها عذاب بزرگ خواهد بود. ۱۰۵ ال عمران"

ایه بالایی دقیقاٌ جلو تفرقه اندازی را توصیه می کند که هدف من هم همین بوده که نمی شود "عقیده" انسان ها را که شما چنین می فرمایید: "عقیده ای که خلاف پیام اصلی پیامبر آن به میان آمده باشد، قابل احترام نه بلکه لایق اصلاح میباشد"، اصلاح نمود.


7-ویا
كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (110)
شما نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته‌اید، به نیکوکاری امر می‌کنید و از بدکاری باز می‌دارید و ایمان به خدا دارید. و اگر اهل کتاب همه ایمان می‌آوردند بر آنان چیزی بهتر از آن نبود، لیکن برخی از آنان با ایمان و بیشترشان فاسق و بدکارند.(۱۱۰) سوره ال عمران"

من غیر از کار بالا در نوشته هایم در مقابل نوشته شما چیزی دیگری هدف نداشته ام.

8-"درجواب جمله دیگر میفرمایید (باذکر جمله اینجانب):
["منتها حق را باید حق گفت و باطل را باطل!"

بلی این حق شان است که هر طوری عقیده داشته باشند، باشند.]

شما می نویسید:" منکر این حق کسی نشده است. سیاق كلام در مورد حقانيت عقيده بوده تا داشتن يا نداشتن حق عقيده!

حق کلمهء عربی به معنی راست و درست.
"حق عقیده" یعنی درست است که یک انسان عقیده داشته باشد.
حقانیت عقیده یعنی درست بودن عقیده که ایادرست است یا نیست.

انسانی که یک عقیده داشته باشد و انرا کسی درست تشخیص نکند باید در صدد "اصلاح" آن شد که مسلم باعث "تشنج" و اختلافات دینی می گردد.

9-....
اما!
کی خواسته که بین زندگی مسالمت امیز انسانها تشنج ایجاد نماید؟ بهتر است، از خود هم یکبار صادقانه سوال كنيد.
من كه نميخواهم! و ازكلامم هم ان شاءالله چنین استباط نمیشود، شما اگر موضوع را به بیراهه میکشید، مشکل خود شماست. بنا برف بام خود را به بام دیگران نیاندازید."

منظورم این بوده که تماس با همچو موضوع اساس باعث ایجاد "تشنج" می گردد.

"و ازكلامم هم ان شاءالله چنین استباط نمیشود،"

یعنی اگر خداوند (ج) نخواهد چنین استنباد می شود.

از چیزی که نفرت دارم که برف بام خود را بالای بام دیگران بیندازم. من برف پاکی کرده ام در زمستان های زیبای کابل سابق و همیشه برف بام خود را در روی حویلی خود انداخته ایم.

9- [گفته من:
2-"الی یک موضوع واحد، که فرق اساسی بیان عقیده اسلامی و موضوع ذکر شده در انجیلی که سالها بعد از بالا رفتن عیسی علیه السلام به اسمان نوشته شده، همانا دران است، كه عيسى عليه السلام را نعوذبالله ‌‌پسر الله خوانده یا نوشته اند.....

فرمایش شما:
«خداوند (ج) خودش میداند که چرا تولد حضرت عیسی (ع) انطور صورت بگیرد که در هر دو کتاب آسمانی اش ذکر آن رفت و از انبیاء كرام دیگر از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى
و محمد عليهم الصلاة و السلام طور دیگر.»]

"اغاجان! بازهم مسءله غير مطرح در موضوع را مطرح نموديد...."

شیر آغا جان ببینت همرایت مزاق نداشتم اما شروع کردی به مزاق کردن.

اما لا اقل از این تفکرت خوشم آمد که:

"در حالیکه ادم علیه السلام که بدون پدر و مادر افریده شده، الله در مورد وی هم فرموده که روح خود را در وی دمیده است."


10-" فرموده دیگرتان:
«ما هر گاه همهء ادیان را توحیدی فکر کنیم که است، مشکل رفع است.»

"یکی فکر و تصور شماست و یکی هم واقعیت."

یعنی یک جمع یک مساوی می شود به دو واقعیت.
و هر قدر تعداد افراد زیاد شود به همان اندازه هم رتبهء واقعیت بالا میرود.

11-"علاوتا تنها توحيد كفايت نميكند، در پهلوی جز دوم کلمه شهادت که ایمان به رسالت و بندگی حضرت محمد صلی الله علیه و سلم میباشد، هم شامل است."

معلم دینیات ما در مکتب سید جمال الدین افغان چند جز دیگر را هم گفته بود اما مهم همان مهم هایش است.

11-" ...تبصره های خارج موضوع یا بی ارتباط تانرا هرقدر پیشتر میروم بیشتر میبینم، این مقوله را صادق میبینم."

تشکر از اینکه تبصره های من را با هم ارتباط دادید.

زیاد نروید که کم مقوله ببینید.

11-وقتى يك مسلمان ميگوید، امنت بالله و ملاءكته و كتبه و رسوله... يعنى ايمان اجمالى به كتابهاى اسمانى ( تورات، زبور، انجيل و قران) و صحیفه ها، که به حق به پیغمبران جلیل القدر معلوم فرستاده شده اند، شامل ایمان یک مسلمان است. اما در مورد محتوی صرف قران صاحب امتیاز است، زیرا تحریف نشدن سایر کتابها از جانب الله تضمین نشده، چون ویغمبر اخر زمان امدنی بود. اما حفظ قران شریف از تحریف تضمین شده، چون بعداز وی تا قیامت، پیغمبر دیگری نازل نمیشود.

این خود یک اشاره دیگر برین است، که امت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بار تبلیغ پیام الله را به دوش دارد.

ببینید که شما به کدام سویه مسلمانان را توسط پیغام بالایی تان در مقابل عیسویان غوغا می کنید.


12-"المهم که رب العالمین هیچگاهی هیچ بندهء را فرزند يا خویشاوند، خود نخوانده، بلكه، برعكس ازين كلام شنيع منع فرموده و در رد ان ايات صريح متعددى فرستاده است."

هیچ مسلمانی منکر این نیست اما در ملک شان زندگی کردن و بر ضد شان تبلیغ کردن شیوه مردانگی نیست.

14-" ان شاءالله پایان سخن با شما درین مورد"

انشالله.


وسعتکدهء عالم حیرت اگر این است
از خانهء آینه محال است براییم

بیدل


اسم: جلیل غنی هروی    محل سکونت: کالیفرنیا     تاریخ: 28.12.2017

گردانندگان پورتال افغان جرمن آنلاین لطف نموده نظر قبلی مرا که چند دقیقه قبل ارسال داشتم نظر به یک اشتباع عمدۀ تایپی حذف نموده و این نظر را بعد از اصلاحاتی که وارد نمودم نشر فرمائید . از همکاری شما جهانی سپاس
جلیل غنی هروی

سلام و احترام خویش را حضور جناب حسیب الله از آلمان، جناب دوکتور غروال از ویانا و جناب عبدالله از کالیفرنیا تقدیم میدارم.
نخست از اینکه مقالۀ من تحت عنوان «روز سیاه ششم جدی» مورد توجه شما قرار گرفته سپاسگزارم.
جناب حسیب الله از آلمان .
از لطف و محبت شما و ارزیابی مثبت از این مقاله که آنرا با محتوا و عمیق و مفید یافته اید جهانی سپاس. برای من جای مسرت است که اگر توانسته باشم موضوعات مرتبط و مورد علاقۀ هم وطنان را تا حد توان توضیح کرده باشد. از لطف شما بازهم تشکر.
جناب محترم دوکتور غروال از ویانا.
حسن نظر شما نویسندۀ توانا و دانشمند گرامی و آرزو و دعای شما مایۀ دلگرمی و جرأت این هیچمدان است. آنچه از چهل سال به اینطرف با تهاجم آشکار و غاصبانۀ قشون سرخ اتحاد شوروی سابقه بر افغانستان روی داده و سر آغاز بد بختی ها و بی سامانی ها و ویرانی های بیشمار و از بین رفتن تمام شیرازۀ زندگی مردم افغانستان و ثبات و صلح در کشور گردیده، نباید از دید نسل جدید و نسلهای آینده بیفتد و عناصر و گروه های عامل این تهاجم رسوا و یاد شهدای راستین مقاومت ملی در برابر چنین مظالم، گرامی نگهداشته شود. حقایق را در صورتی که بدون تعلق و تعصب و جانبداری بتوان نوشت، یکی از رسالت های قلم بدستان است و کوشش نهائی دارم که به خصوص در چنین رویداد های که با سرنوشت ملت افغانستان سر و کار دارد و در عین زمان با در نظر داشت برد خورد احساساتی با حقایق از جانب برخی از هموطنان، با کمال امانت داری و صداقت برای خوانندگان تقدیم نمایم. یکی از این رویداد ها همین یاد آوری از روز سیاه ششم جدی است که مورد توجه و مهربانی شما قرار گرفته است. مراتب امتنان مرا به پذیرید.
جناب محترم عبد الله از کالیفرنیا.
آنچه که من نگاشتم فکر نمی کنم به روی احساسات و یا بدون اسناد باشد. تعلقات کسانی مثل محمد حسن شرق، عبدالحمید محتاط که بنا بر همین تعلقات از هالند اخراج گردید، وطن جار که به گفتۀ خود شما جناب محترم سردار محمد داوود خان از پول شخصی خود برای او خانۀ ساخت، محمد خان جلالر، غلام جیلانی باختری، پادشاه گل وفادار و فیض محمد برهمه ثابت است. هم مرحوم محمد صدیق فرهنگ و هم سایر نویسندگان و حتی اعضای حزب دموکراتیک خلق هم به وجود عضویت آنها اعتراف دارند. مصاحبۀ اخیر فرید مزدک مسؤول سازمان جوانان حزب دموکراتیک خلق با بر نامۀ تلویزیونی « به عبارت دیگر» در بی بی سی بیانگر حقایقی است که با شنیدن این اظهارات او، شاید نظر شما در مورد آنچه نوشته اید هم تغییر نماید. شما هم نظریات و برداشت های خود را دارید و این که من با شما هم عقیده هستم و یا نیستم، به آن احترام دارم و انتظار دارم که شما هم به نظریات دیگران نه تنها من بلکه دیگران هم که درین خصوص نوشته اند، احترام بگذارید گر چه شاید به ذوق و سلیقۀ شما موافق هم نباشد. این که می نگارید که سند ارائه نمایم که دران وقت این اشخاص اعضای حزب دموکراتیک خلق بودند یا نه فکر میکنم گذشتۀ آشکار این اشخاص خودش سند است و اگر سند تحریری و چاپی ضرورت باشد باید آرشیف حزب دموکراتیک خلق را بدست آورد و کاپی کارتهای عضویت آنها را به شما و سایر شکاکیون تقدیم داشت. و هم اینکه در غیر آن به گفته ای شما « بهتر است در همان سایت شاه پرستان همکاری کنید وبس .
ورنه فکر میشود شما هم فقط میخواهید روی کاغذ را سیاه کنید.» فکر نمی کنم شما و کسان دیگری در موقیعیتی باشید که برای من و یا دیگران تعیین تکلیف نمائید. من یکی از همکاران پورتال افغان جرمن آنلاین از چندین سال به اینطرف و در عین زمان همکار ویب سایت آریانا افغانستان هم از همان آغاز تأسیس آن تا کنون بوده ام و این همکاری خود را به حیث یک نویسندۀ مستقل و بدون تعلق به هیچ گروه و دسته و انجمن و گروپ و هر نام دیگری که باشد، با هر رسانۀ که برای مردم افغانستان باشد و تفتین و تفرقه ایجاد نکند، ادامه خواهم داد. باید حقایق امروز افغانستان گفته شود تا پندی باشد برای آیندگان ورنه مثل دوران های گذشته، تاریخ تشریفاتی و درباری به درد نسل های آینده نمی خورد.
با تجدید احترام جلیل غنی هروی


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 27.12.2017

مقاله جناب محترم جلیل غنی هروی، تحت عنوان "روز سیاه ششم جدی" را، با محتوای خوب و متن ملی گرایانه آن قابل تحسین و در خور ستایش یافتم.

بااحترام
حسیب الله


اسم: حسیب الله    محل سکونت: المان     تاریخ: 27.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

با انتقادات جناب محترم انجنیر قیس کبیر در قبال تناقض گوئی های آقای ظریف امین یار صد در صد موافقم، امید وارم جناب محترم آقای ظریف امین یار به حیث یک استاد و آنهم به حیث استاد پوهنتون لطفاً اندکی و یا بیشترکی دقیقتر بنویسند که با معیار های یک استاد پوهنتون هم نوا باشند، البته این یک خواهش و یا یک پیشنهاد می باشد.

مثلاً:

- زمانی که آقای امینیار می نویسد: در سیاست معاصر ۵ چیز برای موفقیت پایدار در کنار مهارت های دیگر سیاسی حایز اهمیت حیاتی است ، باید از نظر علمی اقلاً یک توضیح مختصر بدهد، که کی همچو چیزی را می گوید، آقای امین یار خودش به این نظر آمده و یا نظر کدام شخصی دیگری را تایید نموده، به قسم تایید حرف آن شخص همان پنج نکته را تاکید دارد. اگر کدام شخصی دیگری این پنج نکته را حیاتی می داند، آن شخص کی است؟ اگر آقای امین یار خودش به این نظر آمده است، لطفاً دقیق تر توضیح دهند که چطور به این پنج نکته و فقد به همین پنج نکته رسیده اند؟

- و یا زمانی که جناب محترم امین یار به حیث یک استاد پوهنتون، در یک جمله ای کوتاه، با موجودیت دو اغلاط تایپی، از تیوری وضعی و اقتضایی رهبری فقط ذکری نموده می نویسند: درک ضعیت و موضعگیری لازم براساس اقتضای زمان یکی از اساس ترین اصل برای پیروانان تیوری وضعی و اقتضایی رهبری است. ، آیا لزومدید یک مقاله ای علمی تقاضای آنرا ندارد، که آقای امینیار تعریفی کوتاه و دقیقی از آن تیوری وضعی و اقتضایی رهبری شان به خواننده گان محترم یک پورتال محترم ارایه دارند؟ واضعیست که تقاضای همچو یک برخورد و سلوک سالم علمی از یک استاد پوهنتون لازم و بجاست!
به عبارت ساده تر : آیا وظیفه ای یک مقاله ای خوب علمی یک اطلاع رسانی با کیفیت میباشد و یا به اصطلاح فرستادن خواننده گان محترم پشت نَخود سیاه؟
واضعیست که وظیفه ای یک مقاله ای خوب علمی یک اطلاع رسانی با کیفیت میباشد، جناب استاد امین یار محترم.

- چنانچه فرموده ای جناب محترم قیس کبیر نیز بلکل بجاست: آقای ظریف امین یار چه تعریفی علمیی از یک شخصیت کرسماتیک دارند، زمانی که از یک طرف عدم موفقیت شخص مورد نظرش را در هر پنج نکته، که آن پنج نکته را نیز خودش انتخاب نموده و یا معیار قرار داده است، ناکام می خواند، اما دفعتاً در اخیر شخص مورد نظر اش را یک شخصیت کرسماتیک می خواند.

خواندن مقاله ای آقای ظریف امین یار یک سلسله سوالاتی را در ذهن من نیز به اصطلاح جدید بِخُطورانید، که فعلاً فقط یکی از آن سوالات را که سوال مزاحگونه ای می باشد، پیشکش می نمایم و آن این است:

آیا جناب محترم آقای ظریف امین یار در دوران تحصیلات پوهنتونی شان، بیشتر اوقات روز های بین هفته را، در صنوف درسی و کتابخانه ها سپری فرموده اند و یا در کافی تریای پوهنتون؟ امید از این مزاحم آقای ظریف امین یار قهر نشوند.

با احترام

حسیب الله


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 27.12.2017

برادر محترم الله محمد خان بعد از تقديم سلام،
نمیدانم ایا افاده ای بنده ضعیف است، یا اینکه شما قصد ندارید، سخن بنده را بفهمید؟

-جواب تبصره يا جملهء اولتان بعد از سلام و مقدمه چینی را قبلا دریافت کرده اید.

فرموده دیگرتان:
«آدم هر گاه عقیده خود را اصلاح کند خود به خود عقیده یک ملیارد عیسوی و یک ملیارد چینایی و یک ملیارد هندو و ملیارد ها عقاید مذاهب دیگر اصلاح می گردد.»
تا یک اندازه صحیح، بلی اول خود انسان و بعدا اقارب نزدیک، اما همچنان دیگران. شما هم اول از خود شروع کنید! منتها این اخر منزل نیست، غیر ازان پس ضرورت فرستاد پیغمبران چی بود؟ پیغمبران هم تضمین نداشتند، که تمام جهان را اصلاح خواهند توانست. نمیدانم شما چی تضمین دارید، که در نسخه خود، اطمینان اصلاح تمام جهان را میدهید؟ از کجا این دستور را دریافت کرده اید؟
الله تعالی در پهلوی «و انذر عشیرتک الاقربین» میفرماید:
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104)
و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود.

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (105)
و نباشید مانند انانیکه که پس از آنکه آیات روشن برای (هدایت) آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودند، که البته برای آنها عذاب بزرگ خواهد بود. ۱۰۵ ال عمران
ویا
كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (110)
شما نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته‌اید، به نیکوکاری امر می‌کنید و از بدکاری باز می‌دارید و ایمان به خدا دارید. و اگر اهل کتاب همه ایمان می‌آوردند بر آنان چیزی بهتر از آن نبود، لیکن برخی از آنان با ایمان و بیشترشان فاسق و بدکارند.(۱۱۰) سوره ال عمران


درجواب جمله دیگر میفرمایید (باذکر جمله اینجانب):
["منتها حق را باید حق گفت و باطل را باطل!"

بلی این حق شان است که هر طوری عقیده داشته باشند، باشند.]

منکر این حق کسی نشده است. سیاق كلام در مورد حقانيت عقيده بوده تا داشتن يا نداشتن حق عقيده!

جاى ديگر در جواب بیت ذیل فرموده اید:
«اگر بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است"

بهتر است یک فرد "گناه" کند و نه اینکه بین انسان های که در دو دین مختلف به صلح و آرامش در سراسر جهان با هم در زندگی مصالمت امیز دارند تشنج خلق کند.

-اول گناه تا گناه است، قتل هم گناه است، تهمت و مردم ازاری هم گناه است، مقابله با حق گناه است و امثالهم. پیغمبر صلی الله علیه وسلم میفرماید که اگر منکری را دیدید با دست منع کنید، اگر ممکن نبود با زبان و اگر انهم ممکن نباشد، به دل خود انرا بد ببیند، که ان پایینترین درجه ایمان است.؛
اما!
کی خواسته که بین زندگی مسالمت امیز انسانها تشنج ایجاد نماید؟ بهتر است، از خود هم یکبار صادقانه سوال كنيد.
من كه نميخواهم! و ازكلامم هم ان شاءالله چنین استباط نمیشود، شما اگر موضوع را به بیراهه میکشید، مشکل خود شماست. بنا برف بام خود را به بام دیگران نیاندازید.
فرمایش تان در مقابل تبصره بنده:
[گفته من:
2-"الی یک موضوع واحد، که فرق اساسی بیان عقیده اسلامی و موضوع ذکر شده در انجیلی که سالها بعد از بالا رفتن عیسی علیه السلام به اسمان نوشته شده، همانا دران است، كه عيسى عليه السلام را نعوذبالله ‌‌پسر الله خوانده یا نوشته اند. که درست همین کلمه و نظر است که منافی با عقیده توحید که پیام اصلی تمام انبیاء كرام از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم الصلاة و السلام ميباشد."

فرمایش شما:
«خداوند (ج) خودش میداند که چرا تولد حضرت عیسی (ع) انطور صورت بگیرد که در هر دو کتاب آسمانی اش ذکر آن رفت و از انبیاء كرام دیگر از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى
و محمد عليهم الصلاة و السلام طور دیگر.»]


اغاجان! بازهم مسءله غير مطرح در موضوع را مطرح نموديد. كى سوال يا اعتراض كرده كه الله تعالى چرا پیغمبران دیگر را بشکل طبیعی و حضرت عیسی علیه السلام را بدون پدر افريده است.
موضوع پسر خواندن وی است. در حالیکه ادم علیه السلام که بدون پدر و مادر افریده شده، الله در مورد وی هم فرموده که روح خود را در وی دمیده است.
«روح از امر رب است و انسانرا درین مورد از جانب الله سبحانه و تعالی، جز علم اندکی نصیب نشده است.» ترجمه قسمتی از ایت شریف
این قدرت الله است، هرچه بخواهد میکند، به هرچیز قدرت دارد، ادم علیه السلام را بدون پدر و مادر، بی بی حوا را بدون مادر افرید.

فرموده دیگرتان:
«ما هر گاه همهء ادیان را توحیدی فکر کنم که است هم مشکل رفع است.»
یکی فکر و تصور شماست و یکی هم واقعیت.
علاوتا تنها توحيد كفايت نميكند، در پهلوی جز دوم کلمه شهادت که ایمان به رسالت و بندگی حضرت محمد صلی الله علیه و سلم میباشد، هم شامل است.
سخن حکیمانهءتان:
"مشکل اساسی فکر فردی است نه پاو لوس و امپراطور بیزانس"
- اگر مشکل نمیبودند، اثارش تاحال باقی نمیماند. اما در مورد خودتان که تبصره های خارج موضوع یا بی ارتباط تانرا هرقدر پیشتر میروم بیشتر میبینم، این مقوله را صادق میبینم.

توصیهء نهايى تان:
"شما مراجع کنید به کتاب تورات در بخش "خلقت" آن یعنی اول آن
که پیدایش هستی را توسط خالق پاک که عین چیز هم در کتاب دینی ما امده چطور تشریح شده.

یعنی خداوند (ج) ما را از خاک خلق کرده و از روح خود در ما دمیده. این به این معنی است نزد من که ما همه از قدرت او به وجود امده ایم و بنده و یا هر نامی بالایش بگذارید "او" هستیم."

-وقتى يك مسلمان ميگوید، امنت بالله و ملاءكته و كتبه و رسوله... يعنى ايمان اجمالى به كتابهاى اسمانى ( تورات، زبور، انجيل و قران) و صحیفه ها، که به حق به پیغمبران جلیل القدر معلوم فرستاده شده اند، شامل ایمان یک مسلمان است. اما در مورد محتوی صرف قران صاحب امتیاز است، زیرا تحریف نشدن سایر کتابها از جانب الله تضمین نشده، چون ویغمبر اخر زمان امدنی بود. اما حفظ قران شریف از تحریف تضمین شده، چون بعداز وی تا قیامت، پیغمبر دیگری نازل نمیشود. این خود یک اشاره دیگر برین است، که امت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بار تبلیغ پیام الله را به دوش دارد.
المهم که رب العالمین هیچگاهی هیچ بندهء را فرزند يا خویشاوند، خود نخوانده، بلكه، برعكس ازين كلام شنيع منع فرموده و در رد ان ايات صريح متعددى فرستاده است. احادیث واضح و صریح هم کافی درین مورد موجود اند. در نوشته های قبلی بنده و دیگر برادران بقدر کافی ایات و احادیث شریف ذکر و تبصره صورت گرفت.

- اگر اشعار اخیر نوشته تانرا خود کمی با دقت بیشتر بخوانید، ان شاءالله نصيحت هاى خوبى براى خودتان هم نهفته دارد.

ان شاءالله پایان سخن با شما درین مورد


اسم: قیس کبیر    محل سکونت: المان     تاریخ: 27.12.2017

تناقض گوئی های استاد امینیار در نوشتۀ تازۀ شان را در زیر می آورم که همه قابل تأمل و سوال برانگیز اند.
ایشان می نویسند:
اگر من یکی از پیروانان استاد نور می بودم همین امروز با ایشان برای ابد مقاطعه اعلام می کردم چون او هرگز یک سیاستمدار پخته و اهیت و شایستگی رهبری را ندارد..
و اما بعدتر می نویسند که (در اخیر باید اعتراف کرد که استاد نور در جهادی های حزب جمعیت اسلامی روی هم رفته یک چهره بهتر و مناسب بعد از داکتر عبدالله است.) بعد هم می نویسند که(استاد عطا شخصیت کرسماتیک دارد و دارای مهارتهای خوبی در عرصه سیاست می باشد...)
چگونه کسی که " یک سیاستمدار پخته(نبوده) و اهیت و شایستگی رهبری را ندارد" شخصیت کرسماتیک دارد و مهارت های خوبی در عرصۀ سیاست دارد.

در جای دیگر می نویسید که" مطمئین باشید که ارزشهای جمعیت اسلامی را نیز فردا به معامله خواهد گرفت.

آن ارزش ها کدام اند جناب امینیار؟

یک سیاستگر معاصر باید یک اندازه ماکیاولیست نیز باشد و دارای شخصیت نیمه ارتجاعی باشد .

یک سیاست گر که تا یک اندازه ماکیاولیست باشد و شخصیت نیمه ارتجائی نیز داشته باشد، از نظر استاد امینیار چگونه رهبری خواهد بود؟ یکی دو نمونه در سطح منطقه و جهان اگر ذکر شود بد نخواهد بود.

"سخنرانی امروز استاد نور نشان داد که او یک سیاستمدار شتاب زده، ضعیف و سست عنصر است..."

استاد امینیار این تحلیل خویش را چگونه توجیه میکنند که از یک جانب عطا محمد نور یک سیاستمدار شتاب زده، ضعیف و سست عنصر است، یک ساستمدار پخته نبوده و اهلیت و شایستگی رهبری را ندارد و از سوی دیگر"... استاد عطا شخصیت کرسماتیک دارد و دارای مهارتهای خوبی در عرصه سیاست می باشد که اگر بالای آن در چوکات یک تیم کار شود می تواند یک رهبر خوبی را برای آینده افغانستان تولید کند." و بعد هم علاوه میکند که:
"او سراسر مردد، شتاب زده، احساساتی و غیر عقلایی حرف زد....".

پس یک فرد با چنان مشخصات چگونه می تواند یک رهبر برای یک کشور باشد و چند سال دیگر باید بالای او کار کرد تا رهبر گردد؟
جناب امینیار آیا فکر میکنید 50 سال کافی خواهد بود؟


اسم: دوکتور غروال    محل سکونت: ویانا     تاریخ: 27.12.2017

محترم جلیل غنی هروی په ننی مقاله کښی په حیث د تجروبه کاره او با استعداده ژورنالست او ملی شخصیت له هری خوا د افغانستان با غروره ملت تباه کیدل او د افغانستان د خاوری حاکمیت له لاسه ورکول او همدارنګه د با غروره ملت مقاومت د۱۹۷۸ کال څخه تر نن ورځ پوری په وضاحت سره ډیر په زړه پوری څیړلی دی ! کور دی ودان او د خدای پاک څخه درته د ښه صحت او زیاتی کامیابی ارزوکوم !!


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 27.12.2017

جناب محترم برادر بزرگوار استاد جلال را سلام ها و احترامات تقدیم است،

با تلویزیون و پروگرام های تلویزیونی شخصیت محترم و ملی ما جناب محترم عمر خطاب آشنایی دارم و پروگرام خوب سخن عریان و یا سیپنی خبری را هم گاهگاهی از طریق YOUTUBE می بینم، اما متاسفانه دیشب مصاحبه با جناب محترم مبین مجددی را تا هنوز ندیده ام و هم از حرکت خوب و نیک «‌حرکت صلخواهانه برای نجات افغانستان که شما محترم نوشتید تا هنوز بی خبر بودم. از جناب شما یک جهان تشکر که من را از موجودیت همچو یک حرکت خوب و نیک مطلع ساختید، پروگرام مصاحبه با جناب محترم مبین مجددی را حتماٌ همین حالا می بینم. انشالله کوشش می کنم اگر خواست خدا بود، در آینده آواز صلح طلبی بین الافغانی خود را از طریق آن بزرگواران نیز بلند کنم. امید بتوانم به همان ساعت با جناب محترم خطاب ارتباط تلفونی بر قرار بتوانم. از این معلومات خوب شما یک جهان سپاس. خداوند متعال به همرایتان.

با احترام

حسیب الله


اسم: عبداله    محل سکونت: کالیفرنیا     تاریخ: 27.12.2017

مخترم آقای غنی !
ازینکه نوشته کردید که حسن شرق ء جلالر ء پاچا گل و محتاط ( آنزمان) در حزب خلق و پرچم بودند ودر کودتا سهم داشتند باید اسناد نشان دهید ورنه بهتر است در همان سایت شاه پرستان همکاری کنید وبس .
ورنه فکر میشود شما هم فقط میخواهید روی کاغذ را سیاه کنید . با احترام


اسم: دستگير روشنيالی    محل سکونت: دنمارک     تاریخ: 27.12.2017

حبيب اله عزيز سلام تقديم است. از تبصيره خوب و آموزنده شما سپاسگزارم. من نه تنها نظريات، سوال ها و انتقادات شما را در نظر ميگيرم، بلکه بالای هر کدام آنها حساب می کنم.


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 27.12.2017

أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله

بنام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زیان آفرین

برادر محترم آقای جلال بعد از عرض سلام!

1-"عقیده ای که خلاف پیام اصلی پیامبر آن به میان آمده باشد، قابل احترام نه بلکه لایق اصلاح میباشد."

من به اساس گفتار شما که گویا بعداٌ مثلهء "فرزند" بودن مطرح شده موضوع احترام به "عقیده" را نوشته ام واین امروز جز زندگی اجتماعی مردمان این دین در سراسر جهان است.

آدم هر گاه عقیده خود را اصلاح کند خود به خود عقیده یک ملیارد عیسوی و یک ملیارد چینایی و یک ملیارد هندو و ملیارد ها عقاید مذاهب دیگر اصلاح می گردد.

"منتها حق را باید حق گفت و باطل را باطل!"

بلی این حق شان است که هر طوری عقیده داشته باشند، باشند.

"اگر بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است"

بهتر است یک فرد "گناه" کند و نه اینکه بین انسان های که در دو دین مختلف به صلح و آرامش در سراسر جهان با هم در زندگی مصالمت امیز دارند تشنج خلق کند.


2-"الی یک موضوع واحد، که فرق اساسی بیان عقیده اسلامی و موضوع ذکر شده در انجیلی که سالها بعد از بالا رفتن عیسی علیه السلام به اسمان نوشته شده، همانا دران است، كه عيسى عليه السلام را نعوذبالله ‌‌پسر الله خوانده یا نوشته اند. که درست همین کلمه و نظر است که منافی با عقیده توحید که پیام اصلی تمام انبیاء كرام از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم الصلاة و السلام ميباشد."

خداوند (ج) خودش میداند که چرا تولد حضرت عیسی (ع) انطور صورت بگیرد که در هر دو کتاب آسمانی اش ذکر آن رفت و از انبیاء كرام دیگر از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى
و محمد عليهم الصلاة و السلام طور دیگر.

ما هر گاه همهء ادیان را توحیدی فکر کنم که است هم مشکل رفع است.

مشکل اساسی فکر فردی است نه پاو لوس و امپراطور بیزانس

شما مراجع کنید به کتاب تورات در بخش "خلقت" آن یعنی اول آن
که پیدایش هستی را توسط خالق پاک که عین چیز هم در کتاب دینی ما امده چطور تشریح شده.

یعنی خداوند (ج) ما را از خاک خلق کرده و از روح خود در ما دمیده. این به این معنی است نزد من که ما همه از قدرت او به وجود امده ایم و بنده و یا هر نامی بالایش بگذارید "او" هستیم.


پرتو خورشید جز در خاک نتوان یافتن
یک زمین و آسمان از اصل خود دوریم ما

با وجود نا توانی سر بگردون سوده ایم
چون مه نو سر خط عجزیم و مغروریم ما

پدر و مادر عرفان

بیدل



اسم: قاسم باز    محل سکونت: ویرجینیا امریکا     تاریخ: 27.12.2017

روز ۶ جدی روز سیاه در تاریخ افغانستان ، روزیکه قطعات ۱۲۰ هزار نفری اردو سرخ شوروی که به اساس درخواست نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین از کمیته مرکزی حزب کمونست شوروی و شخص لیونید بریژنیف نموده بود وارد خاک افغانستان شدند، این قطعات در زمان حکمرانی حفیظ الله امین به خواهش امین و حزب خلق داخل حریم ملی افغانستان ګردیدند، ازادی پرستان نقاب پوش امروزی در انوقت دسته های ګل را به این قشون بیګانه و متجاوزین پیش کش میکردند، این ازادی پرستان امروزی در انوقت سلاح روسی بخاطر دفاع از این قشون اشغالګر در مقابل جنګجویان ازادی خواه افغانستان بطرفداری اردو اشغالګر به سر شانه داشتند و به نفع انها شعار میداداند.
در حال حاضر شعار انها اینست؟ زنده باد ازادی
ولی همین زنده باد ګویان امروزی در زمان خود یعنی زمان اقتدار نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین شعار میدادند و میګفتند، مرګ به ازادی. بهر صورت.
شش جدی روز سیاه در تاریخ افغانستان است.
شام ۶ جدی عملیات قصر تاج بیک بغیر از افسران روسی بهمدستی سید محمد ګلابزوی رهبری میشد، ګلابزوی در انشب در حالیکه امین در حالت جان کندن بود، پا خود را در ګلون حفیظ الله امین مانده تا وی را زودتر به کیفر اعمالشان برساند. این موضوع را اقای سرور منګل وزیر پلان و معاون صدارت ، زمان حكومت ببرك كارمل داماد خوازک خان منګل در منزل جناب محترم خوازک خان زلمی منګل وزیر اسبق فوایدعامه زمان سلطنت برایم حكايت نمود.
چار وزیر دار ګریختګی هر یک اسلم وطنغار، شیر مزدوریار؟ اسدالله سروری و سید محمد ګلابزوی افراد بودند که در شب ۶ جدی اکثره عملیات تهاجمی روسها را هم اهنګ میساختند.
شیر مزدوریار در ان شب قطعات قوای چار و پانزده زرهدار را زیر نظر داشتند، اسلم وطنجار مسولیت قطعات مرکزی را مسول بود، اسدالله سروری قوا هوایی را کنترول میکرد و سید محمد ګلابزوی عملیات قصر تاج بیک را همرای روسها هماهنګ میساخت.


اسم: سلطان جان کلیوال    محل سکونت: کانادا     تاریخ: 27.12.2017

قدرمن ورور حسیب الله صاحب ! زما متقابل سلامونه هم ومنی. تاسو چی د هغو مادی او معنوی خسارو په هکله چی د وخت شوروی اتحاد افغانستان ته اړولی د محاسبه کیدو د کوم میتود په هکله زما نظر غوښتی ډیره ډیره مننه. زه په لنډه توګه دومره ویلی شم چی : د ۱۳۵۷ کال د ثور له اومی نیټی څخه تر نن ورځی پوری چی زه دا کرښی لیکم یعنی د ۱۳۹۶ کال د جدی د میاشتی تر پنځمی نيتي پوری چی هر څومر مادی، معنوی او د سرتاوانونه افغان ولس ته ور رسیدلی دی، د دی ټولو زمه واری د پخوانی شوروی اتحاد په وارث د روسی د فدرالی دولت په غاړه ده. که څه هم د معلوماتو له مخی داسی ویل کیږی چی مرحوم استاد برهان الدین ربانی د خپلی زمامداری په وخت کی دا ټول خسارات د روس دولت ته ور بخښلی دی خو زما په نظر د افغان ولس ته له دی کبله چی مرحوم ربانی صاحب د ولس انتخابی جمهور رئيس نه وه نو د داسی لوی ملی معضلی په برخه کی د صلاحیت لرونکی هم نه دی او افغان ملت حق لری چی د روس له دولت نه د خپلی خساری د غوښتنی دوسیه په نړیوالو محاکمو کی پرانزی او د خپلو ټولو حقوقو مطالبه وکړی. دا چی دا خساره څنګه و سنجول شی په نړیواله سویه د متخصصینو موجودیت او کار ته پکی ضرورت دی. په دی هیله چی افغانان یوه ورځ د دی جوګه شی چی د هر غاصب او مداخله ګر نه د خپلی خساری پوښتنه وکړلی شی او هر هغه چاته چی د دی ملت سره زیاتی کړیدی حقوقی حسابی تر سره کړلی شی. دا و په لنډه توګه زما نظر ، روغ اوسی ورورګله.


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 27.12.2017

بسم الله الرحمن الرحیم
برادر محترم آقای الله محمد خان، امیدوارم شما هم سلامهای بنده را بپذیرید.

عقیده ای که خلاف پیام اصلی پیامبر آن به میان آمده باشد، قابل احترام نه بلکه لایق اصلاح میباشد.
اما انسانهاییکه بنابر هردلیلی به آن عقیده گرویده اند، بخاطر انسانیت شان قابل احترام میباشند. چنانچه جنازه اس یهودی ای از مقابل حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم در حال انتقال بود، حضرت محمد صلی الله علیه وسلم به احترام آن جنازه در جای خود ایستاد شدند (یا ایستاد ماندند، مضمون اصلی همین حالا بصورت دقیق بیادم نمانده). صحابه ای کرام از آنجناب صلی الله علیه و سلم پرسیدند، که آیا بخاطر یک یهودی ایستاد میشوید؟ فرمودند، به احترام اینکه جنازه ای یک انسان است.

اهل الذمة در سایه ای یک حکومت اسلامی آزاد اند، که مراسم مذهبی خود را در بین خود تعقیب و تجلیل نمایند. احکام آنها درکتابهای فقه موجود است. ورنه چطور امکان داشت، که اینهمه اهل مذاهب دیگر درطول سالهاییکه مسلمانان در اوج قدرت خود بودند، در ممالک اسلامی باقی بمانند. پیغمبر صلی الله علیه وسلم واضحا فرموده اند، که کسی که اهل الذمة را اذیت نماید، ازمن نیست.

الله تعالی در قرآن شریف صریحا به مسلمانان میفرماید، که به معبودان باطل مشرکان دشنام ندهند، تا آنها از جهالت به الله متعال جوابا دشنام ندهند.

منتها حق را باید حق گفت و باطل را باطل!

اگر بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است

سخنان فوق را اگر کنار بگذاریم، اینجا که اصلا مسءله ای احترام و بی احترامی به عقیده یا شخص مطرح نشده وهیچکس تاحال اقلا درینجا نگفته که به کسی بخاطر عقیده اش بی احترامی شود.

برعکس در مورد امکان شرعی همزیستی مسالمت آمیز، برعلاوه اجتماع حتی در بین خانواده ها با ذکر مثال از فامیلهاییکه مخلوط از مرد مسلمان و زن عیسوی یا زن یهودی که طبعا پدر و مادر و خواهر وبرادر آن زن اقارب نزدیک آن مرد و بالخصوص اولادهای مسلمان آن مرد مسلمانرا تشکیل میدهند ، از طرف خوم تذکر صورت گرفت، که ان شاءالله حتما باید از نظر مبارکتان گذشته باشد. در صورت ضرورت ان شاءالله مبتوانید، دوباره یک مرور نمایید.
و من الله التوفیق

فکر کنم روی این موضوع به قدر کافی صحبت شده باشد.

عالم همه زین میکده مدهوش برآمد
چون باده ز خم بیخبر از جوش بر آمد
چندانکه گشودیم سر دیگ تسلی
سرپوش دیگر از تهء سرپوش بر آمد
حرفی به زبان آمده صد جلد کتابسیت
عنقا به خیال که فراموش بر آمد

بر منظر معنی که ز اوهام بلند است
نتوان به خیالات هوس گوش برآمد

(بیدل) مثل کهنهء افسانهء هستی
زین گوش درون رفت و از آن گوش برآمد

(البته که ابیات فوق، انتخابا از یک قطعه شعر کامل میباشند.)

ادبگاه محبت ناز شوخی برنمیدارد
چو شبنم سر به مهر اشک میبالد نگاه آنجا

با احترام و سلام


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 26.12.2017

ډیر قدرمن مشر ورور محترم استاذ صالح محمد خان السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
ستاسو د حسن النظر، تشویق او ملاتړ نه یو جهان مننه. الله تعالی زموږتاسو ټول حال او عاقبت د خپل رضا او خوښ مطابق وګرزوی او زموږ د ګناهونو خطاګانی نه چی حد او حصر نه لری، خپل عفو اوکرم سره ګذر وکړی.
تاسو محترم ورور ډیر واضح او مفصل ټوګه هغي ټکی ته اشاره وکړ چی د شریفو مبارکو صحیح احادیثو پر بنا ددی مبحث بل اړخ تکمیلوی. نبی کریم صلی الله علیه و سلم په واضح الفاظو فرمایلی وو چی که نن ورځ موسی علیه السلام او عیسی علیه السلام بیا دنیا ته راشی مجبور او مکلف دی چی د زما ( یعنی د خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم او هغه ته رانازل شیوی دین او پیام) پیروی وکی.
ستاسو د عالمانه توضیحاتو تر څنګ، ان شآءالله نوری تبصری ته ضرورت نه پانی کیږی. جزاک الله خیرا و بارک فیک و فی من معک و اهل و عیالک.

قدرمن ورور انجنیر صاحب کلیوال، زه متیقن یم چی تاسو زما نوم قصدا بل قسم ندی لیکلی. هغه ټکی باندی زما اشاره، زما له خوا لګ غیر ضروری غوندی وو، چی په دی خاطر زه تاسو نه بښنه غواړم. نور د استاد صالح محمد خان خبری سره زه کاملا موافق یم او هیله مند یم چی تاسو محترم ورور هم، د هغه ګران ورور خبری باندی ښه غور وکی. ستاسو سلامتی او خوشحالی د الله تعالی دربار نه غواړم.

استاد محترم و شاعر خوش قریحه برادر محترم حسیب الله خان شما لطف و بزرگواری مینمایید، منتها من در خود نه لیاقت و نه صلاحیت استادی را مشاهده مینمایم. صرف قسمیکه برادر محترم صالح محمد خان حدیث شریف را ذکر نمودند، اگر یک آیتی را هم رب العالمین توفیق فهم آنرا ارزانی نموده باشد، به اساس مکلفیت و اشتیاق تقسیم این نعمت بزرگ با دیگران و امید اجر از دبار رب العزت، آنرا با برادران و خواهران دینی و بشری خود در میان میگذارم.
ازانجاییکه شما برادر محترم و بزرگوار چندین مراتبه مسئلهء همصدا شدن سرتاسری افغانها را مطرح ساخته اید، میخواستم بدانم که شما آیا شما پروگرام محترم عمر خطاب بنام سخن عریان را در تلویزیون پیام افغان که به روزهای دو شنبه، سه شنبه و پنجشنبه از ساعت ۷ الی ۹ شب پخش میشود، مشاهده مینمایید، یا نه؟ دیشب یعنی شام دوشنبه ۲۵.۱۲.۱۷ در اخیر مصاحبه ای بود با محترم مبین مجددی که به مشوره و کوشش یکتعداد افغانها حرکتی را به نام «‌حرکت صلخواهانه برای نجات افغانستان/ Peace Movement fot Afghanistan Salvation» آغاز نموده اند، که مراحل راجستر قانونی آن در امریکا هم الحمدلله طی شده و ان شاءالله میتوانند، که درین چوکات منحیث (لوبی رسمی افغانها یا افغانستان) در سنای امریکا حضور داشته و از منافع افغانستان مانند لابیهای بعضی گشورهای دیگر، رسما نمایندگی و طرفداری نماید. از افغانهای سرتاسر جهان هم دعوت نمودند، که با این حرکت سیاسی غیر انتفاعی خود را شریک بسازند. فلم انرا در یوتیوب در کانال payame afghan tv، ان شاءالله میتوان مشاهده نمود. توکل ما علی الله سبحانه وتعالی که مالک الملک و علی کل شیء قدیر است. حسبناالله و نعم الوکیل
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 26.12.2017

برادر محترم آقای جلال!

سلام های گرم بنده را پپذیرید.

"با کمال معذرت نتوانستم پیام اصلی نهفته در تبصره نهایی دانشمند محترم «الله محمد خان» در اخیر نوشتار مقایسوی ایشان از جریان تولد حضرت عيسی علیه السلام در انجیل، و قران شریف را بصورت واضح و مشخص درک نمایم."

پیام اصلی مطابقت در هر دو کتاب آسمانی از آمدن "فرشتهء" خالق پاک و "روح" وی غرض مقصد مشخص میباشد.


اینکه مثله بعدآٌ توسط پاولوس با کمک امپراطور بیزانس شکل سیاسی را به خود گرفته و ملیارد ها عیسوی به آن عقیده دارد، بایست به این عقیده احترام نمود.

اگر به آن عقیده احترام نشود باید به آن انسانان که به این عقیده هستند احترام نمود.

برده ره به آسمان غرور
خاک نا گشته کی فرود آیی

بیدل صاحب




اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 26.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

مقاله ای زیبای جناب محترم دستگیر روشنیالی تحت عنوان "نسل جوان به طرز فکری نوین ضرورت دارد"، بدون شک که در خور ستایش است،

اما متاسفانه کدام سِوِچ وجود ندارد که به همرای جناب محترم دستگیر روشنیالی بالای آن سِوِچ، با وارد نمودن یک فشار چند ثانیه ای، تمام جوانان عزیز مملکت خود را، با جمله فرمایشات مقبول و معقول جناب محترم دستگیر روشنیالی آراسته می ساختیم!

بون شک با يک نگاه سطحی نیز متوجه این موضوع شده می توانیم که در افغانستان عزیز نیز، نه تنها امروز بلکه درطول تاريخ جوانان افغان ميراثداران دیروز و گردانندگان چرخ اداری فرداي مملکت ما بوده اند و نیز دايماً همین جوانان عزیز مملکت ما بوده اند که منشأ تحولات، دگرگوني ها و پيشرفتهاي چشمگيردر بخشهای گوناگون مملکت ما اعم از بخشهای سياسي، بخشهای اقتصادي، بخشهای فرهنگي واجتماعي نیز بوده اند.

اما قبل از آنکه ما خواسته های نهان و پیدای خود را از جوانان مملکت توقع نماییم، نباید موضوعی را فراموش نماییم که جوانی یک مرحله ای از زنده گانی انسان است که ریشه در طفولیت و حتی در زمان حامله گی مادر و حتی در تولید نطفه ای سالم ریشه دارد.

در کشوری که از چهار دهه بدینسو جنگ روان است، در کشوری که فقر اقتصادی و فقر فرهنگی ناشی از جنگها از بالای کمتر خانواده ای دست بردار بوده است، تقاضای ما از جوانان کشور، که نه محیط معارف با کیفیتی در اختیار دارند، نه در یک فضای صلح و فضای فارغ از جنگ ها و خشونت ها رُشد نموده و در همچو فضای جنگ ها و خشونت ها به بسر می برند، یک خواست رُمانتیکیی بیش نخواهد بود!

بدون شک که استمرار زندگي ما بگونه ای رقم خورده است که هر نسلي فرزند زمان خود است و زمان سير صعودي و پيشرونده دارد، زمان مطالبات خاص خودش را دارد که اين خواست از خواست های روانی و فکری گرفته تا نحوه برخورد به زندگی مادی و معنوی، با مطالبات پيشين خود فرق دارد وازاينجاست که اکثراً بروز تضادها ميان نسل جوان و نسل پيشين امريست طبيعی و بديهی. 

زمانی که به اصطلاح به این نظر می آییم که نسل جوان ما به طرز فکری نوین ضرورت دارد، پس باید راه های دقیق و علمی این خواست خود را نیز مطرح نماییم: یعنی به اصطلاح عام این کار از راه بام ها اتفاق افتاده نمی تواند!

در قدم اول جامعه و مردم ما به یک صلح پایدار و سرتاسری نیاز دارد تا در سایه ای امنیت و ثبات و در چوکات یک قانونیت کیفیت معارف وطن ارتقا یابد، رسیده گی و مشوره و معاونت به خانواده های افغان صورت گیرد، تا در یک فضای عدم فقر اقتصادی و در یک فضای عدم فقر معنوی، طفل امروز و جوان فردا راه های آموختن علم و فن را به شیوه ای نوین آن فرا گرفته بتواند!

اما در پيوند با اين که جامعه چقدرآماده است تا آنکه به اطفال جامعه و به جوانان جامعه، به خانواده های که در آن طفل به دنیا می آید، چیزی سالمی بدهد، و یا اینکه جامعه چقدرآماده به پذيرش ديد گاه هاي جوانان است، برمي گردد به درجه غنای مادی و غنای معنوی جامعه، بر می گردد به آگاهی اجتماعی جوانان از سنت و فرهنگ حاکم بر جامعه.

هرقدر جوانان آگاهي و درک منطقي از سنت و فرهنگ جامعه داشته باشند و روانشناسي جامعه خود را خوبتردرک کنند، در کار پياده نمودن خواستها وانديشه های مثبت نوین شان موفق ترخواهند بود و هرقدر دچار فقر فرهنگی و فقر معنوی خود باشند؛ به همان اندازه درجهت برآورده ساختن خواستهايشان دچارمشکل خواهند بود.

اگرجوانان عزیز وطن ما پس از کسب علوم جدید و یا به گفته ای آقای روشنیالی و به اصطلاح پس از کسب "فکر نوین" خواهان آن باشند که با عکس العمل منفي کمترمواجه گرديده ومنشای اثر مثبت و سازنده واقع گردند، پيش ازهمه بايد از دین خود، از کلتور خود، از تاريخ و از فرهنگ افغانی و سنت های جامعه خود آگاهي دقيق پيدا نموده و از تجارب غني گذشتگان خود در کارنوآوري عميقاً بياموزند و در کار پياده نمودن افکار نوین، ديدگاه های مفيد و سازنده خويش طوري عمل نمايند که افکار وانديشه هاي حاکم بر جامعه خويش را تخريش نکنند.

ما تجارب ارزشمندي از گذشتگان خود داريم که با وجود نظرات سازنده و نيک شان که همه در جهت آزادي و رفاه عموم ملي بود وهيچ نيتي جزخدمتگذاري نداشتند؛ اما نحوه عملکردشان بگونه اي بود که با افکار، ديدگاه وسنت حاکم بر جامعه در تضاد و تصادم واقع گرديده واين گونه برخورد سبب گرديد که مردم سنت زده جامعه ما نه تنها آرزوهاي نيک خدمتگذارانه آنان را نپذيرند، که با اندک تحريکات سازمان يافته دشمنان بيروني، بر خواستهاي انساني و پيشرو آنان خط بطلان کشيده، بجاي جا افتادن آن ديد گاه هاي سازنده، جامعه را بيش از پيش سنت زده نموده و درعمق خرافات فرو برد. ازاين رو باورمن اينست که اگر نسل جوان و بخصوص آناني که نيات خدمتگذارانه دارند، از گذشته بياموزند ودرراستاي پياده نمودن اهداف پيش رَو خود، ميانه روي خرد ورزانه را پيشه نمايند، ضریب خدمتگذاری و موفقیت آنان بالا خواهد رفت.

در زمان ما خوشبختانه بيداری سياسی درميان جوانان عزیز ما امروز، به مراتب بالاتر و وسیعتر از گذشته های ما است، اصلاً جای شک و ترديد نیست که جوانان که بيشترازهر گروه و قشرديگري دربرابر زندگي حساس اند، توان و نیز حس کنجکاوی متحرک بيشترآنان، آنان را وا می دارد که نسبت به سرنوشت خويش که در گرداب جنگ و فقر گيرافتاده اند، بهتر و بیشتر فکر کنند و روی دلايل و انگيزه های آن تعمق کنند و به يک آگاهی های دقیق تری برسند و از خود بپرسند که عامل اين همه ويرانگری ها به جز از جهالت چه کسانی هستند و چرا اين وضعيت جريان دارد و راه خلاص شدن از اين همه دشواری ها در چه عوامل و راه حل هايي نهفته است. آیا رفاه و سعادت مردم ما بدون عبور از یک صلح پایدار و یک صلح عادلانه، راه دیگری را سراغ دارد؟

آیا فرا گرفتن علم و یا به اصطلاح آقای روشنیالی آیا دسترسی به فکر نوین بدون یک فضای صلح دوامدار ممکن خواهد بود؟

آن عده از جوانان امروز ما که در زمينه های علمی فراگيری علم و دانش برایشان ميسر بوده است، از کتب واخبار و روزنامه و مجله و ماهنامه و هفته نامه و گاهنامه گرفته تا میدیای صوتی- تصويری و انترنيت را در خدمت دارند که اين خود بزرگترين عامل بيداری سياسی بطورگسترده بوده می تواند، باید در قدم اول در راه صلح بین الافغانی گام بردارند، که نیاز اولی و زیر ساخت همه گام های بعدی ما به شمار میرود!

با احترام

حسیب الله


اسم: سلطان جان کلیوال    محل سکونت: کانادا     تاریخ: 26.12.2017

قدرمن ورور صالح محمد صاحب ! سلامونه او نیکی هیلی می ومنی. کور مو ودان چی زما په پوښتنه مو علمی لیکنه کړیده. ما چی محترم جلال صاحب ته لیکلی چی پوښتنه می نه ده ځواب شی هغه له دی کبله چی : که چیری یو نا مسلمان چی د هر دین او مذهب پیرو وی ماته سلام را کړی، ماته او زما دینی مناسکو ته احترام او درناوی ولری، زما په غم او ښادی کی د ماسره د یوه انسان په توګه برخه واخلی او داسی نور .... ایا زه د هغه سره دښمنی وکړم که دوستی؟که بی موجبه ددښمنی ورسره وکړم په دی برخه کی زمونږ د دین اصول څه حکم کوی او که د دوستی په وړاندی دوستی ورسره وکړم حکم یی څه دی؟ زما پوښتنه دا نه ده چی ایا د اسلام نه وروسته عیسویت منسوخ دی او کنه؟ او تنګ نظری زمونږ په دین تر کومه حده جواز لری؟ بیا هم له تاسو نه مننه د ځواب لیکلو اختیار ستاسو خپله خوښه ده. سلامی اوسئ.


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 26.12.2017

بعد از عرض سلام به محترم آقای استاد ظریف امین یار!

در مضمون تان تحت عنوان "شکست نور قطعي شد!" نکات جالبی روانشناسی سیاسی که برایم آموزنده بود، وجود دارد.

اما آن نکات جالب را جمله زیر تان زیر سوال برد:

"امروز سیاست نیازمند شمشیر، زور و زر نیست"

سیاست های بین المللی اساساٌ به اساس اصل و یا "پرنسیب" بالایی استوار است.


بسیاری سیاست ها مخصوصاٌ بین المللی در عقب خود اصل بالایی را دارد که می تواند بالا ی "عقلانیت، مهارت و خرد" به فرموده شما استوار باشد.

البته ابنکه چرا اینطور است یک بحث جالب جداگانه است.

از جمله زیر تان بی نهایت خوشم آمده:

" در سیاستهای معاصر گاهی برای تضعیف یا از بین بردن رقیبان
حتی می توان از ارزشها و اصول قبول شده نیز برای یک مدت کوتاه گریز کرد و یاهم با دشمن مفاهمه، معاهده و دوستی کرد."

شعله را جز ته خاکسترش آرام کجاست؟
جهد آن کن که در سایهء خویش آسایی!

بیدل


اسم: صالح محمد    محل سکونت: کندهار     تاریخ: 26.12.2017

و ټولو اصیلو افغانانو ته سلامونه او نېکې هیلې
محترم او ښاغلی ورور جلال صاحب ته سلامونه
ډېر زیات خوښ یم چې الحمدلله د یوې لوړې اسلامي پوهې سره زما خوږ ورور جرمني کې اوسیږي او زه باوري یم چې شااو خوا ګاونډیانو ته عملي اسلامي اخلاق ورښيي او زه باوري یم چې حد اقل کوم جرمنیان چې جلال صاحب یې پېژني، د اسلام حقیقي سپېڅلې څېره هغو ته ورښیي.
په ډېر درنښت ښاغلي انجینیر صاحب کلیوال ته:
لکه څنګه چې جلال صاحب د تاسو د شعر په هکله اسلامي لارښوونې یې د کلام الله شریف د مبارکو آیاتو پر بنسټ وړاندې کړ، زه نور نه غواړم بحث وکړم خو د رسول علیه اسلام د مبارک حدیث له مخې چې (بلغو عنی ولو آیه ) چې ژباړه یې داسې ده چې، که تاسو یوه آیه د کلام شریف باندې پوهیږی هم نو خلکو ته یې ابلاغ کړی نو هر مسلمان مکلفیت لري چې اسلامی احکام، اسلامی اخلاق و نورو ته ورسوي او د همدغو دلایلو له مخې هر مسلمان مکفیت لري چې اسلام تبلیغ کړي.
کلیوال صاحب وایي چې دومره د اسلام نه ناخبره هم ندی لکه چې جلال صاحب سوچ کړی، خو بیا د ټولو آیاتو د بیان وروسته بیا هم ټینګار کوي چې لا د ده پوښتنه نده ځواب سوی؟ د اسلام سپېڅلي دین د بعثت وروسته نور ټول ادیان منسوخ شو، موږ ډېر احادیث لرو چې حتی صحابه کرام د دې نه منع شوي چې: یوه ورځ یو صحابي نبي کریم صلی الله علیه وسلم حضور ته تشریف راوړ او دا یې وویل چې سهار مو نېکمرغه، نو رسول علیه السلام ورته وفرمایل چې موږ تر دې ډېر ښه شی لرو چې هغه (اسلام علیکم و رحمت الله) ده. مسلمانان حتی د یهودو او نصاراو د عاداتو نه، د دوی د رواجونو نه، د دوی د شکل د اختیارولو نه منع سوي دي.
موږ د انبیاو علیهم السلام د نبوت په منلو مکلف یو او دا د اسلامی عقیدې د ارکانو نه یو لوی رکن دی، خو موږ د عیسی علیه السلام د دین د منلو نه منع یو، ولې چې هغه منسوخ شوی ده. بله مساله دا ده چې اکثر خلک وایي چې یهودان او نصرانیان خو هم یو خدای مني نو بیا د مسلمانانو سره څه توپیر لري؟ مسلمانېدل یواځې او یواځې دا نده چې فقط خدای ومني چې یو ده او شریک نلري، بلکه د رسول علیه السلام نبوت باندې ایمان لرل ایمان تکمیلوی او مسلمانیږي. یهودیان که په حقیقت کې خدای ومني نو د هغه کلام هم مني او د هغه کلام چې ومني نو رسول علیه السلام مني بیا خو نو یهودیت له منځه ولاړ او مسلمان شو. مشکل همدا ده چې دوی رسول علیه السلام نه مني او همدا د کفر دلیل دی.
عیسی علیه اسلام پیغمبر وه، خو دین یې موږ نسو منلای او که یې دین ومنو بیا مسلمان نسو پاته کیدای.
زه هم لکه جلال صاحب د یو مسلمان ورور په صفت دا عرض لرم چې، اسلامي پوهه ترلاسه کول فرض دی، او که موږ اسلامي پوهه ولرو نو دا پوښتنې په خپله حل کیږي او اصلا داسې یوه پوښتنه حتی د انسان ذهن کې هم نه پیدا کیږي.
زه هیله لرم چې زموږ خویندې او وروڼه اسلامي کتابونه چې جلال صاحب یې د بریښنالیک پته هم لیږلې ده، خپلو کمپوټرونو کې ډوانلوډ کړي او مطالعه کړي او زه په ډېر جرات ویلای سم چې داسې پوښتنې بیا ځوابیږي او حتي ذهن د انسان داسې پوښتنو ته لاره نسي پیدا کولای ولې چې ټول ورته حل کیږي.


اسم: سلطان جان کلیوال    محل سکونت: کانادا     تاریخ: 26.12.2017

ډیر محترم او قدرمن ورور جناب جلال صاحب! تاسو ته له سلامونو رسولو نه وروسته ، داچی ستاسو نوم رانه د (ج) د توری په ځای د (چ) په توری چی دواړه څنګ په څنګ پراته دی لیکل شوی ډیره ډیره بخښنه غواړم. او له دی کبله چی زما د «یوه پوښتنه لرم» په شعر مو ښه کتابی لیکنه کړی هم منندوی یم. تل خوښ او بریالی اوسی.

همدارنګه له قدرمن او د لیکلو د ښه حوصله لرونکی ورور جناب حسیب الله خان صاحب څخه هم د ډیری معقولی، د انسانی مینی له خوږلیو ډکی او دنیکۍ او د بدۍ د لاری په ټاکلو کی د انسان د اختیار لرلو له فلسفی کرښو او واضحو جملو له لیکنی څخه هم د زړه له کومی مننه کوم او د ژوندانه په ټولو اړخونو کی ورته د لانورو بریاو او ښی روغتیا غو ښتونکی یم.

همدارنګه د پیاوړی استاد او وتلی « بیدل پیژندونکی » مشر ورور جناب الله محمد خان صاحب له ډیرو ګټورو معلوماتو نه چی د الله ج د پیغبر حضرت عیسی ع د پیدایښت او بعثت په برخه کی یی مونږ ته وړاندی کړی یوه دنیا مننه کوم او قدرمن استاد ته د ښی روغتیا سره د ډیر عمر دُعا کوم.


اسم: احمدنعیم    محل سکونت: امریکا     تاریخ: 26.12.2017



؛در
کودتایی به رهبری او در بیست و ششم سرطان 1352 نقش کلیدی ایفا نمودند و عده ای از اعضای کمیتۀ مرکزی
داوود خان و کابینۀ او هم از هر دو جناح حزب دموکراتیک خلق بودند که از آن جمله می توان از حسن شرق،
عبدالحمید محتاط، محمد خان جاللر، جیلانی باختری، پادشاه گل وفادار و فیض محمد نام برد.؛..... جیلانی باختری شخص نا شناخته در حزب پرجم بود که در رژیم شاهی رتبه معنیت را داشت در کودتا سهم نداشت.محتاط بعدآ به حزب پیوست و فیض مخمد تنها حزبی بود که بدون آکاهی به رهبری حزب خود در کودتا سهم کرفته بود. از حسن شرق و جلالر تا الحال کدام مدرکی بدست نیامده که حزبی بوده باشندو وپاچاگل هم چندین بار در تلویزیون ها گفته عضویت حزب را نداشته است .باز هم آن سایت شاه پرست های بیکاره بی کفیت به تبلیغ ادامه میدهند ونوشته های طفلانه را رامی نویسند. با احترام


اسم: عبدالکریم رحیم    محل سکونت: اکسفوردشایر     تاریخ: 26.12.2017

پیښور لاړ، کوټه او ژوب لاړل، سوات او دیرلاړل، چترال لاړ او اوس وار راغی د باجوړ، مومندو، تیرا، ورکزو او وزیرستان چی د پاکستان سره الحاق شی.قبایل هماغومره د افغانستان پوری ارتباط لری لکه څومره چی پاکستان پری دعوی کوی او اوس یی د ځان پوری تړی. دا سیمه د افغانستان او بریتانیا تر منځ د تفاهم په اساس ایجاد شوی او د افغانانو د خوښی پرته یی سټیټس status کی بدلون نه شی راتللی. خو په دی نه یوازی افغان حکومت غلی دی بلکه د ډیورند د لیکی تش په نامه مخالف اِیلیټ (elite) هم پری اعتراض نه کوی. د نورو معلوماتو د پاره دا لاندی راپور ولولی. ډان د پاکستان غیر رسمی دولتی ورځپاڼه ده.

https://www.dawn.com/news/1378852/historic-decision-on-fata-kp-merger-taken


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 26.12.2017

محترم لیکوال ښاغلی سلطان جان کلیوال ته خپل سلامونه او احترامونه وړاندی کوم،

"د جدی شپږمه د افغانستان د بربادی ورځ" معنون مقاله د قدر او ستایلو وړ ده!

واقعاً چې د شوروی اتحاد بی مورده او بی موجبه مداخلی او یا په بل عبارت د شوروی اتحاد وحشیانه نظامی حمله زمونږ فقیر ګران هیواد د داسی تباهی، بربادۍ او یو ډول اخلاقی سقوط سره مخامخ کړ، چی نه یواځی ټولی مادی او معنوی شتمنۍ مو له لاسه ورکړی بلکی زمونږ خاوریی د ټولی دنیا، د ټولو متخاصمو قوتونو د جنګ میدان وګرځوله او لا هم نه ده معلومه چی وروستی نتیجه به یی زمونږ د پاره څه جوړیږی؟
ښاغلی محترم انجنیر کلیوال صاحب، دلته په دی ساحه کې، زما پوښتنه د جنګی خساراتو په یوه برخه کې مکث لری:

لکه چې تاسو محترم بهتره پکښی پوهیږی، د جنګی خساراتو پرداخت او د جنګی خساراتو جبران، هر هیواد لپاره چې د کوم نور هیواد او یا د څو نوری هیوادونو له خوا، له یو نا حقه نظامی حمله په ذریعه زیانمن شوی وی، د تاریخ په اوږدو کې طولانی سابقه لری.

له سابق شوروی حمله او وحشیانه نظامی تجاوز په ګران افغانستان باندی نن صبا پوره اته دیرش کاله تیریږی:

لکه چې تاسو محترم لیکی، د دی وحشیانه نظامی حملی په نتیجه، نه یواځی ټولی مادی او معنوی شتمنۍ مو له لاسه ورکړی بلکی زمونږ خاوریی د ټولی دنیا، د ټولو متخاصمو قوتونو د جنګ میدان وګرځوله، اوس پوښتنه می دا ده:
آیا مونږ نن صبا د دا ټولو خسارات او صدمات چې فقط له سابق شوروی حمله او وحشیانه نظامی تجاوز په ګران افغانستان باندی راغلی دی، په کوم لا اقل تخمینی ټوګه سنجیدلو شو؟

بی له شکه چې د مادی صدماتو سنجیدل چندان مشکل کار نه دی، مشکل سنجش د انسانی قربانی ګانو او معنوی خسارات محسوبیږی، چې دا هم یو دقیق او علمی سنجش ته اړتیا لری!

آیا مونږ نن صبا دا توان لرو، چې د دا ټولو خسارات او صدمات چې فقط له سابق شوروی حمله او وحشیانه نظامی تجاوز په ګران افغانستان باندی راغلی دی، په کوم لا اقل تخمینی ټوګه و سنجوو او محاسبه یی وکړو؟

مننه

حسیب الله


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 26.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

زمانی که ما از شخصی یک حرف را می آموزیم، آن شخص حیثیت استادی را بر ما پیدا می نماید، در صورتیکه نظریات جناب محترم استاد جلال و نظریات جناب محترم دکتور صلاح الدين سعيدي برای من واقعاً که آموزنده اند، و از نظریات این بزرگان نه یک حرف بلکه به صد ها و هزاران حرفی را می آموزم، بدون شک که ایشان مقام استادی را نزد من دارند و این را یک نعمت الله تعالی می پندارم که اشخاص محترمی که از قوانین الهی آگاهی دارند، معلومات شانرا با ما شریک می سازند.

اینکه جناب محترم استاد جلال و یا جناب محترم دکتور صلاح الدين سعيدي وقت گرانبهای شانرا در راه حصول قوانین الهی به خرچ داده اند، در آن ساحه ای مهم معلومات و آگهی حاصل فرموده اند و معلومات شانرا با منی که در آن ساحه متاسفانه کم معلومات هستم، شریک می فرمایند، بدون شک و یقیناً که این یک نعمت خداوندیست که به وسیله ای اشخاص محترمی چون استاد جلال و استاد صلاح الدين سعيدي به ما میرسد و من خود را در این امر ممنون و مشکور احساس می نمایم.

بدون شک که ما با اکثریت مطلق جامعه ای ما، به فضل خداوند متعال مسلمان هستیم، اما گمان نمی کنم که همه ای ما از قوانین آسمانی و قوانین زمینی خود بقدر کافی معلومات داشته باشیم، و از همین خلا های معلوماتی ما اشخاص و افراد سودجو و حتی گروپ های سود جو، سازمان های سود جو و ممالک سود جو، سو استفاده های زیادی می نمایند.

اگر ازشخص خود در این رابطه چیزی بگوییم، به وضاحت می توانم کمبودی معلوماتم را متاسفانه در بسیاری از ساحات قوانین مقدس آسمانی ما و نیز در بسیاری از ساحات قوانین زمینی ما ابراز دارم، که باید بکوشم و سعی ورزم تا این کمبودی معلوماتم تقلیل یابد، و از آن جایی که جامعه ما و نیز هر جامعه ای دیگری، بدون قانون، بدون وضع قانون، بدون تطبیق قانون نظامی سالمی را ایجاد نمی تواند، پس باید اول ذهن خود را آگاه بسازم که جامعه ای ما دارای کدام قوانین آسمانی و قوانین زمینی می باشد.

پُر ساختن این خلا های معلوماتی، انشالله ما را به سمت صلح و سعادت و رفاه رهنمایی خواهد نمود، البته که با سعی و کوشش بنده گی خود ما و کحمک خداوند تعالی.

با احترام

حسیب الله


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنى     تاریخ: 26.12.2017

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، با کمال معذرت نتوانستم پیام اصلی نهفته در تبصره نهایی دانشمند محترم «الله محمد خان» در اخیر نوشتار مقایسوی ایشان از جریان تولد حضرت عيسی علیه السلام در انجیل، و قران شریف را بصورت واضح و مشخص درک نمایم.
«پدیدهء اسمانی بالایی دو کتاب خدایی با منطق یگانه و تحلیل فکری جداگانه باعث کافر شدن نمی باید شد که شد که شد.»
انچه را بنده میخواهم با الهام گرفتن قسمتى از جملهء فوقانى ایشان، با الفاظ خود بیان بدارم اینست که، پدیده اسمانی فوق بدون شک یکی بوده و جریان بیان ان هم تقریبا کلا باهم مشابه اند، الی یک موضوع واحد، که فرق اساسی بیان عقیده اسلامی و موضوع ذکر شده در انجیلی که سالها بعد از بالا رفتن عیسی علیه السلام به اسمان نوشته شده، همانا دران است، كه عيسى عليه السلام را نعوذبالله ‌‌پسر الله خوانده یا نوشته اند. که درست همین کلمه و نظر است که منافی با عقیده توحید که پیام اصلی تمام انبیاء كرام از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم الصلاة و السلام ميباشد. درج تاريخ است، که از حواريون عيسى هيچکدامی دارای چنین عقیده نبوده اند، بلکه سالها بعد از عیسی علیه السلام توسط پاولوس با کمک امپراطور بیزانس موضوعات تثلیث و ابنت و صلیب و امثالهم شامل دین توحیدی عیسویت شده، و یاران ‌‌پیروان موحد عیسی السلام را زندانی یا تبعید و یا هم به شهادت رسانیده است. بنا گفته میتوان که تحلیل فکری مغایر با ‌پدیده ای اصلی و درج ان بنام وحی اسمانی در کتاب اسمانی توسط انسانها، باعث ‌‌‌پیدایش منطق و عقیده ای جدا و یا مغایر با عقیده توحیدی و ایمان به تمام انبیاء كه هركدامى قبلى را با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، با کمال معذرت نتوانستم پیام اصلی نهفته در تبصره نهایی دانشمند محترم «الله محمد خان» در اخیر نوشتار مقایسوی ایشان از جریان تولد حضرت عيسی علیه السلام در انجیل، و قران شریف را بصورت واضح و مشخص درک نمایم.
«پدیدهء اسمانی بالایی دو کتاب خدایی با منطق یگانه و تحلیل فکری جداگانه باعث کافر شدن نمی باید شد که شد که شد.»
انچه را من میخواهم بیان کنم، اینست که، پدیده اسمانی فوق بدون شک یکی بوده و جریان بیان ان هم تقریبا کلا باهم مشابه اند، الی یک موضوع واحد، که فرق اساسی بیان عقیده اسلامی و موضوع ذکر شده در انجیلی که سالها بعد از بالا رفتن عیسی علیه السلام به اسمان نوشته شده، همانا دران است، كه عيسى عليه السلام را نعوذبالله ‌‌پسر الله خوانده یا نوشته اند. که درست همین کلمه و نظر است که منافی با عقیده توحید که پیام اصلی تمام انبیاء كرام از ادم عليه السلام تا نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم الصلاة و السلام ميباشد. درج تاريخ است، که از حواريون عيسى هيچکدامی دارای چنین عقیده نبوده اند، بلکه سالها بعد از عیسی علیه السلام توسط پاولوس با کمک امپراطور بیزانس موضوعات تثلیث و ابنت و صلیب و امثالهم شامل دین توحیدی عیسویت شده، و یاران ‌‌پیروان موحد عیسی السلام را زندانی یا تبعید و یا هم به شهادت رسانیده است. بنا گفته میتوان که تحلیل فکری مغایر با ‌پدیده ای اصلی و درج ان بنام وحی اسمانی در کتاب اسمانی توسط انسانها، باعث ‌‌‌پیدایش منطق و عقیده ای جدا و یا مغایر با عقیده توحیدی و ایمان به تمام انبیاء كه هركدامى قبلى را تاييد و از امدن بعدى بشارت داده اند، منجمله عيسى السلام از امدن حضرت محمد صلى الله عليه بوده، شده است.

در اواخر همین سوره ای مبارکه ای مریم امده است:

وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا  ﴿٨٨﴾
و کافران گفتند که خدای رحمان فرزند برگرفته!
لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا  ﴿٨٩﴾
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا  ﴿٩٠﴾
نزدیک است از این گفته زشت و عقیده باطل آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بشکافد و کوهها متلاشی گردد.
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًا  ﴿٩١﴾
چرا که برای خدای مهربان فرزندی (مسیح و عزیر و ملایک را) دعوی کردند.
وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَٰنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا  ﴿٩٢﴾
در صورتی که هرگز خدای رحمن را (که منزه از مثل و مانند است) فرزند داشتن سزاوار نخواهد بود.
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا  ﴿٩٣﴾
بلکه هیچ موجودی در آسمانها و زمین نیست جز اینکه خدا را بنده فرمانبردار است.(۹۳) سورة المريم

در سورة الاخلاص واضحا رب العامين ميفرمايد:
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  ﴿١﴾
بگو: حقیقت این است که خدا یکتاست.
اللَّهُ الصَّمَدُ  ﴿٢﴾
آن خدایی که (از همه عالم) بی نیاز (و همه عالم به او نیازمند) است.
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ  ﴿٣﴾
نه کسی فرزند اوست و نه او فرزند کسی است.
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ  ﴿٤﴾
و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست.


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 26.12.2017

چونکه برادران محترم ما مطالب دینی و عقیدتی را غرض معلومات ما نوشته اند بنده هم غرض معلومات چند مطلب را به عرض میرسانم:

1-کتاب آسمانی "انجیل" که بسیار بعد از "تورات" آمده، و کلمهء انجیل در زبان یونانی قدیم " پیغام خوش" معنی می دهد در مورد تولد حضرت عیسی (ع) از جمله چهار کتاب انجیل در کتاب "لوکاس" در آیه های 26 الی 38 می نویسد که خلاصه آن چنین است:

" فرشتهء خداوند (ج) "جبریل" نزد یک دختر جوان بنام "ماریا" که همرای "یوسف" نامزد بود آمد".

"سلام به تو ای بخشیده شده، خداوند همرای تو خوشبخت در بین زنان است"

اما ماریا که وی را دید، ترسید از این جمله فکر کرد که این چی سلام است.

"نترس ماریا، فضل خداوند بالای تو امده، تو شکم دار می شوی و یک بچه تولد می کنی که نامش را "عیسی" بگذار"

بعد از جملات چندی از طرف جبریل ماریا به وی می گوید:

"چطور این ممکن است در صورتیکه من از هیچ مردی چیزی نمی دانم"

"روح مقدس بالای تو می اید و بالاترین قوه بالای تو سایه می افگند، به همین خاطر هم آن "مقدسی" که تولد می گردد "پسر خدا" یاد می شود......پیش خدا هیچ چیز غیر ممکن نیست"

ماریا گفت:

"من خدمتگذار خداوند هستم، به من آنچه تو می گویی "واقع" گردد!

و فرشته از وی جدا شد و یا خدا حافظی کرد"

اینجا به نظر من مسلهء عقیده داشتن به یک پدیدهء که در قران عظیم الشان هم در سوره "مریم" از سوره 16 الی 34 چنین تایید شده مطرح می گردد:

"و در اين كتاب (آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت;

و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد) در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم; و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد!

او (سخت ترسيد و) گفت: «من از شر تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهيزگارى!

گفت: «من فرستاده پروردگار توام; (آمده‏ام) تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم!»

گفت: «چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام!»

گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم;) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم; و رحمتى باشد از سوى ما! و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)!»

سرانجام (مريم) به او باردار شد; و او را به نقطه دور دستى برد (و خلوت گزيد)

درد زايمان او را به كنار تنه درخت خرمايى كشاند; (آنقدر ناراحت شد كه) گفت: «اى كاش پيش از اين مرده بودم، و بكلى فراموش مى‏شدم!»

ناگهان از طرف پايين پايش او را صدا زد كه: «غمگين مباش! پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است!

و اين تنه نخل را به طرف خود تكان ده، رطب تازه‏اى بر تو فرو مى‏ريزد!

(از اين غذاى لذيذ) بخور; و (از آن آب گوارا) بنوش; و چشمت را (به اين مولود جديد) روشن دار! و هرگاه كسى از انسانها را ديدى، (با اشاره) بگو: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام; بنابراين امروز با هيچ انسانى هيچ سخن نمى‏گويم! (و بدان كه اين نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد كرد!)»

(مريم) در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد; گفتند: «اى مريم! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى!

اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد كاره‏اى!!»

(مريم) به او اشاره كرد; گفتند: «چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم؟!»

(ناگهان عيسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدايم; او كتاب (آسمانى) به من داده; و مرا پيامبر قرار داده است!

و مرا -هر جا كه باشم- وجودى پربركت قرار داده; و تا زمانى كه زنده‏ام، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است!

و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده; و جبار و شقى قرار نداده است!

و سلام (خدا) بر من، در آن روز كه متولد شدم، و در آن روز كه مى‏ميرم، و آن روز كه زنده برانگيخته خواهم شد!»

اين است عيسى پسر مريم; گفتار حقى كه در آن ترديد مى‏كنند!"

پدیدهء اسمانی بالایی دو کتاب خدایی با منطق یگانه و تحلیل فکری جداگانه باعث کافر شدن نمی باید شد که شد که شد.

" من در صلیب عیسویان وی را پالیدم، اما انجا نبود.
در معبد هنودیان رفتم و در پکود های بودایان، و در کعبه و مکه
و در کنسیه یهودیان، اما در هیچ جای یک خطی از وی پیدا نتوانستم.

در کوه ها و دره ها وی را پالیدم، اما نه در بلندی ها بود و نه در پستی ها.

از فیلوسوفان و علمای کرام پرسیدم، اما وی بالاتر از تصور و فکر شان بود.

انگاه در قلب خود نگاه کردم، وی را در انجا پیدا کردم"

ابر مرد عرفان مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به رومی.




اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 25.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

پرداخت خسارات وجبران خسارات برای هر کشوری که در اثر حمله ای نا حق کشور دیگری زیان دیده باشد، سابقه طولانی در تاریخ دارد.

از حمله ای وحشیانه و تجاوز نظامی شوروی سابق در افغانستان عزیز ما سی و هشت سال می گذرد، با وجود جمله خسارات و صدمات ناشی از آن حمله، سوالی که ذهنم را گاهگاهی به خود مشغول می کند اینست که چرا موضوع خسارات جنگی، کمتر و یا به ندرت از قلم دانشمندان محترم ما تراوش می کند؟

با احترام

حسیب الله


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 25.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،
بدون شک که دانشمندان محترم ما جناب محترم دوکتور نوراحمد خالدی و جناب محترم دکتور فاروق أعظم با نبشته های خوب شان قابل احترام و ستایش می باشند. از اینکه دانشمندان بزرگ ما با مقالات خوب و علمی شان معلومات شانرا با ما شریک می سازند، اظهار سپاس می نمایم. یکی از خوبی های مقالات علمی دانشمندان محترم ما در این است که موضوعات مغلق، پیچیده و وسیعی را در چوکات جملات و سطوری مختصری به ما عرضه می فرمایندکه این رویه ای شایسته و علمی شان قابل ستایش میباشد.

با احترام

حسیب الله


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 25.12.2017

ټولو ته خپل سلامونه وړاندی کوم،

ستر بشر دوست او مصلح شاعر او لیکوال ښاغلی محترم انجنیر صاحب سلطان جان کلیوال ته پس له سلامونه او احترامونه:

د محترم انجنیر سلطان جان کلیوال شعر د "یوه پوښتنه لرم:" تر عنوان لاندی، یو شعری اثر دی، اوس نه پوهیږم چې د یو پوښتنیز شعر ته، چې په اصل یو شعری ځواب ایجابوی، زما منثور کرښی، او دا هم له املایی او ګرامری اغلاطو نه دکی منثور کرښی، په ادبیاتو ساحه کې تر څه اندازه جایز محسوبیږی؟ سره له دا ضعفونه څخه زما لند تبصره داسی دی:

کلیوال صاحب لیکی:

"نو یم حیران چی مونږ کاږه یو او که دوی کاږه دی؟
ولی؟ په مینه کی له مونږ نه، دوی ډیر تاوده دی؟"


ستر بشر دوست او مصلح شاعر او لیکوال ښاغلی محترم انجنیر سلطان جان کلیوال ته زما نظر او لند تبصره دا دی.


نه مونږ کاږه یو او نه دوی کاږه دی، یعنی: شه او بد هر ځای کی شتون لری! شه او بد هر چیرته پراته دی!

کلیوال ته له تکفیر پرته ځواب می دا دی
لنده ځواب هم کتابیزه انتخاب می دا دی
نه دوی کاږه دی ټول نه مونږ یو ټول کاږه
د دوی او مونږ بیلتون پریږدل حساب می دا دی
ټول تیارو مفقودوی هم ذهن او ځان مو
پوهه رنا، علم یقین، روښان آفتاب می دا دی

زما په نظر څښتن تعالی ته هغه انسان نږدی دی، چې مُتَقی دی.
تقوا هم فکر کوم چې هرو مرو په هر آسمانی دین کې ذکر شوی دی. یعنی زما په اند، معیار د انسان تقوا دی. له دی کبله چې الله تعالی ته نزدیک ترین انسان، مُتَقی ترین انسان ګنل کیږی، نو بیا دا د مونږ او د دوی اصطلاحګانو لپاره یو جمع بندی شوی تعریف ایجادول ما لپاره مشکل ایجادوی! یعنی په هر آسمانی دین کې، د همدا دین مُتَقین الله تعالی ته نزدیک ترین انسان محسوبیږی.

او د مینه په هکله یو ځمکنی نسخه لرم، چې دا نسخه هم فکر کوم، چې هرو مرو په هر آسمانی دین کې ذکر شوی دی. که چیرته هر کورنی چې وی، په هر آسمانی دین کې چې وی، که چیرته دا کورنیز نظام یو سالم او ماشوم لپاره مُشفِق نظام وی، نو بیا انشالله د دوی ماشومان چې راتلونکی ټولنه جوړوی، له مینه دک، شفیق او هم له تاوده مینه لرونکی انسانان به وی. یعنی مینه اکثراً یو مشفقانه سلوک دی، یو روزنیز سلوک دی چې د نسلونو سلوک او رویه په حیث نورو راتلونکی نسلونو لپاره د یو معنوی میراث په حیث انتقالیږی.

یعنی: دښاغلی محترم انجنیر سلطان جان کلیوال په کلام، هم مونږ او هم دوی دا امکانات لرو چې له شفقت څخه کار اخلو، بلخصوص د ماشومانو او د کوچنیانو په مقابل شفیق سلوک ولرو، تر څو زمونږ ټولنه له تاوده مینه دکه ټولنه وی. په اصطلاح شه مُزد په دی ساحه کې هم هغه اخلی چې په دی ساحه کې شه او دقیق کار وکړی!

مننه

حسیب الله


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 25.12.2017

نظریات و تبصره های متفکران سیاسی افغانستان در داخل و خارج و سیاست مداران مطرح آن در ارتباط آقای عطا محمد نور به نظرم زیاد جالب بود.

یک پله ترازو پر از طرفداران بر طرفی و طرف دیگر آن پر از دیگر اندیشان.

اتکای یکی به قانون و انهم اساسی و از دیگری به تعادل سیاسی.

قانونی که در بسیاری ساحات احترام نمی گردد و تعادل که احترامش روز به روز بر هم می خورد.


اگر ابر است اگر دریا بکار دل نمی آید
ببار! ای اشک بر تخمی که رفت از یاد دهقانش

بیدل صاحب


اسم: الله محمد    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 25.12.2017

بعد از عرض سلام به محترم آقای حفیظ الله خالد!

نظری بر کتاب" روایتی ازدرون" تان واقعاٌ در دلم چسپیت، انهم به این دلیل که من شخصیت "اسپنتا" را از زمان عامه شدنش و از طرز صحبتش خالی از شخصیت درست تشخیص کرده بودم که واقعیت های فکری وی را شما در تبصره تان بر ملا ساخته اید.

امید وار هستم که تبصره تان را نامبرده خوانده و از ننگ و خجالت در اینده باعث آزار و اذیت ملت رنجیده ما نگردد.

عارف سبب گریه نگوید با کس
دریا به طبع خود گدازی دارد

بیدل صاحب



اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 25.12.2017

برادر عزیز، دانشمند متواضع و گرانقدر استاد محترم حسیب الله خان جهان سپاس از شما بخاطر قدردانی و نظر مثبت تان. به من افتخار است که شاگرد شاگردان باشم، اما ارزویم از دربار رب العزت و کوششم همین است، که غیر از کلمه ای حق و خیر سخنی نزنم. هرانچه خوب بوده از جانب الله متعال بوده و هرانچه نارسایی و اشتباه بوده بدون شک از جانب خود بنده شیطان خواهد بود. رب العالمین به شما و دوستان و فامیل و همفکران تان خیر و برکت نصیب کند. جزاک الله خیرا.
گران وروره انجنیر صاحب کلیوال په له سلامه، لکه چی محترم استاد حسیب الله خان ته می عرض وکر، زه نه استاذ یم، او نه د دینی علومو عالم. ما غت غت علماءو نه اوريدلى، چی زان ته عالم نه بلکه طالب العلم وایی. خو هغه سه باندی چی الله تعالی راته احسان و روشنایی راته اچولی وی، زما مسءوليت او مكلفيت دى، چی نورو سره شریک کرم. زه اوس هم فکر کوم چی تاسو به د خپل پوشتنی زواب اخسیتی به یاست، خو تاسو تراوسه هم زان قانع نه بولی، نو الله تعالی به خپل لطف او احسان سره موژ تولو ته د پوه او حکمت او هغه باندی د مقبول عمل د زیاتوالی توفی درکی. زما نوم هم جلال! دی نه چلال. زه متیقن یم چی دا صرف تایپی خطاء شيوى دي.
در مورد تبصره خوب داكتر صاحب صلاح الدين سعيدى در مورد فتوى كفر اشرف غنى توسط و اعلان جهاد بر عليه حكومت وى توسط مفتى هاى دالرخور بلخى، بايد گفت که اینها درین هفده سال که کفر زمین و اسمان و داخل و بیرون خانه افغانها را اشغال و زير و زبر نمود، کجا بودند؟؟؟ گفته استاد سادات که ایا تاحال دوای بیهوشی پیچکاری شده بودند و یا خوشان بورده بود، که حالا بیدار شده اند؟
يك سخن معلم عطاء مگر قابل غور دقیق!و همه جانبه! است، که گفت: «دوستان بین المللی؟! ما به من اطمینان داده اند، که در امورتان مداخله نمینماییم!؟ دیده شود که از زیر این پلو کدام ملی خواهد برامد!!!
دیشب در تلویزیون پیام افغان در پروگرام امت وسط، استاد سید خبیب اغا، در رد این دلقکهای بی خبر از دین و دور از عقل، برنامه و تبصره های جالبی داشت، که برعلاوه ای خنده و تفریح، کوفتهای هفده ساله ای ما را از چنین مفتی نماهای بلعم باعوری در هر سویه ای که هستند، کشید. فلم ان در یوتیوب و فیسبوک هم ان شاءالله موجود خواهد باشد.
یعنی اینها در جایی که فایده شان باشد، حتی برخلاف اصول و احکام خود شرعیت، احکام الله را کمی میشناسند، اما جاییکه حب الدنیا و کراهیت الموت مشاور باشد، احکام واضح الله را در الماریها چی که در باطله دانیها انداختند و می اندازند. کسی که الله را عمدا به فراموشی بسپارد، الله تعالی، خود او را فراموش وی ساخته و خودش خود را ریشخند میسازد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  ﴿١٨﴾
الا ای اهل ایمان، خداترس شوید و هر نفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش می‌فرستد، و از خدا بترسید که او به همه کردارتان به خوبی آگاه است.

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ  ﴿١٩﴾
و مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم (حظّ روحانی و بهره ابدی) نفوس آنها را از یادشان برد، آنان به حقیقت بدکاران عالمند.

سورة الحشر


اسم: د. صلاح الدين سعيدي    محل سکونت: uk     تاریخ: 25.12.2017

جوانب دیکری از فتوی کفری!
ګرفتن معاش، امتیاز و جور آمد با حاکم و از حاکمیكه وی را در فتوی خویش کافر میخوانند، عمل و کار حرام است!
حرام را عمداً حلال دانستن عمل کفری است!
مفتی در اعطای فتوی، مجتهد در اجتهاد کردن اګر مانند شخص عالم مسلمان و یا مجموعه از علمای مسلمان در صورتیکه صلاحیت و فهم شرعی دادن فتوی و اجتهاد را داشت باشد، فتوا دهد و اجتهاد کندخود نیز مکلف به اجرای حکم، فتوا و پيامدهای آن میباشد.
من به حیث یک مسلمان، دارندهء تحصيلات عالی اسلامی و حقوقی ( در کابل _ فارغ مدرسهء عالی، امام ابوحنيفه رحمه الله عليه،كورس يكسالهء ستاژ قضایی، انسلاک قضایي، پراګ _ پوهنتون چارلز ، لسانس حقوق، ماستر حقوق، دوکتورای حقوق، تجربه چارده سالهء وکیل مدافع، ترجمان رسمی محاکم در پنج زبان، دارندهء تحصیلات عالی دراسات اسلامی و عربی از پوهنتون چارلز، پوهنتون ازهر شریف مصر، یک سال فرالیګل در لندن سکول اف لا ، یقین دارم و مطمئن ام که فتوی به نام علمای از شهر مزار شریف و قندهار بعد سبکدوشي عطا محمد نور از سمت والی مزار شریف، به زور پول و هدایت والی مذکور بوده و مفتیان این فتوی فهم لازم مسلکی و تقوی متناسب دادن فتوا مذکور را ندارند.
تمام شواهد نشان میدهد که این اخوندان مفت خور روضه از محتوی و فهم اصلی دین مبین اسلام خبر ندارند و یا فتوی فرمایشی صادر کرده اند.
آنچه اتهامات دارند و تأکید داشته اند حالت و مطالب بوده که قبل از عزل شدن والی بلخ نیز برای شان روشن بود. مقطع زمانی فتوی مذکور به صورت روشن خيانيت و ضد هدایات اسلام، ضد منافع منافع مردم افغانستان و
سوء استفاده از دین مقدس اسلام است.
اګر این مفتیان به حقانیت و یا ناحق بودن خویش باور دارند و یا نه بحث دوم است اما بحث اول اینکه که به آنچه فتوی داده اند به آن ایمان دارند( الله تعالی خانهء دروغ ګو و کذاب را خراب کند. آمین.) اما مسلم و واضح این است که شرعاً ګرفتن معاش از حاکم غیر مسلمان، طبق فتوی این مفتيان!؟، حرام قطعی برای ایشان و کسانی میباشد که به فتوی شان باور داشته باشند. درین صورت کار کردن این ایشان در وزارت شؤن اسلامی حاکمیت و ګرفتن معاش و امتیازات شان ازین حاکمیت حرام و غیر اسلامی است. اګر باور دارند که فتوی شان درست و معاش و امتیاز ګیری شان از چنین حاکمیت نیز جواز دارد و درست است، پس باید از سرکلمه بخوانند و تجدید نکاح کنند، چون به این ترتیب امر و کار حرام را حلال ګفته اند. انتخاب با چنین اخواندان ملاء نما و مفتیان!؟ است.
برعلماء و دانشمندان دینی ایکه با فتوی های صادر شده مؤکلین والی اسبق بلخ موافق نیستند و صدا بلند نمی دارند باید دقت نموده و ادای رسالت کنند. ساکت از ګفتن حق به شیطان ګنګ میماند. الحدیث ( الساکت عن الحق شیطان اخرس. )
دیر یا زود همه به محاكمه و عدالت الهی استاده شدنی ایم، از روز جزا بترسید. و دین راافزار بازی های منحط سیاسی خویش نسازید!
ان بطش رب لشدید
و ماعلینا الی البلاغ المبین
٢٤/١٢/٢٠١٧
٠٠٤٤٧٨٨٦٤٧٤٦٣٨


اسم: سلطان جان کلیوال    محل سکونت: کانادا     تاریخ: 24.12.2017

د دینی علومو محترم عالم جناب چلال صاحب! زه هم تاسو محترم ته د ډیرو احتراماتو سره یوځای خپل سلامونه او نیکی هیلی وړاندی کوم. تردی وروسته دا په ځان حق بولم چی زما د پوښتنی په ځواب کی له تاسو نه له دی کبله هم مننه وکړم چی د قرآن عشیم الشان ډیر مبارک آیاتونه مو زما د پوهیدلو د پاره په خپل اوږده تبصره کی راوړی دی. په لنډه توګه که تاسو ته عرض کوم چی زه تردی حده هم د اسلام د مبارک دی له اصولو او حدودو نه بی خبره نه یم چی تاسو ته اندیښنه پیدا شویده. دا هم تاسو ته باید عرض کړم چی یا شاید تاسو سم نه یاستی پوهیدلی چی زما د پوښتنی مطلب څه دی او یا به زه پوره نه یم پوه شوی، خو ستاسو په تبصره کی ما د خپلی پوښتنی ځواب نه دی میندلی. په هر صورت نور نه غواړم چی بحث ته ادامه ور کړم چی ستاسو د پریښانۍ سبب نه شی. له تاسو نه بیاهم ډیره ډیره مننه او کورمو ودان.


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 24.12.2017

سلام خدمت همه تقدیم است،

اظهار سپاس و احترام به جناب محترم استاد جلال و تشکری فراوان از معلومات خوبی که آنرا با ما شریک ساختند.

با احترام

حسیب الله


اسم: ایاز نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 24.12.2017

محترم یا محترمانو د افغانستان د ستراتیجیکو مطالعاتو د مرکز غړو ته!

ستاسو ورستی لیکه (شوراء عالی صلح و طرح دفتر برای طالبان در کابل، ۲۳ د دسمبر) ما ولوستله. دا پخپله ډیر ارزش لري، چې تاسو په ګران هیواد کښې د سولې د راستلو لپاره بوخت یاست، کار کوی. ستاسو په لیکنه کښې د نني افغانستان د اوضاع څخه حقایق پراته دي.لاکن زما په فکر د سولې د عالي شوراء ترکیب مقابل طرف ته د منلو وړ نه ده. باید یو دریمګړی د نیک نوم کس او کسان، ثالث بالخیر دغه شوراء ته ورداخل شي. له بلی خواء په اوسني افغان حکومت کښې د رباني د جمعیت سیاسي مشران د وسله وال طالب سره د زړه له کومې سوله نه غواړي. جمعیت سره هغه سخته عقده لا شته، چې اکتوبر د ۱۹۹۶ ز کال هغوی لکه زخمي ګیدړې د طالب له لاسه له کابل نه په تېښته خارج شول او خپله څلور کلنه تحمیلي او له شرمه ډکه بادشاهي ئې له لاسه ورکړله او دا سولی ته نه اراده، هغوی پټوي هم نه...!
افغانستان د اراضي په لحاظ د چریکي جنګ لپاره ډیر مساعد ده، بناً د طالب مقاومت په زور له منځه وړل ماته ناممکن ښکاري.

تاسو د مرکز رهبري زما په نظر دغه خپله لیکنه او لیکنې مو باید په انګلیسي ژبه ترجمه کړۍ او کابل کې د امریکی، جرمني، فرانس، انګلیس، ایټالیا سفیرانو ته هم ورسوی. څکه نن د هغوی هلته زموږ هیواد کې پوځي شتون دئ او د سولې لپاره د هغوی رول ټاکوونکی دئ.

په درنښت


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنى     تاریخ: 24.12.2017

نکته ای را که به نظر قبلی میخواهم حتما اضافه نمایم، عبارت ازین است، که یکی روابط اجتماعی و انسانی است ودیگر مسایل، مراسم و عقاید دینی اند، که از هم فرق زیاد دارند.
مثلا یک مرد مسلمان اجازه دارد، که با زن پاکدامن اهل کتاب (یهود و نصاری) ازدواج نماید، که بدین صورت مادر اطفال، خشو، خسر، ماما و خاله ای اطفال وی همینها میشوند، مذبوحه و دستپخت حلال انها هم به مسلمان حلال و از مسلمان به انها حلال است. بنا میتوانند، که دور یک دسترخوان جمع هم شوند و باهم خوشى و رويه اى نيك داشته باشند. اما دعاها والفاظ و عقاید دینی که از هم فرق دارند، نمیتوانند، که باهم خلط شوند. و بخاطر گل روی کدام کس الفاظ خلاف عقاید اسلامی به زبان اورده و یاتجلیل شوند.
عید میلاد النبی صلی الله علیه و سلم را اگر کسی تجلیل میکند، کار خودش است، مگر از صحابه کرام و تابعین و اءمه اى كرام منجمله امام ابوحنيفه رحمه الله روايت نشده است.
والسلام


اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 24.12.2017

محترم انجنیر صاحب سلطان جان کلیوال سلام علیکم!

ستاسو‌ خو د لیک‌ لوست شخصیت یاست، تاسو محترم مشر ورور چی دونه وقت او انرژی داسی اوژد شعر لپاره مصرف کری یاست، که نیمایی یی یا حداکثر همدومره وقت د اسلام مقدس دین چی د اسمانی دینونو اخری مرحله یا ورژن دی او د اوسنی اهل کتابو اصول، پیام او عقیدی سری سری او ابتدایی مطالعه کری وای، نو‌ دغسی ابتدایی او معلوم مسایل پوشتنی ته به ضرورت نه وای پاتی.
عیسی علیه السلام کله نه دی ویلی چی زه الله یا د الله زوی یم، بلکه ویلی چی زه د الله بنده یم او خپل پیروانو ته هم ویلی وو چی تاسو هم صرف د الله عبادت وکری. حتی ‌ه بیبل کی هم همدغسی راغلی دی. عیسی علیه السلام کله چی بیرته راشی د حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم دامتی په شکل رازی او امام مهدی پسی مونز که یی. نو هغه سوک چی هغه ته د خدایی یا د خدای زوی درجه نه وروکوی بلکه هغه د الله اولعزم نبی او رسول بولی نو په خوشحالی سرفرازی به ان شاءالله ورسره ملاقات کوی.

د مثال په توگه تاسو ته د سورة المباركة الماءدة سو ايتونه ذكر كوم، چی هر تکی یی د غور او تفکر ور دی، او داسی الله تعالی داسی الفاظو سره بیان کری چی اکثر یی په خپله د زان، وراندنی او وروستی ایاتو تفسیر دی. خو تاسو نه زما خواهش دی چی د تول قران شریف د مطالعی دیوی ساده اما معتبر تفسیر سره چی په انگلیش هم پیدا کیژی، د همت ملا وتری. خو پام وکی چی د رشاد خلیفه د پیروانو چی زان قرانیون بولی مگر قران د قران پرخلاف تفسیر کوی شکار به نه شی. دوی وایی چی ننی یهود او نصاری هم مسلمانان دی، ان دا چی دوی په خپله ژبه وایی چی مسلمانان نه دی.
قران شریف:

«لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ ﴿٧٠﴾
ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و پیغمبرانی بر آنها فرستادیم؛ اما هر گاه رسولی آمد که بر خلاف هوای نفس آنها سخن گفت، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را می‌کشتند.

وَحَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّـهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِّنْهُمْ وَاللَّـهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿٧١﴾
و گمان کردند که بر آنها فتنه و امتحانی نخواهد بود، پس (از دیدن و شنیدن امر خدا) کور و کر شدند، (و پس از آن همه اعمال زشت) باز خدا توبه آنها را پذیرفت، اما باز هم بسیاری دیگر کور و کر شدند؛ و خدا به هر چه می‌کنند آگاه است.

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿٧٢﴾

آنان که قائل به خدایی مسیح پسر مریم شدند محققاً کافر گشتند، در حالی که خود مسیح گفت: ای بنی اسرائیل، خدایی را که آفریننده من و شماست بپرستید، که هر کس به خدا شرک آرد خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد، و ستمکاران را هیچ کس یاری نخواهد کرد.

لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلَّا إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٣﴾ أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّـهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٧٤﴾
البته آنان که گفتند خدا یکی از سه (عنصر تشکیل دهنده خدا) است کافر گردیدند، و حال آنکه جز خدای یگانه خدایی نیست. و اگر از این گفتار (تثلیث) زبان نبندند البته آن کافران را عذابی دردناک خواهد رسید. ۷۳ آیا نبایستی به سوی خدا بازگشته و توبه کنند و از او طلب آمرزش نمایند؟ حال آنکه خدا بخشنده و مهربان است.۷۴

مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿٧٥﴾
مسیح پسر مریم پیغمبری بیش نبود که پیش از او پیغمبرانی آمده‌اند و مادرش هم زنی راستگو و با ایمان بود و هر دو (به حکم بشریت) غذا تناول می‌کردند. بنگر چگونه ما آیات خود را روشن بیان می‌کنیم، آن گاه بنگر که آنان چگونه از حق برگردانیده می‌شوند؟

قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَاللَّـهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٧٦﴾
بگو: آیا شما کسی را غیر از خدا می‌پرستید که مالک هیچ سود و زیانی نسبت به شما نخواهد بود؟! و خداست که شنوا و داناست.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِن قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿٧٧﴾
بگو: ای اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو نکنید و از پی خواهش‌های آن گروه که خود پیش از این گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید.

لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ﴿٧٨﴾
کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی پسر مریم از آن رو لعنت کرده شدند که نافرمانی (خدا) نموده و (از حکم حق) سرکشی می‌کردند.

كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿٧٩﴾

آنها هیچ گاه یکدیگر را از کار زشت خود نهی نمی‌کردند، و آنچه می‌کردند بسی قبیح و ناشایسته بود.

تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّـهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿٨٠﴾
بسیاری از آنها را خواهی دید که با کافران دوستی می‌کنند. ذخیره‌ای که برای خود پیش می‌فرستند و آن غضب خداست بسیار بد ذخیره‌ای است و آنها در عذاب جاوید خواهند بود.

وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَـكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ﴿٨١﴾

و اگر به خدا و پیغمبر و کتابی که بر او نازل شده ایمان آورده بودند البته کافران را دوست خود نمی‌گرفتند، ولیکن بسیاری از آنها فاسق و بدکردارند.۸۱»

برای شما و دیگر دوستانی که علاقمند تفسیر قران شریف باشند، در ذیل ادرس انترنتی را میفرستم که کتابخانه تقریبا تمام تفاسیر معتبر شریف اما به زبان عربی است، در عین حال بعضی تفاسیر به زبان انگلیسی هم درانجا قابل دسترس اند.
www.altafsir.com

اگر اغلاط املایی و کدام کلمه ای بی ربط در تبصره اولی دیده شود، ببخشید، چون وقت نماز دیگر شد، فعلا همین پیام را از پارکنگ موتر توسط موبایل مینویسم، متاسفانه وقت برای کنترول نماند.

والسلام





اسم: حفيظ الله خالد    محل سکونت: ويانا     تاریخ: 23.12.2017

ګران نوري صاحب مننه ستاسو د لطف او نيکو پيرزوينو نه، ښاغلی سپنتا د خپل کتاب په څو
ځايو کی د کرزي صيب د شاوخوا همکارانو باندی نيوکه کړی چی ټول ( بلی صيب) ويونکي خلک و ، هغه ليکي : زماستونزه دا و چی ما نه غوښته هغوي غوندی اوسم " اما حقيقت دا ده. چی ښاغلی سپنتا هم د هغو بلی صيب ګويانو نه کوم توپير نه درلود او د خپل چوکی او موقف د ساتلو په خاطر يی هيڅ کله هم د کرزي صيب پر پاليسيو کوم جدي انتقاد ندی کړی حتی که دا سياست د وطن د لوړو ګټو پر خلاف هم و ، ما په خپل لنډی ليکنی کی د ښاغلي سپنتا د داسی کړووړو يوازی يو څو بيلګی راوړي دي. ما د زياتو څيړنو حوصله نه درلود هيله ده په راتلونکی کی زموږ نور ليکوالان د ښاغلي سپنتا پر کتاب مفصل ليکنی وليکي.
تاسو ته نوري صاحب روغتيا، برياليتوب او د خوښيو نه ډک ژوند غواړم.
په درنښت
خالد


اسم: ایاز نوري آزادي    محل سکونت: Holland     تاریخ: 23.12.2017

محترم لیکوال شاغلی حفیظ الله خالد صاحب، خوشي او سلامتي درته غواړم.
ستاسو لیکنې د شاغلي داد فر سپنتا د کتاب په هکله ما ولوستلې. آفرین، شه تحقیق مو کړی دئ. ستاسو د تحقیق د دوهمې برخی نه دغه دوه پراګرفونه رااخلم:

«در کشوری که بازیگران صحنه قدرت خود را پابند هیچ نوع اصول اخلاقی ندانند، درکشوری که رئیس جمهورآن
ملیون ها دالر پول ملت را بنام تدویرجرگه مشورتی برباد داده و مورد هیچ گونه پیگرد قانونی قرارنگیرد در چنین
شرایط هرکس میتواند خود را با انتشار کتابی به سادگی برائت بدهد.
بهر حال کتاب روایتی ازدرون با وصف کتمان حقایق وچشم پوشی ازفساد گسترده دراداره آقای کرزی در مواردی
پرده از راز ها و زد وبند های برداشته که بیدون آن دسترسی به همچواطلاعات به هیچ وجه ممکن نبود، لذا کتاب
روایتی از درون میتواند بحیث یک مأخذ و منبع دست اول مورد استفادۀ مؤرخین و محققینی قرار گیرد که میخواهند
در مورد حوادث دوره زمامداری آقای کرزی و روابط ایشان با مقامات امریکائی تحقیق و ریسرج نمایند. والسلام»

عرض وکړم، چې لومړی تاسو د دغه افغان پخواني وزیر دا نوم ته وګورئ، که شاغلی سپنتا پېږندلای، نو دا مې لکه یو ملګری ورته ویل، چې یو سم په افغاني دود او دستور نوم درته وټاکه... په هر حال

شاغلی سپنتا خو یو نه مشهوره څېره وه، د ۲۰۰۱ز کال په پیل کښې ئې څو مصاحبې ما د بی بی سی راډیو نه واورېدلې، بیا په غالب یقین د جرمني مقاماتو په حمایه هېواد ته ولاړ، بهرنیو چارو وزارت په لاس ورغی.
بیا پارلمان سلب اعتماد کړ بیا د شاغلي حامد کرزي په شخصي زور هغه مقام کښې پاتې شو. او اوس پس له بیکاره کیدو کتابونه او خاطرې پسې لیکي، بیا پسې لیونی شي...!
ستاسو دغه فرموده مهمه او قوي ده، چې سپنتا، چې دغه لوئې ناخوالې په حکومت کښې لیدلې، که هیڅ چاره ورته نه وه، استعفاء او قطع رابطه خو هر دم ورته میسره وه. لاکن د دغو خاطرو لیکل ستاسو په تائید لیکل او موجودیت ئط د یوې سیاسي دورې د وضاحت لپاره شه دي.

په درنښت


اسم: Dr. Salah. Sayedi    محل سکونت: UK     تاریخ: 23.12.2017

باید بدانند!

جمعيت اسلامی و شورای نظار بايد بدانند كه ديگر آن حالت و آن زمان نیست که امریکا افراد دیسانت شدهء خود را به زور بادیګاردان امریکایي محافظت میکردند!
جمعیت اسلامی و شورای نظار باید بدانند که تعویض شان ممکن است. تنها حزب اسلامی به رهبری آقای حکمتیار این خلاء را کاملاً و خوب پُر کرده میتواند. این خلای ممکن قدرت در صورتیکه با عمل عجولانه شاخهء جناب صلاح الدین ربانی حزب جمعیت با حاکمیت بایکوت کند، ساده با کادر های تربیه شده در ۱۷ سال گذشته با حوادث ممکن محدودی نیز کاملاً و بهتر پُر شده میتواند!
جمعیت اسلامی، شورای نظار و هر حلقه و ګروپ دیګر یکه قصد مخالفت مسلحانه با حاکمیت کابل را داشته باشد باید بداند که دیګر تغیر سرنوشت ساز در سیر حوادث کشور وارد کرده نمی توانند.
لذا بر جناب عطاء محمد نور و شاخهء جمعیت مربوط به وی است تا در مسایل طفلانه و عجولانه برخورد نه کنند. اولاً در بین خود شان و نشسته و معلوم کنند که آیا با ریاست جمهوری برای تفاهم داکتر عبدالله عبدالله موظف است یا عطاء محمد نور؟
جناب عطاء محمد باید نه ګذارد چیزی را که خود اعمار کرده اند و یا خود آباد کرده اند، خود به مشکل مواجه نه کنند. مشکلیکه روی سیاهی نهایی در صورت تصامیم عجولانه و احساساتی متوجه خودکسانی ازین دوحرکت خواهد بود که به آن متوسل شوند.
بلی تفاهم بین دو تیم حاکم ممثلین خود را دارد و به نام تیم جمعیت تفاهم را داکتر عبدالله عبدالله به پيش میبرد. این ممکن و قابل قبول نیست که یکبار داکتر عبدالله عبدالله به نام تیم امتیاز بګیردو بار دیګر آقای عطای نور. بقیهء جامعه و ستیج سیاسی نیز درین وطن حق دارند. امتیاز و اخذ مس‌ؤلیت باید از طریق مشروعیت ملت باشد و جناب امرالله صالح به همین منوال و لو با کلمات رکیک، اظهارات و تأکیدات دیموکراتیک و خوبی داشتند.
تګذارید جامه و مردم ما را به تیاهی و نابودی بیشتر ازین سوق کنید!
بر جمعیت اسلامی و شورای نظار است تا از موضع خطای حزب جمعیت و شورای نظار جلوګیری کنند.
خاص کلام در مسأله سبکدوشی جناب عطاء محمد نور از سمت ولایت بلخ موضع حکومت مرکزی کاملاً برحق و مواضع جناب عطاء محمد نور مواضع یاغی و باغی است!
بګذار جمعیت اسلامی و شورای نظار این را با تمام صراحت بدانند!
جای تأسف و تأثر خواهد بود و هست که هیچ نیروی سیاسی موجود کشور از ستیج سیاسی نباید حذف ساخته شود. حذفهای موجب مشکلات زیادی است و صلح به بار نمی آورد، آما بر شاخهء باغی جمعیت است که حد خود را بشناسد و خود را به خشم مردم و ملت مواجه نه سازد!
زمان تغیر کرده و قدم نادرست عواقب بد برای شان داشته میتواند. عواقبیکه به نفع کشور و مردم ما نیز نیست!
بګذار این را با تمام صراحت بدانند!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
22/12/2017


اسم: ایاز نوري آزادي    محل سکونت: هالند     تاریخ: 22.12.2017

محترم څېړنوال صاحب محمد انور خان آڅړ ته سلامتي او درنښت رسوم.
د دیورند د تحمیلي او بی معنی سرحد په هکله ستاسو لنډه اما خورا جامع توضیح ۱۹ دسمبر زما په پته ما ولوستله. زه تاسو سره په بشپړ ډول موافق یم، چې د دیورند د تحمیلي کرښې په باب امیر عبدالرحمن خان د یوه ملي خیانت مرتکب شوی دئ او بیا په ۱۹۴۷ ز کال نادري کور په سر کښې پاچا محمد ظاهر خان او تره ئې د وخت صدراعظم غازي سپه سالار شاه محمود خان هم افغان ملت سخت مسوول دي. دا خو کوم باغ او یا د څو جریبو ځمکې دعوه نه وه، دا اراضي د چترال څخه تر ګواډر پورې په مساحت د موجوده افغانستان یوه غضب شوې زموږ حقه خاوره ده.
د غضب شویو سیمو په باب زما مرحوم پلار به ویل: « هر کار او اجراء ئې یوه موقع لري، چې خلک هغه موقع ته یو (چانس) وائې. چانس یعنی کله کله! نادر، کم پیدا… ځکه دغه حالت ته (چانس) ویل شوی دئ...» زما پلار به د دوستانو سره د غضب شوي پښتونستان او بلوچستان په هکله ویل: د هندوستان د آزادي پر موقع زه سره د یو شمېر افغاني افسرانو په برتانوي هند کښې افغاني عسکري محصل وم. موږ په سترګو لیدل، چې انګلیسي استعمار خاص د افغان پښتون څخه لګیا وه، خپل غچ ئې اخیسته او په یوه توطئه او ظلم یئ نیمه خاوره له افغانستان د برحقه اراضي او نیمه ئې له مظلوم هندوستان څخه بېله او یو نوی هېواد ئې د اسلام په نوم؟ جوړ کړ…!
زما پلار ویل: «هغه وخت ۱۹۴۷ز کال بهترینه خبره وه، چې زموږ پاچا او صدراعظم فقط او فقط په عسکري تعرض باندې عملي اقدام کړی وای. دوه پیاده فرقې ئې په وسلو مجهزې د پېښور په استقامت مارش کړې وای، یوه فرقه په تلفاتو کښې حساب شوې وای او دوهمې فرقې کولای شو د خط د هغه خواء د میشته خلکو په مخامخ ګډون پېښور ښار لاندې او وروستی موضع د اټک په سیند د پوستو احراز او د ټوپکو خولې ئې د پنجاب په استقامت ورنیولې وای…!
زما پلار به ویل: له غاضب نه به حق په زور اخلې. د غاضب ګرېوان ته به لاس وراچوې.. اما افغان نادري دولت په دغه ډېره مساعده موقع کښې د پاکستان نوی هېواد په رسمیت وپېږانده او بیا ئې د افغان ملت د بوخت ساتلو لپاره ایله په لفظي ګیلو او ګذارو وخت پسې تېراوه… او دا لوی ملي مشکل ئې تر وروستی شېبې د خپلې واکمنی ۱۳۵۷ل کال پورې حل نکړ...»

ګران آڅړ صاحبه٬ تاسو له خیره پخپل کتاب کار وکړئ، البته دا مهم خورا دقت او حوصله غواړي. افغان ملي مبارز مرحوم میر غلام محمد غبار پخپل ارزښتناک کتاب (افغانستان در مسیر تاریخ، دوهم ټوک د ۲۲۷ - ۲۳۶ مخونو کښې) خپل ویر او فغان په دغه لویه مهمه ملي موضوع لیکلي دئ او په ۱۹۴۷ز کښې ئې د نادري مُجرم خاندان د هغه وخت بې پروائې او ډارنوتوب او بی کفایتي ته ئې په علمي او منطقي توګه ګوته نیولې ده. کېدای شي هغه مطالب هم ستاسو تحقیق ته پکار شي.

په درنښت


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 21.12.2017

د ښاغلی محترم ډاکټر ګل مرجان منګل مقاله چې یو معلوماتی مقاله ده، د قدر او احترام وړ ، او هم له ګتوری معلومات او اطلاعاتو څخه دکه مقاله ده.
مقالات جناب محترم انجنیر فضل احمد افغان و جناب محترم پوهنمل حاجي محمد نوزادي را نیز در خور ستایش می یابم.

د ښاغلی محترم احمد شاه راشد مقاله چې د ټولنیز ژوند تر عنوان لاندی لیکل شوی ده، د قدر او احترام وړ ، او هم له ګتوری معلومات او اطلاعاتو څخه دکه مقاله ده.
له ښاغلی محترم احمد شاه راشد نه یو جهان مننه او په قلم یی برکت.

مننه
حسیب الله


اسم: دوکتور غروال    محل سکونت: ویانا     تاریخ: 21.12.2017

ما په مسلسل ډول تاکید کړۍ دی چی په افغانستان کښي تر هغو پوری به د ملت تباهی حالت روان وی تر څو چی په کابل کښي د ۲۰۰۱ کال راټول کړ شوی قاتلان او تربیه شوی دیموکراتان او کمونستان پدی نمایشی حکومت کښي موجود وی او امریکا او انګلیس او ددوی سره نور انډیوالان ددی راوستل شوی حکومتونو د خپلو اغراضو لپاره حمایه کوی او اوس ددی ملیارډرانو غلو او چورکوونکیو تر مینځ د چوکیو میراثی کیدو باندی جګړه علنی شروع شوی دی او اکثره منورین ددی په انتظار دی چی امریکا ، انګلیس او ددوی انډیوالانو عکس العمل به پدی برخه کښی څه ډول وی ؟ امریکا او انګلیس په قطعی شکل سره د دوکتور اشرف غنی حمایت کوی او نوموړی د خپلو بادارانو په هدایت ددی قاتل ملیارډر لیری کیدو دا کار کړۍ دی د ددی خائين ګروپ د خپلی غلامی وظیفه سر ته رسولی او اوس ئي د کدوانو په شان بی اهمیته مسخرو ته برابر کړی دی او پروګرام دی چی دا اموخته غلامان علنی د روسیی او ایران غلامی ته وهڅوی او غلام ګلبدین قاتل پروګرامی ډول کابل ته په غورپش راوستل شو ! افغانستان ملت باید د اجنبیانو ګټو له خاطره نور هم قربانی نشی او دافغانستان خاوره باید د اجنبیانو رقابت له کبله د جګړی میدان ونه ګرزول شی او افغانستان د تجزئی څخه وساتل شی !!!


اسم: ۸صبح    محل سکونت: کابل     تاریخ: 20.12.2017

اعلامیه حزب پس شده‌گی‌ها در عکس العمل به پس‌ کردن‌ها – طنز

(ارسالی:واسیع از کابل)

ما اعضای رهبری حزب پس شدگی‌ها، نفرت و انزجار خود را به طور بسیار شدید، در حدی که حتی ریاست‌ جمهوری حمله‌‌ های انتحاری را چنین شدید محکوم نکرده است، پس کردن‌ های را که به تازه‌گی رخ داده محکوم می‌ کنیم. ما مطمئین هستیم که در پس این پس کردن‌ ها دست اعمال بیگانه از جمله گلبدین حکمتیار که ما را هیچ وقت خوش نداشته، حضور دارد. بناً ما مراتب آتی را به عنوان موضع‌گیری خود در قبال این پس کردن ‌ها اعلام می‌ کنیم.

الف: باش که یک دفعه صلاح الدین جان بیایه باز سیل کنین که ما چی می‌کنیم.

ب: حزب پس شدگی‌ها هرگونه عکس العمل لازم و خطرناک را از جمله شعارهای مرگ بر منافق برای خود محفوظ نگه می‌دارد. هرکس ادعا کند ادعایش باطل است.

ج: احتمال دارد که دولت از کرده خویش پشیمان شود. بناً ما از حکومت هیچ‌ گونه کدورتی به دل نداشته و هر زمانی که بخواهد ما حاضر هستیم دوباره در حکومت کار کنیم.

د: حالی خو ما را از حکومت پس کردین، حداقل همو بچه‌ ها و دخترها و خواهر‌زاده و برادر‌زاده‌ های ما را که ما به صد خون دل در حکومت جا دادیم بیرون نکنید. او بیچاره‌ها چی گناه دارند که در آتش ما بسوزند.

ه: برای آخرین بار به حکومت هشدار می‌دهیم که ما را پس سر جا‌های‌ مان نصب کند، در غیر آن همی نفر پهلویی مه می‌گوید که اقدامات خطرناکی خواهد کرد‌. البته مه نمی‌گم هرکس مسوول گفته‌های خودش است‌.

حکومت چهل‌و‌هشت ساعت با تمدید دوساله وقت دارد تا به خواسته‌های ما گردن نهد.

با احترام هئیت رهبری حزب پس شدگی‌ها


اسم: حسیب الله    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 20.12.2017

ټولو ته خپل سلامونه او احترامونه وړاندی کوم!

له ښاغلی محترم حافظ احمد نصر ت نه یو جهان مننه چې د زمونږ ملت اصلی درد، بیان کړی دی.

د ښاغلی محترم حافظ احمد نصر ت مقاله چې د "له ښوونځي تر پوهنتونه!" تر عنوان لاندی، لیکل شوی او دلته خپاره شوی دی، زما په نظر یو خورا مهم او اساسی مساله ته اشارت لری.

له ښاغلی محترم قیس کبیر او د افغان جرمن آنلاین له ټولو محترمو او معظمو همکارانو څخه هم یو جهان مننه چې دخپلو مساعو او امکاناتو په اساس یو داسی زمینه مساعده کړی دی، چې داسی مهم او اساسی نظریات، لکه د ښاغلی محترم حافظ احمد نصر ت محترم اظهارات او مهم نظریات، له افغان جرمن آنلاین له لاری نه ولس سره شریک کیږی!

ښاغلی محترم حافظ احمد نصر ت لیکی:

"زه د یوه افغان په توګه له ولسمشر څخه هیله کوم چي دې برخي ته پوره پام وکړي ښوونځي او پوهنتونونه زموږ د زده کړو او پوهي ځایونه دي او د افغانستان راتلونکي سرمایه همدلته تولید او فلټر کیږي که دې برخه کي شته فساد،تعصب،بي پروایې،غفلت وظیفوي اونامسلکي توب له مینځه ولاړ نه سي د یو ه روښانه او په ځان بسیا افغانستان خوب لیدل به یو خیال وي."

بلی هو ښاغلی محترم او معظم حافظ احمد نصر ت ستا دا خبره زما په نظر کې هم سل په سل درست، په ځای، معقول او مدبر نظر دی!

زه هم لکه چې نن صبا ښاغلی محترم حافظ احمد نصر ت د ګران افغانستان له ښونځیز او پوهنتونیز د تدرسیاتو بی کیفیتی څخه له ښوونځي تر پوهنتونه پوری متاثر شوی دی، متاثر وم او یم.

له ۲۰۰۱م. کال نه، پس له ناقصه بُن پیترزبیرګ کنفرانس څخه په شخصی ټوګه او د خپل فردی امکاناتو په چوکات، تر یو حده پوری پر افغانستان معارف، د ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت په هکله خپل ذهن معطوف کړ، تر سو چې ځان پکښی لږ پوه کړم، چې لااقل د ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت په هکله، د کرزی په اداری فساد غرقه حکومت، کومی هڅي او هلي ځلې ګړندي دی.

پس له دی نه چې ما له دی خوا او هغه خوا څخه ځان او ذهن په قصه پوه کړ، د یو شخصی ارزیابی په ذریعه حتی د ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت له تقریبی فقدان او تقریبی عدم موجودیت څخه خبر شو، یوازینی فکر او هدف می دا و، چې دا د کیفیت ارتقا څرنګه او په کومه دقیق علمی طرز ایجادیږی؟

بیا هم ځان او ذهن په جرمنی پوهنتونونو کې، په شخصی او فردی تحقیقاتو په ذریعه هدف ته لږ نژدی کړ، چې مونږ نه یوازی د ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت د ارتقا لپاره، بلکی حتی د کورنیز، وړکتونیز، ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت د ارتقا لپاره په لمړی ګام کې دقیق علمی ظرفیتونو ته اړتیا لرو.

پوښتنه می دا و چې آیا مونږ دا با کیفیته ظرفیتونو لرو او یوازی د دوی انسجام ته اړتیا لرو او یا دا چې مونږ باید با کیفیته ظرفیتونو په دقیق او علمی ټوګه وزیږو، یعنی په دقیق علمی ټوګه کمبود ظرفیتونه، د عالی تحصیلاتو په ذریعه راایجاد کړو.

په دی ارتباط کې زه یو دیر درد لرونکی خاطره چه په ۲۰۰۸م. کال، د جولای په میاشت کې واقع شوی دی، لرم چې یی دلته په دیره مختصره ټوګه لیکم:

پس له دی نه پوره اوه کاله می د ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت تقریبی فقدان په شخصی او فردی ټوګه مشاهده او تعقیب کړ، بلاخره زما یو طرح د تدریسی کیفیت د شه والی لپاره هم زما د شخصی او محدودو مالی امکاناتو په ذریعه تمام شو، په یو داسی حال چې اداری مفسدین در حامد کرزی په دوره کې، فقط د خپلو جیبونو د دکولو په فکر او چُرت کې و، زما طرح د ما شخصی او محدودو مالی امکاناتو په ذریعه تمام شو. په ۲۰۰۸م. کال کې زما مخلصانه طرح چې په دری ژبه کې تحریر کړی وم، له یو با وجدانه او با شخصیته افغان ملی شخصیت په مرسته په ښه پښتو کې هم ترجمه شو. دا طرح کوم په اصطلاح شاخ دار او دُم دار طرح نه و، بلکه یو لند او مُختصر دوه صفحه ای، اما په عین حال یو دقیق علمی طرح و.

خلاصه دا دی، چې ما فکر وکړ چې لا اقل د کرزی د وزیرانو په مینځ کې، چې د میلیونونو او میلیاردونو په ذریعه عرض اندام کړی و، هرو مرو یو څوک خو پیدا کیږی، چې د یو داسی مهم، اساسی او حیاتی طرح په اهمیت کې پوهیږی.

پس له دی نه چې ما د معارف وزارت او د عالی تحصیلاتو خراب او تُراب حالت او وضعیت ارزیابی او مشاهده کړ، ما فکر کاوه چې د افغانستان کلتور وزیر او یا د افغانستان د اطلاعاتو او فرهنګ وزیر لا اقل دا ذهنی توان لری، چې د کلتوری ارتقا لپاره د معارف وزارت او هم د عالی تحصیلاتو سره یو ځای، یو داسی عالی طرح چې د بشری ظرفیت جوړولو په ساحه کې او د کمبود تخصصی ظرفیتونه په ساحه کې همکاری وکړی، دا طرح ملاتړ او حمایت وکړی.

همدا و چې د خپل شخصی مالی امکاناتو په ذریعه په ۲۰۰۸م. کال کې خپل طرح سره، چې د ښونځیز او پوهنتونیز تدریساتو کیفیت د ارتقا لپاره و، یو ځای، کابل ته روان شم.

په کابل کې، پس له دی نه چې ما په مختلفه ملاقاتونو کې داطلاعات او فرهنګ وزیر ښاغلی کریم خُرم، د خارجه وزیر ښاغلی رنګین سپنتا، د اطلاعات او فرهنګ ریس زردشت شمس، د اطلاعات او فرهنګ وزارت مشاور ښاغلی نجیب منلی له خوا بی غوری، لږ درک له موضوع له اهمیت څخه او خورا غفلت احساس کړ، د اطلاعات او فرهنګ وزارت مشاور معُین ښاغلی فراهی سره می خپل شکایت او اندیشنه وړاندی کړ، له بله بی وزارته وزیر چې ښاغلی هیواد مل و، خواهش می وکړ چې لطفاً ښاغلی حامد کرزی سره ما لپاره یو د ملاقات وخت تعین کړ، چې موضوع خورا مهم او دمونږ د ملی ګتو لپاره ده!

مګر متاسفانه دا ټول ظاهراً پوه، عاقل او بالغ ذکر شوی ښاغلو، د موضوع پر اهمیت باندی یا نه پوهیدل او یا هم چې یو داسی اساسی او مهم موضوع لپاره اهمت قایل نه و. په هر صورت دا درد، تر هغه وخته چې زه ژوندی یم د ما له یاده نه ځی، او هیله ده چې دا ښاغلو کوم وخت نه، کوم وخت د دا موضوع پر اهمیت باندی ځانونه او ذهنونه پوه کړی!


دیر وبښی چې زه په دی باره کې، یو لږ احساساتی شوم، او زما کرښی هم لږ اوږده!

په افغانستان کي په نړيوالو معيار او اصولو برابر ښوونيز بنسټ په هيله!

مننه

حسیب الله




Copyright By
AFGHAN GERMAN ONLINE All right reserved